مقدمه:
«در طول یکسال و نیم اخیر کارهای زیادی در وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته که قابل مقایسه با گذشته نیست و در مقایسه با قبل خود بینظیر است و اگر نگوئیم بینظیر است قطعاً باید گفت کم نظیر است...... امیدوارم وزیر آموزش و پرورش ابقا شود تا دولت به صورت منسجم و هماهنگ ادامه فعالیت دهد.»
">مقدمه:
«در طول یکسال و نیم اخیر کارهای زیادی در وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته که قابل مقایسه با گذشته نیست و در مقایسه با قبل خود بینظیر است و اگر نگوئیم بینظیر است قطعاً باید گفت کم نظیر است...... امیدوارم وزیر آموزش و پرورش ابقا شود تا دولت به صورت منسجم و هماهنگ ادامه فعالیت دهد.»
جملات بالا، دقیقاً دویست روز قبل توسط رئیسجمهور در صحن علنی مجلس بیان شد تا مخالفت جدی محمود احمدینژاد با استیضاح وزیر آموزش و پرورش به اطلاع ملت ایران و نمایندگان آنها برسد. این عبارات، از یک سو نشان میداد که از نظر احمدینژاد، شاهکارهای مدیریتی در حوزه مسئولیت محمود فرشیدی، دوره وزارت او را نسبت به تمام دورههای گذشته ممتاز ساخته است و از سوی دیگر ثابت میکرد که هماهنگی او با مجموعه دولت در حدی است که رئیسجمهور، برکناری او توسط مجلس را موجب اخلال در انسجام و هماهنگی دولت میداند.
بینظیر دانستن عملکرد فرشیدی در حالی بیان میشد که از ماهها قبل از استیضاح او در مجلس، بسیاری از نمایندگان عملکرد او را مورد انتقاد قرار داده بودند و گروههایی از معلمان نیز با تجمعاتی در برابر مجلس ـ که گاه برای آنها هزینهساز بود ـ نارضایتی خود را از مدیریت این دستگاه بزرگ ابراز میداشتند. پیش از آن نیز اهانت بیسابقه به ساحت مـقـدس پـیامبـر اکرم (ص) در قالب یکی از آزمونهای رسمیآموزش و پرورش باعث اعتراض بسیاری از نمایندگان و درخواست تعدادی از آنان ـ از جمله نماینده اصولگرای قم ـ برای استعفای وزیر یا برکناری او توسط رئیسجمهور شده بود. اما نه اعتراضات معلمان، نه درخواست به حق عدهای از نمایندگان و سیاستمداران برای برکناری وزیر و نه تلاش تعداد قابل توجهی از نمایندگان مجلس برای استیضاح وزیر، نتوانست با رضایت رئیسجمهور از عملکرد بینظیر وزیر رقابت کند و در نتیجه با حمایت جدی و کم نظیر احمدینژاد، فرشیدی بر کرسی وزارت ابقا گردید. کسانی که مقاومت رئیسجمهور در برابر درخواستهای رسمی و غیررسمی برای تغییر وزیر را دیدند و شنیدند، هیچگاه باور نمیکردند که دویست روز پس از بینظیر خواندن عملکرد وزیر و پافشاری بر هماهنگی او با مجموعه دولت، به صورت ناگهانی خبر پایان مسئولیت او در آموزش و پرورش اعلام شود. البته کسانی که همه اقدامات رئیسجمهور را «ابتکاری» مینامند شاید این نوع برخورد را هم یک ابتکار کم نظیر بدانند، اما اگر «اعتماد» مردم نیز به اندازه تبلیغ برای «ابتکارات» رئیسجمهور اهمیت داشته باشد، قاعدتاً مسئولان مربوطه برای مردم توضیح خواهند داد که در دویست روز گذشته، کدام «ذنب لایغفر» در آموزش و پرورش صورت گرفته است که هم قبح آن از اهانت به پیامبر بالاتر بوده و هم شدت تخریب گری آن تمام اقدامات بی نظیر یا کم نظیر در دوره 5/1 ساله مدیریت فرشیدی را بیاثر کرده است؟! آیا متوسط عملکرد وزارت آموزش پرورش در حدی از ضعف قرار داشته است که علیرغم ادامه همکاری با سایر وزیران نه چندان موفق برکناری او در نیمه راه اجتنابناپذیر بوده است؟
