نوشته مت والدمن
رییس خطمشی اکسفام برای افغانستان
مترجم: علی کسمایی
هنگامی که کودکان افغانستان مجبورند برای رفع گرسنگی خاک بخورند آشکار است که غرب میلیاردها دلار پول اختصاص یافته برای کمک به مردم این کشور را هدر داده است.
جامعه بینالمللی در معرض خطر تکرار اشتباهات عراق در افغانستان است. از زمان حمله سال 2001 آمریکا به افغانستان بهبود قابل توجهی در زندگی میلیونها نفر از مردم این کشور ایجاد نشده و بیشتر آنان هنوز در فقر شدید زندگی میکنند. از آغاز، خسارات ناشی از یک ربع قرن جنگ در زمینه اصلاح کشور و ساختن آن از صفر نادیده گرفته شد. جوامع روستایی شاهد بهبودهای اندکی بودهاند اما خدمات اساسی کمیاب و غیر کافی است، استانهایی مانند وایکندی که موسسه اکسفام در آنها فعالیت میکند، آب لولهکشی و برق ندارند و همه جادهها خاکی است. میانگین طول عمر در دایکندی 42 سال است و از هر پنج کودک یک نفر قبل از پنج سالگی میمیرد. کودکان افغانی گل دیوارهای خانههای خود را میخورند تا از گرسنگی نمیرند.
بیشتر فعالیتها در زمینه بازسازی در مراکز شهری و موسسات و ساختارهای ملی متمرکز بوده است و بیشتر این فعالیتها نیز بر اساس وسایل و امکانات موجود انجام شده و نه بر اساس نیاز مردم.
لازم است فعالیتهای توسعهای بر اساس نیازهای محلی انجام شود اما نهادهای دولت درباره نقش خود اختلاف دارند و شوراهای ناحیهای که قانون اساسی تشکیل آنها را پیشبینی کرده هنوز تشکیل نشدهاند. از نظر مردم عادی افغانستان، شورای محلی یا شورای ریشسفیدان مجلس شورا یا لویی جرگه نهاد اصلی قدرت را تشکیل میدهد با این حال، در فرآیند دولت سازی و اداره امور به این نهادها بهای لازم داده نشده است.
انجام چهار کار ضروری است: ایجاد توانایی دولت محلی برای ارائه خدمات اساسی در سطح محلی؛ دستیابی به نظام منسجم حکومت محلی؛ هدایت منابع به جوامع برای کمک به آنها به منظور یاری به خود؛ و حمایت از تولید اقتصادی به ویژه در تجاربهای روستایی و کشاورزی غیر از تریاک.
امور مالی افغانستان در دست آمریکا است و آمریکا مسوول تامین بیش از نیمی از تمامی کمک به این کشور است ( کمکی که حدود یک سوم تولید ناخالص داخلی است) و در نظر دارد 6/10 میلیارد در دو سال آینده به این کشور بدهد. اما همچون عراق، قسمت اعظم این کمکها هدر میرود. فشار سیاسی در کشورهای کمکدهنده برای نتایج سریع باعث اجرای طرحهایی شده که نه مناسب هستند و نه پایدار و ماندنی.
بیشتر پولهای کمک صرف انجام برنامههایی در استانهای ناامن جنوبی میشود که کشت تریاک در آنها رایج است. نادیده گرفتن استانهای امن، تشویق گسترش شورش است.
نزدیک به نیمی از کمک توسعه آمریکا نصیب پنج مقاطعه کار بزرگ آمریکایی در افغانستان میشد. پول فراوانی به پرداخت حقوقهای کلان و هزینههای زندگی، منابع غیرافغانی و سودهای شرکتهای بزرگ اختصاص داده شده است. هزینه یک مشاور بازگشتی حدود نیم میلیون دلار در سال است. استفاده از مقاطعه کاران بینالمللی اجتنابناپذیر است اما لازم است در انتخاب آنها دقت فراوان به عمل آید و از منافع افغانستان استفادههای بیشتری به عمل آید. بازرس دولتی میتواند به شکایات رسیدگی کند و توصیههایی به عمل آورد.
خشم مردم افغانستان از کشته شدن مردم عادی، به ویژه به وسیله واحدهای آمریکایی، رو به افزایش است. آمریکاییها اخیرا در حملهای به غرب افغانستان 50 غیرنظامی را کشتند و در طول 6 هفته گذشته نیروهای ائتلاف بیش از صد غیرنظامی در مقایسه با حدود 230 نفر در کل سال 2006را کشتند.
اگر نیروهای بینالمللی حمایت مردم را از دست بدهند، گروههای شبهنظامی و ناامنی گسترش خواهد یافت.
یک سوم مردم افغانستان تصور میکنند دموکراسی با ارزشهای اسلامی ناسازگار است و بیشتر مردم از حضور نیروهای بیگانه در کشورشان ناراضی هستند. اگر برای بهبود ارائه کمک و کنترل استفاده افراطی از زور اقدامات اساسی انجام نشود. ممکن است عواقب ویرانگری ایجاد شود. در عین حال برای مبارزه با شورشیان، کنترل مواد مخدر اداره آوارگان و تقویت تجارت و سرمایهگذاری در سطح منطقهای باید اقدامات لازم به عمل آید.
دستیابی به صلح افغانستان کاری غیر ممکن نیست. اما اشتباهات عراق در حال تکرار است. بدون تغییر مسیر، تصور عواقب این اشتباهات بسیار وحشتناک است.