تاریخ انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۲  ، 
کد خبر : ۳۱۵۵۴

33روز سرنوشت‌ساز


اسارت دو سرباز رژیم صهیونیستی توسط رزمندگان لبنانی در اواسط تیر ماه سال گذشته بهانه‌ای شد تا صهیونیستها به زعم خود با حزب‌الله لبنان به دلیل صدمات شدید و تحقیرآمیزی که از این جنبش متحمل شده بودند تسویه حساب کرده و اگر بتوانند این جنبش را نابود سازند‌.‌ از این رو پس از جلسه اضطراری ایهود اولمرت و اعضای کابینه در روز 21 تیر ماه حملات گسترده ارتش صهیونیستی به لبنان در همان روز آغاز گشت.

این عملیات از چند جهت برای صهیونیستها اهمیت حیاتی داشت‌.‌ 6 سال قبل از آن ارتش صهیونیستی بر اثر حملات موثر حزب‌الله مجبور شده بود به صورتی تحقیرآمیز از جنوب لبنان عقب‌نشینی کند و یک پیروزی نظامی ‌در واقع می‌توانست تبعات آن شکست خفت بار را جبران کند. از سوی دیگر ناکامی‌های پی در پی صهیونیستها در داخل فلسطین اشغالی و بی نتیجه ماندن تمامی ‌توطئه‌ها و نقشه‌های آنان برای به زانو در آوردن فلسطینی‌ها فضای تیره و تاریکی را بر اردوگاه صهیونیسم حاکم کرده به ویژه اینکه روی کار آمدن جنبش حماس در داخل فلسطین صهیونیستها را به استیصال و سردرگمی‌وحشت آوری دچار ساخته بود. از اینرو نیاز صهیونیستها به پیروزی در لبنان سرنوشت‌ساز و تعیین کننده محسوب می‌شد.

حساسیت شرایط را حتی کاخ سفید نیز کاملا درک کرده بود و آنان این حساسیت را کتمان نمی‌کردند. اقدام کاخ سفید در اعزام رایس به منطقه و اظهارات شعف آلود وی در ابتدای تهاجم رژیم صهیونیستی که از «‌تولد خاورمیانه جدید‌» سخن به میان آورد در همین راستا قرار داشت و حاکی از اطمینان آمریکا به پیروزی اسرائیل در جنگ مذکور بود.

ظاهر امر نیز چنین نشان می‌داد که ارتش تا بن دندان مسلح اسرائیل که عقبه آن به زرادخانه قدرتهای غربی متصل است به سادگی خواهد توانست در برابر یک گروه شبه نظامی ‌با سلاح‌های نه چندان پیشرفته به پیروزی برسد.

با اینحال در اولین هفته جنگ زمانیکه موشکهای حزب‌الله شمال فلسطین اشغالی را درهم کوبید نخستین شوک به صهیونیستها وارد آمد که شرایط و واقعیت‌ها چندان هم مطابق ارزیابی آنها نیست‌.‌ هر روز که از آغاز تهاجم ارتش صهیونیستی به لبنان می‌گذشت حوادثی رخ می‌داد که صهیونیستها را به اشتباه در پیش‌بینی‌های خود بیشتر آگاه می‌کرد و این روند تا آنجا ادامه یافت که صهیونیستها نه تنها از نابودی حزب‌الله منصرف شدند بلکه بدنبال راه چاره‌ای برای عقب‌نشینی آبرومندانه می‌گشتند. در چنین اوضاعی بود که رایس وزیر خارجه آمریکا که در ابتدا به طبل جنگ می‌کوبید و با توقف جنگ به هر صورت مخالفت می‌کرد این بار مدیریت تازه‌ای را برای به اصطلاح استقرار صلح آغاز کرد و با هماهنگی متحدین غربی خود قطعنامه‌ای را دست و پا کردند تا جنگ به شکلی خاتمه یابد که شکست کامل ارتش صهیونیستی در انظار جهانی به چشم نیاید.

آنچه مسلم است حمله ناکام صهیونیستها به لبنان که به جنگ 33 روزه موسوم شد نتایج شگرفی را ایجاد کرد که تبعات آن در طول یکسال گذشته دامن صهیونیستها را رها نکرد و همچنان در آینده نیز آثار این پیروزی رزمندگان لبنانی ادامه خواهد یافت‌.‌ در طول یکسال گذشته بسیاری از مقامات رژیم صهیونیستی به دلیل تبعات خفت بار شکست در جنگ 33 روزه مجبور به استعفا شدند و بحران عمیقی در دستگاه حاکمه تل‌آویو ایجاد شد.

این رخداد را باید نقطه عطفی در تحولات یک قرن گذشته منطقه به حساب آورد چرا که برای اولین بار در جنگ میان اعراب و اسرائیل، این طرف اسرائیلی بود که شکست را پذیرا شد و عقب‌نشینی کرد. از سوی دیگر، شکست ارتش رژیم صهیونیستی که در مورد توانایی و قدرت آن افسانه‌ها ساخته شده بود، در برابر گروهی کوچک از مبارزان مسلمان لبنان، هیمنه و ابهت پوشالی رژیم صهیونیستی را فرو ریخت و این واقعیت را عیان ساخت که این رژیم شکست‌پذیر است.

تحمل این جنبه از آثار شکست تهاجم 33 روزه به لبنان شاید از جنبه نظامی ‌آن برای صهیونیستها سنگین‌تر باشد‌.‌ اکنون، برای ملت‌های منطقه از ارتش صهیونیستی تصویری کاملاً متفاوت از قبل ترسیم شده است و مسلمانان، به خصوص ملت فلسطین به این یقین رسیده‌اند که با مقاومت و مبارزه قطعاً این رژیم پوشالی درهم فرو خواهد ریخت، امری که نشانه‌های تحقق آن آشکار شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات