اخلاق رسانهای نقطه تلاقی علم اخلاق و عمل رسانه یا ارتباط جمعی است. اخلاق رسانهای امری درونی و مرتبط هنجارهاست. مجموعه قواعد و اصول اخلاق باید توسط ارتباطگر و سازمان ارتباطی رعایت شود و از این نظر با حقوق و قانون رسانهها متفاوت است. چه بسا بسیاری از شگردهای رسانهای که به ظاهر با هیچ اصل و بند و تبصرهای از حقوق و قانون تنافی نداشته باشد اما با اصول اخلاق منافات دارد. از سوی دیگر اخلاق رسانهای با ارزشها و هنجارها سروکار دارد، ارزشها و هنجارهایی که از درون فرهنگ جامعه و در جامعه اسلامی از درون فرهنگ اسلامی سر بر میآورد. لذا اخلاق رسانهای اگر چه تابع اصول و قواعدی کلی و جهان شمول است اما به سبب ریشه گرفتن آن از مجموعه ارزشهای بطن جامعه میتواند از جامعه و فرهنگی به جامعه و فرهنگ دیگر متفاوت و متغیر باشد. از این رو تدوین اصول کلی اخلاق رسانهای به سادگی تدوین قواعد کلی حقوق رسانهها نیست و در هر فرهنگ و جامعهای، تعاریف و محدودههای خاص خود را دارد.
در دایرهالمعارف بینالمللی ارتباطات، اخلاق رسانهای زیرمجموعهای از اخلاق عملی و یا حرفهای دانسته شده که از ترکیب توصیف و تئوری تشکیل شده است. در این دایرهالمعارف آمده است: اخلاق رسانهای شاخهای جدید ولی مهم از اخلاق حرفهای است.... در قضاوتهای معنوی سطوح تصمیمگیرنده در رسانهها، اخلاق رسانهای از جایگاه ویژهای برخوردار است. البته حفظ اهمیت اصول و تئوری اخلاقی رسانهای به طور منطقی دو روی یک سکهاند. کند و کاو در دنیای بزرگتری از اخلاق عملی نشان میدهد که اگر تنها هدف، توصیف اخلاق واقعی در میان دستاندرکاران باشد، نتیجه کار بدست آوردن حداقل اخلاقیات است و اگر روی اخلاقیات حاکم شود، دایرهای بسته و دور از واقعیت به وجود میآید.
اسلام به عنوان دین منطبق با فطرت همه آدمیان، همه اصول اخلاقی را مورد تاکید و تصریح قرار داده و آیات قرآن و احادیث و سیره رسولاکرم(ص) و ائمهاطهار علیهمالسلام همگی مالامال از رهنمودهایی است که میتواند اصول حرفهای رسانهای اسلامی شمرده شود. در تبیین اخلاق حرفهای رسانهای از دیدگاه اسلام بایستی به تفاوت ماهوی تعاریف، کارکردها و اصول پذیرفته شده در علم رسانهها با مضامین و اصول اسلامی توجه نمود. با قبول این مفروض حال میتوان از منظری درونی اصول زیر را به مثابه ارکان اصلی اخلاق رسانهای در اسلام مورد توجه قرار داد:
خبررسانی
خبررسانی و اطلاعرسانی یکی از کارکردهای اصلی رسانهها است و این کارکرد در کنار دو کارکرد دیگر شامل آموزش و سرگرمی یک رکن اساسی کار وسایل ارتباط جمعی را شکل میدهد. چنانچه اخلاق رسانهای را در اسلام تابع گفتمان و یا جهانبینی فراگیری بدانیم که احکام و اصول و ارزشهای اسلامی را در سایر ابعاد زندگی بشر نیز تحتتاثیر قرار داده و چارچوب وظایف فرد مسلمان را در آن قالب روشن ساخته، اخلاق خبررسانی را نیز بایستی در ذیل جهانبینی و پارادایم تفکر، اخلاق و اصول اسلامی دانست. ارزشهای اخلاقی اسلام جزیرههای جدا از هم نیستند که هر یک را فارغ از دیگری و به گونهای مطلق بتوان مبنای عمل قرار داد. اسلام مجموعهای به هم پیوسته از هنجارها و اصول و فلسفههاست که هر یک مکمل دیگری است. برخلاف تصوری که در غرب از مفهوم و واژه