نامه سوسیال دموکرات های تبریز به کائوتسکی
تبریز،16ژوئیه 1908
شهروند کارل کائوتسکی
شهروند گرامی
با توجه به صلاحیت عمیق شما در علوم اقتصادی و اجتماعی، ما به خود اجازه میدهیم ضمن این نامه سوالاتی چند را طرح کنیم و با توجه به آنکه حل آنها برای ما حائز اهمیت است از شما بخواهیم به فوریت به آنها جواب بدهید. گروه سوسیال دموکراتهای تبریز به تازگی با شرکت جمعی از روشنفکران این شهر تشکیل یافته است. ذکر عللی که موجب تشکیل این گروه شد در اینجا باعث اطاله کلام خواهد شد. در آتیه نزدیکی به این مطلب خواهیم پرداخت. در اینجا بدین بسنده میکنیم که گروه از آغاز پیدایش خود، هم خود را صرف ترویج اصول مارکسیسم (و به عبارت دقیق، سوسیال دموکراسی بینالمللی) کرده است.
گروه تاکنون طرح برنامه عمل (Action وProjet d) خود را تدوین کرده بود. لکن رویدادهای پرسروصدای اخیر در ایران [کودتای محمدعلی میرزا علیه مشروطه] وی را بر آن داشت در ماه سپتامبر آینده نشست بعدی خود را به صورت مجمع عمومی به منظور تجدیدنظر در طرح برنامه عمل و بحث بر سر شرکت فعالانه در جنبشهای دموکراتیک ایران فراخواند.
اگرچه با توجه به آنکه در ایران هنوز صنایع سرمایهداری به وجود نیامدهاند پرولتاریای صنعتی (به معنی اروپایی کلمه) که گروه ما بتواند بر آن تکیه کند، وجود ندارد، لکن برخی از رفقا به درستی بر این عقیدهاند که گروه میتواند از چارچوب فعالیت منفعل (پروپاگاند) خارج شده و نه تنها میتواند بلکه باید در ضمن کوشش به نفع دموکراسی و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشور، بدون چشمپوشی از اصول اساسی خود، فعالانه در جنبشها شرکت جوید.
این طبیعی است که یک نفر سوسیال دموکرات، از آنجا که نه تنها فردی است سوسیالیست بلکه به علاوه دموکرات، پیگیرترین دموکراتها نیز هست، نمیتواند در یک جنبش دموکراتیک بیکار بنشیند. از این روست که گروه اصل شرکت در جنبشها را مورد قبول قرار داد، اگرچه برخی از رفقا از دفاع از این نظریه خودداری کنند، امتناع آنان به هیچ وجه مطلق نبوده، نسبی و مشروط است. طرز تلقی آنان از اینجا ناشی میشود که ماهیت انقلاب ایران به نظر آنان ابهامآمیز مینماید. شاید بدانید که بر سر خصلت جنبشهای کشور ما دو نقطه نظر وجود دارد: موافق نقطه نظر اول، انقلاب ایران دارای هیچگونه مضمون مترقی نیست: متفکران این دسته مدعی هستند که جنبش علیه سرمایه خارجی، یعنی تنها عاملی که میتواند به انکشاف صور [صورتبندی؟] اقتصادی کشور کمک کند، متوجه است؛ به عبارت سادهتر، هدف جنبش این است که بر سر راه تمدن اروپایی سد به پا کند.
به عکس، هواداران نقطه نظر دوم اظهار میدارند که جنبش مترقی است، زیرا علیه نظام فئودالی متوجه است، زیرا جنبشی است متعلق به تودههایی که به دست اربابان زمیندار (لاندلوردها) استثمار میشوند.
جنبش بورژوازی بزرگ و خرده، (نه صنعتی بل تجاری) علیه مالکین بزرگ اراضی است که از طریق قحطی ساختگی خویش و غیره، اهالی را در فقر نگه داشته، از انکشاف تجارت جلوگیری میکنند. اینان همچنین میافزایند که هرچند جنبش در مرحله نخستین خود حاوی گرایشهای قهقرایی است که از عناصر ارتجاعی ناشی میشود، اما این گونه تمایلات با مضمون خیال پرستانهاش، پا به پای تحول جنبش از میان خواهند رفت. ایشان در دفاع از نظر خود این واقعیت را گوشزد میکنند که با وجود به اصطلاح مبارزه علیه سرمایه خارجی، واردات فرآوردههای اروپایی طی سال مالیاتی 1907ـ1906، یعنی سالی که ایران دارای مجلس بود و هنگامی که جنبشها دوران شکوفایی خود را طی میکردند، افزایش یافته است.
