تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۰:۲۰  ، 
کد خبر : ۳۱۴۲۷

سیاست دفاعی ترکیه، پس از جنگ سرد (بخش اول)

دکتر رحمان قهرمان‌پور اشاره‌: هر چند سیاست دفاعی ترکیه پس از جنگ سرد، دستخوش تغییراتی شد ولی بعد از 11سپتامبر و حمله ایالات متحده به عراق در سال 2003، تمایل ترکیه به افزایش استقلال عمل در سیاست دفاعی خود و اتکای کمتر به غرب، بیشتر شده ‌است. نویسنده این مقاله که بخش دوم آن در پی از نظر خوانندگان گرا‌می‌ روزنامه اطلاعات می‌گذرد، پس از بیان اصول و اهداف سیاست دفاعی، دفاع از ترکیه در برابر تهدیدات جدید، افزایش قدرت حضور نظامی ‌در بحران‌ها و منازعات منطقه‌ای پیرامون ترکیه و افزایش نقش ترکیه در امنیت جهانی را به عنوان سه ستون اصلی سیاست دفاعی این کشور، تبیین کرده و در بخش‌های دیگر نیز به بودجه دفاعی و سیاست خرید تسلیحاتی و نهادهای اجرایی سیاست دفاعی ترکیه اشاره کرده است.

اصول و اهداف سیاست دفاعی ترکیه‌
اصل هدایت کننده سیاست دفاعی ترکیه این شعار معروف آتاتورک است که «صلح در خانه، صلح در بیرون» و براین اساس اصول سیاست دفاعی اعلا‌می‌این کشور عبارتند از:
-کمک به کاهش تنش‌های بین‌المللی و تقویت صلح پایدار و عادلانه؛‌
-حفظ و تأمین استقلال و تمامیت ارضی جمهوری ترکیه؛‌
-به کارگیری تمام ابزارها برای جلوگیری ار وقوع بحران و منازعه؛
-مشارکت فعال در سیستم‌های دفاع جمعی برای انجام وظایف محول شده. 1
شعار آتاتورک به خوبی بازتاب دهندۀ موقعیت جغرافیایی و تاریخ ترکیه است. به باور بسیاری از ترک‌ها مصطفی کمال توانست از تجربۀ کامل امپراطوری عثمانی توسط قدرت‌های استعماری وقت جلوگیری کند. اما قدرت‌های خارجی همواره تمامیت ارضی و سرزمینی ترکیه را تهدید می‌‌کنند و از این رو نیروهای مسلح این کشور همیشه باید آمادۀ دفاع از تمامیت ارضی ترکیه باشند.
موقعیت خاص جغرافیایی ترکیه نیز این آمادگی را ضروری می‌کند. ترکیه به واسطۀ دشمنان و مخالفان خود در همسایگی این کشور و در راس آنها یونانی‌ها، ارمنی‌ها و اعراب همواره در معرض تهدید قرار دارد. 2 البته نگرانی از یونانی‌ها در اصل بخشی از نگرانی کلی از اروپا است. در واقع شعار آتاتورک معطوف به کاهش دشمنی اروپایی‌ها با ترک‌های مسلمان و کاستن از ترس آنها از احیای امپراطوری عثمانی و ارتش قدرتمند ینی چری بود. حداقل تا دهۀ 1980 و ظهور گروه شورشی پ.ک.ک سیاست دفاعی ترکیه عمدتاً معطوف به دفاع غیرتهاج‌می‌و افزایش قابلیت‌های دفاعی به جای تقویت قابلیت‌های تهاجمی بود. قرار داشتن ترکیه در چتر حمایتی ناتو و آمریکا، چنین گرایشی را تقویت می‌کرد. ترکیه نیازی به حضور مستقیم در بحران‌های مناطق پیرامون خود نداشت و ابرقدرت‌ها اصلی‌ترین بازیگران در این بحران‌های منطقه‌ای بودند. روابط ترکیه با همسایگان دوست و دشمن خود بیشتر از آنکه متأثر از منافع ملی این کشور باشد، تحت تأثیر ملاحظات امنیتی ـ سیاسی بلوک غرب قرار داشت.
پایان جنگ سرد و ظهور شرایط جدید در نظام بین‌الملل و مناطق مختلف، ترکیه را به تعبیر وزیر دفاع سابق این کشور، «حکمت سا‌می‌ ترک»، در یک مثلث برمودای امنیتی قرار داد. 3 در شرایط جدید، آمریکا و غرب مانند گذشته دغدغۀ تأمین امنیت ترکیه در مقابل شوروی را نداشتند، ضمن آنکه نگران بلندپروازی‌های ترکیه در مناطقی نظیر بالکان بودند که زمانی جزو امپراطوری عثمانی بودند.
افزون بر این ظهور کشورهای ترک‌زبان جدید در آسیای مرکزی و قفقاز نگرانی غرب را از بابت ملی‌گرایی ترکی دوچندان می‌کرد.
مجموع این عوامل باعث افزایش اهمیت سطح منطقه‌‌ای در سیاست دفاعی ترکیه شد، حال آنکه در دوران جنگ سرد این کشور، عمدتاً سیاست خود را در سطح جهانی و در بلوک غرب تعریف می‌کرد. از این دوره است که ترکیه ناگزیر از تعامل با مجموعه‌های امنیتی منطقه‌ای مختلف در پیرامون خود یعنی مجموعه امنیتی منطقه‌ای خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز و بالکان می‌شود. بوزان در کتاب «مناطق و قدرت‌ها»، ترکیه را جزو دولت‌های عایقی می‌داند که در هیچ یک از مجموعه‌های امنیتی منطقه‌ای پیرامون خود ادغام نشده و در ضمن قادر به ادغام آنها در یک حوزۀ راهبردی منسجم و هماهنگ نیست.4 با این وجود، ترکیه از سیاست انفعالی گذشته نسبت به مناطق پیرامون خود فاصله گرفته و حتی در صدد تبدیل شدن به یک قدرت چند منطقه‌ای می‌باشد. 5 تأثیرپذیری و تأثیرگذاری متقابل میان ترکیه و مناطق پیرامون آن در سیاست دفاعی این کشور نیز تجلی پیدا می‌کند.
از یک سو ترکیه ناگزیر از مقابله با بحران‌های ایجاد شده در مناطق پیرامون این کشور است و از دیگر سو می‌خواهد از این بحران‌ها برای افزایش قدرت چانه‌زنی خود با غرب بهره گیرد. تحقق این امر منوط به داشتن نیروی دفاعی است که قادر به حضور سریع در بحران‌های منطقه‌ای و انجام عملیات حفظ صلح و کاهش منازعات باشد.
افزون بر اینکه ترکیه در محیط جدید بین‌المللی و منطقه‌ای باید به فکر دفاع از خود باشد و بتواند متناسب با تحولات جدید، قدرت حضور در سطح منطقه‌ای و حتی بین‌المللی را از نظر نظامی ‌داشته باشد، حضوری که الزاماً زیر چتر حمایتی آمریکا نیست.
با توجه به آنچه گفته شد به نظر می‌رسد سیاست دفاعی ترکیه در دوران پس از جنگ سرد (و پس از یازدهم سپتامبر) سه ستون اصلی دارد:
ـ دفاع از ترکیه در برابر تهدیدات جدید،
ـ افزایش قدرت حضور نظامی ‌در بحران‌ها و منازعات منطقه‌ای پیرامون ترکیه،‌
ـ افزایش نقش ترکیه در امنیت جهانی.
هرچند هدف اول و سوم در دوران جنگ سرد هم وجود داشت، اما با ظهور شرایط و تهدیدات جدید این دو هدف در دوران بعد از جنگ سرد و در آستانۀ قرن بیست‌ویکم با ابزارهای جدیدی نیز پیگیری می‌شوند. در ادامه توضیح مختصری در مورد هر یک از ستون‌ها ارائه می‌شود.
1ـ1 دفاع از ترکیه در برابر تهدیدات جدید‌
تهدیدات فراروی ترکیه نسبت به دوران جنگ سرد متنوع‌تر شده و موارد زیر را شامل می‌شود:
ـ تروریسم‌
ـ تهدید موشک‌های دوربرد و سلاح‌های کشتارجمعی‌
ـ بنیادگرایی مذهبی‌
ـ منازعات منطقه‌ای. 6
اقدامات تروریستی از نظر مقامات امنیتی ـ نظامی ‌ترکیه هم شامل شورش‌های پ.ک.ک و هم اقدامات مذهبی‌های تندرو در حمله به مراکز تجمع یهودیان یا مراکز تجاری غربی‌ها نظیر بانک HSBC است. حملۀ آمریکا به عراق و تقویت هم‌زمان ‌افراط‌گرایان مذهبی و کردهای پ.ک.ک، نگرانی ترکیه را از این بابت دوچندان کرده و این کشور نیازمند آماده‌سازی نهادهای دفاعی ـ امنیتی خود برای مقابله با این تهدیدات است. با توجه به سیاست ترکیه برای تبدیل شدن به مسیر انتقال انرژی از حوزۀ خزر و خاورمیانه به اروپا و عبور خطوط لوله نفت و گاز از خاک کشورهای همسایه به خاک ترکیه و اهمیت ژئواکونومیک استان‌های کردنشین جنوب شرق ترکیه، این آماده‌سازی اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر نیروهای مسلح ترکیه قادر به حفاظت از خطوط انتقال نفت و گاز نباشند، تمایل کشورها برای انتقال انرژی از خاک ترکیه کاهش خواهد یافت.
ترکیه دستیابی کشورهای همسایه خود به موشک‌های دوربُرد و سلاح‌های هسته‌ای را تهدیدی برای خود می‌داند و تلاش می‌کند اقدامات لازم را در نیروهای مسلح و سیاست دفاعی خود برای مقابله با این تهدیدات انجام دهد که مجهز شدن به یک سیستم دفاع هوایی پیشرفته از جمله آنهاست.
افزایش قدرت حضور نظامی ‌در بحران‌ها
در مورد این ستون که محصول ظهور شرایط جدید پس از جنگ سرد می‌باشد، باید اشاره کرد که سیاست دفاعی ترکیه همسو با سیاست خارجی این کشور درصدد ایفای یک نقش فعال در مناطق پیرامون ترکیه از نظر اقتصادی، نظامی ‌و سیاسی است. در همین راستا ترکیه فرماندهی نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در افغانستان (ایساف) را برعهده گرفت و هم‌اکنون فرماندهی منطقۀ کابل را در ایساف برعهده دارد. قرار است تعداد نیروهای حافظ صلح ترکیه در افغانستان از 750 نفر به 1000 نفر افزایش پیدا کند. 7
علاوه بر این ترکیه مایل به افزایش تعداد نیروهای مسلح خود در نیروهای ناتو در کوزوو از 400 نفر به 700 نفر است. در اکتبر 2006 ترکیه حدود 1000 نفر را برای تقویت نیروهای موقت سازمان ملل در لبنان اعزام کرد. 8
ترکیه یک کشتی و 234 خدمه در اختیار نیروی دریایی یونیفل قرار داده که وظیفه آن گشت‌زنی در سواحل لبنان و جلوگیری از قاچاق اسلحه است. افزون بر این ترکیه نیروهای لبنانی را آموزش داده و در حمل و نقل دریایی و هوایی به آنها کمک می‌کند. ترکیه تلاش می‌کند تا فرماندهی نیروهای دریایی یونیفل را در لبنان برعهده گیرد و در این راستا لابی گسترده‌ای انجام داده است. ترکیه 350 نفر را برای انجام عملیات نظامی ‌اتحادیه اروپا به بوسنی و هرزگوین اعزام کرده است. نیروهای ترک در بوسنی در زنیکا، مستقر شده‌اند.
ترکیه از ماه ‌می ‌2007 فرماندهی نیروهای چندملیتی در کوزوو را برای یک سال به عهده گرفته و سه پایگاه هوایی خود واقع در بالی کسیر، باندیرما و چورلو را در اختیار نیروهای ناتو برای انجام عملیات در کوزوو قرار داده است. در سودان هم ترکیه یک هواپیمای باری سی 130 ـ در اختیار مأموریت دارفور اتحادیه آفریقا قرار داده است.8 ‌لبنان، افغانستان و سودان از جمله کشورهایی هستند که به طور سنتی مورد توجه ترکیه نبوده‌اند و لذا حضور در آنها نشان می‌دهد این کشور از سیاست انفعالی سنتی خود نسبت به مناطق پیرامون فاصله گرفته است. ترکیه به عنوان یک کشور مسلمان باعث کاهش مقاومت در برابر نیروهای چندملیتی در کشورهایی نظیر افغانستان و لبنان می‌شود و این برای غرب اهمیت دارد.
افزایش نقش ترکیه در امنیت جهانی‌
این ستون سیاست دفاعی ترکیه ریشه در تلقی نخبگان حاکم سیاسی و نظامی ‌نسبت به روند تحولات جهانی بعد از جنگ سرد و در کل فرآیند جهانی شدن دارد. به باور آنها جهان در حال حرکت به سوی همگرایی هر چه بیشتر در حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی ‌است و کشوری که نتواند در بلندمدت خود را با قافلۀ جهانی شدن همراه کند، به حاشیه رانده شده و از دایرۀ تحولات جهانی کنار گذاشته خواهد شد.
