تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۸  ، 
کد خبر : ۳۲۰۹۸

علل نگرانی غرب از انقلاب اسلامی


نگاهی به شرایط اقتصادی سیاسی جمعیتی شیعیان منطقه روشن می‌سازد که به غیر از ایران در هیچ کشوری قدرت مطلق در دست شیعیان نیست و اکثر آنها در وضعیت نابسامان اجتماعی زندگی می‌کنند، به نحوی که حتی از داشتن یک زندگی معمولی محروم گشته‌اند و در بیشتر این مناطق با شیعیان همانند شهروند درجۀ دوم رفتار می‌شود و در اکثر کشورهای منطقه، اقلیت غیرشیعی همواره شیعیان را در معرض انزوا قرار داده‌اند. همین محرومیت‌های همه جانبه‌ای که بر شیعیان منطقه اعمال می‌شود، به اعتراض این اقلیت مذهبی انجامیده است. این اعتراض‌ها که به دنبال بالا رفتن سطح آگاهی اجتماعی متبلور شده‌اند، روز به روز ابعاد گسترده‌ای به خود می‌گیرند. تاریخ این منطقه هم بازتاب مبارزات مردمی به ویژه شیعیان در راه رسیدن به آزادی، استقلال، حاکمیت اسلامی و مشارکت سیاسی و اقتصادی است. در این راستا تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، تأثیر فراوانی در استمرار این حرکت‌ها داشته‌اند، به ویژه وقوع انقلاب اسلامی ایران، افق‌های تازه‌ای به روی شیعیان منطقه گشود و آنان را برای مبارزه برای تغییر وضع موجود رهنمون ساخت و این در حالی است که دولت‌های منطقه بی‌توجه به فاکتورهای جغرافیایی سیاسی شیعیان و مؤلفه‌های مثبت جغرافیایی آنها، به گرایش‌ها و تعصبات قومی ـ مذهبی متکی هستند. جداسازی شیعیان از دیگر گروه‌ها و جمعیت‌ها و در انزوا قرار دادن، و همچنین عدم مشارکت آنان در قدرت و حاکمیت کشور، نمود بارز بی‌‌توجهی به جنبه‌های مختلف جغرافیایی سیاسی از سوی دولت‌های منطقه به شمار می‌آید.

در چنین فضایی با توجه به این که مؤلفه‌های مثبت جغرافیایی شیعیان منطقه، ظرفیت‌های بالقوۀ فراوانی برای ایفای نقش آنان فراهم آورده است، تأثیر بینش انقلاب ایران بر کشورهای منطقه می‌تواند ظرفیت‌های بالقوه را بالفعل سازد و منافع کشورهای منطقه و به تبع آن منافع قدرت‌های غربی را به مخاطره اندازد.

با توجه به مطالب فوق به نظر می‌رسد صرف نظر از تعارض آموزه‌های شیعه با مدرنیتۀ غرب، موقعیت جغرافیایی آنان نیز در تضاد با منافع جهان صنعتی بوده و بنابراین بیش از پیش، حساسیت این کشورها را برانگیخته است. در این راستا منافع آنها در منطقه به مهار نیروی ژئوپلتیک شیعه بستگی دارد. البته برای غرب، موقعیت شیعیان ایران با سایر شیعیان در سایر قسمت‌های ژئوپلتیک شیعه فرق دارد. ایران تنها کشوری است که شیعیان، اکثریت غالب آن را تشکیل می‌دهند. در دو یا سه کشور دیگر نیز تعداد شیعیان زیاد است و در سایر نقاط جهان اسلام شیعیان در اقلیت هستند.

اما با این حال غرب به این نکته هم توجه دارد که به جز ایران، در سایر نقاط، شیعیان توسط دولت‌های منطقه در فقر و محرومیت نگه داشته شده‌اند، از این رو به وضعیت خود معترض هستند و هرگونه تغییر در شرایط سیاسی کشورهای این حوزه، زمینۀ حاکمیت کامل و یا نسبی شیعیان را فراهم خواهد کرد.

از طرفی جمعیت شیعۀ عرب به لحاظ استراتژیکی در قلب بزرگ‌ترین منطقۀ نفت‌خیز خاورمیانه و در عرض شاهراه‌های نفتی خلیج‌ فارس قرار دارند. با توجه به این موضوع، فولر در کتاب شیعیان عرب، مسلمانان فراموش شده بیان می‌کند که از بعد نظری، شیعیان عرب به همراه ایران می‌توانند بیشتر منابع نفتی خلیج‌ فارس را تحت کنترل خود در آورند.

شاید آگاهی از این مسئله باعث شده که آمریکا در عراق تدابیر خاصی اتخاذ کند، چرا که در عراق شیعیان از برتری نسبی در دولت جدید برخوردار شده‌اند و این حضور در چهارچوب حساسیت غرب نسبت به ژئوپلتیک شیعه قابل تحلیل است.

