با گذشت چندین ماه از ماجرای بازداشت و سپس آزادی تفنگداران انگلیسی شوک این حادثه همچنان در صحنه سیاسی انگلیس ادامه دارد. اهمیت این رخداد نگاه دوباره به آنچه را در اولین مراحل آن به وقوع پیوست ضروری میسازد. آنچه که پیش روی شماست اظهارات یکی از کارشناسان سیاسی و امنیتی در گفتوگو با پایگاه خبری تحلیلی بصیرت درباره روند این ماجرا است.
تجاوز اخیر انگلیسیها به آبهای سرزمینی ایران در کجای طراحی آمریکا قرار داشته است. این یک نکته اساسی است که تاکنون به آن پرداخته نشده است. به نظر میرسد اقدام نیروی دریایی انگلیس که منجر به دستگیری 15 نظامی شد شروع یک سلسله اقدامات بود که انگلیسیها قصد داشتند از طریق آن یک حلقه تکمیلی برای سناریوی آمریکاییها باشند. «کریس ایر» کاپیتان این دو قایق یک هفته قبل از ماجرا در مصاحبه با اسکای نیوز تا حدی نسبت به این موضوع رمزگشایی کرده بود. او گفته بود قصد گشتزنی در آبهای ایران و جمعآوری اطلاعات را دارد. البته قضیه اخیر فراتر از موضوع جمعآوری اطلاعات بود.
براساس طراحی آمریکاییها آنها چون احساس میکردند بحث جشن هستهای و زمان اعلام تولید سوخت هستهای در مقیاس صنعتی از سوی ایران خیلی نزدیک است (20 فروردین) و تا قبل از آن باید ایران را به توقف غنیسازی وادار کنند. لذا سناریو فشردهای را طراحی کردند تا خواستهشان یعنی تعلیق به صورت قطعی تحقق پذیرد و ایران به مرحله تولید صنعتی سوخت هستهای نرسد.
در موضوع قطعنامه 1747 آمریکا تمام توان خود را برای تطمیع روسیه، چین و از بین بردن مقاومت اعضای شورای امنیت به کار گرفت و تقریباً در این کار موفق بود و این قطعنامه بدون رأی مخالف تصویب شد. قطعنامه جدید هم حاوی تشدید محدودیتهای اقتصادی و نکته مهم دیگری مثل آوردن نام فرماندهان سپاه بود. وقتی مراحل بعد این سناریو را مرور میکنیم معلوم میشود که چرا آمریکاییها اصرار داشتهاند که در این قطعنامه نام فرماندهان موثر سپاه برده شود. نکته بعد این که آمریکا با تصویب قطعنامه 1747 و برگزاری رزمایش بزرگ دریایی در خلیجفارس میخواستند پیامهایی را به جمهوری اسلامی منتقل بکنند که به رعب و وحشت و در نهایت تغییر رفتار ایران منجر شود.
نقش انگلیسیها در این سناریو این بود که به صورت گشتی رزمی در آبهای ما حضور پیدا کنند. برخی شواهد نشان میدهد آنها با این حضور ضمن ابراز قدرت قصد داشتند درگیریهای محدودی را در آبهای ایران ایجاد کنند و از نیروهای سپاه اسیر بگیرند. از دیدگاه آنها با این اقدام و خطشکنی شرایط غلبه نیروهای ائتلاف در منطقه ایجاد میشد و ابهت نظامی جمهوری اسلامی میشکست. مجموع این مسایل شرایطی را فراهم میکرد که ایران به تغییر رفتار وادار شود و در آستانه 20 فروردین از بحث غنیسازی چشمپوشی کند. اگر بخواهیم این مدل را بیشتر بررسی کنیم کافی است که شباهت این مدل را با سال آخر جنگ ببینیم. آمریکاییها مشابه همین رفتار را در سال آخر جنگ با جمهوری اسلامی کردند. در این سال کشتار حجاج در بیتالحرام، ساقط کردن هواپیمایی مسافربری ایرباس بر فراز خلیجفارس، درگیری با نیروی دریایی سپاه در خلیجفارس، حمله به سکوهای نفتی ایران پیامهایی بود که جمهوری اسلامی میداد. شاید بتوان گفت این رفتار آمریکا در کنار مصلحتاندیشیهای مربوط به چیزهای دیگر در سال آخر جنگ موثر واقع شد. آمریکاییها مشابه این رفتار را در یک ماهه اخیر میخواستند انجام دهند، تا به تغییر رفتار جمهوری اسلامی در سیاستهای هستهای منجر شود. آنها چون زمان کافی نداشتند میخواستند با شدت عمل خاصی این کار را انجام دهند. در این شرایط جمهوری اسلامی تصمیم گرفت که اگر نیروهای ائتلاف اشغالگر عراق تجاوزی به آبها یا حریم هوایی ما داشتند با آنها بشدت برخورد شود.
