تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۹  ، 
کد خبر : ۳۱۴۸۹

مثلت قرائت امام از اسلام جامعیت، پویایی و کارآمدی


دکتر محسن اسماعیلی

اسلامی ‌که امام از آن به عنوان اسلام ناب یاد می‌کرد، یک برنامه جامع زندگی است که قابل ‌انعطاف و پویایی است و می‌تواند به همه مشکلات بشر پاسخ مناسب و درخور دهد. برخلاف دیگرانی که اسلام را برنامه رسیدن به آخرتی خوب و بهشتی تلقی می‌کنند و تنها به تهذیب نفس قائلند و دین را برنامه زندگی فردی می‌دانند، امام اسلام را برنامه جامعی معرفی می‌کرد که علاوه بر امور معنوی و اخروی، عهده‌دار ارائه برنامه چگونه زیستن در این دنیا و چگونه اداره کردن جوامع بشری نیز هست. امام معتقد بودند اسلام چیزی کم ندارد که دست نیاز به سوی مکاتب بیگانه دراز کند و از این رو به شدت با التقاط مخالف بودند و با تمام گروه‌هایی که به ظاهر در مسیر مبارزه با نظام شاهنشاهی بودند و خود را در این مسیر سهیم می‌دیدند اما نگاه التقاطی به اسلام داشتند به شدت مخالفت می‌کردند؛ از جمله نمونه‌های آشکار این امر، مخالفت امام از ابتدا با گروهک منافقین (سازمان مجاهدین خلق) بود که بارها به بیان‌های مختلف فرمودند؛ دیدگاه‌های این گروه التقاطی و وارداتی است و قابل همکاری نیستند. حتی اواخر عمر پر برکتشان این تعبیر را بسیار به کار بردند که ما طرفدار اسلام ناب هستیم و اسلام ناب به‌ این معناست که دست نیاز به سوی مکاتب دیگر دراز نکنیم.

البته ‌این نگاه حضرت امام، هیچ منافاتی با استفاده از تجربیات و فناوری‌های نوین ندارد، بلکه‌ایشان از ابتدا تأکید می‌کردند که کامل بودن برنامه اسلام به‌ این معنا نیست که از فنون و علوم جدید بهره نبریم. امام همواره مشوق استفاده از آخرین یافته‌های علمی ‌جهان بودند؛ اما آنچه که‌ ایشان بر آن تأکید می‌کردند، عدم خودباختگی در برابر فرهنگ و تمدن غربی و فناوری‌های جدید بود. از سوی دیگر اسلام امام (اسلام ناب)، روزآمد است. امام معتقد بودند که اسلام یک فقه پویا دارد و می‌تواند متناسب با زمان و مکان پیش برود. اصولا ایشان معتقد بودند که اجتهاد مصطلح برای اداره جوامع بشری کافی نیست و تناسب با زمان و مکان یکی از مختصات اجتهاد مورد قبول امام بود. «دوری از تحجر و جمود» و «تفکیک بین احکام متغیر و ثابت» از جمله مواردی بود که امام به شدت بر آن تأکید داشتند. ایشان در عین حالی که به شدت بر اصول پافشاری می‌کردند اما در روش‌ها به تجدیدنظر قائل بودند و ضمن اصولگرایی به اصلاح روش‌ها اعتقاد کامل داشتند. این نکته مه‌می‌است که در سیره حکومتی شان هم به روشنی قابل رؤیت بود.

امام به صراحت می‌فرمودند که «فقه»، فلسفه عملی حکومت ماست و این تعبیر زیبا و بدیعی است که امام از فقه ارائه دادند. ایشان معتقد بودند فقه باید بتواند از گهواره تا گور زندگی بشری را هدایت کند و به همه نیازهای انسانی پاسخ دهد و اسلام و فقهی که از این ویژگی‌ها

