گروه سیاست ـ عباس پازوکی: اکنون پس از گذشت دو سال از عمر حاکمیت یکدست اصولگرایان، برای بسیاری از صاحبنظران مسجل شده است که امکان قرار گرفتن همه طیفهای جریان اصولگرا زیر یک چتر واحد ممکن نیست. به هر حال در عمل ثابت شده است که در میان این گروهها، اختلافنظرهایی جدی و مبنایی وجود دارد که امکان کنار هم قرار گرفتن صاحبان دیدگاههای متعدد موسوم به اصولگرا را غیرممکن ساخته است.
برخی از این گروهها به صورت واضحی نشان دادهاند که "هدف وسیله را توجیه میکند" و لذا از هر ابزاری برای حذف رقبای احتمالی خود در تمامی عرصهها بهره میگیرند. تهاجمات رسانهای و تخریبهای غیراخلاقی علیه رقبای اصولگرا تنها یک نمونه از اقدامات گروهی نوظهور و انحصارطلب از اصولگرایان است.
این گروهها در شهرداری تهران خواستار تضعیف محمدباقر قالیباف هستند و در مجلس هفتم نیز رقبایی چون عماد افروغ، محمد خوشچهره و سعید ابوطالب را تخریب میکنند. حجم تخریبهای این گروه علیه اصولگرایان اصلاحطلب بسیار شدید و غیرقابل باور است. شاید این روزها مردم پایتخت به خوبی دریافته باشند که ارادهای جدی در بخشی از اصولگرایان وجود دارد که میخواست به هر قیمتی از شهردار شدن قالیباف جلوگیری کند و امروز میخواهد به هر قیمتی او را ناکارآمد نشان دهد. تبلیغات وسیع و میلیاردی برای منوریل تهران تنها بخشی از فشارهایی است که به شهردار تهران وارد میشود. گروههایی که مدعی حمایت از دولت هستند با این استدلال که مترو پرخرج است و منوریل کمهزینه، متروی تهران را زیر فشار گذاشتهاند و با پول هنگفتی که میتوانست صرف کمک به حمل و نقل درونشهری پایتخت شود مشغول تبلیغات میلیاردی برای منوریل شدهاند.
این در حالی است که پس از سهمیهبندی بنزین، بر تعداد مسافران مترو افزوده شده است و این روزها متروی پایتخت در حالی به فعالیت خود ادامه میدهد که استفادهکنندگان از آن به مترو نه به عنوان وسیلهای برای رفاه بیشتر بلکه تنها راه ممکن برای ایاب و ذهاب در پایتخت نگاه میکنند. مگر میشود وسیلهای که برای سوار شدن بر آن باید کلی عرق ریخت و به زحمت افتاد وسیلهای برای رفاه حال شهروندان تهرانی باشد؟
چه کسی فکر میکرد با قالیبافی که سالها در عرصههای نظامی و انتظامی این نظام فعالیت میکرده به مانند یک غیرخودی رفتار شود و چنین برخوردی با او صورت گیرد؟ چه کسی فکر میکرد بخشی از اصولگرایان برای وادار کردن قالیباف به تن دادن به تصمیمات آنها میلیاردها تومان در رسانهها هزینه کنند؟ چه کسی فکر میکرد سایتهای مدعی حمایت از دولت دائم این شایعه کذب را ترویج کنند که "رهبری از قالیباف خواسته وارد فعالیتهای سیاسی نشود و در انتخابات آتی نیز نامزد ریاست جمهوری نشود؟" چه کسی فکر میکرد که افروغ به عنوان نظریهپرداز فرهنگی جناح اصولگرا تحت چنان فشار تخریبی قرار گیرد که ناچار شود از انتخابات آتی مجلس کنارهگیری کند؟ چه کسی فکر میکرد سایتهای مدعی هواداری از دولت تلاش کنند تا غلامعلی حدادعادل در انتخابات آینده مجلس و ریاست جمهوری نامزد نشود و در این راه دست به خبرسازیهای گسترده بزنند؟
اما به هر حال این اتفاقات در جناح اصولگرا افتاده است و این جناح به چندین گروه با مرام و مشی متفاوت تقسیم شده است. حتی یکسان دانستن همه آنها با واکنش گروههایی از اصولگرایان مواجه میشود و به شدت از هزینههای چنین یکساننماییهایی پرهیز میکنند. از اینرو طبیعی است که طیفهای مختلف جریان اصولگرا نتوانند با یکدیگر ائتلاف کنند. به هر حال بخشهایی از آنان منتقد جدی دولت هستند و حیات سیاسی آنها در گروه مرزبندی سیاسی با دولت است. لذا پیوند خوردن آنان به حامیان سیاسی دولت به معنی حذف یکپارچه اصولگرایان توسط مردم خواهد بود.
