ابراهیم متقی*
اگرچه روند انتخابات در آمریکا ماهیت گسترده و پردامنهیی دارد اما شواهد نشان میدهد که گفتمان انتخاباتی آن کشور در نوامبر 2008 براساس شاخصهای امنیتی و نقش بینالمللی آمریکا شکل خواهد گرفت. در این ارتباط ساختار انتخاباتی آمریکا به گونهیی است که به شهروندان اجازه میدهد تا در مورد انعکاس سلایق خود نقش موثرتری داشته باشند. در حالی که واقعیتهای سیاسی آن کشور به گونهیی است که تصمیم امنیتی صرفاً در حوزه نگرش نخبگان سیاسی و استراتژیستها، حاصل خواهد شد. شواهد موجود بیانگر آن است که جنگ پیشدستانه در آستانه نقد سیاسی قرار گرفته است.
هماکنون فضای سیاسی آمریکا تحتتاثیر مخاطرات امنیتی نیروهای نظامی آن کشور در عراق قرار گرفته است. رهبران حزب دموکرات آمریکا موقعیت ویژهیی در کنگره آن کشور بهدست آوردهاند. آنان طی ماههای گذشته تلاش فراگیری برای محدودسازی قدرت گروههای محافظهکار به انجام رسانده و محوریت اصلی رفتار خود را در ارتباط با نقد سیاست دفاعی و الگوهای رفتار استراتژیک آمریکا در عراق قرار دادهاند. در چنین شرایطی هرگونه رقابت انتخاباتی براساس موضوعات مربوط به جنگ آمریکا در عراق قابل ارزیابی است. آنان تلاش دارند تا جهتگیری رایدهندگان امریکایی را براساس «فرآیندهای ضدجنگ» سازماندهی کنند. اشغال عراق، همانند جنگ آمریکا در ویتنام برای رایدهندگان و شهروندان آمریکایی مخاطرهآمیز است. آنان بر این امر واقفاند که هرگونه مداخله نظامی، مخاطرات غیرقابل پیشبینی را برای آنان به وجود میآورد. بنابراین آنان تلاش موثری برای عبور از شرایط بحرانی به انجام خواهند رساند. با توجه به موارد یاد شده رقابتهای انتخاباتی آمریکا برای تعیین رئیسجمهور هماکنون آغاز شده است. برگزاری کنوانسیون حزبی «نیوهمپشایر» را میتوان آغازی برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دانست. در شرایط موجود بخش عمدهیی از رقابتهای انتخاباتی ماهیت درونحزبی دارد. سطح رقابتهای سیاسی در داخل حزب جمهوریخواه بیش از حزب دموکرات است. افرادی همانند «پیت دومینیکی» از ایالت نیومکزیکو به همراه «ریچارد لوگار»، «جرج و نیوویچ» و «جان مک کین» از جمله کاندیدای حزب جمهوریخواه هستند. آنان طی ماههای گذشته رقابتهای انتخاباتی خود را آغاز کرده و برای هویتیابی تلاش قابل توجهی در جهت نقد سیاست نظامی جرج بوش در عراق انجام دادهاند. تمامی آنان در زمره گروههایی محسوب میشوند که عملیات پیشدستانه جرج بوش را نقد کرده و تداوم آن را برای امنیت آمریکا مخاطرهآمیز میدانند. در این روند، شرایط حزب دموکرات کاملاً متفاوت از رقبای جمهوریخواه خود است. در بین دموکراتها «جوزف بایدن» از جایگاه و اعتبار بیشتری نسبت به سایرین برخوردار است.
«بایدن» در زمره اعضای کنگره است که تاکنون سیاست اقتصادی، نظامی و امنیتی آمریکا در حوزههای مختلف را نقد کرده است. «بایدن» بر این امر واقف است که پیروزی وی در انتخابات نیازمند تلاش موثر و سازمانیافتهیی در درون حزب بوده و لازم است حمایت بسیاری از گروههای ذینفوذ، سیاهپوستان و یهودیهای آمریکایی را به دست آورد. توصیف فرآیند انتخاباتی آمریکا نیازمند آن است تا روند نقد چالشهای امنیتی جرج بوش مورد توجه قرار گیرد. هر کاندیدایی که بتواند ناکامیهای موجود را به گونه موثرتری توصیف و برای عبور از آن راهکارهای کمهزینهتری پیشنهاد کند طبعاً به موفقیت و مطلوبیت بیشتری نایل خواهد شد. هماکنون فضای انتخاباتی آمریکا در راستای نقد سیاست امنیتی جرج بوش قرار گرفته است. به این ترتیب کاندیداهایی میتوانند موقعیت مطلوبتری در سیاست داخلی آمریکا بهدست آورند که قابلیت لازم برای نقد موثرتر ناکامیهای جرج بوش را داشته باشند. به عبارت دیگر، ادبیات نقد سیاستهای جرج بوش را میتوان عامل موثری در موفقیت نیروهای جدید دانست. این امر در سطح کلان، مربوط به رویکرد گروههایی است که هیچگونه مطلوبیتی برای عملیات پیشدستانه آمریکا قائل نیستند.
