ارسلان مرشدی
مقدمه:
روز چهارشنبه 13 تیر ماه (چهار جولای) در محل پارلمان اروپا در بروکسل، کنفرانسی به نام «ایران؛ راههای اجتناب از بحران» توسط احزاب سبز (طرفداران حفاظت از محیط زیست) اروپا برگزار شد که در آن پرونده هستهای ایران از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار گرفت.
">ارسلان مرشدی
مقدمه:
روز چهارشنبه 13 تیر ماه (چهار جولای) در محل پارلمان اروپا در بروکسل، کنفرانسی به نام «ایران؛ راههای اجتناب از بحران» توسط احزاب سبز (طرفداران حفاظت از محیط زیست) اروپا برگزار شد که در آن پرونده هستهای ایران از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار گرفت.
این کنفرانس یک روزه راههای اجتناب از بحران که حول سه محور انگیزه بازیگران مختلف در چالش هستهای ایران و راههای برونرفت از آن، راهحلهای پرونده هستهای ایران در چارچوب پیمان NPT و جایگزینهای انرژی هستهای برای ایران برگزار شد، راهبردهایی برای اجتناب از ادامه و تداوم بحران و بنبست در پرونده هستهای و روابط ایران و غرب با نگاه به مولفههای عمده و تاثیرگذار در این پرونده بررسی شد. کنفرانس بروکسل در حالی برگزار شد که چند روز قبل از آن هفتهنامه نیوزویک در گزارشی با اشاره به پیشنویس قطعنامه جدید انگلیس در مورد پرونده هستهای ایران که در آن حق ایران برای داشتن غنیسازی اورانیوم در سطح فعلی حفظ شده است، نوشته بود؛ «در ماراتن دوئل هستهای ایران و غرب در نهایت این ایران بود که توانست پیروز شود و حق خود را برای غنیسازی اورانیوم حفظ کند».
هرچند مقامات واشنگتن و بروکسل از موضع منفعلانه و دور از انتظار محمد البرادعی مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نوع برخورد با پرونده هستهای ایران و ارائه گزارش به شورای حکام مبنی بر پذیرش فعالیتهای غنیسازی اورانیوم در ایران عصبانی و ناراضی هستند، اما انگلیس در آستانه نشست شورای امنیت پیشنویس قطعنامهای را در میان کشورهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی ـ البته جز ایران ـ توزیع کرده است که در آن بار دیگر با احیای طرح ژانویه البرادعی معروف به «تایم اوت» خواستار «توقف در برابر توقف» شده تا تاکید صرف بر غنیسازی اورانیوم در ایران و یا حتی پذیرش تعلیق از سوی تهران.
این اقدام لندن در حالی صورت میگیرد که هفته قبل «وانگ گوان گیا» نماینده چین در سازمان ملل متحد با اشاره به قطعنامههای شورای امنیت علیه برنامههای هستهای ایران گفته بود که قبل از وضع تحریمهای جدید بینالمللی باید به تلاشهای دیپلماتیک برای حل بحران هستهای این کشور اهمیت بیشتری داد و حتی ویتالی چورکین نماینده روسیه در سازمان ملل هم در مورد کارایی اقدامات سختگیرانهتر شورای امنیت در مورد ایران ابراز تردید کرده بود. از این رو بسیاری این راهبردها را نشانی از شکاف و عدم اجماع نظر اعضای شورای امنیت در نوع رویکرد تحریمنگر به پرونده هستهای ایران ارزیابی میکنند و معتقدند با شکلگیری فضای جدید بر سر مذاکرات هستهای شاید اروپا ناچار است برای جلب نظر سایر اعضای این چنین دستیابی تهران را به این سطح از غنیسازی برای اجتناب از حرکت به سوی سطح پیشرفتهای از غنیسازی و تولید صنعتی سوخت هستهای در این حد نگه دارد.
در حالی که لاریحانی و سولانا مذاکرهکنندگان ارشد هستهای تهران و اروپا در نشست لیسبون نسبت به از سرگیری مذاکرات هستهای با گروه 1+5 و آژانس بینالمللی انرژی اتمی ابراز تمایل کردهاند وضع تحریمهای جدید به حل بحران هستهای ایران نخواهد کرد، این مسالهای بود که بسیاری از شرکتکنندگان کنفرانس بروکسل بر آن تاکید داشتند و از این دیدگاه این کنفرانس را میبایست ادامه چرخش نگاه غرب به پرونده هستهای و فراهم نمودن زمینهها برای بازگشت به میز مذاکرات هستهای دانست.