اما واقعیت این است که حامیان سیاسی دولت با درس گرفتن از اشتباهات خود در انتخابات شورای سوم تلاش کردهاند به ظاهر دم از ائتلاف بزنند اما در عمل برنامههای خود را پیش ببرند. آنان حتی فهرست نامزدهای خود را در بسیاری از شهرها قطعی کردهاند و برای پیروزی آنان برنامهریزیهای حسابشدهای انجام دادهاند. فهرست آنان در تهران نیز کاملاً مشخص است و لااقل میدانند چه کسانی نباید در فهرست جبهه اصولگرایان قرار بگیرند. به اعتقاد گروههای حامی دولت "حمایت از دولت اصل اصیل اصولگرایی است" و لذا منتقدان دولت نباید در فهرست قرار بگیرند. لذا خیلی طبیعی است که اگر این منتقدان در فهرست قرار بگیرند، حامیان سیاسی دولت، شرایط را دگرگون خواهند کرد. برخی از این منتقدان بسیار شاخص هستند. افرادی چون عماد افروغ، محمد خوشچهره، حسن سبحانی، سعید ابوطالب، عادل آذر و... کسانی هستند که هرگز حامیان دولت از آنها حمایت نخواهند کرد.
از سوی دیگر منتقدان دولت نیز حاضر نیستند در کنار حامیانی چون فاطمه رجبی، محمدعلی رامین، مسعود زریبافان و امیررضا واعظ آشتیانی قرار بگیرند. به گمان آنان ائتلاف با حامیان دولت یعنی حذف توسط مردم در انتخابات 24 اسفند. بنابراین جبهه متحد اصولگرایان باید میان یکی از این دو انتخاب کند، یا با حامیان ولت باشند یا منتقدان دولت و چنین چیزی از اساس با مفهوم "جبهه متحد" منافات دارد.
از اینرو پیشبینی میشود که اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم حداقل با دو جبهه متفاوت وارد میدان خواهند شد. یک جبهه از اصولگرایان حامی دولت که تمام تخممرغهای خود را در سبد حمایت از دولت گذاردهاند و گمان میکنند این حمایت سود بیشتری برایشان دارد و جبهه دیگر "اصولگرایان منتقد دولت" که حاضر نیستند با دولتیها همهزینه شوند و میگویند چرا ما باید هزینه اقدامات کسانی را بپردازیم که حتی با ما مشورت هم نمیکنند؟
لذا هیچ منشوری نیست که بتواند مورد توافق همه گروههای اصولگرا قرار گیرد و هر گروهی منشور انتخاباتی خود را خواهد داشت. البته ممکن است حامیان دولت از اساس اصولگرا بودن رقبای هم جناحی خود را تکذیب کنند. همانگونه که صادق محصولی مشاور ثروتمند رئیسجمهور، محسن رضایی و گروههای حامی او را اصولگرا نمیداند و میگوید برخی از ابتدا اصولگرا نبودهاند و حالا میخواهند خود را به اصولگرایان بچسبانند. البته این تاکتیک نیز با اقبال عمومی مواجه نخواهد شد.
در همین حال، اخیرا دبیرکل تشکل آبادگران جهادی در واکنش به انتشار متن منشور جبهه متحد اصولگرایان گفت: هیچ گروهی به ویژه اعضای 6+5 حق ندارد خود را کارگزار انحصاری اصولگرایی در کشور معرفی کند.
