سیدعباس احمدی
کارشناس مسائل جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک
یک سال پیش بهانه اسیر شدن دو نظامی اسرائیلی توسط نیروهای حزبالله لبنان، آتش جنگی را روشن کرد که به جنگ 33 روزه معروف شد. جنگی متفاوت از جنگهای گذشته منطقه و نمونههای مشابه در سایر نقاط جهان. در روزهای ابتدائی جنگ بسیاری از صاحبنظران و تحلیلگران مسائل یاسی و بینالمللی. پیروزی ارتش قدرتمند اسرائیل را تا حد نابودی کال و مطلق حزب ا… و کشته شدن یا اسیر شده رهبران طراز اول آن پیش بینی میکردند. اما نتیجه چیز دیگری بود. رویکرد کالا تازه و جدید بعد از جنگ. غیرمتعارف و باعث شگفتی بود؛ چیزی که میتوان از آن به “ژئوپلیتیک مقاومت” یاد کرد. متغیری که هر چند تا آن زمان نیز در بازارهای سیاسی بازیگران بزرگ مورد توجه قرار میگرفت، ولی جنگ 33 روزه و حماسه با شکوه حزبا… لبنان، اهمیت آنرا هم در اذهان اندیشمندان و صاحبنظران و هم در برنامهای سیاست مداران و مجریان سال جهانی به میزان زیادی ارتقا داد.
به گواهی تاریخ، دانش ئوپلیتیک تا کنون بیشتر بر روی اقدامات دولتها و طبقه برگزیده جوامع آنها و درک شورشها و تاکید بیش از اندازه سیاستمداران متمرکز بود. به هر حال سیاستهای ژئوپلیتییک به وسیله کشورها مقرر شده و گفتمانهائی که توسط سیاستگزاران آنها بیان شده است، به ندرت بدون یک نوع بحث و مناظره از سوی کسانی که با اشکال مختلف بودهاند، رواج یافته است. اکنون عده بیشتری پذیرفتهاند، که “ روابط قدرت بدون مقاومت وجود ندارد، مقاومت نیز مثل از تنوع برخوردار بوده و میتواند در قالب راهبردهای جهانی تکمیل شود.
جنگ 33 روزه که طی آن ایستادگی نیروهای حزبا… لبنان در برابر تهاجم ارتش اسرائیل. بهترین نمونه ژئوپلیتیک مقاومت را ارائه میدهد، از جهات مختلف جالب توجه و قابل تامل است:
1- نخست سطح سیاسی و هویت نابرابر طرفین درگیر در جنگ بود که باید آنرا مهمترین ویژگی این جنگ دانست. در یک سو ارتش قوی و قدرتمند کشوری که از سطوح بالایی از قدرت سیاسی و نظامی برخوردار است و مورد حمایت بیچون و چرای قدرتهای جهانی بویژه ایالات متحده است. پیشتیبانی رژیم صهیونیستی توسط کشورهای غربی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، مهمات اسلحههای جدید و… پدیدهای نیست که مختص روزهای جنگ باشد بلکه در طول تاریخ حدود شصت ساله این رژیم ادامه داشته است. در سوی دیگر نیروهای حزبا… نه تنها از چنین موقعیتی برخوردار نبودند بلکه تنها گروهی در داخل یک کشور ـ نه تمام کشور ـ بودند که حتی در برخی موارد از حمایت هموطنان خود نیز بهرهمند نبودند و تنها تکیه گاه آنان اعتقادات محکم به نیروی ایمان بود. فراتر از این، بر همگان روشن است که یک حزب داخلی هر چند هم قوی و سازماندهی شده باشد. امکان مجهز شدن به انواع سلاح های جدید و مدرن را نخواهد داشت. بنابراین در جنگی تا این اندازه نابرابر، طبیعی بود که بیشتر تحلیلگران نابودی زود هنگام حزبا… را پیشبینی نمایند.
2- ویژگی دیگر این جنگ که به نقطه قوت حزبا… در برابر ارتش تا دندان مسلح اسرائیل تبدیل شد. مردمی بودن نیروهای مقاومت بود. آنان بر خلاف آنچه در سایر نقاط جهان رایج است، کارمندان و درجهداران ارتش نبودند و به واسطه استخدام در بخش نظامی کشور امرار معاش نمیکند. حزبا… از نیروهای مردمی تشکیل شده است. پزشک، معلم، کشاورز و کارگر. همه نیروهای حزبا… هستند و حزبا… هم همان مردم است. البته مردمی که در واقع ضروری با نیروی ایمان میجنگند و از هر ارتش مقتدری قویترند.
3- مشخصه دیگر این منازعه که باز هم در راستای قدرت حزبا… عمل کرد و به صورت افتخاری برای تشیع و حتی تمامی دنیای عرب درآمد، نقش رهبری در حزبا… و در این جنگ بود. سیدحسن نصرا… به خوبی توانست نیروهای مردمی را حول اشتراکات دینی و ملی گرد آورد و در جهت دفاع از منافع ملی کشور و مبارزه با زیادهخواهیهای رژیم صهیونیستی سازماندهی مینماید. در مقایسه با احزاب و گروههای فلسطینی که تاریخچه مبارزاتی طولانیتری با رژیم اسرائیل دارند و دامنه مبارزات آنان بسیار گستردهتر است، ولی از نداشتن رهبرانی با قدرت کاریزمایی رنج میبرند، بسیار روشن و بدیهی است که نقش رهبری در جنبش حزب ا… و نیروهای مقاومت از جایگاه مهم و بسیار بالایی برخوردار است. این ویژگی منحصر به فرد است که حتی برخی از روزنامهنگاران اسرائیلی نظیر “ماخیلس” را به اعتراف واداشت تا چنین اظهار نظر نمایند که “مبارزان حزبا… به راه سید حسن نصرا.. دبیر کل حزب ا… برای دفاع از لبنان در برابر اسرائیل و آمریکا ایمان دارند.
4- برخلاف ارتش اسرائیل که مورد حمایت فراوان غریبان بود و هر گونه تجهیزات مورد نیاز آن در دسترسی قرار میگرفت، نیروهای حزبا… حتی در بسیاری از موارد از حمایت نظامی و مالی کشورهای اسلامی و عربی مهم محروم بود. جرات. جسارت و موفقیت حزبا… به عنوان یک گروه شیعه البته برای حاکمان اهل تسنن کشورهای عربی خوشایند نبود. البته آنان کمتر توجه میکردند که مقاومت حزب ا… در برابر تهاجم اسرائیل در نهایت به سود تمام امت اسلامی و در راستای ارتقای منزلت عربی قرار دارد. علامه سید محمد حسین فضلا… از علمای برجسته لبنانی در این زمینه اظهار کرده است: پیروزی مقاومت بر رژیم صهیونیستی. کرامت را به امت اسلامی بازگرداند. موفقیت مردم و مقاومت اسلامی لبنان در جنگ تابستان سال گذشته نقطه عطفی در پیروزیهای مقاومت و فرو ریختن هیبت به اصطلاح شکستناپذیر ارتش اسرائیل بود. مسلمانان باید همه در کنار مقاومت لبنان، فلسطین. عراق، و افغانستان بایستند. همه مسلمانان باید شرایط حساس مورد را درک کرده و برای رویارویی علیه سیاستهای آمریکا. همپیمانان غربی و مزدوران عربیاش به پا خیزند.
اکنون یک سال از جنگ 33 روزه گذشته است.
تحولات پس از جنگ، خود به خوبی نشاندهنده میزان موفقیت یا شکست طرفین است. در اسرائیل بسیاری از افراد ، مقامات و شخصیتهای سیاسی و نظامی بعد از اتمام جنگ استعفا داده یا برکنار شدند.
نیروهای ارتش اسرائیل نیز به دلیل ناتوانی و عدم موفقیت در جنگ ـ برعکس آنچه که ذهن مردم جهان آنرا قدرتمند میدانست ـ دچار بحران روحیو روانی شدهاند. نتیجه جنگ بیش از آنچه برای لبنان و حزبا… خسارتهای جانی و مالی به بار بیاورد، برای اسرائیل مشکلات روحی و عاطفی به دنبال داشته و ارتش پوشالی این رژیم را تحقیر نموده است. همچنین نتیجه این جنگ برای ارتش اسرائیل که همواره مدعی دارا بودن قدرت بالای اطلاعاتی بوده است، یک شکست اطلاعاتی به شمار میرود.
آنان از موقعیت و توانمندی اخیر حزب ا… در منطقه اطلاعات دقیقی نداشته و توان و قدرت آنرا کمتر از واقعیت پیشبینی کرده بودند.
در دیگر سو، مبارزان حزبالله اکنون نسبت به روزهای قبل از جنگ اعتماد به نفس قویتر و آمادگی بیشتری برای مبارزه با اسرائیل دارند. آنان از نظر روحی و روانی در شرایط بسیار خوبی قرار دارند و تحسین و تمجید بسیاری از مردم جهان بویژه مظلومان و مستضعفان را برانگیختند. از نظر آموزشی و نظامی، به اعتراف خود اسرائیل نیروهای حزبالله بسیار پیشرفت کرده و از قدرت ارتباطی و تشکیلاتی بالایی برخوردار شده است. اینکه بعد از گذشت یک ماه از جنگ، هنوز ارتش اسرائیل در مرز میجنگید و قادر نبود وارد خاک لبنان شود در مقایسه با سال 1982 که در عرض کمتر از دو هفته بیروت را اشغال کرد، چیزی جز پیشرفت نظامی و فنی حزبالله را نشان نمیدهد. بدیهی است که در چنین شرایطی هیبت و اسطوره شکستناپذیری ارتش اسرائیل از بین خواهد رفت.
حتی اگر تلفات نیروی انسانی و خسارات اقتصادی لبنان در اثر این جنگ بیشتر از اسرائیل باشد، به قول دکتر اسدالهی، کارشناس مسائل لبنان باز باید گفت "حزباله پیروز شد برای اینکه شکست نخورد و اسرائیل شکست خورد برای اینکه پیروز نشد."
اکنون جنگ 33 روزه نشان داد که معادلات سیاسی بسیار پیچیدهتر از این هستند که صرفا توسط قدرتهای سنتی تدوین شوند. اکنون اندیشمندان و نظریهپردازان با اطمینان بیشتری درباره ژئوپلیتیک مقاومت سخن میگویند. ایجاد رضایت عمومی و تکیه بر نیروهای فرهنگی، سیاسی و اخلاقی در درون یک جامعه میتواند به تدریج "فرمانراوایی از بالا" را به چالش بگیرد و "ژئوپلیتیک از پایین" یا ژئوپلیتیک مقاومت را توصیف نماید. ماجرای عبرتانگیز جنگ 33 روزه داستان ژئوپلیتیک مقاومت بود، بخشی از ژئوپلتیک که در آینده بیشتر درباره آن خواهیم شنید.