با گذشت بیش از شش سال از حوادث 11 سپتامبر 2001، مهمترین بخش از استراتژی امنیت ملی و سیاست خارجی آمریکا مبارزه با تروریسم است، اما دیگر سخنی از بن لادن و تعقیب او در محافل سیاسی، نظامی و امنیتی آمریکا در میان نیست. بن لادن که هنگام وقوع حوادث 11 سپتامبر از سوی این محافل، مهمترین دشمن آمریکا معرفی شد، اینک کاملا به فراموشی سپرده شده و در آمریکا به هنگام بحث در باب استراتژی مبارزه با تروریسم، از دشمنان دیگری نام برده میشود که در حوادث 11 سپتامبر نقشی نداشته و علیه مردم آمریکا به حربه تروریسم متوسل نشدهاند.
این فراموشی عمدی، بار دیگر این احتمال را تقویت میکند که در حادثه 11 سپتامبر، دستگاههای حاکمیتی آمریکا دخالت داشتهاند و از پروژهای به نام بن لادن و القاعده تنها برای پوشاندن حقایق استفاده کردهاند. اگر بن لادن واقعا مسوول حوادث مذکور بود چرا آمریکاییها به جای سرگرم شدن به مساله عراق و تهدید کشورهای مستقل جهان در صدد دستگیری و مجازات او برنمیآیند؟
آمریکاییها که ادعا میکنند تنها ابرقدرت جهاناند و میتوانند هر کشوری را که بخواهند به اشغال درآورند چرا از تعقیب و مجازات بن لادن که فردی بدون دولت و حکومت است، عاجزند؟ اگرچه هنوز ابهاماتی در حادثه 11 سپتامبر وجود دارد اما رفتار آمریکاییها طی سالهای گذشته، بسیاری از ابهامات را برطرف کرده و چشمان با بصیرت را بر بسیاری از امور، بینا ساخته است. با گذشت شش سال از وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001، هنوز سوالات بسیاری بیپاسخ مانده است، چه کسانی به واقع از آن سود میبرند؟ چه کسانی عامل آن بودند؟ برجها چگونه و چرا فرو ریختند؟ چرا هیچ یک از مقامات القاعده در افغانستان دستگیر نشدند؟
حتی اگر القاعده دارای وجود خارجی باشد و این نظریه را بپذیرم که عامل 11 سپتامبر است، باز هم مسائل بسیاری لاینحل باقی میماند، 11 سپتامبر بجز ضرر، چه امتیازی برای مسلمین داشت؟ غیر از آن که بهانهای برای جنگ روانی ضد اسلام و متهم کردن مسلمین به تروریسم و اشغال کابل، بغداد، دارفور، مگادیشوو... فراهم کرد و موجب تخریب و تحریق صدها مدرسه و مسجد در آسیا و اروپا شد.
چگونه القاعده مدعی جنگ با آمریکا به دلیل حمایت این کشور از اسرائیل است، در حالی که همین 2 رژیم، سود سرشاری از 11 سپتامبر بردند؟ برعکس ملت فلسطین و لبنان، بیشترین ضرر را متحمل گردید که احداث دیوار حائل و فجایع جنین، رفح و غزه در فلسطین و حمله سال گذشته به لبنان از آن جمله است. چرا اقدامات القاعده به مسلمین منتسب میشود، حال آن که این شبکه چند هزار نفری با اغراض مبهم، نماینده یا مورد حمایت 5/1 میلیارد مسلمان و کشورهای اسلامی نیست و هیچ مفتی و مرجعی آن را تایید نمیکند.
* حیله اهریمنی
گذشته از تلفات صفر یهودیان شاغل در برجهای دوقلو که حاکی از آگاهی موساد از ماجرا است، سیا و FBI هم از وقوع چنین حادثهای آگاه بودند. «عضو برجسته هیات تحقیق کنگره آمریکا اعلام کرد: سیا دست کم 2 ماه قبل از برخورد هواپیماها به برجهای نیویورک از آن آگاهی داشته است.» یک مامور اداره امنیت ملی آمریکا در برابر کنگره اعتراف کرد: 2 هفته قبل از 11 سپتامبر با التماس از مقام بالاتر خود خواسته یکی از مظنونین این حادثه را دستگیر کند، اما پاسخی نگرفته است، لذا بعید نیست موساد سیا و FBI 11 سپتامبر را ایجاد کرده و برای منتسب کردن آن به مسلمین به منظور اغراض مخفی خود، القاعده بازیگر هالیوود را در نقش بن لادن و الظواهری ظاهر نموده باشند.
چگونه یکی از هواپیماهای ربوده شده در پنسیلوانیا با موشک، ساقط شد اما شهر مهم نیویورک فاقد دفاع هوایی بود؟! خبر انفجار بمب در خودرو مقابل وزارت خارجه و سرنوشت 4 هواپیمای ربوده شده دیگر به کجا کشید، چرا با گذشت زمان سخنی از فروپاشی ساختمان سیا و حریق در کاخ سفید به میان نیامد؟
بیشک طراحان حوادث در سیا و موساد آنها را به عنوان ذخیره نگه داشته بودند تا چنانچه پروژه برجها جنجالی نشد از آنها برای فاجعهسازی استفاده کنند. پس از آن که سیا طی 5 سال، 6 رئیس عرض کرد «جرج تنت» در 1997 (1376) رئیس آن شد، و دقیقا از همان زمان ناگهان القاعده به عنوان گروهی ضدآمریکا، مطرح و انفجارها به آن منتسب شد.
7 سال بعد «مایکل شوئر» مسوول پیگیری القاعده در سیا نیز همزمان با استعفای تنت استعفا کرد. گذشته از این حقایق، چگونه میتوان پذیرفت NSA که مدعی شنود مکالمات در کل جهان است یا سیا که متخصص انواع ترور، توطئه، انفجار و آشوب است، از وقوع این حادثه، بیخبر بودهاند؟!
«هنگامی که مطابق گزارشهای دقیق امنیتی، شماری از کشورها تلویحا از پیوندهای ظریفی که بین حادثه 11 سپتامبر با چهرههای سرشناس آمریکا وجود داشت، پرده برداشتند، اختلاف در کاخ سفید چنان بالا گرفت که بعضی وزرا علنا با بوش به مخالفت برخاستند تا در صورت نیاز، پای خود را از این گرداب مهلک کنار بکشند.» پال اونیل (وزیر دارایی) که گفته بود: آمریکا برای نابودی تروریسم به هر کشوری که بخواهد و در هر شرایطی حمله کند، پس از استعفا فاش کرد «بوش سرنگونی صدام حسین را قبل از 11 سپتامبر برنامهریزی کرده بود.»
11 سپتامبر یک سکانس رقتآور از سناریوی کثیفی است که با نوارهای بن لادن به صورت سریالی از تیزرهای سیاسی برای فریب جهانیان اجرا شده است، از لحاظ امنیتی مشابه «پرل هاربر» است و از حیث روانی به تقلید از هلوکاست طراحی شده که به همان اندازه «پرل هاربر» بزرگنمایی شده و مشابه هلوکاست، ساختگی و دروغی است.
در ژانویه 2004 (1383) آخرین آمار تلفات 11 سپتامبر 2749 نفر اعلام شد که البته همه آنها آمریکایی نبودند. آنها قربانی توطئه سیا و موساد شدند تا مسیر سلطه آمریکا بر جهان هموار شود و اسرائیل از نابودی رهایی یابد. اگر آمریکاییها عامل این جنایتاند، پس هواپیماها چگونه ربوده شدهاند؟! عدهای از کارشناسان میگویند اگر پیش از پرواز، اتوپایلوت هواپیما را به سوی برجها برنامهریزی کرده باشند، هدایت هواپیما در آن مسیر بدون دخالت خلبان به سهولت میسر میشود، لذا برای ایجاد چنین حادثهای حتی هواپیماربا نیز نیازی نیست و شبهه دخالت القاعده منتفی مینماید. شاید به دهن برخی افراد منطقی نمیآید که سیا یا متفقش موساد، 11 سپتامبر را آفریده باشند لیکن اگر به تاریخ آنها بنگرید ترور کندی در 1963 (1342) توسط سیا و ترور اسحاق رابین در 1995 (1374) به دست عضو حزب لیکود را خواهید دید. انفجار معبد دیویدیان توسط FBI، انفجار اوکلاهما به دست سرباز سابق پنتاگون، انفجارات هتل داوود، «کشتی پاتریا» که حامل 200 یهودی متواری از فلسطین بود و کشتی جنگی انگلیس و مقر آنان در قدس در 1939 (1318) و آمیا در آرژانتین توسط صهیونیستها، حوادث مشابه 11 سپتامبر هستند.