در نقاط مختلف خلیجفارس محدوده جمهوری اسلامی دوربینهایی وجود دارد که آبهای سرزمینی ما را کنترل میکند. این دوربینها تحرکات «فریگیت 99» ناو انگلیسی را که از 11 روز قبل به منطقه آمده بود، زیرنظر داشتند. با مشاهده جدا شدن دو قایق از این ناو و حرکت آنها به سوی آبهای جمهوری اسلامی یک قایق از نیروی دریایی سپاه برای بررسی موضوع اعزام میشود. دو سرنشین این قایق مشاهده میکنند که این دو قایق انگلیسی در حال بازرسی یک کشتی هندی در آبهای جمهوری اسلامی هستند. این کشتی هندی حامل خودرویی بوده که به ادعای انگلیسیها مشکوک به استفاده در عملیات انتحاری بوده است. اما در هر صورت از آنجا که این کشتی در آبهای ایران بوده و انگلیسیها این بازرسی را در آبهای ما میخواستند انجام دهند، قایق خودی به سمت دو قایق انگلیسی میرود. (البته هنوز بقیه نیروها نرسیده بودند و اقدام اول با همین یک قایق و با دو سرنشین انجام میشود.) انگلیسیها سلاحهای خود را به سوی دو سرنشین قایق خودی نشانهگیری میکنند. قایق خودی با کوبیدن تنه خود به قایق انگلیسی باعث افتادن تفنگداران انگلیسی به کف قایق میشود و پاسدار مسلح به درون قایق انگلیسی میپرد و خلع سلاح نظامیان انگلیسی را شروع میکند. لحظاتی بعد، قایقهای سپاه میرسند و آنها را محاصره و مجبور به تسلیم میکنند. یکی از امدادهای غیبی که به دستگیری این نظامیان خیلی کمک کرد این بود که لحظهای که نیروهای سپاه قصد بازداشت نظامیان انگلیسی را داشتند ارتباط قایقها با ناو «فریگیت» قطع بود. در موقعی که یک بالگرد قصد داشت روی ناو فریگیت بنشیند این ناو به قایقها اعلام کرد که به مدت پنج دقیقه ارتباط ما با شما قطع است. در این پنج دقیقه مسئولان ارتباط قایق و کنترلکننده مختصات برای سیگار کشیدن و... محل خود را ترک کرده بودند و این کمک بزرگی به غافلگیری سرنشینان قایق و حتی ناو فریگیت شد.
از اینجا به بعد واکنش انگلیسیها را داشتیم. این واکنش در دو فاز قابل بررسی است. فاز اول، فاز بحرانی کردن موضوع و تلاش آنها در تبدیل این موضوع به یک چالش بینالمللی با ایران بود. آنها تلاش کردند هم از توان شورای امنیت و هم از توان اتحادیه اروپا در این زمینه استفاده کنند. انگلیس و آمریکا با ترتیب دادن یک جلسه شش ساعته در شورای امنیت حتی اجازه ناهار خوردن را به سفرای کشورها ندادند. آنها سعی کردند از دو نقطه قوت خود در ساعات اول یعنی قدرت دیپلماسی و قدرت رسانهای استفاده کنند تا گفتوگو با نظامیان بازداشت شده شروع شود و آنها برای بیان واقعیات در رسانهها آماده شوند. انگلیسیها از قدرت رسانهای خود بخوبی استفاده کردند و فضای داخلی خود و فضای بینالمللی، شورای امنیت و اتحادیه اروپا را به کنترل درآوردند. شورای امنیت تقریباً در حال رسیدن به این نتیجه بود که اقدام تندی را علیه ایران انجام دهد. انگلیسیها کشتی را به آبهای عراق منتقل کردند و گفتند هرکس میخواهد میتواند از آن بازدید کند. در اینجا مختصات حرکت کشتی هندی که توسط نیروی دریایی سپاه ثبت شده بود به صورت ایمیل برای آقای ظریف نماینده ایران در سازمان ملل ارسال شد و در آنجا اطلاعرسانی بسیار خوبی که صورت گرفت شورای امنیت از تصمیم خود در قبال ایران منصرف شد. وقتی انگلیسیها از این اقدام در شورای امنیت طرفی نبستند به طرف توان اتحادیه اروپا رفتند. اما با مواضع و رایزنیهای آقای لاریجانی و آقای رئیسجمهور موضعگیری این اتحادیه هم منتفی شد. بدین ترتیب انگلیسیها به سمت خط تهدید رفتند و در اولین حرکت، اقدامی را علیه کنسولگری جمهوری اسلامی در بصره انجام دادند. اما در آن زمینه هم بازتابهایی منفی دریافت کردند. بنابراین در چهار روز اول هر آنچه انگلیسیها در بعد دیپلماتیک، رسانهای و حتی اقدام عملی در توان داشتند به کار گرفتند. اما موفقیتی را به دست نیاوردند. بحرانی را هم که ساخته و پرداخته کرده بودند در فضای داخلی انگلیس به چالشی علیه خودشان تبدیل شد و دیدند ماجرا به آسیبی علیه خودشان مبدل شده است.
در این فضا از روز چهارم به بعد با روشنگریهایی که انجام شد ابتکار عمل در دست جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. انگلیسیها هم با توجه به یأسی که از خط بحران و فشار و تهدید پیدا کرده بودند به سمت خط تعامل و مذاکره با ایران تمایل یافتند. در اینجا با لطف خداوند یک فاصله دو ـ سه هفتهای را در سه ـ چهار روز طی کردیم.
با توجه به قصد نظام در آزادسازی نظامی زن انگلیسی در اولین گفتوگوها و پس از یادآوری خشم مردم ایران از تکرار تجاوز به آبهای سرزمینی کشورشان پس از ماجرای سال 2004، خانم «فی ترنی» ابتدا تصمیم گرفت در نامهای به خانوادهاش سلامت خود و نیز چگونگی بازداشت و مکان آن در آبهای ایران را به آنها اعلام کند. او سپس نامهای با همین مضمون (اذعان به تجاوز به آبهای ایران) به مردم انگلیس و پس از آن به نمایندگان پارلمان انگلیس نوشت. مخصوصاً نامه او به پارلمان در فضای داخلی انگلیس بسیار تأثیرگذار بود. تایمز لندن نوشت: «ایران چاقو را در شکم بحران وارد کرد و چرخاند.» این نامه باعث شد که در فضای سیاسی انگلیس این مسئله و سیاستهای منطقهای و خاورمیانهای انگلیس آشکارتر شود. خانم فیترنی همچنین در نامهای به مردم ایران از آنها به دلیل تجاوز به آبهای سرزمینیشان عذرخواهی کرد. این نظامی انگلیسی پس از آن در اقدامی بیسابقه در ارتش انگلیس در یک گفتوگوی تلویزیونی صریحاً به خاطر تجاوز به آبهای ایران پوزش طلبید. تا قبل از پخش این مصاحبه یکی از خبرگزاریها اعلام کرده بود که حاضر است تنها یک فریم عکس این زندانیان را به قیمت 300 هزار دلار بخرد. اما وقتی شبکه العالم تصویر را پخش کرد بی.بی.سی و اکثر شبکههای مطرح دنیا با قطع برنامههای خود، برنامه شبکه العالم را پخش کردند. این مصاحبه تأثیر بسیار زیادی روی رفتار انگلیسیها گذاشت و اساساً افکار عمومی و احزاب سیاسی، بلر را به این دلیل که از طریق دنبال کردن خط بحران و تهدید، میخواست بر ایران وارد کند مورد شماتت قرار دادند.
در هر صورت این مصاحبه و مصاحبههای پیدرپی دیگر نظامیان انگلیسی باعث شد که انگلیسیها به سمت تقابل و مذاکره پیش بیایند و در واقع ما هم با رسانههایمان توانستیم به صورت مستقیم با افکار عمومی انگلیس ارتباط بگیریم. آمریکاییها احساس میکردند که ایران در حال رفتن به سمت یک کار طولانی است. لذا سعی کردند موضوع را به سمت یک سناریوی جدید هدایت کنند. بوش اعلام کرد که این ماجرا یک گروگانگیری است. آنها با اعلام این موضوع سعی داشتند که یک بحران جدید را ایجاد کنند و با استفاده از این موضوع به عنوان یک بحران آمریکایی و اروپایی علیه جمهوری اسلامی اتحادیه اروپا را به طور کامل با ایران درگیر کنند. آنها حتی یک خط ظریف را به این سمت که انگلیسیها را به یک عملیات نظامی علیه ما وادار کنند، دنبال کردند. آمریکاییها میخواستند شروعکننده این اقدام نباشند و انگلیسیها را جلو بیندازند.
اما در این شرایط طراحی نحوه آزادی این نظامیان واقعاً برای غربیها غافلگیرکننده شد. آیا این اقدام به موضوع آن التیماتوم 48 ساعتی منتسب به بلر ربط داشت. واقعیت این است که ادعای طرح موضوع اولتیماتوم 48 ساعته در اظهارات بلر ناشی از ترجمه غلط و احتمالاً تعمدی بود. سخن او این بود که این 48 ساعت بسیار سرنوشتساز و تعیینکننده است. اما در کلام او تهدید وجود نداشت. حتی خود دفتر نخستوزیر انگلیس در تماس با وزارت خارجه جمهوری اسلامی این موضوع را شفاف کرد و آن را در بیانیه خود اصلاح کرد. بنابراین موضوع هیچ ربطی به آن عبارت 48 ساعت در گفته بلر نداشت. بلکه ایران به این نتیجه رسید که این بحران را باید به یک فرصت تبدیل کند. دقیقاً این هدفگذاری تحقق پیدا کرد. در حالی که آمریکاییها میخواستند با تبدیل این ماجرا به یک بحران، آن را به موضوع هستهای ایران ارتباط دهند، ایران این بحران موردنظر آمریکا را به یک فرصت تبدیل کرد.
رسانههای جهانی و حتی انگلیسیها و آمریکاییها کاملاً به پیروزی ایران اعتراف کردند. این نیز امر بیسابقهای بود. بالاخره با ملزم شدن انگلیسیها به عدم تکرار چنین حوادثی و نیز رنگ باختن فضای ارعاب و تهدید نظامی در افکار عمومی این موضوع تقریباً برای همگان جا افتاد که دشمن توان اقدام نظامی علیه ما را ندارد.
پیامدهای ماجرا برای دولت انگلیس چه بود؟
زیر سؤال رفتن کارآمدی و توانمندی نظامی انگلیس و نیروهای ائتلاف: با چالشی که در حال حاضر در درون نظامیان ایجاد شده است فرماندهانشان نسبت به نیروهای خود دچار شک و تردید شدهاند.
تحقیر انگلیس در بعد سیاسی و نظامی: خود انگلیسیها گفتند این یک جنگ تحقیر بود ایندیپندنت تصویری از آقای احمدینژاد با علامت پیروزی به چاپ رساند که در زیر آن تصویر شاد بلر در حالت وارونه قرار داشت کنایه از این که ایران به دولت بلر ترحم کرده است با تیترهایی از این قبیل که ایران استاد تحقیر غرب است در هر صورت دولت بلر، ارتش انگلیس و نیروهای ائتلاف در این حوزه در برابر ایران تحقیر شدند
چالش بلر با مخالفین داخلی نیروهای نظامی و خانوادههایی که فرزندانشان در عراق کشته شدهاند
ایجاد شرایطی که محافظهکاران در افکار عمومی انگلیس از حزب کارگر پیشی گرفته و احتمال پیروزی محافظهکاران بر حزب کارگر در انتخابات سوم ماه می بشدت قوت گرفته است در این میان مقایسهای که بین بلر و کارنر در موضوع گروگانها و اسیران نظامی میشود تأثیر زیادی در افکار عمومی انگلیس دارد.
