شبکه تلویزیونی العربیه با آیتالله هاشمیرفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفتگویی اختصاصی انجام داد.
خبرنگار العربیه در ابتدای مصاحبه به آقای هاشمیرفسنجانی گفت: ما و گروه خبری شبکه العربیه از اینکه دعوت ما را برای این مصاحبه پذیرفتید، تشکر میکنیم و به نوبه خود شرایط دشواری و حساس و خطرناکی را که امروز منطقه عربی و ایران با آن روبروست، درک میکنیم بدون تردید امروز جهان عرب منتظر شنیدن سخنان شما است.
آقای هاشمیرفسنجانی پاسخ داد: من امیدوارم شما به اهداف خود برسید زیرا شما خستگی سفر را تحمل کردید و امیدوارم به اهداف خود برای حل مشکلات منطقه نایل شوید.
* آیا شما احساس میکنید که ایران امروز در معرض یک حمله نظامی یا بیش از آن قرار دارد، یا اینکه معتقدید این مسئله تنها نوعی جنجال تبلیغاتی از سوی آمریکا است؟
** ـ آنچه که فعلا مشخص است این است که نوعی جنگ تبلیغاتی علیه ایران صورت گرفته است طبعا در این جنگ روانی از تحریمهای اقتصادی شورای امنیت سازمان ملل متحد و از احتمال حمله نظامی علیه ایران سخن گفته میشود. در اینکه طرف دیگر تا چه حد بتواند به اهداف خود برسد، تردید زیادی وجود دارد. ما با تهدیدها و چالشهای بسیاری روبرو هستیم ولی من تصور میکنم تجربههای گذشته به متجاوزان جرات تجاوز به ایران را نخواهد داد زیرا ایران همیشه ثابت کرده است که توانایی بسیار زیادی برای مقاومت در برابر هرگونه تجاوزی دارد و به تجاوزگران خساراتی نظیر خساراتی که در عراق و افغانستان و دیگر مناطق از جمله لبنان متحمل شدهاند وارد خواهد شد. من نمیخواهم این احتمال را رد کنم ولی معتقدم اینگونه تهدیدها از جهل و نادانی آمریکا یا دیگران ناشی میشود.
* برخی معتقدند آمریکا هرگاه در عراق یا در افغانستان با مشکلی روبرو شود به واکنش غیرمنتظرهای دست خواهد زد به عبارت دیگر هرگاه مشکلات آمریکا افزایش یابد، خطر علیه ایران نیز افزایش خواهد یافت.
** ـ البته از لحاظ روانی و براساس تجربیات تاریخی، قدرتهای بزرگ سلطهگر هر گاه با مشکل یا بنبستی روبرو میشوند به اقدامات غیرمعقولی دست میزنند ولی این کارهای نامعقول همیشه در یک جهت نیست و به همین سبب احساس میکنم آمریکاییها و انگلیسیها و همپیمانان آنان و همچنین پیمان ناتو در عراق و افغانستان به حالت استیصال رسیدهاند و در داخل کشورهای خودشان با مشکلاتی روبرو شدهاند. روند انتخابات و مردم این کشورها نشان دادند که راضی نیستند و بدترین راه برای حل این مشکلات و تنگناها، دست زدن به تجاوز دیگری در منطقه است. ما این راهحل را اقدامی انتحاری میدانیم. بدون تردید این اقدام برای ما و آنها مشکلاتی به همراه خواهد داشت ولی نتیجه آن شکست واقعی برای تجاوزگران به منطقه ما خواهد بود و منطقه با برخی مشکلات جدید روبرو خواهد شد.
* تعدادی از مردم کشورهای عربی میگویند ایران با چه چیزی میتواند آمریکا را تهدید کند؟ یعنی اگر خدای ناکرده بدون اینکه آمریکا ایران را اشغال کند، تنها به حمله نظامی دست بزند و به تاسیسات هستهای ایران حمله کند، ایران چگونه پاسخ خواهد داد و چطور میتواند آمریکا را شکست دهد؟
** ـ البته منطقی نیست که من در اینجا راههای رویاروئی را اگر از آنها آگاه باشم مطرح کنم ولی قطعا ایران در چنین حالتی برنامههایی دارد.