* اسرار 11 سپتامبر
چرا پنتاگون مانند برجها آتش نگرفت و آمار مقتولین ادعایی اعلام نشد و جز چند تصویر، مطلب دیگری مخابره نشد؟ دلیل انهدام برجها، ذوب شدن اسکلت فلزی بر اثر حرارت ناشی از انفجار هواپیماها عنوان شد.
1ـ پذیرفتن آن ادعا بدین معناست که گرما از طبقات فوقانی به فونداسیون، منتقل و موجب نشست برجها شده، حال آن که گرما در فلزات به صورت رسانایی از پایین به بالا منتقل میشود، علاوه بر این، اگر گرما باعث فرو ریختن بنا شده چرا ابتدا طبقات بالای برج و محل برخورد (مثلا طبقه 106) دچار ریزش نشد بلکه برعکس، انهدام برجها از طبقات پایین آغاز شد. چرا برجها به جای فرو ریختن مرحله به مرحله، متلاشی نشد یا از یک طرف به خارج از محیط خود متمایل نشدند یا به صورت افقی سقوط نکردند.
2ـ برجها را 30 سال قبل براساس طرح «مینور و یاماساکی» ساخته بودند و در قرن 21 تقریبا قدیمی محسوب میشدند. طبق تحقیقی که با مجوز کنگره انجام گرفت، روشن شد برجها بدون نظارت و مجوز شهرداری احداث شدهاند! امری که در محله مهم منهتن کاملا استثنایی است.
3ـ فرض کنیم نظر دقیق «تیری میسان» درباره اصابت موشک به پنتاگون صحیح نباشد در این صورت، برخورد هواپیما موجب فروریختن 2 برج 110 طبقه شده، چگونه در برخوردی مشابه حتی یک ضلع کامل از ساختمان پنتاگون فرو نریخت؟! (گرچه وزارت دفاع علت پابرجا ماندن ضلع مضروب پنتاگون را قرار دادن جکهای احتیاط در پشت آن ضلع میداند) زیرا طبق برنامه قبلی، قصد نوسازی آن بخش از بنا را داشت اما این اعتراف هم، اطلاع پنتاگون از وقوع حادثه را نشان میدهد.
4ـ این فرضیه که ضربه ناشی از اصابت متحرکی ثقیل با سرعت زیاد به برجها عامل انهدام بوده، هم منتفی است زیرا برجها به منظور مقابله با گردبار و طوفانهای آتلانتیک، به صورتی ایمن طراحی شده و 3 دهه پابرجا بوده و دچار هیچ ارتعاشی نشده بودند. جالبتر آن که مجموع طول 2 بال هر هواپیما از عرض هر برج کمتر است. چگونه برجها 30 دقیقه بعد از انفجار، ناگهان در محیط خود فرو ریختند؟ و چرا برجی که دومین اصابت را متحمل شد قبل از برج اول فرو ریخت؟ این موارد به تنهایی تنوری تخریب برجها به وسیله مواد منفجره را اثبات میکنند.
5ـ فرضا بپذیریم تخریب برجها به دلیل اصابت هواپیماها بوده، انهدام ساختمان سیاه رنگ مجاور برجها چگونه قابل توجیه است. آتشنشانهای حاضر در صحنه اظهار کردهاند: «دربهای طبقه همکف برجها بسته بود، مردم محبوس به شیشهها میکوبیدند و کمک میخواستند و لحظاتی قبل از انهدام کامل برجها، انفجاراتی در زیرزمین برجها رخ داده بود» حتی اگر این گفتهها را نپذیریم، چطور ممکن است در بلندترین برج جهان، راه نجات، سیستم مدیریت بحران و برق اضطراری وجود نداشته باشد؟ چرا دربها بسته و آسانسورها کار نمیکردند و به همین علت مردم به ناچار از بالای برج به بیرون میپریدند، در حالی که نیم ساعت برای عملیات نجات فرصت بود، حتی یک نفر هم نجات نیافت.
