* شنبه 4 فروردین 86، 15 عضو شورای امنیت به اتفاق آرا قطعنامهای 1747 را علیه برنامههای هستهای ایران به تصویب رساندند. این در حالی است که سیاستمداران غربی همواره بر حل دیپلماتیک مسئله پرونده هستهای ایران تاکید کردهاند. اما در این میان با نوعی رفتار دوگانه از سوی غرب روبرو هستیم. تحلیل شما از اتخاذ این گونه سیاست دوگانه از سوی غرب چیست؟
** تصویب این گونه قطعنامههای متوالی در شورای امنیت سازمان ملل علیه حقوق قانونی و مسلم جمهوری اسلامی ایران حاکی از این واقعیت است که این سازمان ابزاری در دست تعداد معدودی از کشورهاست. برخلاف آنچه که در ابتدای تاسیس این سازمان تصور میشد این سازمان به وظایف قانونی خود عمل نمیکند. این سازمان قرار بود که اختلافات موجود در جهان را به صورتی عادلانه حل و فصل کند اما متاسفانه این سازمان به ابزاری برای پیدا کردن سیاستهای ابرقدرتها تبدیل شد. نکته دیگر در خصوص این سازمان که مشروعیت آن را زیر سوال میبرد دادن حق وتو به پنج کشور دنیاست. این کشورهای دارای حق وتو همگی دارای سلاحهای هستهای هستند. با توجه به نامشروع بودن این سازمان چه دلیل و ضرورتی دارد که ما از مصوبات آن پیروی کنیم. لذا هیچ دلیل منطقی برای تمکین به مصوبات غیرقانونی این شورا نیست. هر چند ساز و کار دیپلماسی در جهان امروز ایجاب میکند که حتی با کورسوی امیدی هم که شده در این گونه مجامع شرکت کنیم. این گونه قطعنامهها که علیه حقوق حقه ملت ما صادر میشود، از موضعی قلدرمآبانه صادر میشود. قطعنامههایی که در این سازمان علیه ما به تصویب میرسد درست برخلاف قوانینی است که خودشان تصویب کردهاند. طبق ان.پی.تی آنها قبول کردهاند که کشورها حق دارند از فناوری انرژی هستهای بهرهمند شوند. لذا آنها با کدام مفاد قانونی از ملت ایران میخواهند کلیه فعالیتهای هستهای خود را به حالت تعلیق در آورد. در قوانین بینالمللی چون ان.پی.تی. آمده است که کشورهای عضو حق بهرهمندی از انرژی هستهای را دارند و کشورهای دارنده این فناوری نیز موظفند به این قبیل کشورها کمک کنند، اما ما شاهد هستیم که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هیچ کمکی از سوی این کشورها به جمهوری اسلامی ارائه نشده بلکه کارشکنیها و مانعتراشیهایی نیز بر مسیر رشد و تعالی کشور ما به وجود آوردهاند. مثلا ما نیروگاه بوشهر را داشتیم که در طی گذشت سالها از شروع آن ما شاهد کارشکنیهایی از سوی دولتهای غربی و به خصوص روسها بودیم. حال چه لزومی دارد که ما پیرو قانونی باشیم که منافع ملی ما را به خاطر(خطر) میاندازد و حق قانونی ما را مورد توجه قرار نمیدهد. ما باید طبق وظیفهای که در قبال ملت ایران داریم عمل کنیم و اهمیت چندانی به جار و جنجالهای بینالمللی علیه خود ندهیم. البته اگر آمریکاییها بخواهند به اعمال غیرقانونی خود بپردازند و پا را از حد صدور قطعنامه فراتر بگذارند همان طور که مقام معظم رهبری در ابتدای سال جدید فرمودند: اگر آنان غیرقانونی عمل کنند ما نیز غیرقانونی عمل میکنیم. همه دنیا باید بدانند که ملت ایران طی 28 سال گذشته قدر دستاوردهای خود را میداند و به هیچ قیمتی حاضر نیست از حقوق حقه خود در راستای پیشرفت و توسعه دست بردارد و تسلیم زورگوییهای چند ابرقدرت جهانی بشود.
