تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۴  ، 
کد خبر : ۳۲۱۳۲

جنگ روانی آمریکا؛ فرار به جلو


جرج بوش رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر با ایجاد جنگ روانی، بر حمله نظامی به ایران، سوریه و حزب‌الله و تضعیف موقعیت آنان تأکید کرد. رئیس‌جمهور ایالات متحده تلاش دارد خلا ناشی از بلندپروازیهایش را که تاکنون ناکامیهای فراوانی را در پی داشته است، از طریق استراتژی ایجاد جنگ روانی و فضاسازی کاذب رسانه‌ای علیه کشورها و جنبشهای اسلامی که جزء اقمار سیاسی این کشور محسوب نمی‌شود، پیگیری نماید.

امروزه تأثیر به کارگیری جنگ روانی در تعقیب اهداف دولتها، برکسی پوشیده نیست. حاکمان با بهره‌گیری از شیوه‌های نوین نرم‌افزاری، ضمن القای شبهات و مسموم نمودن مسیر جریان اطلاع‌رسانی فضای ذهنی مخاطبان را در راستای منافع خود به کار می‌گیرند.

برنامه‌ریزان واشنگتن تاکنون از ایجاد عملیات روانی علیه کشورهای جهان استفاده‌های فراوانی برده‌اند، به گونه‌ای که هرگاه در دستیابی به برنامه‌هایشان ناکام مانده‌اند، با تدوین یک سناریوی روانی، ضعفهایشان را پوشش داده‌اند.

اینک پس از افشا شدن نقش آمریکا در برنامه مستند تلویزیونی «به اسم دموکراسی» و تلاش این کشور برای براندازی جمهوری اسلامی، دولتمردان کاخ سفید در صددند با القای حمله نظامی به ایران، التهابهای ناشی از این افتضاح سیاسی را جبران نمایند؛ همان گونه که پس از پخش برنامه مذکور در اولین واکنش با زیر سؤال بردن اصل ماجرا، موضوع را فاقد وجاهت حقوقی جلوه دادند. این در حالی است که رفتار مقامهای واشنگتن در ماجرای پروژه دموکراسی، نوعی مداخله در امور دیگر کشورها محسوب می‌شود که در این قبیل موارد، حق شکایت به سازمان ملل بر اساس مستندات حقوقی، برای کشورها محفوظ است.

اکنون این سؤال مطرح است، به راستی بوش از طرح تشدید فشار روانی علیه ایران در قالب حمله به جمهوری اسلامی چه اهدافی را پیگیری می‌نماید؟‌

برای پاسخ به سؤال مذکور، باید وضعیت فعلی ایالات متحده را مد نظر قرار داد تا با وقوف به واقعیتهای سیاسی - اجتماعی جامعه آمریکا، پاسخ لازم حاصل شود. جرج بوش پس از به قدرت رسیدن در دور دوم انتخابات و ناکامی در عرصه سیاست خارجی بویژه در عراق و مخالفتهای گسترده کنگره که از طیف رقیب سیاسی حزب حاکم کاخ سفید می‌باشد، در پی ایجاد یک موج جدید رسانه‌ای علیه ایران است تا از فشار سنگین پاسخگویی به مسائل یاد شده رهایی پیدا کند. استمرار حضور این کشور در عراق با توجه به تشدید خشونتها و ناامنی‌ها که هزینه‌های مادی و معنوی را برای جامعه آمریکا در پی داشته است، افکار عمومی این کشور را به سوی مخالفت با سیاستهای نئومحافظه‌کاران در حوزه سیاست خارجی سوق داده است. راه مقابله با اعتراضهای مردمی، راه‌اندازی یک سوژه روانی است تا از این طریق روند کاهش محبوبیت حزب حاکم تغییر مسیر دهد. انتخابات آتی ریاست جمهوری در آمریکا و انتقادهای گسترده دموکراتها در خصوص یک جانبه‌گرایی سیاستهای جمهوری‌خواهان، فرجام رقابت نامزدهای انتخاباتی را از سوی حاکمیت فعلی با تردید مواجه کرده است. یکی از مهمترین محورهای شعارها و برنامه‌های حزب رقیب بر پایه نقد ایده‌های شکست خورده حاکمان افراطی است، چنانکه دموکراتها امیدوارند ناکامیهای جرج بوش نردبان موفقیت آنها باشد. اما شواهد نشان می‌دهد مشاوران جرج بوش از او یک چهره امنیتی ساخته‌اند، به طوری که بوش در دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری با وجود تحلیلهای صاحب‌نظران سیاسی مبنی بر بازنده بودن وی و عدم دستیابی به نتیجه مطلوب، با طرح امنیتی نمودن جامعه آمریکا، رقیبش را از تکیه زدن بر کرسی ریاست‌جمهوری ناکام گذاشت.