رئیسجمهور باید برای مردم توضیح دهد بینظیر یا کمنظیر خواندن عملکرد وزیر و تاکید بر هماهنگی کامل او با دولت، که در نهایت منجر به شکست تلاش نمایندگان مجلس برای استیضاح وزیر شد، با چه هدفی صورت گرفته است؟ آیا این هم از ابتکارات دوره جدید مدیریت کشور است که هر تصمیمی ـ حتی موضوعی که بر سرنوشت حدود بیست میلیون دانش آموز و معلم تاثیرگذار میباشد ـ باید تنها توسط رئیسجمهور اتخاذ شود؟ آیا بی توجهی به مطالبه رسمی و غیررسمی نمایندگان مجلس حتی به قیمت توصیف کم سابقه از موفقیت یک وزیر نیز از روشهای پسندیدهای است که به دولت جدید نسبت داده میشود؟
پس از استیضاح وزیر آموزش و پرورش در مجلس، 132 تن از نمایندگان به ابقای او رای دادند که بدون تردید رای تعداد قابل توجهی از آنها، برای اجابت خواسته رئیسجمهور بود. به عبارت دیگر، اکثریت قابل توجهی از 290 نماینده مجلس، دیدگاه موافقی نسبت به وزیر نداشتند، در عین حال برای اثبات تعامل مثبت با دولت، ابقای وزیر را پذیرفتند. اما رئیسجمهور که دیروز با پایان دادن به مسئولیت فرشیدی عملاً نارضایتی خود از عملکرد و ی را به نمایش گذاشت ، حاضر نشد که برای اثبات تعامل با مجلس، همزمان با درخواست نمایندگان او را برکنار نماید. رئیسجمهور میتوانست با خودداری از توصیفهای ویژه از عملکرد وزیر، همراهی خود با نمایندگان را به نمایش بگذارد و برخی از آنها را به رای اعتماد مصلحت گرایانه به فرشیدی وادار نسازد البته این تعامل یکسویه، بارها توسط مجلسیان به نمایش گذارده شده است و نمایندگان مجلس در بعضی از موارد از حقوق قانونی خود کوتاه آمده اند تا تعامل با دولت را اثبات کنند.
مثلاً در حالی که به گفته رئیس کمیسیون انرژی مجلس، 69 درصد نمایندگان خواستار عرضه آزاد بنزین هستند، تنها به دلیل مخالفت رئیسجمهور و دولت، در این مورد اقدامی صورت نمیگیرد.
بسیاری از اتفاقات ماههای اخیر که به بهانه تعامل مجلس و دولت و یا به عبارت بهتر مدارای یکطرفه مجلس با دولت انجام میشود اعتراض اصولگرایان مجلس را نیز برانگیخته است. نایب رئیس اصولگرای کمیسیون اصل نود چندی قبل ضمن تاکید بر «قابل توجه بودن تخلف مدیران دولتی از قانون» هشدار داد که «تعامل بین دولت و مجلس نباید موجب ضرر مردم و نظام شود» و عضو ائتلاف آبادگران نیز از این موضوع ابراز تاسف کرد که «نقش مجلس، هیچگاه مانند امروز کمرنگ نبوده است.»
نگارنده هر چه تلاش کرد نتوانست برای آنچه از دویست روز قبل تا دیروز در حوزه آموزش و پرورش به وقوع پیوست، دلیلی بیابد. پس شاید بتوان «دفاع جانانه» آن روز و «برکناری بیسر و صدای» دیروز را ناشی از روندی دانست که ترجمان آن، پس از شکست استیضاح فرشیدی در سرمقاله یک روزنامه حامی رئیسجمهور آمده بود: «اصولگرایان مجلس، دیروز مانور اتحاد دادند و بار دیگر قدرت خود را هنگامی که تصمیم گرفته باشند یک اراده جمعی را پیش ببرند، به نمایش گذاشتند.»
البته اگر اثبات هماهنگی اصولگرایان و مانور اتحاد آنها، اصل اولیه برای سیاستمداران باشد بینظیر خواندن عملکرد وزیر در روز استیضاح و برکناری ناگهانی یا پذیرش بیسر و صدای استعفای او کاملاً موجه خواهد بود. اما در این شرایط، آیا مردم میتوانند به انتظار آمدن بوی خوش از اوضاع باشند؟!