دین وجود دارد اسلام دامنه کامل زندگی و تجربه بشری در سطوح خرد و کلان را در برمیگیرد و همانگونه که در سوره مائده آیه 3 آمده است: "امروز برایتان دین را کامل کردم" اسلام شیوه زندگی و دین کامل است و در حقیقت فرهنگ جامعی است که شکل و الگوی فراگیر زندگی به شمار میرود. به دلیل فراگیری این الگو، یک مسلمان همواره به صورت هدفمند زیست میکند و هیچگونه عملی خارج از چهارچوب گفتمانی اسلامی نیست حتی عمل فرد مسلمان پیش از آنکه به منصه ظهور و دنیای خارج برسد در عالم قصد و اراده و نیت نیز مستحق ثواب و یا عقاب است تا جایی که برای نیت و اراده جایگاهی فراتر از عمل دیده شده است. لذا در توصیف و تبیین اخلاق خبررسانی اسلامی بایستی به اصول کلی و نیز ارتباط تنگاتنگ گفتمانی تمامی این اصول با یکدیگر توجه و عنایت جدی داشت. نگاه تکبعدی به هر یک از اصول اخلاقی اسلام میتواند خود هدایتکننده به سوی گمراهی باشد و نه فلاح. اصول یاد شده هر یک به تنهایی مبنای عمل نیستند و بلکه همگی در هماهنگی و همراهی و ارتباط کامل با یکدیگر معنا مییابند. سرفصلهای کلی همچون حقمداری، عدالت، تقوا، اصلاح جامعه و.... همگی خطوط پیوند اصول و تاکیدات اخلاقی اسلام در امر خبررسانی محسوب میشوند و حلقه وصل رهنمودهای اخلاقی اسلام در قالب آیات قرآن کریم و تعالیم معصومین علیهمالسلام هستند، از جمله تاکیدات اسلام در این زمینه موارد ذیل قابل توجه است:. "الحق احق ان یتبع" (غررالحکم و دررالکلم 1/ 319) حقیقت بهترین چیزی است که سزد انسانی در پی آن باشد. و یا "اصدق القول ما طابق الحق" (غررالحکم و دررالکلم 2/401) راستترین گفتارها آن است که با حقیقت منطبق باشد. و یا "خیرالامور ما اسفر عن الحق"(غررالحکم و دررالکلم 3/428) بهترین کارها تبیین حقیقت است. بدینسان خبررسانی اگر در راستای اصول اسلامی و در جهت روشن ساختن حقیقت باشد از جمله بهترین کارها در جامعه اسلامی است. اگرچه رهنمودهای اخلاقی اسلام در تمام عرصههای زندگی بشر و در ارتباطات فردی و اجتماعی در تمامی سطوح لازم الاتباع و تعیینکننده است اما به دلیل اهمیت فوقالعاده و حساسیت و تاثیرگذاری خارقالعاده وسایل ارتباط جمعی بر افکار عمومی و سرنوشت اجتماع توجه مجدد به این اصول و رهنمودها در حوزه عملکرد رسانهها بسیار ضروریتر به نظر میرسد.
مسؤولیت اجتماعی خبرنگار
قواعد اخلاق اسلامی مسؤولیتپذیری اجتماعی است. تئوری مسؤولیتپذیری اجتماعی که رویه رسانههای غیرمذهبی یا غربی بر آن مبتنی است ریشه در فردگرایی کثرتگرا دارد. در حالی که اصل اسلامی مسؤولیتپذیری اجتماعی بر مفهوم امر به معروف و نهی از منکر مبتنی است. رسانهها بیشتر به برخوردها، اختلافنظرها، و رسواییها و کمتر به صلح ثبات و تداوم و سازگاری اخلاقی علاقمند هستند اگر دستاندرکاران رسانهها در جهان اسلام این مفهوم مسؤولیت اجتماعی را به عنوان سنگ بنای حرفه خود نپذیرند هرگز نمیتوان از قواعد اخلاقی اسلامی تصوری داشت. به طور کلی رسانههای جمعی باید مسؤولیت نگهبانی از جامعه را بر دوش گیرند و با هوشیاری اطلاعات لازم در مورد معروف (یعنی آنچه که با معیارهای جامعه اسلامی سازگار است) را ارائه کرده و از آن حمایت کنند و منکر (یعنی آنچه را مغایر معیارهای