مترجم محمد صرفی
فیدل برای قریب به 50 سال تمام تلاشهای آمریکا را برای سرنگونی خود، خنثی کرد. یک چهره کاریزماتیک که با سخنرانیهای آتشین خود در میان مردم دنیا معروف است.
در سالهای اخیر او جنبش «چپ» را در آمریکای لاتین بار دیگر احیاء کرد و باعث ظهور رهبرانی همچون «هوگو چاوز» رئیسجمهور ونزوئلا و «اوومورالس» در بولیوی شد.
بر طبق گفته یک وزیر کوبایی تاکنون بیش از 600 بار به جان کاسترو و سوءقصد شده اما او 50 سال حکومت کرد و 9 رئیسجمهور آمریکا را از دور خارج کرد.
«فیدل آلخاندرو کاسترو رز» در سال 1926 در خانوادهای نسبتا ثروتمند به دنیا آمد و از دانشگاه هاوانا در رشته حقوق فارغالتحصیل شد.
کاسترو که از فقدان عدالت اجتماعی در کشورش رنج میبرد، در سال 1953 به همراه جمعی از دانشجویان دست به قیام علیه «فولجنسیو باتیستا» رئیسجمهور وقت ـ زد. وی رهبری گروهی از چریکها را برعهده داشت که به پایگاه «مونکادا» یورش بردند. در این نبرد 80 تن کشته شدند و چریکها شکست خوردند. فیدل و برادرش رائول دستگیر و روانه زندان شدند. اگرچه مدت محکومیت آنان 15 سال بود اما پس از درخواست تجدیدنظر پس از دو سال آزاد شدند.
کاسترو کوبا را به مقصد مکزیک ترک کرد تا با آموزش نظامی نیروهایش زمینه را برای حمله مجدد به کوبا آماده کند. بالاخره این طرح عملی شد و حکومت باتیستا طی حمله موسوم به «جنبش 26 جولای» در سال 1959 سرنگون شد و کاسترو به عنوان نخستوزیر جدید برگزیده شد.
رهبران جدید کوبا قول دادند زمینها را به مردم بازگردانند و از حقوق فقرا دفاع کنند. کاسترو در آغاز اصرار داشت فلسفه خود را کوبایی معرفی کند. او بلافاصله پس از رسیدن به قدرت گفت: «کمونیسم یامارکسیسم در ذهن ما نیست. فلسفه سیاسی ما عبارت است از دموکراسی و عدالت اجتماعی بر اساس یک طرح مناسب اقتصادی.» اما مدت اندکی از به قدرت رسیدن کاسترو نگذشته بود که فشارهای مختلف از سوی آمریکا ـ به وسیله «آیزنهاور» رئیسجمهور وقت ـ کوبا را در آغوش اتحاد جماهیر شوروی افکند.
تعداد زیادی قرار داد و توافق نامههای سیاسی، امنیتی و نظامی میان شوروی و کوبا بسته شد و به امضاء رسید.
واشنگتن با طراحی و اجرای یک عملیات نظامی موسوم به «خلیج خوکها» در سال 1961 سعی کرد کاستروا را سرنگون کند. ارتش کوبا، تبعیدهایی را که به وسیله کاخ سفید حمایت میشدند، شکست داد و بیش از 1000 نفر هم به اسارت درآمدند.
پس از این ماجرا بود که کاسترو برای اولین بار اعلام کرد. کوبا یک کشور سوسیالیستی است.
کاپیتالیستها کشور را ترک کردند و کردند و مردم به جریان جدید. «چپگرایی» که توسط کاسترو و ایجاد شده بود، پیوستند. آنها از «ارنستو چه گواری انقلابی» تبعیت میکردند، کسی که به «مرد جدید» معروف بود.
ماجرای خلیج خوکها باعث ایجاد تنشی بسیار خطرناکتر در سال 1962 شد. شوروی در این سال برای محافظت از کوبا در برابر حمله احتمالی آمریکا، موشکهای هستهای خود را در این کشور مستقر کرد.
هواپیماهای جاسوسی در 16 اکتبر متوجه استقرار این موشکها در کوباشدند و تنها به فاصله 12 روز بعد، جهان تا آستانه جنگ اتمی پیش رفت.
28 اکتبر، «نیکیتا خروشچف» رهبر وقت شوروی از خود انعطاف نشان داد و در برابر تضمین آمریکا مبنی بر حمله نکردن به کوبا، با جمعآوری موشکها موافقت کرد.
کوبا سرمایهگذاری فراوانی در بخش آموزش همگانی و بهداشت عمومی کرد تا جایی که اکنون 98 درصد مردم کوبا با سوادند. این موفقیت نمونه خوبی بود که نشان میدهد کشورهای در حال توسعه هم بدون اتکا به آمریکا میتوانند به موفقیتهای چشمگیر برسند، اما فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در جدی و متعددی به ویژه در زمینه اقتصادی روبرو کرد آمریکا هم در این مقطع به فشارهای خود برای تغییر حکومت هاوانا افزود: ثروتمندان کوبایی مقیم «میامی» که از حمایت مستقیم و آشکار واشنگتن برخوردارند، مهمترین متحدان کاخ سفید در مبارزه باکاسترو محسوب میشوند.
مخالفان کاسترو، او را سیاستمدارای مستبد میدانند که کوبا را رو به ویرانی برده است، اما طرفدارانش او را قهرمان و اسطوره مقاومت معرفی میکنند.
کاسترو در جلوی 2006 به علت وضعیت وخیم جسمانی به طور موقت حکومت را به برادرش رائول سپرد و بالاخره هفته گذشته به طور رسمی برای همیشه از قدرت کنارهگیری کرد. هفته نامه اکونومیست در این مورد نوشت:
نمیتوان به تعبیر در کوبا امید داشت. باید منتظر مرگ فیدل بود.
در مورد زندگی شخصی فیدل 81 ساله، اطلاعات چندانی در دست نیست جز آن که او سه بار ازدواج کرده و هفت فرزند دارد.
رائول کاسترو
استعفای فیدل از قدرت راه را برای به قدرت رسیدن برادر کوچکترش رائول باز کرد. رائول 76 ساله همیشه در سایه برادر زندگی کرده و تنها در سال 2006 به دلیل تشدید بیماری فیدل، مجال ظهور یافت. بسیاری معتقدند او جذبه و محبوبیت فیدل را ندارد.
رائول اینک علاوه بر رهبری سیاسی، فرماندهی ارتش را نیز برعهده دارد و به همین دلیل تحلیلگران معتقدند او به راحتی از عهده امور کشور بر خواهد آمد.
اما عدهای هم معتقدند او تجربه و هوشی سیاسی بالایی ندارد و برعکس برادرش نخواهد توانست مدتی طولانی حکومت کند.
رائول در سوم ژوئن 1931 به دنیا آمد. او اشتراکات فراوانی با برادرش فیدل داشت، از جمله آن که به همراه او از مدرسه اخراج شد.
او فعالیتهای سیاسی خود را هنگامی که در رشته علوم اجتماعی در دانشگاه تحصیل میکرد. آغاز کرده و به جوانان سوسیالیست پیوست. آنها که بخشی از «حزب سوسیالیست مردمی» بودند، علیه حکومت وقت میجنگیدند.
او در جریان مبارزات همراه برادرش بود و در عملیات «مونکادا» و جنبش 26 جولای شرکت داشت.
رائول نقش تعیینکنندهای در پیروزی انقلاب کوبا داشت. او در مکزیک، کشتی معروف «گرانما» را که چریکهای انقلابی را به کوبا رساند، تهیه و آماده کرد.
او برای اولین بار« چه گوارا» را در مکزیک ملاقات و او را به فیدل معرفی کرد و به این وسیله «چه گوارا» نیز به انقلاب کوبا پیوست.
پس از پیروزی انقلاب، رائول فرماندهی ارتش را در دست گرفت. یکی از اولین اقدامات وی اعدام تعدادی از افسران ارتش «باتیستا» بود.
رائول بلافاصله پس از انقلابی کوبا، با«ویلما اسپین»ـ یکی از زنان انقلابی کوبا ـ ازدواج کرد. همسرش ژوئن 2007 درگذشت.
رائول چهار فرزند دارد.
رهبر جدید کوبا در حوزه نظامیگری سوابق متعدد و درخشانی دارد. پس از فروپاشی شوروی، ارتش را برای کمک به اقتصاد کوبا وارد گود کرد و شرکتهای مختلفی در زمینه توریسم، تجارت دریایی و هتلداری تأسیس کرد.
اینک پس از پنج دهه رائول تبدیل به مرد شماره یک کوبا شده و آینده این کشور را در دست دارد.
رائول علیغم جوسازی رسانههای غربی به خصوص آمریکایی در مورد تحولات آینده کوبا، اعلام کرده این کاسترو همان کاسترو قبلی است.