"علی دورانی" در گفتوگو با خبرنگار آفتاب با انتقاد از عملکرد گروه 6+5 گفت: جبهه متحد اصولگرایان تنها توانسته است که بخشی از تشکلها و گروههای اصولگرا را سازماندهی کند. بنابراین، منشور منتشر شده از سوی آنان نیز صرفا منشور 6+5 محسوب میشود.
وی منشور اصلی اصولگرایان را بیانات مقام معظم رهبری دانست و افزود: فرق بین اصولگرایان واقعی و محاظفهکاران در این است که اصولگرایان فرمایشات مقام معظم رهبری را بدون هیچ تفسیر و تحلیلی سرلوحه عملکرد خویش قرار میدهند اما محافظهکاران همیشه درصدد تفسیر و توجیه بیانات ایشان هستند.
وی گفت: منشور منتشر شده تنها منشور عدهای از اصولگرایان است که نماینده تمام اصولگرایان نیستند، بلکه آنان نماینده تنها بخشی از تشکلهای اصولگرا هستند.
دورانی در خصوص ائتلاف و هماهنگی آبادگران جهادی با جبهه متحد اصولگرایی گفت: ما سعی کردهایم که به همراه شخصیتها و گروههایی که هنوز با این جبهه هماهنگ نشدهاند، به صورت گروهی با اعضای 6+5 رایزنی داشته باشیم اما متاسفانه نتیجه مثبتی از این رایزنیها نگرفتیم و اکنون دیگر از ائتلاف با آنها ناامید شدهایم و به دنبال ائتلاف جدیدی در بین گروههای مخالف با جبهه هستیم.
وی با بیان این که به دنبال مدلهای دیگری از ائتلاف هستند، گفت: ما به دنبال ائتلاف تشکلهایی هستیم که با جبهه ائتلاف ندارند و به نظر من با تنگنظری جبهه میتوانیم هماهنگی بیشتری در عرصه انتخابات حاضر شویم، هماهنگی که در قالب گروه 6+5 نمیتوان به آن دست یافت و به صلاح اصولگرایان نیز نیست.
با این اظهارات و تشکیل جبههای از اصولگرایان منتقد دولت و نیز اظهارات مشاور احمدینژاد که اصولگرایی را با حمایت از دولت نهم مترادف دانسته است به نظر میرسد که باید کار جبهه متحد اصولگرایی را خاتمه یافته تلقی کنیم و از این پس از این جبهه با عنوان "ائتلاف اصولگرایان حامی دولت" نام ببریم. چرا که این جبهه قطعاً به سمت حامیان دولت خواهد رفت. وقتی محمدرضا باهنر پدرخوانده سیاسی فراکسیون اکثریت مجلس اعلام میکند "تمام هستی اصولگرایان دولت نهم است" و حشمتالله فلاحتپیشه میگوید: "قطعاً منتقدان دولت در فهرست جبهه اصولگرایان جایی نخواهند داشت، حتی اگر اصولگرا باشند" و برخی دیگر نیز شایعات کذب را رواج میدهند که "مقامات عالی نظام از قالیباف و رضایی خواستهاند در انتخابات سکوت کنند" قطعاً این جبهه دیگر جبهه متحد اصولگرایان نخواهد بود و تنها نام برازنده آن ائتلاف حامیان دولت و راست سنتی است.
از سوی دیگر اصولگرایان منتقد هم نمیخواهند نقش تدارکاتچی را برای حامیان دولت در انتخابات مجلس هشتم ایفا کنند و لذا قطعاً جبهه "اصولگرایان منتقد دولت نهم" به زودی اعلام موجودیت خواهد کرد. کما اینکه سخنان عضو آبادگران جهادی و اظهارات ربانی سخنگوی اصولگرایان مستقل در روزهای گذشته را نیز میتوان اعلام موجودیت غیررسمی و البته قاطع اصولگرایان منتقد دولت دانست.