جامعه اسلامی است) مشخص سازند و با آن مخالفت ورزند. رسانههای جمعی همچنین باید به ایجاد توسعه درونساز و استفاده از عرصههای مناسب مشروعیت اقدام کنند. منظور اینکه مشخص شود رسانههای جمعی چه مطالبی را چه موقع و چگونه باید تحت پوشش خبری خود قرار دهند و در صورت لزوم چه چیزی را برای چه مدت با توجه به شرایط تئوری فرهنگ اسلامی نباید تحت پوشش خبری بگیرند. اگرچه اصول خبررسانی در رسانههای امروز جهان مبتنی بر شعار "دانستن حق مردم است" میباشد اما حق مردم علاوه بر دانستن شامل موارد دیگری نیز میشود که حفظ جامعه، حفظ دین، تقویت اتحاد و وحدت و انسجام جامعه، رشد و توسعه در همه ابعاد و... همه و همه از جمله آنها است. رسانههای اسلامی از انتشار اخبار بیفایده و باطل باید بپرهیزند. این امر حائز اهمیت بسیار است که ارزش خبر بدین مساله وابسته است که تا چه حد و اندازه مفید واقع میشود و نفعی را برای مردم به همراه دارد. همچنین یکی دیگر از مسؤولیتهای رسانه در برابر جامعه اسلامی حفظ یکپارچگی و تالیف قلوب مخاطبان است. روشهای تفرقهافکنانه که موجب بدبین شدن دستهای از مردم به دسته دیگر میشود و انتشار اخبار اینچنینی از نظر اسلام روشی غیرمسؤولانه و خلاف اخلاق اسلامی است. قرآن به مؤمنین فرمان میدهد اگر دو دسته از شما با یکدیگر کارزار کردند بین آنان را اصلاح کنید. در کنار این رهنمود همچنین قرآن فرمان برخورد با مشرکان و دشمنان اسلام را در هر جا که یافت شوند صادر میکند. بنابراین وظیفه ارتباطگر مسلمان در حوزه خبر اولاً تحکیم وحد صفوف خودی و برخورد بیامان با غیرخودی است.
از دیگر کارکردهای خبررسانی و اطلاعرسانی در جامعه که در راستای مسؤولیت اجتماعی رسانه است پندآموزی و عبرتگیری مردم است که قرآن نیز بر آن تاکید میورزد. در قرآن کریم داستان و خبر بسیاری از اقوام ملل ذکر شده که به تعبیر قرآن هدف از بیان آنها عبرت و پندآموزی است.
دستیابی به اطلاعات سازنده و مفید
رسانه به عنوان واسطه بین مردم و واقعیتها بایستی آینه وفادار رخدادهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... باشد. خبرنگار و رسانه در حقیقت امانتدار مردم در دستیابی به اطلاعات هستند و باید این امانت را به خوبی ادا کنند. حق مردم در جامعه اسلامی بر رسانهها این است که از اخبار مفید، لازم و منطبق با مصالح جامعه برخوردار باشند. استراتژی تبلیغاتی اسلام انعکاس آگاهیها و اطلاعات خالص و تحریف نشده و واگذاری حق و قدرت انتخاب و تصمیم به مردم است. چرا که اگر مردم نسبت به پدیدهها و موضوعات آگاهی و اطلاع نداشته باشند نسبت به آن قدرت انتخاب نخواهند داشت و بلکه در برابر آن موضع خواهند گرفت. اسلام همواره بر ارائه و انعکاس سالم و صحیح اطلاعات و اخبار و رویدادها به مردم ترغیب و تشویق میکند و این حق را مردم در جامعه میداند. حق مردم در دستیابی به اطلاعات نخستین اصل بینالمللی اخلاق حرفهای در خبرنگاری است. براساس این اصل مردم و افراد حق دارند تصویری واقعی از جهان بیرونی را از طریق دستیابی به اطلاعات صحیح و جامع در اختیار داشته و علاوه بر این بتوانند آرای خود را با استفاده از رسانههای گوناگون فرهنگی و ارتباطاتی به طور آزادانه اعلام و ابراز نمایند.
