قاسم غفوری
نیکلا سارکوزی رئیسجمهوری فرانسه دیروز به طور غیرمنتظره وارد افغانستان شد و به مذاکره با حامد کرزای رئیسجمهور این کشور و نیروهای حاضر در افغانستان پرداخت. هرچند که سارکوزی این سفر را تلاشی برای حل بحران افغانستان عنوان کرد اما در سایه این تحرک چند نکته اساسی قابل تامل میباشد:
1- سارکوزی در عرصه داخلی با چالشهای بسیاری مواجه است. اعتصابات و اعتراضات در بخشهای مختلف کشور، رسواییهای اخلاقی و سیاسی سارکوزی، افشای موارد نقص حقوق بشر در فرانسه از سوی محافل جهانی و… به چالشهای داخلی دولت پاریس مبدل شده است. سارکوزی با سفر به افغانستان به نوعی بر این ناکامیها سرپوش گذاشته و افکار عمومی را به افغانستان معطوف میسازد در حالی که وجههای صلحطلب نیز از خود به نمایش میگذارد.
2- سارکوزی برای حضور در معادلات جهانی فعالیت میکند. پس از آنکه فرانسه با برگزاری نشست پاریس به عنوان کمک به فلسطینیها بازیگری خود در بحران خاورمیانه را به نمایش گذاشت، اکنون با حضور در افغانستان بعد دیگری از این سناریو را نشان میدهد. این نقطه قابل ذکر است که پیش از این مقامات آمریکا و انگلیس از افغانستان دیدار کرده بودند که زنگ خطر حرکت انحصاری آنها را به صدا درآورده است. سارکوزی با حضور در افغانستان برای مقابله با سایر رقبا و حفظ موقعیت فرانسه تلاش میکند. نکته مهم آنکه فرانسه دریافته است انگلیس پس از خروج از عراق بر اصل استثمار افغانستان تاکید دارد که زنگ خطری برای منافع فرانسه است. سارکوزی با سفر به افغانستان جایگاه کشورش را به انگلیس گوشزد کرده تا مانع از یکجانبهگرایی آن شود
3- سارکوزی در حالی وارد افغانستان شده که انتقادهای مردمی و حتی حامد کرزای از عملکردهای اشغالگران افزایش یافته است. این نارضایتی از یک و تقابل مردم با اشغالگران را به همراه دارد و از سوی دیگر انزجار جهانی از ناتو ائتلاف را در پی داشته است . اکنون مقامات ارشد اشغالگران از جمله فرانسه، انگلیس، آمریکا. کانادا و… با حضور در افغانستان به نوعی حمایت از دولت کرزای و روند تحولات این کشور را به نمایش میگذارند تا از جمع انتقادها کاسته شود. کرزای در سفرهای خود به لندن و کویت و نیز نطقهای خود همواره از عملکرد اشغالگران انتقاد کرده بود لذا سفرهای مقامات غربی را میتوان نوعی دلجویی از کرزای و ملت افغانستان ارزیابی کرد.
4-چندی پیش نیروهای ناتو در نشست خود بر اصل شکست سیاستهایشان در افغانستان اعتراف کردند. این امر در حالی صورت گرفت که از یک سو استراتژی جدیدی را برای اشغال 5 ساله افغانستان ارائه کردند و از سوی دیگر کشورهای اروپایی برای خروج سربازانشان فعالیت میکنند در شرایطی که ائتلاف اشغالگران در حال فروپاشی است سفر مقامات نظیر سارکوزی به افغانستان با هدف اولا تایید بر کارآمدی و فعال بودن استراتژی جدید ناتو میباشد که حتی سران کشورها را به فعالیت واداشته است ثانیا این اقدام میتواند محرکی برای جلب رضایت سایر کشورهای اروپایی برای حضور در افغانستان و جلوگیری از فروپاشی ائتلاف میباشد. ثالثا، سارکوزی حامی بوش در عرصه جهاین گردیده است در شرایطی که آمریکا برای فرار از بحران عراق و افغانستان تلاش میکند سارکوزی نیز برای همراهی با این سناریو به تکاپو پرداخته که سفر به افغانستان بخشی از آن میباشد.
5- نیروهای حاضر در افغانستان همراه از وضعیت بد و نامطلوب به ویژه افزایش تلفاتشان ابراز نارضایتی میکنند. فرانسه از این مسئله نگراناست که نارضایتیها و آشوبهای ایجاد شده در ارتش انگلیس و آمریکا به نیروهای این کشور نیز وارد گردد لذا در اقدامی پیشدستانه برای دلجویی از سربازان و جلب رضایت آنها برای ادامه اشغالگری، سارکوزی به دیدار آنها رفته است.
6- از نکات قابل تامل در تحرکات سارکوزی ژستهای بشردوستانه میباشد. وی که با اقدامات در لیبی و چاد به نوعی خود را مدافع آزادی از نوع غربی نشان داده که متهمان به کشتار براساس آن آزاد میشوند! بار دیگر به افغانستان آمده تا این نقش را در قبال گروگانگیریهای صورت گرفته در این کشور اجرا کند تا شاید وجه دیگری برای خود کسب کند. در مجموع سفر سارکوزی به افغانستان را میتوان تلاشی برای بیان رویکرد کلان فرانسه به افغانستان و تحولات آینده به ویژه مقابله با سایر بازیگران دانست که برگرفته از دغدغههای پاریس در قبال متحدان به ویژه تکخوری انگلیس و شکست ناتو در اولین ماموریت خارج از خانه میباشد. این در حالی است که این سفر نیز مانند سفر مقامات سایر کشورهای اشغالگر جز وعدههای توخالی و تشدید عملیاتهای نظامی که به قتل صدها غیرنظامی منجر میشود دستاورد دیگری نخواهد داشت و بیشتر ژستی سیاسی و فریبکارانه است تا تحرکی عملی برای حل بحران افغانستان چرا که تجربه نشان داده، تحرک واقعی، خروج اشغالگران از افغانستان است که به درگیریهای داخلی و کشتار غیرنظامیان پایان میدهد.