محسن آرمین
مقدمه:
سازمان مجاهدین انقلاب یکی از احزاب باسابقه در نظام جمهوری اسلامی ایران است و کادرهای آن عموما در مجلس و دولتهای قبلی حضورداشتهاند.
دیدگاههای این سازمان به لحاظ سیاسی با حزب مشارکت اسلامی دیگر حزب اصلاحطلب ایرانی مشابهتهای قابل توجهی دارد. به همین دلیل است که میتوان دیدگاه او را دیدگاه بخش قابل توجهی از اصلاحطلبان تلقی کرد. او در گفتوگو با ایسنا به طرح نگاه خویش به مذاکره آمریکا و ایران پرداخته است.
">محسن آرمین
مقدمه:
سازمان مجاهدین انقلاب یکی از احزاب باسابقه در نظام جمهوری اسلامی ایران است و کادرهای آن عموما در مجلس و دولتهای قبلی حضورداشتهاند.
دیدگاههای این سازمان به لحاظ سیاسی با حزب مشارکت اسلامی دیگر حزب اصلاحطلب ایرانی مشابهتهای قابل توجهی دارد. به همین دلیل است که میتوان دیدگاه او را دیدگاه بخش قابل توجهی از اصلاحطلبان تلقی کرد. او در گفتوگو با ایسنا به طرح نگاه خویش به مذاکره آمریکا و ایران پرداخته است.
مذاکره ایران و آمریکا برای نخستینبار از این حیث که د سطح رسمی و علنی از سوی مسوولان دو کسور مورد توافق و تأیید قرار میگیرد، حادثهای بیسابقه در تاریخ سه دهه انقلاب به شمار میرود و باید آن را نقطه عطفی در این زمینه محسوب کرد که میتواند فصل جدیدی در روابط دو کشور رقم بزند.
نخستین دستاوردهای این تحول شکسته شدن تابوی مذاکره با آمریکاست. اگر به یاد بیاوریم تا همین چند سال گذشته مذاکره با آمریکا به معنی ضدیت با ارزشها و آرمانهای انقلاب و اسلام تلقی میشد و طرفداران مذاکره به وابستگی، ترس، وادادگی در برابر دشمن و خیانت متهم میشدند و حتی دادگستری تهران با صدور اعلامیهای سخن گفتن در این مورد را جرم اعلام میکرد، درمییابیم تحول مهمی رخ داده و مسئولان کشور این امکان را خواهند یافت که فارغ از برخی فشارها درباره مصالح کشور بهتر بیندیشند. از بازیهای دیگر روزگار اینکه این تابو به دست کسانی در حال شکسته شدن است که خود سازنده و تقویتکننده آن بودند. اما به هر حال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران این تحول را مثبت ارزیابی میکند. در زمینه این تحولات دو مسئله را باید از یکدیگر تفکیک کرد، یکی اصل امکان مذاکره با آمریکا به عنوان یک موضوع عام و به مثابه یک ابتکار و روش دیپلماتیک برای حفظ و تقویت مصالح و منافع ملی و جلوگیری از خسارتهایی بیدلیل در کشور است که از نظر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نکته بسیار مهم و مطلوبی تلقی میشود. .نکته دوم اینکه مصداق این مذاکره از جمله درباره عراق، که مورد توافق مسوولان دو کشور قرار گرفته، مهم است. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران شرایط کنونی را مطلوب ارزیابی نمیکند. مذاکره درباره عراق به نظر ما نقطه مناسبی برای مذاکره با آمریکا نیست، زیرا ورود ایران برای مذاکره با آمریکا پس از 27 سال بازتاب مثبتی در میان اعراب و مسلمانان سایر کشورها نسبت به ایران نخواهد داشت. همچنین آمریکا در حالی ایران را به مذاکره درباره عراق فرا میخواند که ایران را مسوول ناآرامیهای عراق، میداند و ورود به مذاکره شاید از این جهت محل تأمل باشد؛ البته سازمان معتقد است در شرایط کنونی نیز ابتکارها و انتخابهایی وجود دارد که میتواند شرایط مناسبتری را فراهم کند اما از آن جایی که اولا ظرفیت لازم برای دست زدن به ابتکارها در برخی مسوولان و طراحان کنونی دیپلماسی خارجی ایران وجود ندارد و ثانیا تداوم روند گذشته شرایط نامطلوبتری را احتمالا رقم خواهد زد، گمان نمیکنیم به نحو مطلق مذاکره را مردود داست و نفی کرد.
نظر دوم که از سوی جریان اصولگرا مطرح میشد این بود که باید بر حق ایران در بهرهبرداری از انرژی هستهای تأکید کرد و تعلیق را نپذیرفت. شرایط بینالمللی و وضعیت آمریکا و منطقه به ویژه در عراق به گونهایست که احتمالا اعمال فشار بر ایران منتفی است؛ بنابراین از این فرصت باید حفظ این حق استفاده کرد. به نظر میرسد مذاکره با آمریکا فرصت مغتنمی به دست میدهد تا دو دیدگاه مذکور محک بخورد و صحت و سقم هر یک از آنها مشخص شود . اگر دولتمردان کنونی بتواند آمریکا را از طریق مذاکرات نسبت به حق ایران در استفاده از فناوری هستهای متقاعد کنند و با خروج پرونده ایران از شورای امنیت تحریمها لغو شود البته ثابت خواهد شد که نظر دوم صحیح بوده است.