شجاعت و شرافت حرفهای خبرنگار
خبرنگار و رسانه از آنجا که امانتدار جامعه در کسب، حفظ و انعکاس اطلاعات و اخبارند بایستی در راه این امانتداری از هیچ چیز دریغ نورزند و تلاش مقدس خود را با هیچ شائبهای درنیامیزد. حقمداری و عدالت از جمله مبانی اصول اخلاق حرفهای خبر در اسلام میباشند. خداوند همواره مردم و حاکمان را به عدالت و قسط فرمان داده است. همچنین اخبار و اطلاعات صحیح به عنوان امانتی از مردم نزد خبرنگار باید به صاحبان امانت برگردد و جایی که باید اظهار شود اظهار گردد در غیر اینصورت اصول اخلاقی رسانهای که اسلام بر آن اصرار ورزیده زیر پا گذاشته میشود. از اینرو صرف تلاش جهت کسب و ارائه اخبار امری مقدس و قابل تقدیر است که خداوند بر آن پاداش خیر میدهد. زیرا این تلاش در واقع جهت ادای دین، وفای به امانت و اجرای دستور خداوند است.
عدم تحریف و دستکاری در اخبار
دست بردن در اخبار با هدف تغییر محتوا و ماهیت آن به نوعی خیانت در امانت است که اسلام از آن نهی کرده است. از جمله روشهای تحریف در اخبار آمیختن و یا تدوین و تنظیم خبر به گونهای است که برآیند آن غیر از اصل خبر است و برداشتی که مخاطب از خرب میکند بجز برداشتی است که از صرف خبر خالص اتفاق افتاده مینمود. آمیختن خبر با خبری دیگر، تحلیلی خودساخته و یا جابجا کردن اجزاء و عناصر اگر چه در عرف خبرنویسی تخلف و تحریف محسوب نمیشود ولی در عرف اخلاق رسانهای اسلام عملی ناپسند است. در اخلاق خبررسانی کوتاه کردن خبر و یا حذف برخی فرازهای خبر که مفهوم کلی خبر را مخدوش میسازد مذموم است.
صداقت و عینیت خبر
خبرنگار به عنوان چشم بیدار و هوشیار جامعه در دستیابی به حقایق و واقعیتها رسالتی بس خطیر بر عهده دارد و کانون این اهمیت صداقت و قابل اعتماد بودن خبرنگار و رسانه است. بارزترین وظیفه خبرنگار این است که با رعایت حق مردم برای دستیابی به اطلاعات معتبر و درست، شرافت حرفهای خود را در خدمت واقعیت عینی قرار دهد. به نحوی که واقعیتها وجداناً با محتوای اصلی خود انعکاس یافته و بدون ایجاد تحریف، نشاندهنده ارتباطات اساسی باشد. این امر با رشد صحیح قابلیتهای خلاق خبرنگار متحقق میگردد به طوری که مواد خام خبری مناسب در اختیار مردم قرار گرفته تا آنان را در طراحی تصویری صحیح و همهجانبه از جهان یاری رساند. جهان که در آن منشاء، طبیعت و گوهر رویدادها، مسیر تحول و چگونگی امور تا آنجا که امکان دارد واقعی برداشت شود. اهمیت کار خبرنگار و رسانه در این است که جامعه او را حلقه واسط خود با حقایق میداند و بر پایه اطلاعات و اخبار دریافتی از رسانه تحلیل و برنامهریزی نماید. اگر رسانه به عمد اطلاعات و اخبار غیرواقعی در اختیار جامعه قرار دهد علاوه بر اینکه به اعتماد جامعه به خود خیانت کرده اعتبار خود را نیز از دست میدهد. لازمه عینیت داشتن خبر آن است که خبرنگار نسبت به وقوع و جزئیات خبر علم کافی داشته باشد. صرف خبر بدون علم به وقوع آن برای خبرنگار کافی نیست و وی باید در خصوص خبری که میخواهد منتشر کند علم کافی را دارا باشد. قرآن کریم برای اخبار و گفتههای ظنی و حدسی و غیریقینی ارزشی قائل نیست و از پیروی و اعتماد به گمان نهی فرموده است.