ضمن ارائه خلاصه این دو نقطه نظر، ما مطمئن هستیم که در عین حال شما تا آن حدی در جریان واقعیت کشور ما قرار دارید تا بتوانید نظر شخصی خودتان را درباره خصلت انقلاب ایران به ما بنویسید. آنچه معلومات تاریخی شما را در این زمینه تکمیل خواهد کرد عبارت است از اطلاعات [مندرجه] در مطبوعات و پارهیی کتب آلمانی و تحقیقات انجام شده درباره وضع اقتصادی و اجتماعی ایران، اما هرگاه شما دادههای لازم برای فرموله کردن نظرات خود را در اختیار نداشته باشید، ما آمادهایم که همه نوع اطلاعات را که در اینجا جمع آوری توانیم کرد در اختیارتان بگذاریم، در این صورت کافی است که شما برای ما پرسشنامهیی ارسال دارید تا ما آن را پر کرده، فوراً به شما بازگردانیم.
در صورتی که دادههای لازم را در اختیار دارید، بسیار سپاسگزار خواهیم بود که به سوالات زیر که مربوط به مسائل نظری و عملی است، جواب دهید. این مسائل باید در مجمع آینده ما مورد بحث قرار گیرند و جوابهای شما خواهند توانست اخذ تصمیمات ما را بسی تسهیل کند.
1ـ نظر شما درباره خصلت انقلاب ایران چیست؟ (توضیح) آیا قهقرایی است؟ (توضیح)
2ـ شرکت سوسیال دموکراتها در یک جنبش کاملاً دموکراتیک پیشرو و مترقی یا در یک جنبش قهقرایی از چه نوع میتواند باشد؟ (توضیح) بدیهی است که این شرکت جستن نباید به اصول اساسی ما خدشه وارد سازد. میتوانید پاسخ خود را به فرانسه نوشته به نشانی زیر ارسال دارید.
افزون بر این ما خرسند خواهیم شد بدانیم که میتوانیم برای همه مسائل مورد علاقه مان به شما رجوع کنیم؟ ما اطمینان داریم که تئوریسینهای ما از کمک به ما دریغ نخواهند ورزید.
آ. چیلینگریان
پاسخ کائوتسکی به گروپ سوسیال دیموقراتهای تبریز
اول آگوست 1908
رفیق گرامی،
از اینکه به نامه شما پاسخ نگفتهام طلب پوزش میکنم. این تاخیر ناشی از کمبود علاقه از جانب من نیست، بل، برعکس، من برای نامه شما اهمیت قائلم. لکن من زیاد در مسافرتم و نامه شما تنها دیروز به دستم رسید.
برای من میسر نیست جواب کاملی به نامه شما بدهم، زیرا در حالی که در حرکت هستم، مدارک لازم را در اختیار ندارم.
باید خود را به چند سطر محدود سازم. در رابطه با سوال شما، مشکل بتوان وضع کشوری را که کم میشناسم و در آن ناگهان نیروها و اقشار [اجتماعی] نوینی ظاهر گشتهاند و تا لحظه تظاهرشان در کشور خویش نیز ناشناخته مانده بودند، [کشوری] که در آن از روزی به روزی دیگر نوسانات شدیدی رخ میدهد، داوری کنم.
لکن به نظرم، با راحتی وجدان، میتوان گفت که سوسیالیستهای ایرانی وظیفه دارند در جنبش دموکراتیک شرکت جویند.
سوسیالیستها چون دموکراتهای ساده در میان دموکراتهای بورژوا و خرده بورژوا در مبارزه شرکت میجویند؛ لکن نزد آنان مبارزه برای دموکراسی، یک مبارزه طبقاتی است.
اینان میدانند پیروزی دموکراسی پایان مبارزه سیاسی نخواهد بود، بل آغاز مبارزهیی نو و ناشناخته خواهد بود که در سیستم استبدادی تقریباً نامیسر بود. در یک جنبش دموکراتیک که مورد حمایت تمام طبقات زحمتکش کشور است، همواره گرایشهای ارتجاعی تظاهر میکنند که برخی از اقشار کوچک دهقانی و خرده بورژوایی حامل آنها هستند.
ولی این دال بر بیرون ماندن از مبارزه نیست، بل دلیلی است بر [لزوم] کار کردن علیه این گرایشها در جنبش دموکراتیک. این همان تاکتیکی است که مارکس در 1848 در آلمان هنگامی که کوچکترین موقعیت ایجاد حزب پرولتری محکم وجود نداشت، به کار بست.
برخورد خصمانه با سرمایه خارجی ضرورتاً ماهیتی ارتجاعی ندارد. تاسیس صنایع سنگین و راه آهن برای ایران به روشنی همان قدر اهمیت دارد که برای سایر کشورها. لکن ایران دیگر به راه سرمایهداری گام نهاده است و ممکن است که اگر توسط سرمایه خارجی استثمار نشود، بتواند در این راه سریعتر پیش رود. در ایران این سرمایه تنها به شکل سرمایه صنعتی تظاهر نمیکند، بل همچنین ـ و حتی تا حد زیادی ـ به شکل سرمایه ربائی. بدین شکل، تمام ملت و [حتی] دهقان فقیر میشود و توانایی این را نخواهد داشت محصولات صنعتی را بخرد. بدین دلیل است که در ایران، همانند روسیه، سرمایهداری خارجی مانع از انکشاف بازار داخلی که نخستین پیش نشان انکشاف صنعتی است، میشود.
هنگامی که استثمار ایران توسط سرمایه خارجی قطع شود، بازار داخلی و سرمایه بومی انکشاف خواهند یافت، زیرا مازاد ارزش اضافی در داخل کشور باقی میماند.
برای اینکه جنبش پرولتری انکشاف بیابد، دموکراسی نه تنها به آزادیهای سیاسی، بل همچنین به استقلال کشور از نفوذ خارجی ـ چه اقتصادی و چه سیاسی ـ نیاز دارد.
خلقهای خاورزمین که میکوشند سرمایهداری را در سرزمینهای خود واژگون سازند، نه تنها برای سوسیالیسم در کشورهای خود مبارزه میکنند، بل همچنین برای سوسیالیسم نزد ما در اروپا.
اینان بدین وسیله سرمایهداری اروپا را تضعیف میکنند و نیروی بیشتری به پرولتاریای اروپا میبخشند.
اگر مثلاً انقلاب [1905] روسیه موفق شده بود و اگر از پرداخت بدهیهای حکومتی سر باز زده شده بود، چنین امری انقلاب در فرانسه را موجب شده بود. اگر هند، بریتانیا و مصر به اندازه کافی نیرومند بودند تا بتوانند استقلال خود را تحصیل کنند، چنین امری ضربه محکمی به سرمایه انگلیس وارد میساخت و در نتیجه تضادهای بین سرمایهداری و پرولتاریای انگلیس تشدید میشد.
ایران و ترکیه که در مبارزه برای رهایی خویش اند، برای آزادی پرولتاریای جهان مبارزه میکنند.
رفیق گرامی، امیدوارم که تحریر این سطور کوتاه مورد رضایت شما باشد. به محض بازگشت به برلین، اگر وقتم اجازه دهد، وضع ایران را عمیقاً مطالعه خواهم کرد.
به هر حال برای ما مهم است که درباره جنبش انقلابی ایران، علل آن، گرایشها و طبقاتی که از آن حمایت میکنند، کسب اطلاع کنیم.
من با اشتیاق مقاله شما را در این زمینه در «نویه تسایت» روزنامهیی که در سراسر جهان پخش میشود، انتشار خواهم داد. نقطه نظر مارکسیستی شما را غنیتر خواهد ساخت و به ما اجازه خواهد داد مسائل را روشنتر از آن ببینیم که یک دموکرات عادی میتوانست میسر سازد.
امیدوارم با اینکه کشور شما در [حالت] انقلابی به سر میبرد این سطور به دست شما برسند. دست شما را میفشارم و موفقیت شما و رفقایتان را آرزو میکنم.
با سلامهای رفیقانه
ک.کائوتسکی
توضیح: این رفقا طی نامهیی به پلخانف مخالفت خود را با نظر کائوتسکی اعلام داشتند.