با توجه به مولفههای یاد شده، رویکرد هر یک از کاندیداهای احتمالی حزب دموکرات و جمهوریخواه را مورد بررسی قرار خواهیم داد. طبعاً مواضع فعلی آنان با تغییراتی در آینده روبهرو خواهد شد اما نمیتوان سیاستهای آینده را بدون توجه به فضای موجود در روابط درونساختاری آمریکا محاسبه کرد. از سوی دیگر، هر یک از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری تلاش میکنند تا تیم قویتری را وارد عرصه رقابتهای سیاسی کنند. ویژگی عمومی این نگرش را میتوان در نقد برنامههای گذشته و همچنین تبیین برنامههای آینده دانست. اگرچه ساختار رقابتهای سیاسی و حزبی هنوز شکل نگرفته است اما شواهد نشان میدهد که چنین روندی طی ماههای آینده از عینیت بیشتری برخوردار خواهد شد. هریک از کارگزاران سیاسی و دیپلماتیک آمریکا میتوانند نقش تعیینکنندهیی را در ارتباط با موفقیت کاندیدای موردنظر خود ایفا کنند. رویکرد هر یک از این کاندیداها در شرایط گسترش رقابتهای حزبی و هیجانات سیاسی درونی آمریکا به شرح ذیل است:
1- رویکرد «اوباما» در رقابتهای انتخاباتی آمریکا
«باراک اوباما» سناتور 46 ساله آمریکایی از ایالت ایلینویز است. وی دارای اصالت کنیایی بوده و در نتیجه دارای پیشینه اسلامی نیز هست. اگرچه مادر وی سفیدپوست آمریکایی بوده اما وی مشابهت زیادی با پدر خود داشته و این امر او را در میان سایر کاندیداهای ریاست جمهوری از حزب دموکرات متمایز میسازد. نگرش «اوباما» عمدتاً در قالب رویکردهای انتقادی از فرآیندهای میلیتاریستی است. سابقه فعالیتهای اجتماعی باراک نشان میدهد که وی از فعالان جنبش حمایت از تهیدستان و ارائه خدمات اجتماعی به شهروندان است. کتاب «شهامت امید» را میتوان تفکر سیاسی وی در ارتباط با ضرورت مبارزه با فقر در آمریکا دانست. «اوباما» بر این اعتقاد است که جنگهای منطقهیی منجر به افزایش فقر در آمریکا میشود. مقالات باراک در نشریه تایمز، از وی چهرهیی شاخص در فعالیتهای اجتماعی ساخته است. به این ترتیب نامبرده در بین شهروندان تهیدست آمریکایی از اعتبار ویژهیی برخوردار است. در حالی که نگرش نخبگان آمریکایی نسبت به باراک از مطلوبیت خاصی برخوردار نیست. پیشینه فردی باراک اوباما و همچنین مذهب کاتولیک در زمره نشانههای منفی برای تصدی پست ریاست جمهوری در آمریکا محسوب میشود. اگرچه نامبرده از سیاستهای بوش در عراق انتقاد به عمل آورده اما بعید به نظر میرسد که باراک در زمره کاندیداهای اصلی حزب دموکرات قرار داشته باشد.
2- رویکرد هیلاری کلینتون در رقابتهای انتخاباتی آمریکا
هیلاری کلینتون را میتوان اولین کاندیدای زن دانست که آمادگی خود را برای رقابتهای انتخابی نوامبر 2008 آمریکا اعلام کرده است. وی در دوران ریاست جمهوری ریاست همسرش به تجارب سیاسی ویژهیی دست یافته است. اگرچه سنتهای نخبهگرایی آمریکا با به قدرت رسیدن زنان، سیاهان، یهودیها و مسلمانان مغایرت دارد اما شواهد نشان میدهد که هیلاری از جایگاه ویژهیی در بین رهبران حزب دموکرات برخوردار است. از سوی دیگر تجربه دوران جرج بوش نشان داد که معاون اول رئیسجمهور میتواند نقش ویژهیی در فرآیندهای سیاسی ایفا کند. بر این اساس جایگاه هیلاری در درون حزب دموکرات در کنار معاون اول ریاست جمهوری ارتقا خواهد یافت. هیلاری همانند سایر کاندیداهای حزب دموکرات از گفتمان ضدجنگ در عراق صحبت به عمل آورده و در نتیجه اعتبار ویژهیی را نیز کسب کرده است. فعالیتهای اجتماعی و حقوقی هیلاری کلینتون را میتوان بستری برای ارتقای موقعیت وی در رقابتهای انتخاباتی دانست. وی مخالف گسترش فعالیتهای نظامی و اقدامات سختافزاری آمریکا در حوزههای بحرانی خاورمیانه است.
3- رویکرد جان مککین در رقابتهای انتخاباتی آمریکا
مککین سناتور ایالت آریزونای آمریکا بوده که فعالیتهای سیاسی متنوعی را طی سالهای گذشته به انجام رسانده است. وی حتی در انتخابات سال 2000 و 2004 ریاست جمهوری در زمره کاندیداهای حزب جمهوریخواه محسوب شده که در رقابتهای درونحزبی موقعیت خود را برای ایفای نقش موثر ملی از دست داد. شواهد نشان میدهد که در این دوره نیز مککین نتواند به نتایج مطلوبی در حزب جمهوریخواه دست یابد. بنابراین رویکرد وی که در زمره مجموعههای میلیتاریستی محسوب میشود فاقد اعتبار و مطلوبیت گسترده است. اگرچه نامبرده نیز در زمره افرادی است که اقدامات پیشدستانه مخالف است. مککین در زمره منتقدین درون ساختاری جرج بوش بوده و ادبیات وی در چارچوب «اقدامات گزینشی» و «عملیات محدود استراتژیک» سازماندهی شده است. به این ترتیب مککین را میتوان در گروه جمهوریخواهانی قرار داد که خواستار بازگشت نظامیان آمریکا از عراق هستند. مولفههای یاد شده نشان میدهد که تمامی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا دارای نگرش انتقادی نسبت به جنگ هستند. آنان تلاش دارند تا شرایط جدیدی را به وجود آورند که مبتنی بر نقد سیاستهای امنیتی آمریکا در خاورمیانه بوده، به اینترتیب نقش الگوهای سیاسی و نشانههای نرمافزاری در سیاست خارجی آمریکا افزایش خواهد یافت.