اعتبار منبع، روایی خبر
اعتبار منبع، مفهومی بنیادی در ارتباطات است که شاید بتوان قدمت آن را با عمر ارتباط برابر دانست. معتبر بودن منبع در واقع پیششرط لازم برای برقراری یک ارتباط کامل بین فرستنده پیام و مخاطب آن است. اعتبار منبع را میتوان نقطه تلاقی مفاهیم ارتباطی نیز تلقی کرد. زیرا بسیاری از این مفاهیم نظیر گزینشگری اخبار، عینیت، هماهنگی و ناهمانگی شناختی، مسؤولیت اجتماعی، ارزشهای خبری و.... بدون این پیشفرض که منبعی معتبر در روند اعتبار وجود داشته یا دارد معنای وجودی خود را از دست میدهند از آنجا که هدف از انتشار یک خبر ایجاد آگاهی نوین در مخاطب است اخلاق اقتضا دارد که پیش از اطمینان از اعتبار منبع خبر از نشر آن خودداری شود. انتشار یک خبر غیر موثق که با واقعیت مطابقت ندارد به انحراف افکار انبوهی از مخاطبان میانجامد و گاه ضایعات جبرانناپذیری را به دنبال دارد. افزون بر رواج اخبار نادرست یکی دیگر از پیامدهای ناهنجار نقل اخبار غیرموثق از سوی یک رسانه خبری آن است که این عمل بخصوص آن هنگام که تکرار شود به تدریج به بیاعتباری آن رسانه در اذهان عمومی میانجامد تا آنجا که حتی دیگر اخبار مؤثق و معتبر آن نیز مورد قبول واقع نمیگردد. در واقع شاید بتوان گفت که پخش نادرست اخبار اثری معکوس دارد و در نهایت اثر آن به فرستنده باز خواهد گشت. میزان تاثیر ارتباطات و اثرات مثبت یا منفی آنها از مسائلی است که درباره آن بحثهای زیادی مطرح بوده است. منبع ارتباط (انتقالدهنده پیام)، ویژگیهای مخاطبان (پیامگیران) و ماهیت پیام (چگونگی انتقال آن) در افزایش تاثیر ارتباط موثر هستند پخش نادرست اخبار و مواد اطلاعاتی همچون اثر بومرنگ به فرستنده یا منتقلکننده پیام بازمیگردد و در نهایت هویت رسانه را عوض میکند.
خودداری از غوغاسالاری
قدرت تاثیرگذاری بر افکار عمومی و تصمیمات اجتماعی قدرتی است که خاص رسانهها است و مانند سایر انواع قدرت وسوسهانگیز. بسیاری از صاحبان قدرت رسانهای در پی کسب رضایت صاحبان قدرت سیاسی یا اقتصادی از روشهای معمول غیراخلاقی در رسانهها همچون فریب افکار عمومی، برجستهسازی دروغین، غوغاسالاری، فضاسازی و.... برای دستیابی به اهداف خاص صاحبان قدرتهای یاد شده بهره میبرند. نتیجه این اقدامات به ظاهر زیرکانه و بواقع خلاق اخلاق عرفی و حرفهای تاثیرگذاری ولو موقت بر افکار عمومی و جهتدهی به حرکات اجتماعی و سیاسی است ولی سرانجام آن بیاعتباری و سلب اعتماد افکار عمومی از رسانه است. رسانه اسلامی تفاوتش با رسانه غیراسلامی در اعتقاد به معاد در روز جزا است و این اعتقاد سبب میشود تا ارتباطگر مسلمان از روشهای غیر شرعی و غیر عرفی و غیر اخلاقی برای دستیابی به اهداف خود نتواند استفاده کند ولو آنکه این اهداف مقدس و قابل تحسین باشند. ارتباطگر مسلمان باید در جهان پر فریب قدرت رسانهای و عصر حاکمیت رقابتهای ناسالم و زدوبندهای آشکار و پنهان، در ایجاد و حفظ فضای انسانی و اخلاقی بدور از نیرنگها و فریبکاریهای امروزین بکوشد و اگر دست خود را در این امور گشاده دید قید و بند دیانت و اخلاق را از یاد نبرد و هنگام تعارض منافع مادی با وظایف اخلاقی قربانی شدن ارزشها را برنتابد.
احترام به مردم و گوناگونی فرهنگها
در نظام اخلاقی اسلام مردم و جامعه مورد احترامند و هیچگاه و به هیچ قیمتی نباید آبرو و حیثیت مردم وجهالمصالحه قرار گیرد. از آموزههای اخلاقی این اصل استخراج میشود که رسانه و خبرنگار در برخورد با مردم و مخاطبان بایستی رعایت جنبههای ادب و احترام را داشته باشد و هیچگاه زبان به کلام سبک و زشت نگشاید. رسانههای امروزین با زیر پا گذاردن اصول اخلاقی معمولاً برای افزایش تیراژ خود به رسوایی و ترور شخصیت تکیه میکنند. حفظ حرمت مخاطبان و احترام به آنان به عنوان صاحبان امانت از مهمترین وظایف اخلاقی خبرنگاران در نظام اخلاق اسلامی رسانهای است.
