گروه سیاسی ـ حزب اعتماد ملی در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی با تابلوی حزب خود شرکت خواهد کرد.(1)
محمدرضا خباز، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی گفت: این حزب، زیر تابلوی هیچ یک از گروههای دوم خردادی حرکت نخواهد کد. (2)
رجبعلی مزروعی، فعال اصلاحطلب گفت: اگر امروز قرار است خاتمی نقش محوریت را بین گروههای اصلاحطلب ایفا کند این خواست خود خاتمی بوده است نه دعوت ما! (3)
رئیس حزب اعتماد ملی با رد ائتلاف با دیگر گروههای اصلاحطلب در انتخابات مجلس هشتم اظهار داشت: ما جزو گروههای 22گانه نیستیم و بنا داریم که حالت استقلالی و تشکیلات حزب خود را حفظ کنیم و جبههای کار نمیکنیم! (4)
راهچمنی،رئیس شورای عالی حزب همبستگی: در ائتلاف اصلاحطلبان نیاز به پدرخواندهها نداریم. اصلاحطلبان تندرو جایی در میان کاندیدای مجلس هشتم نخواهند داشت، ائتلاف اصلاحطلبان با محوریت خاتمی، کروبی، هاشمی شکل خواهد گرفت. محمد هاشمی: هاشمی جزو اصلاحطلبان نیست. شورای هماهنگی جبهه اصلاحات: ائتلاف اصلاحطلبان با محوریت سیدمحمد خاتمی در حال شکلگیری است.
حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی: اصلاحطلبان نه تنها در خصوص عدم تخریب هاشمی، بلکه در موارد دیگر هم حرف آقای خاتمی را گوش نمیدادند و حرف آقای خاتمی تأثیرگذاری خود را نداشت. (5)
نگاهی بیغرض و اجمالی به صحبتهای بالا نشان از نوعی اختلاف ریشهای و تناقض در راه ائتلافی است که جریان دوم خردادیها همواره بر شکلگیری و رسیدن صددرصدی به آن تأکید داشته و دارند. اما این نکته که تنها در مصاحبهها و گزارشها میتوان آن را دید، در عالم واقعیت شکل دیگری به خود میگیرد. چرا که هنوز گروههای دوم خردادی نتوانستهاند سازوکار مشخصی را برای رسیدن به ائتلاف برای خود تعریف کنند، یا شاید هنوز نوع و شکل ائتلاف آنها در حال دست و پنجه نرم کردن با اختلافاتی است، که ریشه در گذشته دارد. برای پاسخ دادن به این سؤال نیاز به واکاوی گذشته میباشد؛ گذشتهای که هنوز خیلی از آن دور نشدهایم و هنوز خاطرات آن با مردم میباشد.
نتیجه رایزنی ائتلاف دوم خرداد برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری منجر به حضور معین، کروبی و مهرعلیزاده در انتخابات شد.
البته در این میان نیز گروهی دیگر از دوم خردادیها نیز از هاشمی حمایت کردند. در این مرحله هر یک از این افراد که متعلق به گروههای مختلف این جریان بودند سعی بر این داشتند که خود را کاندیدای برتر دوم خردادیها بدانند و رأی اکثریت مردم را برای خود بگیرند.
کاندیداهای راه یافته به مرحله دوم، آقایان دکتر محمود احمدینژاد و اکبر هاشمی رفسنجانی بودند و این در حالی بود که هیچ کدام از کاندیداهای دوم خردادیها به مرحله دوم راه پیدا نکردند. برخی دوم خردادیها که تا دیروز هاشمی را جزو رقیبان و یا به تعبیری دیگر دشمن خود میخواندند، به یکباره همه در یک جنبش 6 روزه پشت سر او جمع شده و وی را تنها منجی کشور دانستند. شاید بتوان گفت نقطه آغازین اختلافات این جریان ریشه در انتخابات نهم ریاست جمهوری داشت (صرفنظر از انتخابات مجلس ششم). چرا که نه حزب مشارکت حاضر به حمایت از کروبی بود و نه طیف متمایل به کروبی حاضر به حمایت از معین بودند و هیچکدام از این 2 نیز حاضر نشدند که به نفع دیگری کنار روند و مهرعلیزاده هم خود را کاندیدای مستقل میخواند. اما امروز به گفته اکثریت دوم خردادیها آنان از گذشته درس عبرت گرفتهاند و سعی دارند که با تشکیل یک ائتلاف منسجم، اکثریت مجلس هشتم را از آن خود کنند. در این ائتلاف که سعی شده از تمام ویژگیها و ظرفیتهای ائتلاف جنبش 6 روزه (فاصله مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری 27 خرداد تا مرحله دوم 3 تیر) استفاده شود. تلاش میشود با به وجود آوردن شرایطی با استفاده از همه امکانات (خبرسازی ـ شایعهپراکنی و...) علیه رقیب بتوانند فضای ائتلاف همهجانبه علیه اصولگرایان را فراهم کنند.
بدین منظور ابتدا سعی کردند با تشکیل مثلث هاشمی، کروبی، خاتمی این ائتلاف صددرصدی را به وجود آورند، اما در ادامه بحثهایی که مطرح شد، اضلاع این مثلث را از یکدیگر جدا کرد، چرا که این جریان هنوز نتوانستهاند از سهمخواهیهای خود چشمپوشی کنند.