استراتژی غرب در قبال انقلاب اسلامی

در طول سدۀ بیستم، مرکزیت جغرافیای فرهنگی ـ عقیدتی (ژئوایدئولوژی)، جغرافیای سیاسی (ژئوپلتیک)، جغرافیای راهبردی _ امنیتی (ژئواستراتژیک) در قارۀ اروپا و جغرافیای اقتصادی (ژئواکونومیک)، در منطقۀ خاورمیانه قرار داشت. اما حوادثی از جمله پیروزی انقلاب اسلامی و تبعات آن، فروپاشی شوروی و آثار آن و مسئله نفت و تاثیرات جهانی آن باعث شده تا قبلۀ عالم فرهنگی (عقیدتی)، سیاسی، اقتصادی نظام بین‌الملل دچار تغییر و تحول بنیادین شود و قبله عالم نوین در سده 21 منطقه خاورمیانه و جهان اسلام قرار گیرد، به طوری که بازیگران خرد و کلان تلاش می‌نمایند تا جایگاه و رویکرد خویش را در قبال این مرکزیت عقیدتی سیاسی امنیتی اقتصادی جهان تبیین و مشخص نمایند.

در این راستا، در حال حاضر نخبگان و سیاست‌گذاران غربی، علاوه بر سه عامل امنیت، سیاست و اقتصاد، موضوع اسلام و یا قرائت خاصی از آن را به عنوان پایه چهارم برخورد غرب با این منطقه در نظر دارند.

در چنین فضایی ایران به منزلۀ قبله عالم سیاسی امنیتی اقتصادی در منطقه مورد توجه بوده، و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بعد عقیدتی نیز بدان اضافه شده است، به طوری که نومحافظه‌کاران آمریکا نیز به این امر تصریح نموده‌اند که ایران مهم‌ترین و اصلی‌ترین عنصر در خاورمیانه و جهان است، چرا که نحوه استقرار و حاکمیت فرایند تعامل خدا و انسان در نظام، حکومت، سیاست و اجتماع که در جمهوری اسلامی ایران مورد آزمایش است، در آینده تعیین‌کننده خواهد بود.

به این ترتیب تلاش برای ایجاد تغییری اساسی در انقلابی که به صورت یک قدرت ژئوپلتیکی یکپارچه عمل می‌کند، برای غرب امری حیاتی به نظر می‌رسید، در این راستا اهمیت ایران در تجمیع و متمرکز کردن ایدئولوژی اسلامی و قرار دادن آن در مخالفت مستقیم با غرب سکولار و دولت‌های خاورمیانه وابسته به آمریکا نهفته است. لذا غرب برای مقابله با انقلاب اسلامی، که هم از زاویه منافع ملی و اهداف سرزمینی و هم از بعد اهداف جهان شمول اسلام و باورهای ارزشی فراگیر، با ادعای قیادت جوامع بشری از سوی غرب به معارضه و ستیز برمی‌خیزد نیاز به بازنگری سیاست‌های تهاجمی خود داشت. در این بازنگری غرب به سه استراتژی برای تغییر ج.ا.ا و زوال انقلاب اسلامی دست یافت:

1- استراتژی سیاسی _ نظامی.

2- استراتژی سیاسی _ اقتصادی.

3- استراتژی سیاسی _ فرهنگی.   

از دیدگاه نظریه‌پردازان غرب، استراتژی سیاسی فرهنگی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و در حقیقت عصاره همه سیاست‌ها به شمار می‌رود. محور استراتژی مذکور، ایجاد تغییرات از طریق فروپاشی ارزش‌های انقلاب اسلامی و تعدیل ایدئولوژیک اسلام است، یعنی همان شیوه‌ای که نظام ج.ا.ا نیز در معارضه با رژیم سلطنتی و سلطه سیاسی _ فرهنگی غرب از طریق به کارگیری آن به پیروزی رسید.

با توجه به مطالب فوق، امنیت ملی ایران در برابر استراتژی غرب در قالب دو بعد امنیتی قابل تحلیل و بررسی است:

بعد نخست، نظام و ثبت حاکم بر حوزه ژئوپلتیک شیعه است. به این معنا که هرگونه بی‌نظمی و بی‌ثباتی سیاسی در حوزه ژئوپلتیک شیعه است. به این معنا که هرگونه بی‌نظمی و بی‌ثباتی و تهدید امنیت ملی منجر خواهد شد. از طرفی مجاورت جغرافیایی سیاسی می‌تواند بر روابط کشورها تاثیرگذار باشد. به عبارتی یکی از مشخصات کمی و کیفی کشورهای حیاتی، سطوح اصطکاک این کشورها و نگرانی شدید از وجود همسایگان پردردسر است. این همسایگان پردردسر با رفتارهای خشونت‌آمیز، بحران عمیق امنیتی ایجاد میکنند. مجاورت ایران و آمریکا از طریق مرزهای شرقی (افغانستان) و غربی (عراق) از این قاعده مستثنا نیست.

بعد دوم در ارتباط با امنیت ایران در حوزه ژئوپلتیک شیعه مربوط به نقش و اهمیت عوامل مختلف داخلی در تضمین و تامین امنیت و ثبات سیاسی است. ایران از یک هستۀ ایرانی تشکیل شده که اطرافش را اقلیت‌هایی، بعضاً با گرایش‌های جدایی‌طلبانه کم و بیش اظهار شده احاطه کرده‌اند. این اقلیت‌ها، خطوط‌شکننده و مناطق نفوذ احتمالی برای دشمنان بالقوه را تشکیل می‌دهند، لذا هرگونه بی‌توجهی نسبت به اقلیت‌های غیرشیعی در روند سیاست‌گذاری‌ها موجب تهدید وحدت و یکپارچگی کشور می‌شود. هم‌چنین آگاهی از موقعیت ژئوپلتیکی و آموزه‌های انقلابی شیعه در ایران باعث شده که آمریکا تمام توان خود را به کار گیرد تا مانع از موفقیت حکومت ایران به منزله الگوی یک حکومت شیعی موفق در منطقه شود و از هر نوع کارشکنی برای عدم موفقیت ایران در منطقه استفاده می‌کند. این اقدامات و کارشکنی‌ها در مقاطع مختلف، اشکال گوناگونی داشته است. انواع تحریم‌های اقتصادی و سیاسی، دامن زدن به اختلافات داخلی، بی‌اعتنا کردن مردم برای حمایت از حکومت، افزایش اختلافات قومی و نژادی چه در داخل و چه در سطح منطقه از جمله ترفندهایی است که آمریکا برای تحت فشار قرار دادن حکومت در ایران و ایجاد جو ناامنی و تشنج در منطقه به کار گرفته است.

هم چنین جنگ روانی و تبلیغاتی علیه ایران و ایدئولوژی انقلاب اسلامی در طول دو دهۀ گذشته همواره در دستور کار سیاست‌مداران غربی قرار گرفته است. به نظر می‌رسد این اقدامات به منظور عقب‌نشینی ایران از موضع‌گیری‌های ارزشی در سطح بین‌الملل، کاهش نقش منطقه‌ای و بین‌المللی ایران، ممانعت از الگوگیری دیگر ملت‌ها از ایران و فشار مضاعف بر جریان‌های ناب شیعی و اسلامی طرفدار جمهوری اسلامی و تضعیف کیان اسلام و تشیع صورت می‌گیرد.

جمع‌بندی

وقوع انقلاب اسلامی در ایران پی‌آمدهایی را در منطقه به دنبال داشت، از جمله این که عوامل موثر بر ژئوپلتیک منطقه را متحول ساخت و باعث شد غرب از زاویۀ دیگری به منطقه و عناصر ژئوپلتیک آن توجه کند. در این راستا ایدئولوژی اسلام ناب و مفاهیم و آموزه‌های انقلابی آن علاوه بر این که به من منزلۀ رقیب جدی برای لیبرالیسم غرب مطرح شد، به عنوان عاملی ژئوپلتیک نیز نظر بسیاری از صاحب‌نظران غربی را به خود جلب کرد، به طوری که شاید بتوان گفت عنصر تشیع در انقلاب اسلامی و سایر حرکت‌ها و جنبشهای شیعی در منطقه، سایر عوامل ثابت و متغیر ژئوپلتیک منطقه را به لحاظ اهمیت، حساس‌تر و مهم‌تر ساخته است.

هر چند محدودیت‌ها و فشارهای اقتصادی، سیاسی که حکومت‌های منطقه بر شیعیان اعمال کرده‌اند، موجب شده تا تاثیرات ژئوپلتیکی آنها کاهش یابد، اما با این حال با توجه به این که والاترین دست آورد انقلاب اسلامی ایران تربیت انسان جدیدی بود که قادر به ایستادگی و مقاومت در مقابل ظلم بود، می‌توان گفت این مسئله با ایجاد یک مبارزه‌جویی جدید، بزرگترین تهدید برای موضع موجود و ثبات تحمیلی غرب بر منطقه بود و نیز برای قدرت‌های غربی که بر مواضع استراتژیک و منابع زیرزمینی کشورهای منطقه تکیه دارند، محسوب میشود. این مبارزه‌جویی جدید، در اشکال مختلف در همه جا گسترده شده است، به طوری که می‌توان اذعان کرد که هیچ حادثه‌ای، این چنین منافع دولت‌های غرب، اسرائیل و بسیاری از کشورهای محافظه‌کار منطقه را در معرض خطر قرار نداده است.

در چنین فضایی، تبلیغات جهانی برای خطرناک جلوه دادن اسلام که البته با جنبه‌هایی از افراطی‌گری نیز همراه بوده، در دستور کار غرب (آمریکا) قرار گرفته است. اسلام رسانه‌ها محصول چنین رویکردی است. در واقع اسلام رسانه‌ها، اسلامی است که وجود خارجی ندارد و محصول رسانه‌های تبلیغاتی غرب برای ترساندن انسان غربی از جهان اسلام و مسلمانان است تا افکار عمومی غربی‌ها به سلطه غرب بر شرق و قتل و غارت شرق و کشتار مردم مسلمان توسط آمریکا و صهیونیسم رضایت دهد و دم برنیاورد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات