تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۱  ، 
کد خبر : ۳۲۱۰۹
قراردادهای تسلیحاتی جدید آمریکا به سود کیست؟

سیاست‌های پوشالی


کمک‌های تسلیحاتی گسترده آمریکا به کشورهای عربی سئوالات و شبهات بسیاری را برانگیخته به خصوص آن که قراداد تسلیحاتی به ارزش 63 میلیارد دلار با کشورهای عربی و حوزه خلیج‌فارس  در نوع خود بی‌سابقه بوده است.

کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا ادعا کرده این مقدار از تسلیحات که در اختیار کشورهای عربی قرار داده شده است تنها با هدف تامین امنیت این کشورها انجام گرفته‌ اما در چنین شرایطی که گفت‌وگوهای آمریکا و ایران در عراق دنبال می‌شود و منطقه در شرایط بسیار حساسی قرار گرفته است، سئوال‌های زیادی مطرح شده است.

آیا این میزان از سلاح در منطقه واقعا با هدف تامین امنیت کشورهای عربی وارد شده است؟ آیا این سلاح‌ها می‌تواند امنیت و ثبات کشورهای عربی به خصوص کشورهای حوزه خلیج‌فارس را تامین کند و سیستم موشکی دفاعی این کشورها را در سطح پیشرفته تعریف کند؟ آیا این توافقنامه تسلیحاتی نتایج معکوس را برای کشورهای منطقه به دنبال نخواهد داشت؟

اولین نکته‌ای که در چارچوب این قرادادهای تسلیحاتی نظر همه را جلب می‌کند این که این قضیه با موجی از اعتراضات منطقه‌ای و بین‌المللی مواجه شده و حتی بسیاری با انتقاد از این اقدام ایالات متحده آمریکا تاکید دارند کمک نظامی کاخ سفید به کشورهای عربی نه تنها به سود امنیت منطقه نیست بلکه بحران و درگیری در این منطقه را افزایش خواهد داد.

به رغم آن که بسیاری موضوع کمک‌های تسلیحاتی آمریکا به کشورهای عربی را به وضعیت موجود آمریکا در عراق و نیز اعمال فشار به پرونده هسته‌ای ایران مرتبط می‌دانند اما برخی دیگر معتقدند این گونه کمک‌های نظامی از سوی کاخ سفید به کشورهای عربی با این هدف انجام گرفته است که واشنگتن بتواند حداکثر سود را از رشد درآمدهای نفتی کشورهای نفت‌خیز حوزه خلیج‌فارس  ببرد.

به خصوص آن که قیمت نفت همچنان در حال افزایش است و بر اساس جدیدترین ارزیابی‌های انجام شده توسط موسسه مالی بین‌المللی (IIF) رشد درآمدهای نفتی کشورهای حوزه خلیج‌فارس تا پایان سال جاری به 540 میلیارد دلار خواهد رسید.

این میزان از رشد درآمدهای نفتی از میزان رشد درآمدهای صادرات نفتی مجموعه برزیل، هند، ترکیه و لهستان بسیار بیشتر است. در راستای اثبات این نظریه کافی است به گزارش اخیر مجله نیوزویک اشاره کنیم که نوشته بود بسیاری از انجمن‌ها و سازمان‌های استراتژیک غرب در حال حاضر به صورت گسترده‌ای پدیده افزایش و رشد درآمدهای نفتی کشورهای نفت‌خیز حوزه خلیج‌فارس را بررسی می‌کنند و به دنبال راه حل و راه کار مناسبی جهت انعقاد قراردادهای کلان با این کشورها و استفاده لازم از عائدات نفتی کشورهای منطقه هستند.

بسیاری معتقدند تامین امنیت و ثبات منطقه‌ی خلیج‌فارس جز با تعامل صادقانه آمریکا با قضایای منطقه و حل و فصل کردن پرونده‌های حساسی چون عراق و فلسطین امکان‌پذیر نیست.

بنابراین به راه انداختن رقابت تسلیحاتی در منطقه و برپایی پایگاه‌های نظامی خارجی جدید در خاک کشورهای منطقه نمی‌تواند راه‌حل مناسب برای حل بحران‌های منطقه باشد و تنها منجر به گسترش هرج و مرج و ترس و نگرانی و نیز ایجاد شکاف مذهبی و سیاسی میان ملت‌های منطقه خواهد شد.

واکنش بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران، آلمان و برخی دیگر از کشورهای اروپایی نسبت به این اقدام نشان می‌دهد این سیاست، سیاست متوازن و مناسبی از سوی کاخ سفید در منطقه نیست. دولت ایران در موضع‌گیری بسیار تندی نسبت به این قرارداد کلان تسلیحاتی در منطقه اعلام کرد؛ این اقدام واشنگتن در ایجاد رقابت تسلیحاتی در منطقه تاثیرگذار خواهد بود.

آلمان نیز با اتخاذ موضع‌گیری مشابهی اعلام کرد این اقدام آمریکا در فروش تسلیحات نظامی کلان به کشورهای عربی به مثابه‌‌ی ریختن بنزین بر آتش است و منطقه خاورمیانه با این اقدام کاخ سفید به بشکه‌ای از باروت تبدیل خواهد شد که در هر لحظه ممکن است منفجر شود.

روبرت بولنز، رییس کمیته امور خارجه پارلمان آلمان و عضو برجسته حزب حاکم آلمان با تاکید بر این موضع برلین گفته این اقدام آمریکا بیشتر گامی در راستای تشویق رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه است و این امر به سود منافع این منطقه‌ی بحران‌زده نیست.

به اعتقاد بسیاری از تحلیل‌گران قراردادهای تسلیحاتی آمریکا در منطقه منجر به گسترش دامنه بحران و درگیری‌های سیاسی اعراب و اسراییل نیز خواهد شد. به اعتقاد این تحلیل‌گران در صورتی که آمریکا خواهان منافع استراتژیک سیاسی و اقتصادی خود در منطقه است و همچنین درصدد آن است که چهره خود به عنوان قو‌ی‌ترین کشور در عرصه بین‌المللی را حفظ کند باید سیاست برقراری صلح و آرامش در منطقه را دنبال کند و این سیاست را جایگزین گسترش موسسات تسلیحاتی و رقابت تسلیحاتی جدید در منطقه کند زیرا این گونه سیاست‌ها نمی‌تواند واقعیت موجود در منطقه را تغییر دهد.

کشورهای منطقه در حال حاضر باید بر آموزش و پیشرفت سیاسی چون دانش و فرهنگ متمرکز شوند و منطقه را از دایره بحران، هرج و مرج و رقابت سیاسی و نظامی خارج سازند چرا که این امور نه تنها به سود منافع منطقه نیست بلکه منطقه را اسیر دستان پشت پرده خارجی خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات