بسماللهالرحمنالرحیم
گستاخی سران کشورهای حاشیه خلیج فارس در قالب بیانیه پایانی اجلاس شورای همکاری خلیج فارس که شب چهارشنبه هفته گذشته در دوحه قطر به کار خود پایان داد، واقعه قابل تاملی است که باید مسئولان نظام جمهوری اسلامی و متولیان سیاست خارجی کشورمان را نسبت به مسائل مطرح شده در این بیانیه حساس کند.
ویژگی اجلاس هفته گذشته شورای همکاری خلیج فارس این بود که برای اولین بار رئیسجمهوری اسلامی ایران در آن حضور داشت و این حضور به دعوت رئیس این شورا صورت گرفته بود.
این دعوت، در تحلیل ناظران سیاسی به معنای تکریم جمهوری اسلامی ایران تلقی شده و حتی منابع خبری اعلام کردند رئیسجمهور کشورمان و رئیس امارات در حاشیه اجلاس سران کشورهای حوزه خلیج فارس در دوحه، در نشستی دو نفره پشت درهای بسته به بررسی مسائل مربوط به جزایر سهگانه ایرانی پرداختند.
اینها نکاتی هستند که بطور طبیعی باید موجب رعایت حرمت جمهوری اسلامی ایران توسط شرکت کنندگان در اجلاس شورای همکاری خلیج فارس شوند و این حرمت گذاری لااقل در بیانیه پایانی این اجلاس متجلی باشد. متأسفانه انتشار بیانیه پایانی نشان داد نه تنها این چنین نشد بلکه شورای همکاری خلیج فارس در این بیانیه در همه موارد مطرح شده برخورد خصمانه کرده و حتی هیچگونه پای بندی به واقعیتهای آشکار تاریخی نیز نشان نداده است. مواردی که در این بیانیه نشان دهنده گستاخی شیوخ منطقه است و برخورد خصمانه آنها را نشان میدهد از اینقرارند
1ـ سران شورای همکاری خلیج فارس برخلاف واقعیتها و اسناد تاریخی موجود، بار دیگر اعلام کردهاند : «ایران با اشغال ! سه جزیره متعلق به امارات متحده عربی شامل جزیره ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک، حاکمیت کشور امارات عربی متحده را نادیده گرفته است». در همین بند از بیانیه، ایران متهم به پاسخ ندادن به درخواست امارات برای حل مسالمتآمیز مسأله سه جزیره شده و شرکت کنندگان در اجلاس از این مسئله ابراز تأسف کرده و از ایران خواستهاند این موضوع را از راه گفتوگو یا دیوان داوری بینالمللی برطرف کند!
2ـ با اینکه روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» نوشت: در آناپولیس، اسرائیل اعراب را فریب داد، در بیانیه دوحه، سران شورای همکاری خلیج فارس، با ابراز امیدواری نسبت به موفقیت کنفرانس آناپولیس، در تلاشهای خود برای دستیابی به صلح و تمرکز بر موضوعات کلیدی در بحث خاورمیانه، خواهان حل موضوعات پناهندگان، اورشلیم، امنیت مرزهای آبی و و خاکی کشور مستقل فلسطینی و نیز تشکیل این کشور در کنار اسرائیل شدند.
3ـ درحالیکه مرجع قانونی رسیدگی به مسائل هستهای، آژانس بینالمللی انرژی اتمی است، سران شورای همکاری خلیج فارس از ایران خواستهاند مسائل پرونده هستهای خود را با جامعه جهانی حل و فصل کند. این، همان سیاستی است که آمریکا و همپیمانان اروپائیش دنبال میکنند.
شاید از اینکه سران شورای همکاری خلیج فارس، تا به حال هیچگاه در بیانیههای خود درباره مشکلات و اختلافاتی که به مسائل امنیتی و نظامی خودشان برمیگردد، اشارهای نمیکنند، کسانی تصور کنند اعضای این شورا با همدیگر هیچ اختلافی ندارند. ولی واقعیت کاملاً برعکس است و همه شش کشور عضو این شورا به صورت دوجانبه با همدیگر اختلافات گسترده مرزی دارند ولی مأموریت دارند بجای آنها با جانبداری بیچون و چرا از ادعای غیرقانونی و امارات نسبت به جزایر سهگانه ایرانی، آن اختلافات را پنهان نمایند کما اینکه عمده کردن مسأله سه جزیره با هدف به فراموش سپردن جنایات صهیونیستها و اشغال فلسطین توسط رژیم صهیونیستی نیز با همین هدف صورت میگیرد.
اختصاص یافتن بخشی از بیانیه پایانی اجلاس سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس به اجلاس آناپولیس نیز نشاندهنده همین واقعیت تلخ است که سران این کشورها مأموریت ویژهای برای حمایت از سیاستهای آمریکا و صهیونیسم در منطقه دارند.
اجلاس آناپولیس، به اعتراف خود آمریکائیها دستاوردی نداشته و صرفاً یک نمایش تبلیغاتی بوده است. نخستوزیر رژیم صهیونیستی نیز بلافاصله بعد از پایان اجلاس آناپولیس اعلام کرد تشکیل یک کشور فلسطینی در کنار اسرائیل غیرممکن است کما اینکه بازگشت آوارگان فلسطینی نیز بهیچوجه برای اسرائیل قابل قبول نیست. در مقابل حماس که منتخب واقعی مردم فلسطین است اجلاس آناپولیس را ابزاری برای پیشبرد اهداف تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی دانسته و آنرا رد کرده است. با اینحال، شورای همکاری در بیانیه خود از اجلاس آناپولیس حمایت کرده و در واقع در مقابل ملت فلسطین موضعگیری کرده است.
درباره پرونده هستهای ایران نیز اگر سران کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس درصدد درک واقعیت بودند، قطعا توضیحات رئیسجمهوری اسلامی ایران در این زمینه برای آنها کافی بود. علاوه بر این اعلام چندین باره غیرنظامی بودن فعالیتهای هستهای ایران توسط مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی هستهای در این زمینه هیچ جای تردیدی باقی نمیگذارد و موضع ایران نیز حل و فصل این مساله در آژانس است نه جامعه جهانی که مقصود از آن آمریکا و کشورهای اروپائی همپیمان با آمریکاست.
به نظر میرسد اعضای شورای همکاری خلیج فارس باید پنبهای را که آمریکا به گوش آنها فرو کرده است از گوش خود بیرون بیاورند تا قدرت درک واقعیتهای منطقه و جهان را پیدا کنند. سخن جمهوری اسلامی ایران، کاملاً واضح و شفاف است. جزایر سهگانه 3 ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک، بخشی از خاک ایران هستند و هیچکس حق تعرض به آنها و معامله بر سر آنها را ندارد. کسانی که در کاخهای شیشهای خود نشستهاند و دیکته آمریکا را میخوانند و در اجلاسهایشان همان دیکته را در قالب بیانیههای تکراری منتشر میکنند باید بدانند که ملت فلسطین بیاعتنا به این توهمات، به مبارزه خود علیه رژیم غاصب صهیونیستی ادامه خواهد داد و ملتهای مسلمان، از جمله ملتهای حوزه خلیج فارس، از آرمان فلسطین تا آزادی قدس شریف حمایت خواهند کرد و صهیونیستها را سرانجام به زبالهدانی تاریخ خواهند سپرد.
جمهوری اسلامی ایران، همانطور که مسئولان آن در طول سه دهه گذشته بارها اعلام کردهاند و هفته گذشته نیز رئیسجمهور، چه در اجلاس دوحه و چه در بازگشت به تهران، تصریح نموده خواستار روابط حسنه و برادرانه با همسایگان خود در حاشیه خلیج فارس و در کل منطقه میباشد. با اینحال، اراده سیاسی مسئولان نظام جمهوری اسلامی براینست که به دیگران اجازه دخالت در امور داخلی خود را ندهد و بر سر تمامیت ارضی خود با هیچکس معامله نکند و به هیچکس اجازه ندهد کلمهای برخلاف این واقعیت که جزایر سه گانه بخش لاینفک خاک ایران هستند به زبان بیاورد.