در حادثه حریق سوپرمارکتی در پاراگوئه، رئیس فروشگاه، دستور بستن دربها را داد تا از غارت کالاها جلوگیری کند و مانع از فرار مشتریان و در نهایت کشته و زخمی شدن دهها تن شد، اما در 11 سپتامبر چرا؟ آیا برای تلفات بیشتر و اجرای پروژه مظلومنمایی، تاریخ، اتفاقات مشابه این حادثه را روایت کرده است: «در ژوئن 1967، یک زیردریایی اسرائیلی پس از انهدام ناو آمریکایی Liberty به آن حمله کرده و سپس قایقهای نجات را زد تا هیچ شاهدی برای افشاء واقعه، زنده نباشد و حادثه به اعراب منتسب شود.»
6ـ جالبتر آن که حتی یک بالگرد برای کمک به مردم یا اطفا آتش نیامد اما چند بالگرد مشغول فیلمبرداری از فاجعه بودند!! براساس دلایل، شواهد و قرائن فوقالذکر، یک فرضیه این است که سیا، رایانه هواپیما را قبل از پرواز در مسیر اصابت به برجها تنظیم و بعد از برخورد، نیم ساعت صبر کرد تا مردم از صحنه فیلم و عکس بگیرند، سپس با انفجار سریع و مرحله به مرحله مواد منفجره (که از قبل در پی، پایهها و طبقات کار گذاشته شده بودند) برجها را تخریب کرد. شبکه CNN هم پس از پخش فیلمهای مربوط به انفجار برجها، تصاویر 10 سال قبل شادی فلسطینیها را پخش کرد. سپس بازیگر بن لادن از طریق نواری در شبکه الجزیره (که صحت آن را سیا تایید کرد) از حملات بعدی القاعده خبر داد تا مسئولیت 11 سپتامبر متوجه مسلمین شود. آنگاه بوش، اسلام را به جنگ صلیبی تهدید کرد و...
در واقع هواپیماها به پایین برجها کوبیده میشوند تا نشست برجها به علت اصابت هواپیماها، منطقی به نظر آید لکن در آن صورت هم صحنه فعلی با کارکرد افسانهای ایجاد نمیشد. از دیگر سو با اصابت هواپیما در بالا و تخریب برج از پایین به سهولت میتوان به استفاده از مواد منفجره در این عملیات یقین پیدا کرد، البته برای هر کس که تعمق کند، کافی است یک بار صحنه تخریب بناهای قدیمی با دینامیت یا TNT را که مشابه فرو ریختن برجها در 11 سپتامبر است، ببینید تا به روش واحد در انهدام آنها پی ببرد.
دولت بوش از وقوع حادثه 11 سپتامبر، سود بسیاری برد، زیرا این حادثه همه مشکلات بوش را پوشش داد و مخفی نمود اما هرگز این منفعتها را بیان نکرد. تمام بخشهای اقتصادی آمریکا که از نابودی برجها متضرر شدند، زیان خود را جبران کردند تا جایی که در 4 ماه اول 2002، رشد اقتصاد آمریکا به 5 درصد رسید.
آمریکا برای سلطه بر جهان و جلب همکاری قدرتهای بزرگ به جای رقابت با آنها، نیازمند استقرار یک سیستم امنیتی به رهبری خودش در جهان بود و با وقوع حادثهای تکاندهنده چون 11 سپتامبر، این بهانه را به دست آورد. در جهان کنونی، آدمربایی، بمبگذاری و ترور امری عادی شده است اما تاکنون اتفاق نیفتاده که یک هواپیمای مسافربری به یک ساختمان (2 شی غیرنظامی) برخورد کند، حادثهای خونین که به دلیل ابعادش، تاثیر روانی وسیعی بر جهان بگذارد، مردم را بفریبد، دولتها را مجبور به تعامل با آمریکا نماید و سایه ترس از تکرار حوادث مشابه چون مترسکی در دست کاخ سفید قرار دهد تا ضمن مظلومنمایی، بهانهای به نام مبارزه با تروریسم خودساخته برای توجیه جنایاتش و تحقق اغراض داشته باشد.