م. قمری وفا
انرژی در جهان امروز یک عامل راهبردی است و اغلب کشورهای قدرتمند جهان در کنار استفاده از ذخایر ویژه و عمده نفت و گاز، سخت به دنبال بکارگیری انرژیهای جایگزین نفت و گاز هستند.
جمهوری اسلامی ایران نیز متناسب با شرایط واقعی موجود بازار انرژی جهانی، نگرش استراتژیک به استفاده بهینه از انرژیهای تمام نشدنی را در دستور کار جدی خود قرارداده است؛ شاید هنوز افرادی هستند که ادعا میکنند با توجه به ذخایر نفت و گاز ایران، ایران نیازی به انرژی هستهای ندارد! پاسخ به این سؤال بسیار ساده است؛ در نگاه استراتژیک ایران، کارآمدی بلند مدت استفاده از انرژیهای نو و جایگزین منابع تمام شدنی و در اصطلاح، «انرژیهای ترکیبی»ـ برعکس نگاه اقتصادی صرف که منافع کوتاه مدت و یک بعدی را در نظر میگیرد ـ مورد توجه است.
برهمین اساس هیچ کشوری سعی نمیکند از لحاظ استراتژیک، انرژی مورد نیازش را فقط از یک منبع تأمین کند ولو آنکه این منبع انرژی در آن کشور به فراوانی یافت شود.
به عنوان مثال قیمت گاز طبیعی، قیمتی متغیر است و هم اکنون که نقش زیادی در سوخت جهانی ندارد قیمت چندانی هم ندارد؛ اما گفته میشود در 15سال آینده، سهم قابل توجهی از سوخت را به خود اختصاص خواهد داد و مسلما قیمت سوخت در آن شرایط با الان بسیار متفاوت خواهد بود؛ ضمن اینکه اگر همین الان این محاسبات انجام شود و ما تصمیم بگیریم مثلا7000 مگاوات برق از انرژی هستهای تأمین کنیم، حتی اگر این کار به صورت فاینانس انجام شود دست کم 12سال طول خواهد کشید و این هم خود یک متغیر است.
با ذکر چند پارامتر مؤثر در مورد ضرورت نیروگاه هستهای از لحاظ اقتصادی میتوان بحث را روشن تر نمود، البته همه پارامترها را باید به نرم افزار داد تا در مورد صرفه اقتصادی آن نظر بدهد.
نخستین درس در اقتصاد انرژی در مورد «انرژی حداکثری» این است که فرق بین انرژی هستهای و انرژیهای کلاسیک (نفت و گاز) در سرمایهگذاری اولیه بالا و هزینههای پایین راهبری است. به عنوان مثال یک نیروگاه 1000 مگاواتی فسیلی به 10میلیون بشکه نفت یا معادل انرژی آن از سوختهای فسیلی دیگر مثل گاز در طول یک سال نیاز دارد.
براساس مطالعات کارشناسی، با در نظر گرفتن قیمت اوپک و هزینههای استخراج، قیمت پایه نفت حدوداً بشکه ای 80 دلار خواهد شد و برای یک نیروگاه 1000 مگاوات الکتریکی چیزی حدود 800میلیون دلار در سال خواهد شد. در مورد گاز در حد 2میلیارد فوت مکعب در سال خواهد شد.
حال با درنظر گرفتن 800میلیون دلار قیمت سوخت و 100میلیون دلار هزینه تعمیرات و نگهداری، در مجموع حدود 900تا 1200 میلیون دلار (در شرایط عادی سیاسی و اقتصادی) هزینه راهبری یک نیروگاه فسیلی 1000 مگاواتی در سال میشود حال آنکه در شرایط عادی، هزینه سوخت یک نیروگاه فسیلی، بسیار پایین خواهد بود؛ یعنی عددی بین 400تا 700 میلیون دلار برای یک نیروگاه 1000 مگاواتی.
اما ساخت هستهای مورد نیاز یک نیروگاه هستهای 1000 مگاواتی، حدوداً 30تن اورانیوم غنی شده در سال است که هزینه آن در شرایط سیاسی و اقتصادی مناسب، 10میلیون دلار و در بدترین شرایط 25میلیون دلار میباشد.
حال با توجه به محاسبات فوق، در بدبینانهترین شرایط، هزینه سوخت مورد نیاز یک نیروگاه هستهای، 10درصد هزینه سوخت یک نیروگاه فسیلی مشابه است که با احتساب 50سال عمر یک نیروگاه اتمی، تفاوت این هزینه به قیمتهای امروز، بیش از دهها میلیارد دلار خواهد شد.
بنابراین، این نظر که نیروگاههای هستهای در مقایسه با نیروگاههای فسیلی توجیه اقتصادی ندارد، درست نیست.
در حال حاضر روسیه 8میلیون بشکه نفت در روز تولید و حدود 5میلیون از آن را صادر میکند و 30نیروگاه هستهای دارد و به سرعت هم به نیروگاههای خود اضافه میکند، در حالی که اولین کشور در ذخایر گازی است و جمعیت آن هم تنها کمیبیشتر از دو برابر ماست. هم اکنون ذخایر گازی روسیه از ایران بیشتر است اما باز به دنبال انرژی هستهای است؟ مگر صرفه اقتصادی دارد؟
در این شرایط آمریکا هم 105 نیروگاه هستهای دارد، لذا فقط معیارهای اقتصادی هم مطرح نیست و معیارهای مختلف فناوری تأثیرگذار خواهد بود.