حرمت حریم خصوصی افراد
جامعه اسلامی حفظ حریم و آبروی افراد لازم است و تا آن زمان که ضرورتی ایجاب نکند کسی حق ندارد با آشکار کردن اسرار پنهان مردم، اسباب هتک آبرو و لکهدار شدن شخصیت اجتماعی آنان را فراهم آورد. الگوی رسالت یعنی قرآن کریم نیز صریحاً امر به خودداری از تجسس و دخالت در حریم خصوصی افراد میدهد. بخش مکمل استانداردهای حرفهای خبرنگار همانا احترام به حق اشخاص در حفظ اسرار محرمانه و حرمت انسانیشان برپایه موارد موجود در قانون بینالمللی و قوانین ملی از جمله حمایت از حقوق و آبروی دیگران و منع افترا، بهتان و لطمه به حیثیت و آوازه اشخاص است.
انتقاد سالم و سازنده
در کنار تمامی اصول اخلاقی حرفهای رسانهای اسلام رسالت اصلی خبرنگار و رسانه یعنی انعکاس مسائل و واقعیتهای اجتماع و تلاش برای بهبود اوضاع جامعه و کمک به توسعه اجتماعی با در نظر گرفتن مصالح و منافع جامعه را نیز همواره مورد تاکید قرار میدهد. رسانه در نظام اسلامی نه ابزاری مطلق در خدمت قدرت و نه تریبونی رها و یله در دست افرادی است که به بهانه حقوق مردم و آزادی در پی کسب منافع نامشروع خود هستند. شیوه اخلاقی بیان عیوب شیوه کینهتوزانه و دشمنی و خصومت نیست بلکه انسان مسلمان عیوب برادر خود را به وی هدیه میکند. هدیه در گفتمان دوستانه و صمیمانه معنی پیدا میکند. همچنین در هدیه نیت خوشحال ساختن مخاطب مستتر است و نه آزار و اذیت او، لذا با نهایت این ظرافتها ارتباطگر مسلمان انتقادات سالم خود را با روش اخلاقی و انسانی مطرح میکند. البته اگر از روی روشهای انسانی بیان و هدیه انتقاد امکانپذیر نباشد خبرنگار مسلمان باید صدای خود را نیز به انتقاد بلند کند. دکتر محسنیانراد در پاسخ به این سؤال که آیا انتقاد رسانهها از حکومت در نظام اسلامی جایز است بدینگونه استدلال میکند: خداوند در آیه 16 سوره اسراء میفرماید: هر وقت خواستیم ملت و مملکتی را منقرض و نابود کنیم نخست سران آن مردم را به فسق و فجور وا داشتیم، آن وقت مستحق هلاک و اضمحلال شدند.
بنابراین با رعایت تمامی اصول اخلاقی و نیز حفظ مصالح و منافع جامعه رسانهها در جای خود بایستی از وظیفه نقادی خود نسبت به فساد در دستگاههای مختلف نیز غافل نشوند. که اگر اینگونه شود به تعبیر امام علی زیانکارترین مردم خواهند بود.
رعایت مصالح جامعه
رسانه در نظام اسلامی در فرایند خبررسانی و اطلاعرسانی همواره متوجه مصالح اساسی جامعه اسلامی است. در منطق اخلاق حرفهای خبررسانی اسلام صرف داشتن و اطلاع داشتن از یک خبر مجوز انتشار آن نیست بلکه باید رسانه اسلامی با در نظر داشتن مصالح و منافع جامعه اقدام به انتشار اخبار نماید.
اصل اخلاقی دیگری که در همین زمینه باید رسانه اسلامی در خبررسانی به آن توجه کند و مبتنی بر رعایت ظرفیتها وضعیت مخاطبان است اصل عدم اشاعه فحشاء و عدم ابراز آن است.
اصل سوم از اصول بینالمللی اخلاق حرفهای در خبرنگاری عبارت از مسؤولیت اجتماعی خبرنگار است این اصل میگوید: اطلاعات در خبرنگاری به منزله فایدهای اجتماعی و نه به منزله کالا ـ درک میشود. بدین معنا که خبرنگار در حجم مسؤولیت اطلاعاتی که منتقل میشود. سهیم است و بنابراین نه تنها وی در برابر صاحبان رسانهها ملزم به پاسخگویی است بلکه نهایتاً در برابر مخاطب خود به طور کلی مسؤول است مسؤولیت اجتماعی خبرنگار اقتضا میکند که در هر شرایطی بر پایه وجدان اخلاقی خود عمل کند.