بی‌بهره باشد، اسلام و فقه قابل قبول نیست. حضرت امام در گفت و گوی کتبی با یکی از شاگردان خود، به صراحت اعلام می‌کنند که آن تفکری که فقه را با عقب نگهداشتن جوامع بشری مساوی تلقی می‌کند، مورد قبول من نیست و در اصل، ایشان نظام مبتنی بر ولایت فقیه را به همین خاطر پی‌ریزی کردند؛ چراکه معتقد بودند «ولایت فقیه و حکم حکومتی»، سازوکاری است که در متن فقه برای متناسب کردن آن با نیازهای جامعه و کارآمدی فقه پیش‌بینی شده و به همین دلیل تأکید می‌کردند که اسلام و حکومت دینی با این اصل، هیچگاه با بن‌بست مواجه نخواهد شد. حضرت امام در نظریه حکومت اسلامی ‌و ولایت‌فقیه به صراحت معتقد بودند که تمام اختیارات و وظایفی که برای اداره جامعه و حکومت، به عهده پیامبر گذارده شده، عیناً به ولی فقیه نیز اعطا شده، مگر در مواردی که دلیلی بر نفی آن وجود داشته باشد. این نکته مهم در درس‌هایی که حضرت امام در نجف ارائه دادند و در کتاب ایشان، آمده و قابل مراجعه است. همچنین امام این مطلب را در سخنرانی‌هایشان پس از پیروزی انقلاب هم به وضوح طرح می‌کردند. امام باور داشت که «فقیه» همانند «امام» باید جامعه را اداره کند و لذا به همان میزان اختیارات نیازمند است. البته‌ایشان تأکید می‌کردند که‌این به معنای تساوی فقیه با امام معصوم در معنویات نیست، بی شک روشن است که عصمت مختص پیامبر و ائمه(ع) است.

از سوی دیگر حضرت امام ویژگی‌های اصلی حکومتی که به نام جمهوری اسلامی ‌پایه ریزی کردند، بر سه محور استوار می‌دانستند که «مردم‌داری»، «ارزش‌مداری» و «عدالت‌گستری» است.

امام پایه گذار مردم‌سالاری دینی و اسلامی ‌بودند که به حقیقت مدل جدید و بدیعی از دموکراسی است. ایشان تأکید داشتند که «مردم ولی نعمت ما هستند» و همه ما خدمتگزاران مردم هستیم و صفت خدمتگزاری را بیشتر از صفت رهبری برای خود می‌پسندیدند. امام همچنین معتقد بودند که اصول هیچ گاه قابل معامله نیست و بر این مبنا ارزش‌مداری را ویژگی دیگر حکومت اسلامی ‌می‌دانستند. ایشان بر ایستادگی بر اصول تأکید داشتند حتی اگر این اصول به دفاعی هشت ساله و دادن شهدایی به اندازه و تعداد شهدای جنگ تحمیلی باشد. این بود که می‌فرمودند، ما هیچ گاه از عملکرد خود در جنگ پشیمان نیستیم زیرا اصول را قربانی منافع و مصالح زودگذر نکردیم. وی در ادامه به تأکیدات حضرت امام بر عدالت اشاره کرد و ادامه داد: فلسفه وجودی جمهوری اسلامی ‌اجرای عدالت و تأمین آن برای همه اقشار جامعه است. کلمات مستضعفین و پابرهنگان در ادبیات امام جایگاه ویژه‌ای داشتند و امام، انقلاب اسلامی ‌را انقلاب پابرهنگان می‌دانستند که باید کانون توجه قرار گیرند. حضرت امام هرگز اجازه ندادند نهادی به نام ایشان تشکیل شود مگر «کمیته امداد امام خمینی» که نماد و سمبلی از خدمت رسانی و رسیدگی به محرومین بود. امام معتقد بودند که جمهوری اسلامی ‌

عهده‌دار اجرای عدالتی است که زمینه را برای رشد و بهره‌مندی همه افراد جامعه به تناسب استحقاق و تلاش و توانایی‌هایشان فراهم می‌کند و در این نظام هیچ کس نمی‌تواند به پشتوانه ارتباطات، ویژه خواری کند و مانع رشد دیگران شود.

متأسفانه ما در عرصه تئوری و نظریه‌پردازی، خلأهای جدی داریم. انقلاب ما نظریه جدیدی را ارائه کرد که نیاز داشت مطلوبات خود را در جهات و عرصه‌های مختلف به صورت منسجم و سازمان یافته و علمی ‌بیان کند. هرچند که ما در بخش‌هایی مانند سیاست خارجی توانستیم مطلوبات خود را روشن کنیم. خوشبختانه ما به دنیا ثابت کردیم که حاضر نیستیم بر سر اصول ثابت خود که «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی » است، با دنیا معامله کنیم؛ اما در بخش‌هایی از جمله در عرصه اقتصادی و فرهنگی و هنری نتوانستیم مطلوبات خود را به روشنی و با شیوه‌ای علمی ‌ارائه دهیم. هنوز در برخی عرصه‌های هنری تکلیف مان مشخص نیست و در برخی موضوعات اقتصادی هم نظر روشنی به عنوان مطلوب خود طرح نکرده‌ایم. آنچه رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای چند سالی است با عنوان «نهضت نرم‌افزاری و تولید علم» بر آن تأکید کرده‌اند، در راستای تأمین همین نیازها و رفع همین خلأهاست.

دومین آسیب جدی متوجه انقلاب «عدم تفکیک اصول ثابت از روش‌های متغیر» است. امام معتقد بودند که مبانی ما قابل تغییر نیست اما روش‌ها قابل تغییر و اصلاح اند. این یک اصل عقلانی است که روشی را که در زمان جنگ اتخاذ کرده‌ایم نباید امروز نیز از آن استفاده کنیم. اما متأسفانه هنوز نتوانسته‌ایم در بخش‌هایی، اصول ثابت را از روش‌های متغیر تشخیص دهیم و تفکیک کنیم. گاهی برخی اصول را روش انگاشتیم و به دام تجدیدنظرطلبی در اصول افتادیم و گاهی روش‌ها را اصول ثابت پنداشتیم و با پافشاری بیجا و متعصبانه، مشکلاتی را برای خود و مردم تراشیدیم. سومین نقطه آسیب مورد توجه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ‌«نفود نااهلان» است. این همان نکته‌ای است که در وصیت نامه حضرت امام مورد تأکید جدی است، «نگذارید انقلاب به دست نامحرمان بیفتد» خطر جدی است که امام هشدار داده اند. غفلت از کسانی که شایستگی و صلاحیت ندارند و دلشان در گرو اهداف انقلاب نیست و با ظاهرسازی و شعارهای جذاب و عوامفریب، خود را در صف فرزندان انقلاب نشان می‌دهند، خیانت به آرمان امام است. اما آنچه بیش از همه می‌تواند منشأ خطر باشد، این است که فرزندان انقلاب در گذر زمان و در مواجهه با حوادث پی‌درپی، دچار استحاله شوند و دست از عقاید ثابت و اسلامی ‌که امام معرفی کرد، بردارند.

نظریه ولایت فقیه جایگاهی عمیق در فقه و معارف شیعی دارد و مسأله جدیدی نبوده که ذهن مسلمانان و شیعیان با آن بیگانه باشد؛ هرچند که گاهی به غلط «حضرت امام و مرحوم نراقی» را مبدع و مبتکر این نظریه می‌دانند و از این منظر در اذهان ملت شبهه ‌ایجاد می‌کنند. این نشانه فقدان شناخت از فقه است. درست است که نظریه ولایت فقیه به عنوان یک نظریه حکومتی سازمان یافته، توسط امام طرح شد و در درس خارج فقه‌ایشان مدون گردید اما ریشه‌هایی عمیق و گسترده در فقه شیعی دارد. البته نقطه آسیب دیگری نیز وجود دارد که نباید از آن غافل بود. هرچند که حضرت امام سال‌ها پیش از پیروزی انقلاب مدل حکومتی شان را بر پایه ولایت مطلقه فقیه ارائه کرده بودند، اما با پیروزی انقلاب و شکل گیری نظام جمهوری اسلامی ، نظریه ولایت فقیه هم مثل هر تئوری عل‌می‌دیگری در جریان عمل باید خود را نشان دهد و محل آزمون قرار گیرد. از سویی باید تأکید کرد که شبهات باید از سوی حوزه‌های علمیه پاسخ داده شود. هرچند که ‌این کار تاکنون صورت گرفته و به شبهات علمی، پاسخ‌های علمی ‌داده شده؛ اما برخی «مغالطات عملی» را به جای «شبهه‌های علمی» مطرح می‌کنند و این از اموری است که باید مورد توجه قرار گیرد. باید مردم را آگاه کرد که جریان «مار و مار» اتفاق نیفتد و برای فریب مردم از مغالطه استفاده نشود. این وظیفه نخبگان جامعه است که به شبهات و مغالطات پاسخ دهند و هیچ موضوعی بی‌پاسخ گذاشته نشود. تجربه جمهوری اسلامی ‌طی 28 سال گذشته ثابت کرده که ولایت‌فقیه، یکی از کارآمدترین نظریات برای اداره جامعه است. مشکلاتی در این سال‌ها از درون و بیرون برای کشور ایجاد شد تا ثابت کند که مردم‌سالاری دینی نمی‌تواند پاسخگو باشد، اما با هدایت ولایت‌فقیه و حمایت‌های مرد‌می‌ ثابت شد که ولایت فقیه، سازوکاری است که می‌تواند همه مشکلات را پشت سر گذاشته و موانع را بردارد و پاسخگوی نیازهای جامعه باشد. یکی از شیوه‌های پاسخگویی به شبهات مطرح شده در زمینه نظریه ولایت‌فقیه، مقایسه نتایج حکومت پهلوی با دستاوردهای انقلاب است. باید دید اگر پهلوی ادامه می‌یافت، امروز چه وضعیتی داشتیم. شاید با گذشت سه دهه از انقلاب، این موضوعات چندان برای نسل سوم انقلاب روشن نباشد. در دوران پهلوی در عرصه اقتصادی، ایران در دسته مصرف‌گراترین کشورها قرار می‌گرفت و با وجود آنکه صادرات نفت در آن روزها بیشتر از اکنون بود، اما واردات کشور بسیار زیاد بود. به لحاظ سیاسی هم، ایران در رده وابسته‌ترین کشورها قرار می‌گرفت که حرفی برای گفتن نداشت و استقلال برای مردم به یک رویا تبدیل شده بود. به لحاظ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی هم کسی اجازه کمترین انتقادی را نداشت و رابطه مردم و حاکمان به کلی گسسته بود. اما خوشبختانه شاهدیم که در نتیجه نهضتی که حضرت امام پایه‌گذاری کرد، امروز دولت‌های بزرگ و قدرتمند دنیا از ما درخواست مذاکره می‌کنند و ما شرط می‌گذاریم. در نتیجه تلاش و مجاهدت‌های امام و مردم، امروز اسلام و انقلاب اسلامی ‌به عنوان یک قدرت وسیع در دنیا مطرح است. جمهوری اسلامی ‌توانست دو قطبی کاذب دنیا را بشکند و قدرت بزرگتری را در دنیا به نام اسلام مطرح کند. امروز به برکت جمهوری اسلامی ‌مستضعفین می‌توانند به استقلال فکر کنند و به هویت بیندیشند.

پیش از انقلاب، ما به کشوری معروف بودیم که کوچک‌ترین نیاز خود را نیز نمی‌تواند تأمین کند، اما امروز به یک قدرت هسته‌ای تبدیل شدیم. محمد البرادعی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ‌در آخرین گزارش خود به غرب و آمریکا توصیه می‌کند که پیشرفت هسته‌ای ایران را به عنوان یک واقعیت بپذیرند. امروز خوشبختانه در زمینه پزشکی پیشرفت‌های جدی حاصل شده و در زمینه تکنولوژی نانو در ردیف کشورهای اول دنیا قرار داریم و پیشگام هستیم. توسعه دانشگاه‌ها و افزایش سطح سواد عمومی، رشد رفاه و بالا آمدن سقف انتظارات مردم، بر کسی پوشیده نیست. اینها کارنامه درخشان نظامی است که با همه دشمنی‌ها روبه‌رو بوده و هست. این کارنامه درخشان و قابل ارائه به دنیاست. با همه ضعف‌ها باید سر را بالا بگیریم و در نسل سوم انقلاب حس بالندگی و غرور ایجاد کنیم. البته مقایسه دستاوردهای انقلاب با آنچه که در رژیم پهلوی در کشور جاری بود، موضوعی است که به کارهای جدی و عمیق علمی ‌نیاز دارد تا نسل سوم بتواند به خوبی به اهمیت تلاش و مجاهده حضرت امام پی ببرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات