ربیعی
وضعیتی که گروهک منافقین در عراق پیدا کرده، بدترین سرنوشتی است که برای یک گروهک تروریستی میتوان تصور کرد. سران این گروهک در عراق به آنچنان فلاکتی رسیدهاند که حاضرند برای ادامه حیات خود به هر ذلتی تن دهند تا شاید بتوانند چند صباحی ادامه حیات دهند.
بسیاری از عناصر پشیمان این گروهک که اکنون در اردوگاه موسوم به "اشرف" در شهرستان "خالص" از توابع استان دیاله در شمال شرقی بغداد مستقر شدهاند خواستار جدایی از این گروهک تروریستی هستند. این افراد که به نام نیروهای "ارتش آزادیبخش" شناخته میشوند اغلب جوانانی هستند که پیش از سقوط رژیم صدام، فریب وعدههای این گروهک را خورده و اکنون که طعم فلاکت و ذلت را چشیدهاند، خواستار جدایی از آن میباشند. این اعضای فریبخورده خواهان بازگشت به میهن خویش و آغوش خانوادههایشان یا کشور دیگر هستند اما سران گروهک با جدایی آنها مخالفت میکنند. در سالهای اخیر تعدادی از این عناصر به صورت مخفیانه از اردوگاه مزبور فرار کرده و به میهن خویش، ایران بازگشتهاند.
در سال 2003 میلادی که رژیم صدام سقوط کرد، بسیاری از اعضای سرخورده نفاق علیه سران خود دست به اعتراض زدند و خواستار بازگشت به کشورشان و جدایی از گروهک مزبور شدند. اعتراضهای این افراد به درگیری و زد و خورد در داخل پادگان اشرف منجر شد که در نهایت با دخالت نیروهای آمریکایی و سرکوب اعتراضکنندگان و حبس تعدادی از آنها این اعتراضها سرکوب شد. براساس گزارشها تعداد این عناصر در اردوگاه اشرف به حدود سه هزار و 400 نفر میرسد که هسته اصلی قدرت نظامی گروهک منافقین به شمار میروند.
گروهک نفاق دارای دو گروه پوششی تحت عنوان "شورای ملی مقاومت" که اغلب از سران گروهک هستند و "ارتش آزادیبخش" است که نیروهای عمل کننده و پیاده نظام گروهک منافقین به شمار میروند. اما سازمان موسوم به مجاهدین خلق (منافقین) در بر گیرنده این دو گروه پوششی است و شاخه سیاسی محسوب میشود.
زندگی دو سرکرده اصلی این گروهک تروریستی یعنی مسعود رجوی و مریم رجوی نیز در هاله ابهام است. آنچه مسلم است تعدادی از سران این گروهک عراق هنوز حضور دارند و با گروهکهای عراقی ضدایران تماس و با اعضای داخل اردوگاه اشرف نیز که تحت حفاظت نیروهای آمریکایی هستند ارتباط دارند.
سرکردههای ارتش موسوم به آزادیبخش بعد از سقوط رژیم صدام در بهار، 1382 با نیروهای آمریکایی توافقنامهای امضا کردند و از آن روز این گروهک تحت حفاظت نیروهای اشغالگر آمریکایی هستند. با وجود مصوبه رسمی حکومت عراق در سال 2003 میلادی مبنی بر طرد این عناصر از عراق اما آمریکا همچنان با خروج آنها از عراق و رفتن به کشور ثالث مخالفت میکند. آمریکا مدعی است که عناصر گروهک منافقین در اردوگاه اشرف بر اساس ماده 27 کنوانسیون "ژنو" تحت حفاظت نیروهای آمریکایی هستند و این نیروها تمامی سلاحهای خود را تحویل نیروهای آمریکایی دادهاند.
اتحاد شوم
گزارشها حاکیست که این عناصر زمینگیر منافین که آمریکا مدعی بیخطر بودن آنها است امروز در عراق بازیچه سه جریان قرار گرفته و هر یک در راستای منافع خود درصدد بهرهبرداری از آن هستند.
آمریکا و همپیمانهای او مانند انگلستان و رژیم اشغالگر اسراییل از یک سو و گروهکهای سیاسی و مسلح افراطی و بعثی ضدایرانی در عراق از سوی دیگر و سران متواری گروهک، بازیگردانان اصلی این تشکیلات تروریستی هستند. این سه بازیگردان گروهک منافقین در عراق با وجود اختلاف خطمشیها، در یک نقطه با هم همسو هستند و آن ضدیت با ایران است.
با وجود دستور دولت عراق برای دستگیری و محاکمه سران این گروهک، این گروهک اکنون در سه بعد برای سازگاری با اوضوع تازه عراق تلاش میکند که یکی تحکیم روابط با گروههای عراقی مخالف ایران، دوم نزدیک شدن به نیروهای آمریکایی و سوم همکاری باعوامل ناآرامی در عراق به منظور ادامه بقای خود است.
در این میان، آنها با افسران و اعضای سابق حزب منحله بعث روابط نزدیکی برقرار کردهاند. این گروهک از این طریق درصدد ایجاد نوعی مشروعیت و حمایت داخی برای ماندن نیروهایش در عراق است.
آنها همچنین درصدد نزدیک شدن به نیروهای آمریکایی هستند تا آنها را متقاعد کنند که میتوانند بخشی از راهبرد آمریکا برضد جمهوری اسلامی ایران باشند.
در هر حال همه گروههایی که اکنون با گروهک نفاق تعامل میکنند در مقابل، خواستار انجام وظایفی از این گروهک هستند. آنها میخواهند از یک سو از این گروهک به عنوان اهرم فشاری بر گروههای شیعی عراق استفاده کنند. از طرفی آنها از برگ منافقین به عنوان تهدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران سود میبرند تا به زعم آنها، تهران دست از پشتیبانی گروههای شیعی بردارد.
اما آنها اهداف دورتری نیز در تعامل با گروهک منافقین دارند. آمریکا، گروهک منافقین را فعالترین و قابل اطمینانترین گروه مخالف ایرانی برای جمعآوری اطلاعات از داخل ایران میداند. واشنگتن امیدوار است بتواند به تدریج واژه تروریسم را از این گروهک حذف و آن را به عنوان یک گروه معارض مشروع ایرانی معرفی کند تا به زعم خود در آینده، از آن به عنوان بخشی از راهبرد آمریکا برای تغییر حکومت در ایران بهره جوید.
همچنین یک اصل ثابت در نظامنامه گروهک منافقین وجود دارد که ناامنیو و هرجومرج بهترین فرصت برای ادامه حیات این گروهک و فعال شدن آن است. گروههای ملسح و تروریستی عراقی که در این اصل با گروهک منافقین هم رای هستند، این گروهک را یکی از همپیمانان سنتی خود میدانند. بر این اساس است که گروهک منافقین به دست داشتن در ناآرامیها متهم شده است.
در سایه این اهداف و خطمشیها مشترک، در سالهای اخیر نوعی همگرایی برخی رسانههای منطقهای و غربی بااین راهبرد مشاهده میشود. نوع خبررسانی که این رسانهها درباره گروهک منافقین انجام میدهند این احساس را القا میکند که آنها درصدد نوعی مظلومنمایی این گروهک هستند. کارشناسان بر این باورند که با توجه به حرکت عراق به سمت قانونمندی و نظاممندی، اندیشه تمسک به گروههای مسلح و تروریستی مانند گروهک منافقین، بریا تحقق اغراض سیاسی در سایه این نظام جدید، دیگر محلی از اعراب نخواهد داشت.
اما با توجه به روند جاری حوادث انتظار میرود که هسته مرکزی منافقین در عراق به طور کامل متلاشی شود و آنها چارهای نخواهند داشت جز اینکه به دنبال جای دیگر بگردند!