در واقع تکنولوژی هستهای، میعادگاه تکنولوژیهای دیگر است. مثلا اگر صنعت هستهای کشور هم رشد معنادار، واقعی و همه جانبه داشته باشد، با توجه به اینکه بالاترین محدودیتها و استانداردهای مهندسی در آن وجود دارد، صنعت کشور در سطح بالایی رشد خواهد کرد.
همچنین اگر کشوری بتواند یک دستگاه سانتریفیوژ بسازد، در واقع آن کشور در عرصه تکنولوژی یک گام جلو افتاده است زیرا در غنی سازی اورانیوم جهت استفاده در راکتورهای هستهای از علوم مختلف مهندسی، مکانیک، شیمی و... با نهایت دقت و قدرت استفاده میشود.
بدون تردید برای رسیدن به استقلال واقعی، باید به سمت تولید فناوری و علم رفت و هزینههای آنرا نیز مدیریت کرد.
در همین باره، گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در خصوص تبدیل شدن برق هستهای به اصلیترین منبع تأمین انرژی در دهههای آینده، گویای توجه گسترده کشورها به این منبع انرژی است. در واقع، تولید برق هستهای از مهمترین شیوههای استفاده صلح آمیز از انرژی هستهای و از پاکترین انرژیهای شناخته شده و همچنین مقرون به صرفه اقتصادی است؛ چنانکه شکاف نیم کیلوگرم اورانیوم، معادل بیش از 1500 تن زغال سنگ انرژی با کمترین آلایندگی است.
به علاوه محدودیت حاملهای فسیلی انرژی نظیر نفت و گاز و تقاضای فزاینده انرژی در جهان، ضرورت روی آوردن به انرژیهای تجدیدپذیر نظیر آب، باد و انرژی ناشی از شکافت اتم را آشکار میکند.
از مجموع حدود 137 میلیارد و 500میلیون بشکه نفت قابل استحصال کشورمان روزانه 4میلیون و 200هزار بشکه نفت برداشت میشود که در زمینه صادرات، ایران پس از عربستان دومین عضو اوپک (سازمان کشورهای صادرکننده نفت) و چهارمین کشور جهان پس از عربستان، نروژ و روسیه محسوب میشود.
همچنین حدود 40درصد ذخایر گازی جهان نیز در منطقه خاورمیانه قراردارد که عمده گاز موجود این منطقه را ایران و قطر در اختیار دارند و در این باره کشورمان با 28تریلیون مترمکعب گاز دومین دارنده ذخایر گاز در سطح جهان محسوب میشود.
این انرژیهای فسیلی بالاخره یک روز تمام خواهد شد. در همین باره راجر استون متخصص جغرافیای اقتصادی آمریکا با انتشار مقالهای در نشریه آکادمیملی علوم اعتراف کرد: ایران حق دارد با توجه به تمام شدن منابع فسیلی نفت و گاز، در مورد نیازهایش به نیروی اتمی برای اهداف غیرنظامی اصرار ورزد.
در این میان باید گفت که انرژی اتمی در 50 سال گذشته به دلیل گرانی ساخت نیروگاه هستهای، انحصار دانش و تکنولوژی هستهای و اعمال محدودیت سیاسی از سوی کشورهای غربی، تنها در معدودی از کشورهای صنعتی به منبع تأمین انرژی تبدیل شده است.
چنانکه در حال حاضر فرانسه به عنوان نخستین کشور، 75 درصد از کل برق مورد نیاز کشورش را از برق هستهای تأمین میکند و لیتوانی با 73 درصد و بلژیک با 57 درصد، در ردههای بعدی قرار دارند.
اما امروزه بیشتر کشورهای در حال توسعه به ویژه در آسیا با توجه به اهمیت انرژی هستهای خواستار بهرهبرداری از این امکان در تأمین انرژی مورد نیاز خود هستند.
چنانکه آژانس بینالمللی انرژی هستهای اعلام کرده است: اکنون 30 کشور فناوری تولید برق هستهای را در اختیار دارند و 30 تا 40 کشور دیگر هم برای توسعه این صنعت اشتیاق نشان دادهاند.
چین و هند به عنوان مهمترین کشورهای در حال توسعه درصددند تا سال 2020 میلادی تولید برق هستهای خود را به ترتیب به 40 هزار و 20 هزار مگاوات در سال برسانند.
در این چارچوب جمهوری اسلامی ایران نیز میکوشد با راهاندازی نیروگاه 1000 مگاواتی بوشهر، برق هستهای را به صورت رسمی در مدار تولید برق کشور قراردهد و در پی آن مطابق تکلیف چشم انداز 20 ساله، ظرفیت تولید برق هستهای را به 20 هزار مگاوات افزایش دهد.
طبیعی است مانعتراشی سیاسی کشورهای غربی همانگونه که نتوانسته است مانع دستیابی ایران به دانش و تکنولوژی پیشرفته اتمی و چرخه سوخت هستهای شود، در چشمانداز آینده کشور نیز نخواهد توانست خللی در توسعه بهرهگیری از برق هستهای و استفاده از انرژیهای ترکیبی در بخشهای مختلف اقتصادی ایجاد کند.