* قطعنامههایی که اخیرا علیه کشور ما صادر شده بیشتر جنبه اقتصادی دارد و در حوزه کالاهای مرتبط با فعالیتهای هستهای محدود شده است. به نظر شما اینگونه تحریمها و فشارها چه تاثیری در روند فعالیتهای هستهای کشورمان خواهد داشت؟
** به نظر من این گونه تحریمها که در دو قطعنامه اخیر ذکر شده هیچ تاثیری در روند رو به رشد فعالیتهای صلحآمیز هستهای ما نخواهد داشت. علت این است که ما تا به حال اگر موفقیتهایی در زمینه انرژی هستهای به دست آوردهایم بدون کمک و همراهی آنها بوده و ما با اتکا به دانش بومی توانستهایم به این فناوری دست پیدا کنیم. لذا در خصوص انرژی هستهای مستقل هستیم و تحریمهای خارجی نمیتواند مانعی جدی بر سر راه فعالیتهای صلحآمیز هستهای ما باشد. بسیاری از ممنوعیتهایی که در این دو قطعنامه ذکر شده از گذشته هم ممنوع بوده و چیز جدیدی نیست. ما بعد از انقلاب اسلامی تحت تحریمهای سخت غرب قرار گرفتهایم و در شرایط سخت تحریم بوده که به دانش هستهای دست یافتهایم. در این قطعنامهها نباید نگرانی برای ما ایجاد کنند. اما اگر آنها بخواهند با اتکای به این قطعنامهها ملت ما را در تنگنا قرار دهند و به ما فشار وارد کنند باید بدانند که دچار اشتباه بزرگی شدهاند و خود آنها بازنده اصلی این بازی خواهند بود.
* مجلس در تاریخ 6/10/85 قانونی را به تصویب رساند که براساس آن دولت موظف شده است در صورت کارشکنی غربیها در قبال پرونده هستهای ما نسبت به تجدید نظر در همکاری با آژانس انرژی اتمی اقدام کند. با توجه به صدور غیرقانونی قطعنامه 1747 علیه جهموری اسلامی عملکرد دولت در این زمینه را چطور ارزیابی میکنید؟
** با صدور این قطعنامه دولت موظف بود که در همکاری خود با آژانس تجدیدنظر کند. به نظر ما آژانس خود میبایست به پرونده هستهای ایران رسیدگی کند و ارسال آن به شورای امنیت اشتباه بزرگی به حساب میآید و این واقعیت را میرساند که با پرونده هستهای ما بیش از آنکه به صورت فنی و حقوقی برخورد شود، سیاسی برخورد شده است. دولت نیز در واکنش به این قطعنامه و با توجه به مصوبه مجلس قسمتی از همکاریهای خود را با آژانس به حالت تعلیق در آورد که به نظر اقدام بسیار شایستهای بود. با توجه به شرایط به وجود آمده و رفتار غیرعادلانه غرب با فعالیتهای صلحآمیز هستهای ما و عدم توجه به حقوق ما حتی خروج از ان.پی.تی نیز باید در دستور کار قرار بگیرد. از روزی که ما ان.پی.تی را امضا کردهایم تا به امروز هیچگاه از مواهب و فرصتهای آن استفاده نکردهایم. طبق این قانون دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای حق مسلم ماست و هیچ کشوری حق ایجاد مانع بر سر راه ما را نداشت و حتی اعضای آن نیز باید ما را در این مسیر یاری میکردند اما شما ببینید که هیچگاه براساس این قانون با کشور ما برخورد نشد. این قانون جز ایجاد زحمت برای ما ارمغان دیگری نداشته است و فقط از محدودیتهای آن بهرهمند شدهایم. لذا خروج از آن در شرایط فعلی قابل بحث و بررسی است.
* عدهای از صاحبنظران و کارشناسان و مقامات سیاسی بارها اعلام کردهاند که تنها راهحل پرونده هستهای کشورمان، گفتگو و دیپلماسی است و در مقابل عدهای اعمال فشار و استفاده از زور را برای وادار کردن ایران به تعلیق فعالیتهای هستهای خود را پیشنهاد میکنند که صدور دو قطعنامه اخیر نمونهای از این ایده بود. تحلیل شما از دو راهحل چیست؟
** برداشت من این است که هر دو جریان چه آنهایی که میگویند پرونده هستهای باید در یک مسیر دیپلماتیک و همراه با گفتگو پیش برود و چه کسانی که تصویب و صدور قطعنامههای متوالی تحت فشار قرار دادن ایران را دنبال میکنند به یک موضوع واقفاند و آن اینکه تحت فشار قرار دادن ایران و مقابله نظامی با آن هیچ نتیجهای را نصیب آنان نخواهد کرد و بازنده اصلی بازی خود آنان خواهند شد. به نظر من آنها دست به یک تقسیم کار زدهاند و سیاست هویج و چماق را در پیش گرفتهاند. عدهای نقش دیپلماتیک را برعهده گرفتهاند تا بتوانند از طریق گفتگو و ارائه مشوقها ایران را متقاعد به توقف فعالیتهای هستهای خود کنند و عدهای نیز نقش اعمال فشار و تهدید و ارعاب ایران را برعهده گرفتهاند. آنچه که درخواست هر دوی این جریان وجود دارد اصرار بر تعلیق فعالیتهای هستهای ایران است که درست خط قرمز جمهوری اسلامی به شمار میرود لذا هر دوی آنها یک هدف را به دو طریق دنبال میکنند. اما آنها با عقل محاسبهگری که دارند به خوبی واقفند که درگیر شدن با ایران به هیچ وجه به مصلحتشان نیست.
* کسانی که نقش دیپلماتیک پرونده را بر عهده گرفتهاند مشوقهایی را به ایران ارائه دادند و از ایران خواستند در مقابل این مشوقها از فعالیتهای هستهای خود دست بردارد. مثلاً ًبه ما گفتند که ما سوخت مورد نیاز شما را تامین میکنیم. چندی پیش شاهد بودیم که روسها در ارائه سوخت نیروگاه بوشهر کارشکنی کردند. به نظر شما آیا مشوقهای غربیها میتواند برای ما قابل اعتماد باشد؟
** دنیایی که با تکیه بر زور ملتها را از حقوق حقه خود باز میدارد و فشارها و تحریمهای ناعادلانهای را علیه ما اعمال میکند چگونه میتواند به ما تضمین بدهد و اعتماد ما را جلب کند که در صورت تعلیق فعالیتهای صلحآمیزمان سوخت یا هر آنچه را که ادعا میکنند بدهند. گروه 1+5 کشورهای غیرقابل اعتمادی هستند که در موارد متعدد این بیاعتمادی برای ما مسلم شده است. حتی اگر ما هم فرض کنیم که آنها به همه تعهدات خود در قبال جمهوری اسلامی عمل کنند آیا استدلال منطقی است؟ وقتی که ما خودمان میتوانیم نیازهای اساسی خود را تامین کنیم چرا باید از بیرون آن را وارد کنیم. به طور مثال آیا این استدلال منطقی است که چون دنیا حاضر است به ما گندم بفروشد پس ما دست به تولید گندم نزنیم. امکان دارد در آینده به دلایل مختلفی امکان مراوده قطع شود آن موقع تکلیف چیست؟ ما باید به فکر روزی باشیم که نفت نخواهد بود و منابع فسیلی ما روزی به پایان خواهد رسید. در آینده مهمترین انرژی جهان، انرژی هستهای خواهد بود که اگر ما در این زمینه خودکفا نباشیم به یک کشور وابسته تبدیل خواهیم شد و باید با قیمتهای بسیار گزافی از خارج کشور آن را تامین کنیم. ما نمیتوانیم مقدرات و سرنوشت کشورمان را به چند کشور دنیا بسپاریم و بگوییم که آنان انرژی مورد نیاز ما را تامین خواهند کرد. تجربه ثابت کرده است که آنان براساس منافع خود عمل میکنند و هرگاه که لازم بدانند صادرات استراتژیک خود را به دیگر کشورها قطع میکنند. لذا هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که بتواند ما را متقاعد کند که دست از کار علمی و دستیابی به انرژی صلحآمیز هستهای برداریم.
* ما شاهد صدور قطعنامههای متوالی 60 روز به 60 روز هستیم پس از صدور قطعنامه 1747 ایران 60 روز مهلت دارد تا فعالیتهای هستهای خود را تعلیق کند. از سوی دیگر مسئولین جمهوری اسلامی ایران قاطعانه میگویند که تن به این خواسته نخواهند داد. به نظر شما ادامه این روند به کجا ختم خواهد شد؟
** به فرموده حضرت امام(ره) ما موظف به انجام وظیفه هستیم و آنچه را تکلیف ماست انجام دهیم ولی مامور به نتیجه نیستیم. اگر ما با این دید به قضیه نگاه کنیم همه مسئولین امر یک وظیفهای در قبال ملت دارند. همه ما مسئولین پیشرفت و توسعه کشور و دفاع از حق ملت هستیم. حال اگر در راستای انجام این وظیفه بناست که دنیای استکبار در مقابل ما بایستد ما برای انجام تکلیف آماده پرداخت هزینه آن باشیم. ما نباید تصور کنیم که اگر در راستای انجام تکلیف سختی به ما وارد نمیشود بلکه آنان نیز از این تفابل زیان خواهند برد. ملت ما ملت زنده است که در کوران هشت سال دفاع مقدس آب دیده شده است و دشمن این را میفهمد. لذا ما باید خود را برای پذیرش هر نوع هزینهای در راستای انجام تکلیف الهی آماده کنیم. باور من این است که قطعنامهها کاغذ پارههایی بیش نیست و نمیتواند ملت ما را از آرمانهای خود منصرف کند. اگر آنها بخواهند در نهایت به کشور ما تعرضی بکنند طبق فرمایشات مقام معظم رهبری ما نیز منافع آنان را در همه جای دنیا به خطر خواهیم انداخت و در مقابل زیادهخواهیهای آنها کوتاه نخواهیم آمد.