در ضلع کروبی هر چند که امروز دوم خردادیها سعی میکنند اختلافات خود را با وی پنهان کنند، اما مصاحبههای پیدرپی اعضای اعتماد ملی مبنی بر حضور با تابلوی اعتماد ملی در انتخابات مجلس هنوز گواه روشنی بر این مدعاست. ضلع دیگر این ائتلاف، به گفته این جریان هاشمی رفسنجانی میباشد، ضلعی که در یک جنبش 6 روزه تنها برای رسیدن به قدرت شکل گرفت و هیچ عقیده و اعتقاد راسخی در پشت آن وجود نداشت چرا که در مرحله اول برخی دوم خردادیها، تخریب هاشمی را هدف خویش قرار داده بودند.
امروز جریان شکست خورده دوم خرداد حاضر است برای رسیدن به قدرت به هر شکلی از ائتلاف تن دهد، آنها اگرچه به گفته محمد هاشمی دیر به مشی اعتدال رسیدند، اما امروز برخلاف ادعاهای گذشته، هاشمی را یک اصلاحطلب و یکی از اضلاع ائتلاف خود میخوانند. اما این ضلع هم به گفته یکی از نزدیکان هاشمی تنها یک شعار است، چرا که هاشمی اعتقاد و اعتمادی به بعضی از این گروهها ندارد. زیرا دوم خردادیها، هاشمی را تنها برای رسیدن به قدرت میخواهند و اصولاً چارچوب فکری وی را قبول ندارند. اما ضلع سوم جریان دوم خرداد سیدمحمد خاتمی، رئیسجمهور دولت 8 ساله آنهاست که به گفته اکثر دوم خردادیها قرار است نقش محوریت ائتلاف را برعهده داشته باشد.
در این راستا گروهی 7 نفره با عضویت نمایندگانی از جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب کارگزاران سازندگی، مجمع روحانیون مبارز، حزب اسلامی کار، مجمع محققین و انجمن اسلامی مدرسین شکل گرفت. نقش این گروه ایجاد ائتلاف در بین احزاب و گروههای دوم خرداد و جلوگیری از ایجاد اختلاف است و در صورت بروز اختلاف قرار است که این گروه 7 نفره نقش حکمیت را ایفا کنند.
گروه دیگری که در بین اصلاحطلبان موجود میباشد، گروهی موسوم به گروه 22 نفره است.
این گروه نیز با محوریت سیدمحمد خاتمی تشکیل شده است. گروه 22 نفره کمیتهای است که از بین 150 نفر از وزرا، استانداران و مقامات دولتی ریاست جمهوری آقای خاتمی انتخاب شدهاند. این 22 نفر در رابطه با انتخابات مجلس هشتم در جبهه دوم خرداد تصمیمگیری میکنند. از جمله افراد حاضر در این کمیته میتوان به آقایان حاجی، صفایی فراهانی، بیطرف، نوروز زاده، زمانی و سلامتی اشاره کرد. گفته میشود آقای خاتمی 3 شرط خوشنامی، مقبولیت و تجربه را شروط لازم و ضروری برای نامزدهای دوم خردادی ذکر کرده و همچنین تأکید کرده است، باید از ورود افراد تندرو جلوگیری کرد.
اما همانطور که ترکیب این گروه نشان میدهد، تمامی احزاب و گروهها در لوای این جریان با عقاید مختلف فعالیت نمیکنند و شاید حرف راهچمنی رئیس شورای عالی حزب همبستگی چندان بیراه نباشد که گفته بود، در ائتلاف اصلاحطلبان نیازی به پدرخواندهها نداریم.
کمتوجهی به احزاب دیگر دوم خرداد همچون، اعتماد ملی، حزب مردمسالاری، حزب مردمی اصلاحات، مجمع اسلامی بانوان، جامعه مدرسین دانشگاه، حزب همبستگی، خانه کارگر، حزب وحدت اسلامی، جبهه عزم ملی و نادیده گرفتن آنها راه ائتلاف دوم خردادیها را ناهموارتر از گذشته خواهد کرد.
دوم خردادیها برای حضور تاثیرگذار در انتخابات مجلس هشتم روی به سفرهای تبلیغاتی در شهرستانها آوردهاند. آنها بدین دلیل خاتمی را محوریت گروههای خود قرار دادند که وی برای مردم فرد شناختهشدهای است و آنها میتوانند با استفاده از این ویژگی به بهربرداری تبلیغاتی از احساسات مردم در این سفرها بپردازند. وجه دیگر این سفرها، ارتباط چهره به چهره با مردم است که بسیاری آن را کپی از سفرهای استانی رئیسجمهور میدانند و به دلیل موفقیت سفرهای استانی رئیسجمهور (که در ابتدا سعی در اشتباه جلوه دادن آن داشتند) سعی میکنند آن را تکرار کنند. بدین منظور سیدمحمد خاتمی ابتدا از شهر شیراز سفرهای تبلیغاتی خویش را آغاز کرد و برخی از رسانههای همسو سعی در بزرگنمایی اهمیت و استقبال مردم از آن کردند.
یکی از دبیران احزاب دوم خردادی در شیراز گفت: در جلسه خصوصی که با آقای خاتمی داشتیم، وی نسبت به کاندیداتوری در مجلس هشتم اظهار تمایل کرد و افزود: نمیتوان از مسئولیت فرار کرد. گفته میشود خاتمی مشهد را شهر بعدی برای سفرهای تبلیغاتی دوم خردادیها در نظر گرفته است. این در حالی است که افکار عمومی نتوانستهاند ائتلافی که افراد شاخص دوم خرداد وعده تحقق صددرصدی آن را دادهاند به طور مشخص ببینند.