ژنرال حلمی‌ اوزکوک، رئیس سابق ستاد کل نیروهای مسلح ترکیه معتقد است «جهانی شدن اقتصاد باعث جهانی شدن امنیت نیز شده ‌است. به باور وی امروزه ارتباط نزدیکی بین قدرت اقتصادی و عناصر قدرت ملی یک کشور به وجود آمده است.10»
ژنرال فاروق جمرت، رئیس اسبق نیروی هوایی ترکیه نیز معتقد است با پیشرفت‌های صورت گرفته در فناوری نظامی، محیط عملیات هوایی در آینده، کل زمین و فضا خواهد بود و عملیات مشترک تاکتیکی و راهبردی مهم‌ترین ویژگی محیط نظامی ‌آینده است.11 در همین راستا ترکیه در حال لابی‌کردن برای کسب کُرسی موقت در شورای امنیت طی دورۀ 2009 ـ 2010 است.
رهبران ترکیه به این نتیجه رسیده‌اند که حضور مؤثر در روندهای جهانی شدن در آینده مستلزم افزایش توان اقتصادی، سیاسی و نظامی ‌برای این امر است. نوسازی نظامی ‌در اصل گا‌می‌ برای متحول کردن نیروهای مسلح ترکیه جهت انجام مأموریت‌های عصر جهانی شدن است. در این ستون، گسترش همکاری‌های دفاعی ـ امنیتی با ناتو و تعمیق همگرایی دفاعی با اروپا در قالب سیاست دفاعی ـ امنیتی اروپایی برای ترکیه اهمیت خاص دارد. با پایان عمر اتحادیۀ اروپای غربی و تمرکز مسائل دفاعی ـ امنیتی در اروپا،‌ ترکیه که عضو اتحادیه اروپا نیست از سیاست دفاعی ـ امنیتی اروپایی کنار گذاشته شد و این امر بی‌اعتمادی میان ترکیه و اتحادیه اروپا را افزایش داده است.12 یکی از دلایل تمایل ترکیه به افزایش استقلال عمل در سیاست دفاعی خود و کاهش اتکا به ناتو و غرب را در مقایسه با گذشته باید در این بی‌اعتمادی متقابل جست‌وجو کرد که طی چند سال گذشته روندی صعودی داشته است.
روابط راهبردی آمریکا ـ ترکیه در دوران جنگ سرد به این دلیل مستحکم به نظر می‌رسید که در معرض آزمون قرار نگرفته بود. تنها در جنگ اول خلیج‌فارس در سال 1991 بود که بحث دفاع از ترکیه از سوی ناتو مطرح شد، ولی درخواست ترکیه برای تأمین دفاع هوایی از سوی ناتو با تأخیر فراوان عملی شد. این امر در کنار بی‌توجهی آمریکا و غرب نسبت به عملی کردن تعهدات داده شده، باعث شد ترکیه سیاست تنوع راهبردی و از جمله تعمیق روابط امنیتی و صنایع دفاعی با اسرائیل را در پیش گیرد. 13 بنابراین ستون سوم سیاست دفاعی ترکیه چیزی فراتر از همکاری با ناتو و غرب بوده و هدف نهایی آن نه اتکای دفاعی و نظامی ‌به غرب بلکه افزایش اهمیت و نقش ترکیه در امنیت جهانی در آینده می‌باشد. چنین نقشی می‌تواند با همکاری و همراهی غرب صورت گیرد، اما الزاماً وابسته این همکاری نیست. لازمۀ این امر کاهش اتکای صنایع دفاعی ترکیه به آمریکا و اروپا و تنوع بخشیدن به منابع تأمین‌کننده تسلیحات ترکیه است.
بودجه دفاعی و سیاست خرید تسلیحاتی‌
بودجۀ دفاعی ترکیه در سال 2007 حدود 46/9 میلیارد دلار است که نسبت به سال 2006 حدود 6/10 درصد افزایش نشان می‌دهد. این بودجه 3/6 درصد کل بودجه و 2 درصد تولید ناخالص داخلی است. در سال 2007 بودجۀ ژاندارمری 22 درصد، نیروهای‌‌ساحلی 18 درصد و بودجۀ اداری دفاعی 6/17 درصد افزایش نشان می‌دهد. از سال 1985 تا سپتامبر 2006 ترکیه 17 میلیارد دلار خرج امور اداری ـ نظامی ‌و 72/15 میلیارد دلار خرج خرید تسلیحاتی کرده است. 14
منبع اصلی خرید تسلیحاتی ترکیه تا چند سال‌‌قبل آمریکا بود و در حال حاضر علاوه بر آمریکا،‌‌ آلمان، اسرائیل، انگلیس، فرانسه،‌ روسیه و ‌‌ایتالیا هم به جمع فروشندگان سلاح به ترکیه‌‌پیوسته‌اند.            ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات