اشاره :
دانشگاه به دلیل ویژگیهای ممتازی که دارد میبایست به عنوان یکی از مراجع رسمی کشور برای کسب تکلیف مردم در مسائل سیاسی مبدل گردد. متاسفانه نوع نگاه غلط سیاستمداران در دورههای اخیر مانع از رسیدن دانشگاه به جایگاه حقیقی خود در عرصه سیاسی کشور شدهاست. به بهانه سالروز 16آذر 1332 گفتگویی با دکتر علی عباسپور تهرانی فرد رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی انجام دادهایم.
">اشاره :
دانشگاه به دلیل ویژگیهای ممتازی که دارد میبایست به عنوان یکی از مراجع رسمی کشور برای کسب تکلیف مردم در مسائل سیاسی مبدل گردد. متاسفانه نوع نگاه غلط سیاستمداران در دورههای اخیر مانع از رسیدن دانشگاه به جایگاه حقیقی خود در عرصه سیاسی کشور شدهاست. به بهانه سالروز 16آذر 1332 گفتگویی با دکتر علی عباسپور تهرانی فرد رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی انجام دادهایم.
*قشر دانشجو هم در قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب اسلامی همواره یک پای تحولات سیاسی ـ اجتماعی کشورمان بودهاست. به نظر شما علت اصلی این پدیده چیست؟
**این پدیده ناشی از طبیعت دانشجو و محیط دانشگاه است. دانشجو اصولادر سن پر شور جوانی قرار دارد و در اوج جوانی خود به محیطی وارد میشود که در پی کسب علم و دانش و پرورش استعدادهایش است. همچنین دانشجویان در دوران دانشجویی تعلقات اجتماعی کمتری دارند لذا از بسیاری قید و بندهای اجتماعی آزادند. به این ترتیب از فکری باز برخوردار است و میتوان مسائل جامعه خود را تحلیل کند. از آنجایی که وقت مناسبی را برای مطالعه و تحقیق دارد و در کنار اساتید دانشگاهی قرار دارد، تحلیل مسائل مختلف جامعه برای او جالب و راحتتر است. لذا ما شاهد هستیم که علیالاصول قشر دانشجو در همه کشورها یک قشر متفکر و پیشرو است. طبیعی است که تمام این ویژگیها در دانشگاههای کشور ما حاکم است.
*همواره کارشناسان مسائل سیاسی و اجتماعی از سیاستزدگی دانشگاه و دانشگاهیان به عنوان یک آسیب جدی یاد میکنند. به نظر شما چگونه میتوان روحیه علمآموزی را با روحیه کار سیاسی هماهنگ و همراه کرد بدون آنکه یکی فدای دیگری نگردد و یا دانشجوی ما در دام سیاستزدگی گرفتار نشود؟
**مهمترین آسیب محیط دانشگاه و دانشجویان ما بخصوص در حوزه سیاسی دستاندازی احزاب سیاسی و شخصیتهای سیاسی بر روی دانشگاه است. هرگاه احزاب سیاسی یا یک تفکر سیاسی خواسته از دانشگاه به نفع خود بهرهبرداری کند، نهایتا موجب محدود شدن تفکر باز و مستقل دانشجویی و یا جهتدار شدن تفکر دانشجویی شده است و این پدیده به جنبش دانشجویی صدمه زده است. زیرا جنبش دانشجویی زمانی میتواند اصالت داشته باشد که از قید و بندهای احزاب سیاسی و وابسته بودن به احزاب سیاسی آزاد باشد. البته این بحث به معنای آن نیست که دانشجوی ما سیاسی فکر نکند و در مباحث سیاسی وارد نشود بلکه سیاسی فکر کردن و داشتن اندیشه سیاسی یکی از خصوصیات مهم جنبش دانشجویی و محیط دانشگاه است، اما دانشجو نباید اجازه دهد که دیگران از او به عنوان یک ابزار جهت رسیدن به منافع یک گروه خاص استفاده کنند. محیط دانشگاه نیز نباید میدانی برای تاخت و تاز احزاب سیاسی شود. از این بابت ضربات سختی به جنبش دانشجویی وارد شده است.
*آیا میتوان بحث مهم نخبهپروری سیاسی را که مقام معظم رهبری آن را مطرح کردند در همین راستا تحلیل کرد؟
**نخبهپروری سیاسی همان طور که اشاره کردید بسیار مهم و حیاتی است. ما نیازداریم که در حرکتهای سیاسی خود از کسانی که قدرت تحلیل سیاسی بیشتری دارند و میتوانند آینده نگر و برنامه ریز باشند بهره بگیریم. ما نیازمند پرورش یک چنین شخصیتهایی هستیم. جامعهای میتواند پویا و زنده باشد که آگاهانه برای آینده خود برنامهریزی و در راستای تحقق برنامهها گام بردارد. این آیندهنگری در همه ابعاد وجود دارد از جلمه بعد سیاسی کشور. ما شاهد هستیم که مسائل سیاسی مسائلی هستند که از نظر مقایسهای میتوان آنها را به معادلات چند مجهولی تشبیه کرد. همان گونه که برای حل یک معادله چند مجهولی غیرخطی به یک ریاضیدان نخبه نیاز هست تا بتواند مجهولات را معلوم کند همان طور برای حل مجهولات و معادلات سیاسی نیز نیازمند نخبگان سیاسی هستیم. قطعا حرکتهای سیاسی حرکتهای تکبعدی نیستند. شما وقتی میخواهید یک تصمیم سیاسی بگیرید و یا آیندهنگری سیاسی کنید، هم از نظر بینالمللی، هم از نظر فرهنگی و هم از نظر اقتصادی و اجتماعی میبایست مورد ارزیابی قرار گیرد. نخبگان سیاسی کسانی هستند که میتوانند با جمع همه جوانب به حل مجهولات سیاسی و کسب معلومات مشخصی دست پیدا کنند. معلوماتی که در نهایت میتواند راهگشا برای رسیدن به یک افق روشن در آینده باشد. لذا ما نخبه سیاسی را قطعا در حرکت دانشجویی و نگرش علمی به مباحث سیاسی میتوانیم به دست آوریم.
*میتوان از دانشگاه و دانشگاهیان به عنوان یک مرجع سیاسی در جامعه یاد کرد به طوری که مردم بتوانند جهت کسب اطلاعات مورد نیاز خود به این نهاد مراجعه کنند. آیا دانشگاه ما در شرایط فعلی توان بازی کردن نقش یک نهاد مرجع سیاسی را دارد؟
**دانشگاه ما دارای یک چنین پتانسیلی هست. در طول سالهای پس از تشکیل دانشگاه در ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب که نمود آن در قبل انقلاب حادثه 16 آذر بود و بعد از انقلاب نمود آن حضور دانشجویان در صحنههای مختلف انقلاب از جمله جبهه و جنگ بود نشان داد که دانشجویان ما میتوانند یک قشر پیشرو باشند. به همین دلیل است که حضرت امام (ره) آینده یک جامعه را به حوزه و دانشگاه متصل میکند و بالندگی و پویندگی دانشگاه و حوزه را در حقیقت پیشرفت جامعه میدانند اما متاسفانه در طول سالهای بعد از انقلاب بخصوص یک دهه اخیر میبینیم که دستاندازی و مصادره جنبش دانشجویی توسط احزاب سیاسی باعث شده که این جنبش منحرف شود و این انحراف هم باعث ایجادیک حرکتی شد که مورد پذیرش بطن جامعه نبوده است. البته در شرایط فعلی ما این حرکت را تعدیل شده میبینیم و بنده معتقدم که در مسیر مستقیم خود در حال حرکت است. اوج سیاست زدگی دانشگاهها را ما در دوران معروف به اصلاحات شاهد بودیم که سیاستهای غلط وزارت علوم و نوع نگاه سیاست زده آنان به دانشجویان این نهاد را با چالش روبرو کرد و در نهایت با فشارهای سیاسی که مدیرت وزارت علوم به جنبش دانشجویی وارد میکند استقلال و اصالت این جنبش را زیر سوال میبرد.