در این کنفرانس که علیاصغر سلطانیه نماینده دائم ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی، رابرت کوپر معاون خاویر سولانا و رئیس بخش امور خارجی یورو، گارت اونس رئیس گروه بینالمللی بحران و میشل لومبور رئیس حزب سبز اروپا حضور داشتند در حاشیه این اجلاس و در دیدار سلطانیه با کوپر نتایج دور دوم مذاکرات لاریجانی و سولانا در لیسبون مثبت و نتیجهبخش ارزیابی و بر خواست طرفین برای ادامه این مذاکرات تاکید شد.
هر چند برگزار کنندگان اجلاس بروکسل در ابتدا و بیانیه آغازین کنفرانس عنوان کردند که ضمن مخالفت با ادامه برنامه هستهای ایران نگران آنچه که تکرار فاجعه عراق و یا بحران کره شمالی خواندند، نیز هستند و این نشست را برای ارائه راهکار به حل معادله چند مجهولی هستهای و احیانا کمک به تضمین استفاده صلح آمیز از انرژی هستهای ترتیب دادهاند اما از جو حاکم بر اجلاس به نظر میرسید که پیام اصلی این نشست که سیگنالهای مثبتی را روانه تهران و واشنگتن نمود، این بود که با وجود بازیگران هستهای مختلف در پروسه مذاکرات پرونده هستهای ایران، در نهایت این ایران و آمریکا هستند که میتوانند پلان آخر و صحنه تعیینکننده در روند مذاکرات هستهای را کلید بزنند و اروپا و روسیه و حتی چین تنها میتوانند امکان بهتری برای شکلگیری فضای مذاکره فراهم کنند و برگزاری چنین نشستهایی تنها شروعی برای بهتر شدن و گفتگوهای موثر به منظور پیشرفت مذاکرات است.
در این کنفرانس «میشل لومبور» رییس حزب سبز اروپادر سخنرانی خود هدف از این نشست را آشنایی اعضای پارلمان اروپا و سبزها با آنچه او پیچیدگیهای پرونده هستهای ایران عنوان کرد، خواند اما رابرت کوپر معاون سولانا با عنوان این مساله که در صورت نرمش طرفین نمیتوان ردی از پیچیدگی و ابهام را در این چالش یافت تاکید کرد که هر چند پرونده هستهای ایران زمینهای برای نمایش توان دیپلماسی و چانهزنی هستهای ایران در عرصه معادلات بینالمللی به همراه ارتقا جایگاه جهانی و موازنهای تهران رهگیری میشود اما بار دیگر گفت اکنون جهتگیری اروپاو شخص سولانا به ادامه مذاکرات و یافتن راهی دیپلماتیک برای خروج از بنبست فعلی است.
در حالی که سلطانیه در سخنان خود بشدت از برخورد و نگاه دوگانه غیرحقوقی غرب به فعالیتهای هستهای ایران انتقاد کرد و در عین حال مخالفت سبزها را با استفاده از انرژی اتمی را غیر قابل قبول خواند.
سلطانیه با اشاره به اینکه در دوران قبل از انقلاب از برنامه اتمی ایران به دلیل همراهی با غرب حمایت میشد و بعدا سیاست متضادی در پیش گرفته شد، گفت؛ بعد از انقلاب همه قراردادهای هستهای قبلی با ایران متوقف شدند نه به خاطر دلایلی که شما برگزارکنندگان سبز جلسه که با طرز فکر طرفدار محیط زیست یا سبز خود دارید، بلکه به خاطر دلایل سیاسی و دلایلی که ربطی به نگرانیهای زیست محیط ندارند
پس از پایان دو دستور کار اصلی نشست در بخش سوم و پایانی که پیرامون جایگزینهای انرژی هستهای برای ایران بود در مقابل سازمان صلح سبز (Green peace) راهحلهای غیرهستهای تولید انرژی را برای ایران پیشنهاد میکرد اما در حاشیه اجلاس موسسه «اروپاسویک» گزارشی را منتشر کرد که نشان میداد ایران از نظر انرژی دچار بحران جدی در دهههای آتی است و نیازی ضروری به انرژی هستهای دارد.
به هر حال باید در نظر داشت که کنفرانس بروکسل در هنگامهای برگزار شد که در دیدار پوتین با بوش در کنبونکپورت اقامتگاه تابستانی جورج بوش پدر و بحث بر سر نوع رویکرد در مواجهه با پرونده هستهای ایران مسالهای بود که در گفتگوهای دو طرف مورد توجه قرار گرفت و به اعتقاد بسیاری «دیپلماسی ماهی» بوش و پوتین با لبخند و شام «لابستر» هستهای نیز همراه بود.
ولی نکتهای که نباید دور از نظر داشت این است که مانور روی چنین راهبردهایی از سوی اروپا آن هم در این هنگام را نمیتوان نشانهای از عبور از خطوط قرمز واشنگتن در تقابل با پرونده هستهای ایران دانست.