سرگئی لاروف ـ وزیر خارجه روسیه
ترجمه: بابک شهاب
نشست اخیر کشورهای عرب در ریاض، بار دیگر به شکلی بارز نشان داد که ویژگی اصلی این مرحله از روابط بینالملل، تعمیر عمارت امنیت جهانی و منطقهای است. موضوع اصلی بحث این است که امروزه کشورهای منطقه روز به روز نقش خود را در دفاع از ثبات در منطقه و حل مشکلات منطقهای بیشتر و قویتر میکنند. ما از این روند سالم، که در چهارچوب قوانین سازمان ملل متحد در خصوص لزوم حمایت از حل مسالمتآمیز بحرانها با کمک مکانیسمهای منطقهای صورت میگیرد، استقبال میکنیم. بایستی تعداد شرکتکنندگان پروسه جستوجوی راهحل مشکلات جهانی افزایش یابد، باید مخرب بودن تلاش کشورها برای تکروی در فرایند حل مشکلات، چه در خاور نزدیک، چه عراق و چه کوزوو درک شود. بیتردید آمریکا در آینده مکان خود را در جهان چندقطبی در چهارچوب همکاری و رقابت با سایر کشورها پیدا خواهد کرد، اما شکی نیست که این امر مستلزم زمان است. تمامی کشورهای دوست آمریکا ـ ما خودمان را نیز جزو همین دسته میدانیم ـ باید به آمریکا در انجام "فرودی نرم" به واقعیت چندقطبی یاری دهند. مطمئنم که ایده توسعه فضای اروپا ـ آتلانتیک، که بر پایه همکاری سهگانه روسیه، اتحادیه اروپا و آمریکا در جهت حل بسیاری از مشکلات بنا شده است، میتواند راه حلی برای این مشکل باشد. این همکاری هماینک در قالبهای مختلف با شرکت سایر دول و سازمانها صورت میگیردو تنها نکته مهمیکه باید به آن توجه شود این است که این رهبری دستهجمعی از پویایی لازم برخوردار شود. در روابط موجود با آمریکا ناخودآگاه این نکته در ذهن شکل میگیرد که دوستان را باید در روزهای سخت شناخت. دوستان واقعی آمریکا در شرایط موجود چگونه باید رفتار کنند؟ دو گزینه به عنوان پاسخ به این پرسش وجود دارد. گزینه اول، شرکت و همکاری بیچون و چرا در تمامی اقدامات آمریکا است. گزینه دوم، گرفتن موضعی اصولی بر اساس منافع واقعی همکاری و مجامع بینالمللی به طور کلی، یا خلاصه کلام، گفتن واقعیت است.
به گفته الکساندر میخایلویچ گارچاکف "بهترین راه برای داشتن زندگی مسالمتآمیز با سایر دولتها، سرپوش نگذاشتن بر نیات است". گرفتن موضع جسارت میخواهد که هر کسی هم از آن برخوردار نیست و این بار بهطور طبیعی بر دوش کسانی گذاشته میشود که توانایی کشیدن آن را داشته باشند. روسیه قصد ندارد عنوان ابرقدرت را، از جمله در انرژی، کسب کند. ما از آنچه هست، یعنی داشتن جایگاه یکی از کشورهای مطرح جهان، رضایت کامل داریم. ما نمیخواهیم که کسی از ما حرفشنوی داشته باشد، ما میخواهیم که به حرف ما گوش کنند و به نظر ما احترام بگذارند. روسیه هیچ نوع منافع غیرسازگار با منافع کشورهای جهان ندارد. ما اجازه نمیدهیم کسی ما را به حوزه نفاق بکشاند. ما حاضریم با سایر کشورها برای دستیابی به جهانی عدالتجو و دموکراتیک، که بتواند امنیت و رفاه تمام افراد و نه فقط عدهای خاص را تأمین کند، کار کنیم. مطمئنیم که گفتوگویی صادقانه و مشخص در خصوص امور بینالملل میتواند در حرکت به این سمت یاریمان دهد و در نهایت، نگاهی مشترک را به خصوصیات زمان معاصر، به جهان پیشکش کند. سخنرانی ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه در مونیخ، مورخ 10 فوریه، فراخوان برای چنین گفتوگویی بود. این سخنرانی در عین حال بر تمایل روسیه به حفظ سیاستی باز و قابل پیشبینی مهر تایید زد. شرکای ما بهطور کامل به لزوم "کار بر روی اشتباهات قبلی" بیتوجهی میکنند. آخر ما بعد از پایان جنگ سرد لازم نیست همه چیز را از صفر شروع کنیم. بیش از آنچه که باید و شاید "هیزم شکسته شده" و اینک مساله این است که برای آینده نیز نمیتوان از این فرمول که "هر چه بیشتر به جنگل وارد شویم، بیشتر هیزم به دست میآوریم" پیروی کرد. باید خرابههایی را که در عرصه سیاست جهانی و منطقهای تلنبار شده است، پاکسازی کنیم. این هدف در مرحله حاضر باید اولویت اول برای تمامی مجامع بینالمللی باشد و برای دستیابی به آن همه کشورها باید به نفع روشهای جمعی، درک مشترک از تاریخ معاصر، که به گفته "ز.برژینسکی" یک اتحاد جهانی واقعی را میطلبد، رای دهند. ما چیز جدیدی اختراع نکردهایم و در ابرهای تخیل و وهم پرواز نمیکنیم، بلکه اساس کارمان را خود زندگی و نیازهای روزمرهاش میدانیم. تمام کسانی هم که ذهنی باز و غیرمغرضانه دارند، به همان نتایجی که ما میرسیم، میرسند. امروزه نقش دولتها بیشتر به سوی "قدرت نرم" سوق پیدا میکند. این یعنی اثر گذاشتن بر رفتار سایر دول با کمک جذابیتهای فرهنگی، علمی، انسانی، سیاست خارجی و سایر جذابیتهای کشور و نیز آمادگی و توانایی دولت برای پیشبرد برنامهای مثبت و گیرا در امور بینالملل. در چنین شرایطی، جذب موسسات مدنی به پروسه سیاست خارجی و تقویت نقش دیپلماسی پارلمانی، یکی از شروط مهم حفظ رقابتپذیری کشور به شمار میآید. ما در آینده نیز به شکلی پیوسته و مستمر از منافع ملی خود دفاع خواهیم کرد، به حرکت خود در بستر اصول پراگماتیسم و سیاست چندمحوری ادامه خواهیم داد و در چهارچوب مساوات حقوق، احترام متقابل به حقوق و منافع دول، بدون استثنا روابطی حسنه با تمامی کشورها خواهیم داشت. دستیابی به چنین اهدافی نیز بدون ادامه کامل سیاست همگرایی در امور سیاسی و اقتصادی جهان ناممکن است.