تجربه گذشته ما هم میتواند برای اینها (آمریکاییها) درس باشد. جنگی که عراق علیه ما شروع کرد و شرق و غرب و حتی برخی از کشورهای منطقه از رژیم صدام حمایت کردند، چه نتیجهای داشت؟ آمریکا ناچار شد در خلیج فارس وارد جنگ شود و به برخی از تاسیسات نفتی و نفتکشها حمله کند ولی هیچ نتیجهای نگرفت و ما آنها را در سازمان ملل متحد وادار کردیم که بپذیرند که آغازگر جنگ بودهاند و به ایران غرامت جنگی بپردازند. این چیزی بود که میخواستیم در جنگ هشت ساله عراق با ایران به اثبات برسانیم. طبعا این جنگ مشکلات زیادی برای ما داشت اما آنها ناچار شدند شکست را بپذیرند.
* آیا یکی از سناریوهای احتمالی که کشورهای عربی به ویژه کشورهای خلیج فارس از آن هراس دارند این است که اگر ایران با حملهای روبرو شود، به هر مکانی در منطقه خلیج فارس که آمریکاییها در آن حضور دارند، حمله خواهد کرد.
** ـ در پاسخ به سئوال قبلی شما گفتم ما نمیتوانیم در خصوص برنامههای آینده خود توضیح دهیم ولی در جنگ گذشته ما نمونههایی داشیم و از حمله مثلا به کویت و دیگر کشورهایی که به صدام کمک میکردند و دشمن ما از فرودگاههای آنها برای حمله به ایران استفاده میکرد برغم سادگی اینگونه حملات خودداری کردیم زیرا دشمن ما این کشورها نیستند بلکه دشمن ما همان متجاوز است که اگر به حمله نظامی علیه ایران دست بزند، ما به این متجاوز درس عبرت خواهیم داد.
* آیا ما میتوانیم از شما سخنی اطمینانبخش خطاب به کشورهای خلیج فارس مبنی بر اینکه ایران به خوبی دوست و دشمن خود را میشناسد و این کشورها بهای درگیری ایران و آمریکا را در منطقه نخواهند پرداخت بشنویم؟
** ـ دقیقا همینطور است ولی ما هم انتظار داریم که کشورهای همجوار و همچنین کشورهای مسلمان همین مسئله را مراعات کنند و با استفاده آمریکا از خاک آنها برای حمله احتمالی به ایران موافقت نکنند.
* موضوع دیگری امت عرب را نگران کرده است زیرا امروز همه برای نزدیک کردن کشورهای عربی به ایران تلاش میکنند به نظر شما چه کسی مانع این نزدیکی است چرا؟ ما وجود چنین تنشی را احساس میکنیم شما فکر میکنید غرب در این روابط تاثیرگذار بوده است یا اینکه نظامهای عربی خود باعث بوجود آمدن چنین وضعیتی شدهاند؟
** ـ من فکر میکنم کشورهای عربی و مسلمان نفعی در نزدیک نشدن به ایران نمیبرند بلکه به نفع همه ما است که با هم رابطه داشته باشیم بدون تردید کشورهای استعمارگر که در گذشته و حتی در دوران شاه بر منطقه و ایران سلطه داشتند نبودن اتحاد بین ما را به نفع خود میدانند و به همین سبب به تفرقهافکنی بین ما میپردازند تجربههای تاریخ نیز بر این مطلب دلالت میکند و من میخواهم جمله کوتاهی به کشورهای عربی بگویم که استعمارگران از سیاست «تفرقهبینداز و حکومتکن» پیروی میکنند و این سیاست در دوران استعمار در منطقه ما و همه جا در بیش از یک قرن اجرا شده است و اکنون هم به این سیاست ادامه میدهند.
* شما از آغاز انقلاب با آن بودید و در آن نقش داشتید اکنون اعراب از آنچه ترویج شیعه خوانده میشود هراس دارند آیا به نظر شما ایران تاکنون نتوانسته است اعراب را از اندیشه شیعهسازی منطقه برهاند؟
** ـ این هم از نمونههای سیاست تفرقهاندازی استعمار است اختلافات عقیدتی بین شیعه و سنی و بین ایران و دیگر کشورها و حتی بین خود سنیها وجود دارد اما این مانعی ندارد و ما میتوانیم برغم این اختلافات با هم در صلح زندگی کنیم ما نشان دادیم که به کل اسلام و نه به گروه یا فرقه خاصی تعهد اسلامی داریم آیا شما در خلال سه دهه از عمر انقلاب اسلامی هرگز دیدهاید که ما به اقدامی علیه برادران اهل سنت دست زده باشیم؟، ما با همه با محبت و دوستی رفتار کردهایم و دلیلی هم ندارد که علیه آنها کاری انجام دهیم زیرا ما این کار را غیرشرعی میدانیم که با قوانین شریعت اسلامی مغایرت دارد همانطور که گفته شده «انماالمومنون اخوه» همانا که مومنان با هم برادرند ما از یک امت هستیم تحقیقا این اشتباهی است که ریشه در تحریکات استعماری دارد.
* بدون تردید این سخن شما در جهان عرب قابل تقدیر است، این سخن که نزدیک شدن و برادری و این که مسلمانان با عقاید مختلفی که دارند در اسلام یکسان هستند را نوید میدهد اما شما گفتید ایران برای گسترش مذهب شیعه در جهان عرب تلاش نمیکند ولی کشورهای عربی میگویند ایران در خلال کمک به حزبالله لبنان و مثلا حماس فلسطین و برخی از دوستان شیعه خود در عراق برای ایجاد هلال موسوم به هلال شیعی در منطقه تلاش میکند نظر شما در خصوص نگرانیها از ایجاد هلال شیعی در منطقه چیست؟
** ـ مثلا ما در فلسطین از مجاهدین فلسطینی حمایت میکنیم آیا این مجاهدین شیعه هستند، آنها اهل سنت و تندرو هستند ما به خاطر جهاد و مقاومت این مجاهدین به آنها کمک میکنیم ما به مردم بوسنی هرزگوین و کوزوو نیز کمک کردیم آیا آنها از شیعیان بودند، مسئله اینطور نیست ما در افغانستان نیز به همه گروههای مجاهد سنی و شیعه در حد توان خود کمک کردیم در عراق نیز اکثر برادران ما از اهل سنت و شیعه در دوران رژیم صدام به ایران پناهنده شدند هنگامی که اسرائیل به خاک لبنان حمله کرد ما به لبنانیها و هر گروهی که در برابر رژیم صهیونیستی مقاومت کرد کمک کردیم آیا به نظر شما مرحوم شیخ سعید شعبان شیعه مذهب بود، او از علمای اهل سنت بود طبعا ایران دارای روابطی با شیعیان هست ولی این روابط علیه دیگران نیست ما به مقاومت واقعی و عادلانه توجه میکنیم. زیرا وقتی احساس کنیم ملت مظلومی وجود دارد به آن کمک میکنیم ما معتقدیم سیاست طائفهگری به همه مسلمانان آسیب خواهد رساند و به وحدت بین مسلمانان نخواهد انجامید ما هرگز در امور داخلی هیچکس دخالت نکردهایم و فقط از هرگونه مقاومتی در هر جای دنیا حمای کردهایم.
* آیا ما میتوانیم چنین نتیجهگیری کنیم که هر کس در برابر دشمن شما مقاومت کند مورد حمایت ایران قرار خواهد گرفت؟
** ـ کسی که در برابر دشمن مقاومت کند کسی است که به حق ایمان دارد احتمالا ممکن است برخی تعصبات طائفهای و اختلافات مرزی بین مردم و کشورها وجود داشته باشد اما ما هیچگونه رابطهای با این اختلافات نداریم ولی به کسی که از حق خود و وطن اسلامی خود دفاع و در برابر دشمن مقاومت کند و از اسلام در مقابل کفار دفاع نماید، همانطور که مثلا در فلسطین روی میدهد و مشخص است که فلسطینیها مورد ظلم قرار میگیرند و اسرائیل ظالم و متجاوز است. ما در چنین موارد کاملا مشخصی به اینگونه اقدامات کمک و از آنها حمایت میکنیم ولی در جایی مداخله نخواهیم کرد زیرا «حمایت» با «دخالت» فرق میکند.