در حقیقت، بوش توانست با ایجاد موج گسترده‌ای از تهدیدهای القاعده نسبت به آمریکا، آرای شهروندان را به دست آورد و برای یک دوره دیگر سکاندار سیاستهای ماجراجویانه شود. اکنون نیز با القا و تشدید جوسازی غیرواقعی در خصوص حمله نظامی به ایران، در پی بهره‌برداری مشابه است؛ همان گونه که «برگنر» مفسر محافظه‌کاران در ادعایی عنوان نموده است بوش در تعطیلات تابستانی کنگره، به ایران حمله می‌کند.

سیاستمداران آمریکا در مقطع تعقیب تروریسم پس از حوادث 11 سپتامبر اعلام نمودند عزم جامعه جهانی را برای حمله به تروریستها به دست آورده‌اند و با حمایت سازمان ملل، به عاملان حملات انتحاری برجهای دوقلو و حامیان آنها حمله خواهند کرد. افزون بر آن، اعلان کردند چنانچه کشوری با سیاستهای منطقه‌ای ایالات متحده همسو و همراه نباشد، مشمول حمله واقع می‌شود. برخی نمایندگان مجلس وقت کشورمان نیز با تحلیل ناصحیح شرایط موجود، پیشنهادهای مرعوبانه‌ای را مطرح نمودند؛ ولی مقام معظم رهبری با راهبرد مشخص و موضعگیری بهنگام، ترفندهای جنگ روانی دشمن را خنثی نمودند. این در حالی است که بعضی صاحب‌نظران از حمله فریب‌الوقوع سخن می‌گفتند. مردم شهیدپرور ایران اسلامی که در دوران دفاع مقدس آزمون موفقیت‌آمیزی را پشت سرگذاشته‌اند، از تهدیدها و عربده‌‌کشیهای دیگران هراسی نداشته و با هوشیاری، همه حرکات و سکنات را رصد می‌نمایند. جنگ روانی، استراتژی کلان جبهه استکباری است که در سالهای اخیر به عنوان یک راهبرد جهت تحقق افزون‌طلبی‌های هژمونی سلطه در دستور کار قرار گرفته است. آمریکاییها باید بدانند ایجاد جو ارعاب و تهدید ممکن است برای یک جامعه رفاه‌طلب که فاقد منابع انسانی کارآمد، مخلص و با روحیه جهادی است نتیجه‌بخش باشد؛ ولی تجربیات مادی و معنوی دفاع مقدس، امروزه از ایران یک بازیگر مطرح و مستقل ساخته است که ارزش این جایگاه را در راهبردها و تصمیمات دیپلماتیک می‌توان دید و یقیناً‌ ترفندهایی از این نوع نمی‌تواند تأثیرگذار باشد؛ توجه فعالان عرصه بین‌الملل به وزنه سیاسی ایران، تأیید بر این مدعاست.

بدین ترتیب، اتخاذ تشدید جنگ روانی در گونه‌های مختلف علیه منافع ملی جمهوری اسلامی، نه تنها بدیع و شوک‌آفرین نیست، بلکه نزد افکار عمومی ملت ایران سلاحی کهنه و فاقد کارایی است، زیرا مردم با ترفندهای مختلف دشمن از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی آشنا شده‌اند و این تهدیدها کوچکترین رعب و وحشتی را در میان جامعه ایجاد نمی‌کند، بلکه شهروندان را جهت صیانت از دستاوردهای نظام مصمم‌تر می‌نماید. به سخن دیگر، تهدیدهای میان تهی آمریکا برای جامعه اسلامی، از توان بازدارندگی و قدرت تأثیرگذاری برخوردار نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات