بخش سیاسى خارجی
سیاستها و رفتارهاى برونگرایانه یک کشور مقدمهاى در جهت ترسیم چهره و شماى ظاهرى آن در نظام بینالملل به شمار مىآیند. اگر جوهره "استقلال" و "درایت" در کالبد سیاست خارجى یک کشور به جریان درآیند شاهد به وجود آمدن ترکیب و ساختارى موزون و مستحکم خواهیم بود، اگر نه تاریخ اثبات نموده که در صورت عدم وجود استقلال رفتارى و حرکت در راستاى منافع "قدرتى ثانویه" فرجام تلخى در انتظار سیاستمداران زودباور خواهد بود.
پس از شکست نظامی آمریکا در خلیج خوکها و ویتنام دغدغه "باز تعریف موقعیت واشنگتن" به شدت ذهن سیاستمداران آمریکایى را نسبت به خود مشغول نموده بود.
کاخ سفید از بازگشت به "دکترین مونروئه" که انزواگریى در جهان را توصیه مىنمود هراسان بود و از سویى دیگر حضور "فرزندان لنین" در مسکو مانع از تمرکز نسل سوخته "جرج واشنگتن" در درون مرزهاى آمریکا مىشد. در چنین شرایطى ایالات متحده تصمیم گرفت تا مهرههاى بىاراده خود را در خاورمیانه به سود مانور امپریالیسم به گردش درآورد. محمدرضا پهلوی، صدام حسین، ملک حسین و ملک فهد بهترین گزینههاى واشنگتن در منطقه به شمار مىرفتند . در این میان ایران به علت موقعیت وامکاناتى که داشت تمام انرژی، امکانات و منابع خود را در اختیار بلوک غرب قرار داد.
آنچه امروز از خاطرات "پرویز راجی"، "اردشیر زاهدی"، "اشرف پهلوی" ، "تاجالملوک پهلوی" ودیگر سران حکومت منحوس پهلوى استنباط مىشود حرکت قهقرایى و فلاکت بار ایران در مسیر تامین رضایت کاخ سفید در بین سالهاى 1332 تا 1357 بوده است. محمدرضا پهلوى که در عطش کسب لقب و "ژاندارم منطقه" از سوى نیکسون، جانسون و آیزنهاور مىسوخت، استقلال ذاتى و نهفته در دل ملت ایران را فداى اهداف و آرمانهاى حقیرانه خود نمود.با پیروزى انقلاب اسلامی ایران و حضور معنوى و قدرتمند "امام خمینی (ره)" بار دیگر روح "استقلال" در کالبد بیجان سیاست خارجى ایران دمیده شد. حضرت امام خمینی(ره) در دل ابرقدرتهاى غرب و شرق رعب و وحشتى پایدار به وجود آوردند که مطابق آن رویاى خام "تسلط به ایران" براى همیشه از بین رفت. ایستادگى فرزندان امام (ره) و انقلاب در برابر 8 سال جنگ تحمیلى که کاخ سفید، کاخ کرملین از هدایت کنندگان اصلى آن به شمار مىرفتند هیمنه کمونیسم و امپریالیسم را براى همیشه در نزد فرزندان اسلام وایران شکست.
گورباچف، شوارد نادزه، کارتر، بوش پدر ودیگر سیاستمداران روسى و آمریکایى با چهرهاى آرام ولى مقتدرى روبرو شده بودند که با تکیه بر قدرت خدا و درایت مثالزدنى خود شرق و غرب راتسلیم نموده بود.
اکنون "بنیانگذار جمهورى اسلامی" دیگر در بین ما نیست اما میراث گرانبهاى وى در سیاست خارجى ایران انعکاس و نمودى مشهود دارد.
دمیده شدن روح استقلال و درایت به سیاست خارجى ایران باعث در هم شکسته شدن ساختار مرده زمان پهلوى و باز تولید ساختار و شاکلهاى مستحکم و موثر شد. اکنون به لطف استقلال از قدرتهاى بزرگ شاهد به عینیت رسیدن هسته دیپلماسى و "فکر ایرانی" در قالبى اسلامی هستیم. این دیپلماسی، غرب و شوراى امنیت سازمان ملل متحد رادر نقطهاى ساکن نگاه داشته است. به فعلیت رسیدن نیاز آمریکا و غرب به ایران و اعتراف مسئولین عالىرتبه آژانس بینالمللى انرژى اتمی و دیگر سازمانهاى جهانى نسبت به لزوم پذیرش "ایران قدرتمند" جملگى نشاندهنده روح پویا و استوارى است که به برکت رهبرى امام خمینی(ره) و ادامه راه این بزرگوار توسط مقام معظم رهبرى در رفتارها و رویکردهاى سیاست خارجى ایران تجلى غیرقابل انکارى پیدا کرده است.
لبخند دکتر على لاریجانى در "کاخ لاکینتا" درحومه مادرید و مشاهده چهره متفکرانه خاویر سولانا نشان از برداشته شدن گامهایى مثبت در پرونده هستهاى ایران بود. دبیر شوراى امنیت ملى کشورمان ضمن ابراز رضایت از گفتگوهاى انجام شده از عبور نسبى طرفهاى پرونده هستهاى ایران از "تعلیق غنىسازى اورانیوم" سخن به میان آورده است.
باید اذعان نمود که کرنش غرب در برابر استقلال دستگاه سیاست خارجى ایران محصول یک "چرخش عمیق " است. چرخشى که حضرت امام خمینی (ره) مسبب ایجاد و شکلگیرى آن شد. چرخشى که کارآمدى و تاثیر خود را در مراحل مختلف حیات سیاسى تهران در خاورمیانه و جهان به اثبات رسانده است. از این رو مىتوان موفقیت روزافزون ایران در گفتگوها با اتحادیه اروپا را یکى از مصادیق عمده تاسى به میراث پیر جماران در سیاست خارجى ایران دانست.