* ما پیش از آغاز این مصاحبه گفتیم که قصد گفتگو با یکی از بزرگان انقلاب را داریم حال سئوال ما این است که اگر آقای هاشمیرفسنجانی بخواهد تجربه این انقلاب را ارزیابی کند، درباره دستاوردها و احیانا ناکامیهای آن چه خواهد گفت؟
** ـ طبعا پاسخهای زیادی برای این سئوال شما وجود دارد ولی من به برخی از اهداف انقلاب اسلامی بطور خلاصه اشاره میکنم انقلاب اسلامی در سه شعار مطرح بود که شامل «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» است. من فکر میکنم ما این اهداف سهگانه را بطور کامل تحقق بخشیدهایم. درباره استقلال باید بگویم همانطور که میدانید ایران کشور کاملا مستقلی است.
هنگامی که ما انقلاب کردیم، ارتش و ساواک و نفت و سازمان برنامه و پلیس و همه چیز تحت مدیریت آمریکاییها قرار داشت و سفرای آمریکا و انگلیس به شاه فرمان میدادند اکنون در ایران چنین چیزی نیست و ما اینها را از ایران طرد کردیم و آزادی را که دومین شعار انقلاب است تحقق بخشیدیم. ما در دوران شاه با کمک بیگانگان در یک استبداد کشنده به سر میبردیم رژیم شاه همه مردم را به اسارت گرفته بود و ما از ظلم و ستم و استبداد رنج میبردیم و شاه پول زیادی را برای باجدهی به سازمانهای حقوق بشر و خارجیها برای حمایت از رژیم خود هزینه میکرد. ملت ایران از سلطه شاه رهایی یافت و بر استبداد فایق آمد و یک نظام دارای قانونی اساسی بر پایه شریعت اسلامی و انتخابات و همهپرسی را به وجود آورد. نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران از طریق انتخابات برگزیده میشوند اعضاء هیئت دولت را رئیسجمهور منتخب مردم انتخاب میکند و مجلس شورای اسلامی نیز به آنها رای اعتماد میدهد در همه شهرها و روستاها و شوراهای منتخب مردم وجود دارند حتی مقام رهبری هم به طور غیرمستقیم و از طریق رای مردم توسط مجلس خبرگان انتخاب میشود.
طبعا ما دارای برخی نقاط ضعف در وضع آزادی بیان هستیم اما دستاوردهایی که بدست آوردهایم در منطقه و کشورهای دیگر بینظیر بوده است ما در زمینه آزادی از دیگر کشورها جلوتریم.
ما از شعار سوم انقلاب اسلامی یعنی جمهوری اسلامی بخش جمهوریت را تحقق بخشیدهایم و برای تحقق کامل اسلامیت نظام راهی دراز را باید بپیماییم.
ما دستاوردهای زیادی در زمینههای زیربنایی کشور و تامین نیازهای داخلی داشتیم. ما توان نیروهای مسلح و دفاعی خود را به حد مطلوب رساندیم. ما برای رسیدن به اهداف خود تلاش میکنیم تا رفاه مردم خود را تامین کنیم زیرا ما از جنگ ویرانگر که رژیم پیشین عراق به ما تحمیل کرده بود، رنج بردیم. ما راههای طولانی را پیمودهایم و برای تحقق دیگر اهداف خود تلاش میکنیم، غربیها بر نفت ما و بهای آن و بازارهای نفتی سلطه داشتند ولی ما با کمک ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی موفق به افزایش بهای نفت و متعادل کردن آن شدیم و من تصور میکنم جمهوری اسلامی گامهای بسیار بلندی برداشته است و طبعا جنگی به ما تحمیل شد ولی ما تجاوزگر را از سرزمین خود بیرون راندیم و او را در سطح بینالمللی محکوم کردیم. سرنوشت صدام نیز طبعا از پیامدهای همین جنگ بود.
* اگر امروز ما بخواهیم صریح با هم صحبت کنیم میتوانیم بگوییم که جامعه غرب هر کشوری را که در منطقه قدرتمند شود و به عنوان تهدیدی برای موجودیت اسرائیل تلقی گردد مستقیما مورد تهدید قرار میدهد زیرا این حکومتهای غربی میگویند اجازه نخواهند داد هیچ کشوری در جهان اسرائیل یا موجودیت این دولت یهودی را تهدید کند. آیا در باورهای امروز انقلاب همچنان نابودی اسرائیل مطرح است یا اینکه انقلاب در مواضع خود تجدیدنظر کرده است و امکان دارد اسرائیل را به عنوان یک کشور در منطقه بپذیرد.
** ـ در این سئوال شما سه نکته است که به آنها اشاره میکنم. اصل مسئله این است که اسرائیل یک رژیم ساختگی و غیرقانونی است. ما به این مسئله معتقدیم زیرا اسرائیل سرزمینهای فلسطین را غصب کرده و فلسطینیها را از سرزمینهایشان بیرون رانده است.
اسرائیل اکنون به غرب متکی است و از سوی غرب و آمریکا حمایت میشود. این مسئله نیز آشکار است که آمریکا در مقابل هر قدرتی که اسرائیل را تهدید کند خواهد ایستاد ولی اینکه ما بخواهیم اسرائیل را نابود بکنیم ما چنین نظری نداریم.
این مسئلهای است که به فلسطینیها مربوط میشود و آنها باید اقدام کنند. همچنان که قبلا گفتم ما از جهاد فلسطینی حمایت میکنیم ولی این که گفته میشود اسرائیل آسیبپذیر نیست اینطور هم نیست زیرا لبنانیها ثابت کردند و دوبار اسرائیل را شکست دادهاند.
اما این که ما برای نابودی اسرائیل اقدام کنیم جواب ما منفی است ولی مشروعیت اسرائیل را هم نمیپذیریم. این بحثی بین فلسطینیها و اسرائیلیها است و آنها خودشان باید مشکلاتشان را حل کنند.
* ما میخواهیم از نقش ایران در این منطقه اسلامی سخن بگوییم و ابتدا یک مسئله بسیار حساس را مطرح کنیم که مسئله عراق است.
اکثرا از نوعی مداخله ایران در امور داخلی عراق سخن میگویند و برخی از این هم فراتر رفته و میگویند شیعیان عراق بیشتر هوادار ایران هستند نه عراق، آیا شما هم همین نظر را دارید و روابط آینده ایران و عراق را چگونه ارزیابی میکنید.
** ـ در مورد عراق ما معتقدیم این کشور باید عراقی یکپارچه باشد و باید از تمامیت ارضی این کشور محافظت کنیم و همه مردم عراق چه شیعه و چه سنی و چه کرد و چه ترکمن در دولت عراق باید براساس سهمیه و تعداد هر یک از آنها مشارکت داشته باشند.
این خواست واقعی ما است و اگر عراقیها نتوانند این خواسته را برآورده کنند این مسئله به آنها مربوط میشود و ما مداخله نخواهیم کرد و خواست خود را به آنها تحمیل نمیکنیم و نمیگوییم که باید این کار یا آن کار را بکنید.
ما نظر خود را به همه چه شیعه و چه سنی اعلام کردهایم، وجود عراق متحد و یکپارچه به نفع منطقه خواهد بود، درباره شیعیان عراق که دوستان ما هستند باید بگویم ما با انگیزههای سیاسی و انساندوستانه در دوران صدام حسین به آنها کمک کردهایم.
علمای ایرانی در گذشته در حوزههای علمیه نجف و حله به تحصیل علم پرداختهاند و به همین سبب روابط عقیدتی و علمی زیادی چه در گذشته و چه حال بین ایران و عراق وجود داشته است و دارد.
همچنین وجود مراقد ائمه علیهمالسلام یکی از عوامل روابط مشترک بین شیعیان عراق، ایران، پاکستان، لبنان و سرتاسر جهان است زیرا همه شیعیان به عراق به عنوان کشوری مقدس مینگرند و من تصور میکنم متهم شدن شیعیان عراق به هواداری از ایران بیش از هواداری از وطن خود اتهامی بیمورد است.
ما هم از عراقیها چنین توقعی نداریم و حتی ما از مجاهدین عراقی که در عراق با رژیم صدام حسین مبارزه میکردند میخواستیم در مبارزه خود منافع ایران را در نظر نگیرند زیرا ما خواهان اشغال عراق نبودیم و تنها خواست ما سرنگونی رژیم پیشین عراق و رهایی منطقه از رژیم بعث بود.
ما علاقهمند به مداخله نیروهای بیگانه و اشغال عراق نبودیم و میخواستیم مردم عراق خودشان کشورشان را آزاد کنند ولی آنها نتوانستند، ما اکنون نیز نمیخواهیم آمریکاییها در عراق باقی بمانند ولی مقامات عراقی میگویند اشغالگران باید تا برقراری امنیت و ثبات در عراق باقی بمانند و ما هم نمیتوانیم با این خواست مقامات عراقی مخالفت کنیم زیرا ما تنها پیشنهادهایی را ارائه میدهیم و هرگز در مناقشات دولت و مجلس و حتی روابط عراقیها با آمریکا مداخله نمیکنیم.
ما فقط به شیعیان و سنیها نصیحت میکنیم که در عراق متحد شوند، همه مقامات عراقی به ایران میآیند و ما پیشنهادها و نظرات خود را به آنها ارائه میدهیم، همه ما در ایران معتقد به تحقق وحدت در عراق و موفقیت عراقیها در تشکیل دولت مستقل و آزاد هستیم زیرا این مسئله به نفع همه ما در منطقه خواهد بود، این مسئله یکی از مسائل حساس در عصر حاضر است چرا که عراقی آزاد و مرفه و پیشرفته در منطقه بوجود آید و اخلاق صدامی در آن نباشد منطقه احساس آرامش خواهد کرد.
* اتهاماتی که به ایران وارد میشود و ما آنها را میشنویم این است که ایران از شبهنظامیان شیعه در عراق حمایت میکند و سلاح در اختیار آنها میگذارد و این مسئله باعث تشکیل نشدن یک دولت توانمند در عراق خواهد شد و در واقع اینگونه اقدامات ایران ارسال پیام مشخصی به آمریکاییها به شمار میرود اما همین اقدامات نیز اندک اندک به ویرانی عراق منجر خواهد شد.
** ـ بدون تردید این ادعا ادعای نادرستی است زیرا ممکن است برخی از شبهنظامیان سلاح ایرانی را که در دوران جنگ در عراق فراوان بود خریداری کرده باشند.
شما میدانید که شبکههایی چون القاعده از حالت ناامنی در عراق سوء استفاده میکنند و همین شبکهها و برخی گروههای غیرشیعه هستند که آتش فتنه و آشوب را در عراق شعلهور میکنند. شیعیان نیز به اقداماتی برای مقابله با اینگونه گروههای غیرشیعه دست میزنند.
شما به انفجارهایی که در سامرأ، نجف، کاظمین، حله و مساجد عراق روی داد توجه کنید، این حملات کار شیعیان نیست بلکه گروههای دیگر هستند که به این حملات دست میزنند اکثر عناصر این گروهها عراقی نیستند و از خارج عراق آمدهاند و به نظر ما آنها اگر هم عراقی باشند اشتباه میکنند. ما به خلافکاران کمک نخواهیم کرد زیرا کشته شدن بیگناهان در عراق گناهی بزرگ است و ما از اینگونه اقدامات حمایت نمی کنیم. آن کس که ما را به تفرقهافکنی در عراق متهم میکند ما را به دادن سلاح به شبهنظامیان متهم میکند هیچگونه دلیلی برای این اتهامات خود ندارند.
آمریکاییها امکانات زیادی چون ماهواره جاسوسی و منابع اطلاعاتی در اختیار دارند و حتی دستگاه اطلاعاتی رژیم بعث عراق نیز در اختیار آمریکاییهاست ولی نمیتوانند مداخله ما را در امور داخلی عراق ثابت کنند، چگونه ما میتوانیم در عراق مداخله ما را به اثبات برسانند بدون تردید آنها دروغگو هستند.
* آیا شما از وقوع جنگ داخلی بین شیعیان و سنیها در عراق در صورت خارج نشدن آمریکاییها از عراق همانطور که شایع شده است، هراس دارید؟
** ـ بله من از این مسئله نگرانم. اگر کشورهای عربی و ایران و کشورهای همسایه عراق با هم همکاری کنند، میتوانیم از وقوع جنگ داخلی در عراق جلوگیری کنیم ما باید با هم همکاری کنیم و امنیت مرزهای عراق را حفظ کنیم و با گروههای مسلح چه شیعه و چه سنی مبارزه کنیم. بدون تردید اگر آمریکاییها بخواهند شکستخورده از عراق خارج شوند، به فتنهانگیزی خواهند پرداخت و فعلا نیز این وضع را در عراق بوجود آوردهاند.
* بهتر نیست ما راه مناسبی برای آمریکا بیاییم تا به ایجاد مشکل در عراق نپردازد و جنگ داخلی ایجاد نکند؟
** ـ بله همینطور است ما آماده کمک در این زمینه هستیم و حتی با گفتگو با آمریکا موافقت کردهایم و به نظر میرسد هفته آینده گفتگویی در این خصوص بین ایران و آمریکا در عراق صورت خواهد گرفت. واقعیت این است که اگر آنها از ایران بخواهند به عنوان کشوری دوست برای عراق در کنار دیگر کشورها همچون سوریه و کویت و عربستان و اردن و همچنین ترکیه و دیگر کشورهای همسایه برای تحقق امنیت در عراق تلاش کنیم توانایی این کار را خواهیم داشت.
* آیا به نظر شما این امید وجود دارد که ایرانیها و آمریکاییها بتوانند همه مشکلات خود را در خصوص لبنان و عراق حل کنند و باعث برقراری ثبات در منطقه شوند؟
** ـ بله من معتقدم چنین امکانی وجود دارد ولی به این شرط که آمریکا با حسن نیت برخورد کند و واقعا برای حل مشکلات منطقه گفتگو کند و قصد تحمیل خواستههای سلطهگرانه خود را نداشته باشد من وقتی رئیسجمهور بودم بطور مشروط با مذاکره با آمریکا موافق بودم ولی گفتم آمریکا باید حسن نیت خود را ثابت کند و دارائیهای مسدود شده ایران در آمریکا را برای اثبات این حسن نیت خود آزاد کند ولی آمریکاییها این حسن نیت خود را ثابت نکردند من تصور میکنم اگر آمریکا به این نتیجه برسد که در تحقق اهداف خود در منطقه ناتوان است، انجام گفتگوهایی در این خصوص با این اکشور امکانپذیر خواهد بود ولی اگر همچنان به لجبازیهای خود ادامه دهد و به تهدید و ارعاب بپردازد، در چنین حالتی دستیابی به توافق امکانپذیر نخواهد بود زیرا همه مشکلات میتواند با حسن نیت و تصمیمهای صادقانه و تاکید بر حقوق عادلانه کشورهای منطقه حل شود.
* روابط ایران را با عربستان چگونه ارزیابی میکنید؟
** ـ من معتقدم عربستان سعودی کشور مهمی در منطقه و جهان اسلام است و با چنین دیدگاهی از هنگام انتخاب شدن به ریاست جمهوری ایران برای دستیابی به روابطی دوستانه با عربستان سعودی تلاش کردم. من هنگام برگزاری کنفرانس سران اسلامی در سنگال با امیر عبدالله دیدار کردم و این دیدارها و گفتگوها سالها ادامه یافت. در نشست سران سازمان کنفرانس اسلامی در پاکستان نیز به نتیجه کاملی رسیدیم. من برای ملک عبدالله ثابت کردم که ایران اتهامات مربوط به صدور انقلاب یا مشکلسازی برای کشورهای منطقه را نمیپذیرد. ملک عبدالله به سخن من اعتماد کرد و من هم به سخن او اعتماد کردم و روابط ما به طور کامل بهبود یافت و یکی از نتایج آن هم برگزاری نشست سران سازمان کنفرانس اسلامی در تهران بود. ایران به مدت سه سال ریاست سازمان کنفرانس اسلامی را به عهده گرفت. مشکل نفت حل شد. بهای نفت از هفت یا هشت دلار یا ده یا دوازده دلار فراتر رفت. روابط ما خوب و در حال گسترش است و من تصور میکنم اگر بیش از پیش با هم همکاری کنیم به نفع منطقه و دو کشور خواهد بود.
* آیا شما به بازگشت اوضاع منطقه به عالت عادی خوشبین هستید یا فکر میکنید که بازها در آمریکا خواستار جنگ در منطقه اسلامی ما هستند، آیا شما تصور میکنید که منطقه در آستانه بحران بزرگی قرار دارد که ممکن است همه معادلات را بر هم زند یا اینکه معتقدید آمریکاییها و جهان غرب در آخرین لحظه عقبنشینی خواهند کرد؟
** ـ من خیلی به این مسائل خوشبین نیستم که اوضاع بر وفق مراد ما باشد در اینجا مسئلهای به نام اسرائیل است و آمریکایی هرگز حاضر به صرفنظر کردن از حمایت کامل خود از اسرائیل نیستند، اسرائیل نیز برای بازپس دادن حقوق فلسطینی ها امادگی ندارد و مثلا با بازگشت آوارگان فلسطینی به وطن خودشان موافق نیست و همانطور که میدانید حداقل پنج هزار نفر آواره فلسطینی وجود دارد که در واقع این تعداد آواره به مثابه بمب ساعتی خواهند بود که هر لحظه ممکن است منفجر شود. همچنین کشورهای عربی و اروپایی و حتی فلسطینیها به مسئله آوارگان توجه نمیکنند، اگر مسئله آوارگان توجه نمیکنند، اگر مسئله فلسطین به همین شکل باقی بماند این وضع بر همه کشورها از جمله لبنان تاثیر میگذارد زیرا مقاومت لبنان به دلیل تجاوزات اسرائیل شکل گرفت، سوریه نیز با مشکلاتی روبروست زیرا بخشی از خاک این کشور اشغال شده است. قدس همچنان در اشغال است و مسلمانان هرگز نمیپذیرند که این وضعیت قدس ادامه یابد و از آن صرفنظر کنند، از سوی دیگر آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی به نفت اهمیت میدهند و این مسئله را حیاتی میدانند و به همین سبب آنها برای حفظ منافع خود آماده شرکت در هرگونه جنگی هستند، طبعا این منبع حیاتی یعنی نفت در منطقه ما وجود دارد و آنها نمیپذیرند که نفت همچنان در اختیار ما باشد و نفت را به آنها صادر کنیم. واردکننده اصلی نفت غربیها هستند اما غربیها میخواهند از نفت برای سلطه بر همه جهان بهرهبرداری کنند، میخواهند بر این منابع منطقه تسلط داشته باشند، این انگیزه استعمارگرانه غربیها باعث حضور آنها در افغانستان به بهانه مبارزه با القاعده و طالبان شده است، چه کسی طالبان را به وجود آورد؟
آمریکا خود طالبان را به وجود آورد، دوستان آمریکا در منطقه نیز هزینه طالبان را تامین کردند، سلاح در اختیار آن قرار دادند. ما معتقدیم که همه مردم منطقه خواستار برقراری صلح و آرامش در منطقه هستند. آمریکاییها هم شاید خواهان برقراری ثبات در منطقه باشند البته ثباتی که منافع آنها را حفظ کند، آمریکایها با وجود مشکلاتی که در منطقه دارند اگر عاقلانه فکر کنند و اگر با مذاکره موافقت کنند میتوانیم به حل مسائل خوشبین باشیم، تنها بازها در آمریکا نیستند که خواهان جنگ هستند بلکه دوکراتها هم در برابر مسئلهای مانند اسرائیل از همه امکانات خود استفاده خواهند کرد، همه کشورهای غربی در این خصوص با هم متحد هستند به همین سبب نمیتوان این مشکلات را به طور ریشهای حل کرد، اگر همه عاقلان جهان بدون سلطه بیگانگان با هم گفتگو کنند و راهحلی برای این مشکلات بیابند. من تصور میکنم حتی با تاخیر راهحلی برای این مشکلات یافت خواهد شد بدون تردید به مدت زمان زیادی برای تحقق این هدف نیاز است.