این ماجرا باعث ایجاد شکاف بین عوامل ائتلاف اشغالگر عراق شد یعنی اگر آمریکاییها بخواهند به سمت اقدام نظامی علیه ما بیایند قطعا دیگر انگلیسیها از اقدام نظامی حمایت نخواهند کرد به عبارت دیگر یک شکاف، در حوزه استراتژی نظامی بین آمریکا و انگلیس ایجاد شده است
پس از آزادی نظامیان، انگلیسیها سعی کردند ضرباتی را که خورده بودند ترمیم کنند 15 نظامی انگلیسی 26 ساعت در قرنطینه بودند و مصاحبه محدودی از آنها به نمایش گذاشته شد. خود آمریکاییها، انگلیس را به خاطر این «نمایش مضحک» [تعبیری که خود آمریکاییها به کار بردند] شماتت کردند. متنی که را به صورت دستنوشته به نظامیان انگلیسی دادند و کاپیتان کریس ایر و فلیکس کارمن متن آن را به صورت متناوب از روی کاغذ خواندند. جالب اینجاست که در همین مصاحبه هم «گاف» هایی دادند که به نفع جمهوری اسلامی شد. مثلا آن سرباز جوانتر «بچلر» به رغم متنی که به او داده بودند به هر نحوی سعی کرد حقیقت را بیان کند. او گفت: رفتار ایرانیها با ما خوب بود. سه وعده غذا به ما میدادند. حتی آنها عادت بد ما را که سیگار کشیدن بود از ما دریغ نکردند. فقط نکتهای که گفت این بود که ایرانیها به طور مرتب به ما میگفتند: «هیس»!
بقیه افراد هم حاضر به مصاحبه نشدند. وزارت دفاع انگلیس وقتی دید اینها حاضر به مصاحبه کردن نیستند سعی کرد از طریق تطمیع مالی این افراد را به گفتن حرفهایی وادار کند که خودشان دیکته میکردند. گفت شما مجازید که خاطرات خودتان را بفروشید. دستمزد مصاحبهای که خانم فیترنی انجام داد تقریبا چهار برابر حقوق یک سال این خانم بود تا شکنجههایی را به ایران نسبت دهد. مثلا او گفت: صدای میخ و چکش میآمد. در حالی که حتی در مجاورت سلولهای انفرادی همچنین صدایی نبود. فقط صدای نگهبانها در سلول میآمد. میگفت من احساس کردم صدای این میخ و چکش با توجه به این که قبل از آن اندازه مرا گرفته بودند به معنی این بود که تابوت مرا میسازند. چون میبایست برای اینها لباس تهیه میشد و این خانم قرار بود زودتر آزاد شود یک خانمی آمد و او را اندازه گرفت.
این اقدام وزارت دفاع انگلیس در واقع تحریم این 15 نظامی بود تا از طریق تطمیع مالی با ورود به حوزه عملیات روانی و تمکین به خواستههای وزارت دفاع به نوعی، روحیه نظامیان انگلیس و در واقع وجاهت بلر را بازسازی کنند.
در ساعت 12 نیمه شب به وقت تهران تصاویر لحظات خوش این نظامیان از شبکه العالم پخش شد. این شبکه با نشان دادن صحنههای مزبور به تحلیل ادعاهای مطرح شده پس از آزادی و بازگشت نظامیان پرداخت. این موضوع به منزله پتکی بود که بر سر بلر و ارتش انگلیس خورد. به گونهای که رسانههای انگلیس علیه این اقدام وزارت دفاع انگلیس و مصاحبه 15 نظامی عکسالعمل نشان دادند و بدین ترتیب وزیر دفاع دستور خود را برای فروش خاطرات پس گرفت. بدین ترتیب هم آن مصاحبه و هم آن خاطرات بیارزش و بیخاصیت شد.