حضرت آیةالله خامنهای در فرمایشهای اخیر خود در جریان بازدید از پژوهشکده رویان، تقسیم جهان به دو محور «سلطهگر» و «سلطهپذیر» را غیرقابل قبول دانسته و اعلام داشتند که ملتها باید این شرایط را تغییر دهند. سالهای مدیدی است ادبیات سیاسی موجود جهان با مفاهیمی از قبیل «شمال»، «جنوب»، «پیشرفته» و «عقبمانده»، کشورهای دنیا را به دو بخش «دارا» و «ندار» تقسیم نموده است. در یکطرف صاحبان ثروت، قدرت، تکنولوژی و برخوردار از رفاه و در سوی دیگر نبود امکانات، فقر، تهیدستی و مستعمره خودنمایی میکند. بخشی از جهان تولیدکننده و صادرکننده و قسمتی دیگر واردکننده و مصرفکننده باقی مانده است. گویی هر یک از این الفاظ رسالت یک قلمرو از نقشه دنیا را برعهده داشته تا از این طریق دو اردوگاه فرادست و فرودست شکل گیرد. صاحبان ثروت با القای این مناسبات میکوشند یک بستر موقتی ایجاد نمایند که ملتها چنین بلوکبندی را بپذیرند و ناگزیر از پیروی سیاستهای سلطهطلبانه آنان باشند. این روال تا ربع آخر قرن بیستم ادامه داشت تا اینکه در سال 1979 با پیروزی انقلاب اسلامی و طرح شعارهایی با محوریت ملتها و اهتمام به نقش مردم در تغییر و تحول جامعه، فضای موجود را با چالش جدی مواجه نمود.
از فردای پیروزی انقلاب اسلامی، شکلگیری بلوک جدید قدرت که صورتبندی موجود را به چالش طلبیده بود، پا به عرصه وجود گذاشت و سیطره گفتمان محور ـ پیرامون را با تردیدهای زیادی مواجه کرد. به عبارت دیگر، هژمونی استعمارگران در حاشیه با رقبایی روبهرو گردید که پرچمدار آن عنصر مردمی بود. سالهای طولانی سکانداران قدرت جهانی با القای هیبت و هیمنه پوشالی از خود، هالهای فانتزی از قدرت برای خویش ایجاد کرده بودند که دیگر دول جهانی جرأت مخالفت و ساختارشکنی را نداشتند، ولی معمار کبیر انقلاب اسلامی با ترسیم چهرهای از ظرفیت پراکنده و حاشیهای ملتها که توانایی احقاق حقوقشان را دارا هستند، توانست جسارت به مبارزه طلبیدن نظام سلطه را برای ملتها ایجاد کند. اینک رهبر معظم انقلاب اسلامی در تداوم راهبردهای بنیانگذار جمهوری اسلامی، با طرح مجدد این موضوع که باید این شرایط با تلاش و همت مردم دستخوش تحول گردد، بار دیگر ایده دوگانه موجود را وارد چالش جدیدی نمودند.
کلید واژه دیگری که مقام معظم رهبری در سخنانشان بدان تصریح داشتند، مفهوم سلطهپذیری است. سلطهپذیری به مفهوم پذیرش برتری کشورهای بیگانه در حوزههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و... میباشد. کشورهای پیرامونی بر این باورند که نمیتوانند به پیشرفتهای فناوری نایل شوند، زیرا این قابلیت را در خودشان احساس نمیکنند. یکی از ابزارهای کسب توفیقات نظام سلطهجو، تضعیف روحیه ملل تحت سلطه است، اگر آنها در بیخبری و غفلت قرار بگیرند، صاحبان قدرت بدون دغدغه میتوانند تداوم برتری خود را تثبیت کنند. محور سلطهپذیر اگر به توانمندیهای خود آگاه شوند و به قدرت ایجاد تغییر ایمان بیاوردند، مناسبات شمال ـ جنوب نمیتواند با بهرهکشی از کشورهای توسعهنیافته، استمرار یابد. لذا، طرف دیگر معادله یعنی سلطهپذیر باید داشتههای خویش را باور کند و بداند که راه پیشرفت، بیداری از خواب چندین سالهای است که جبهه سلطهگر سبب آن بوده تا بتواند بدون پرداخت هزینه زیاد، حداکثر بهرهبرداری را داشته باشد.
ایشان در فراز دیگری از سخنانشان اشاره داشتند که ملتها با پیشرفت علمی میتوانند تصویر تعاملهای ناموزون را به نفع خودشان تغییر دهند. امروزه علم و دانایی اساس و بنیان توسعه کشورها محسوب میشود. «قدرت» برخلاف مؤلفههای گذشته، اکنون با دایره وسیعتری از عناصر هویتبخش روبهروست که یکی از ابزارهای تشکیلدهنده آن دانش محوری است. رهبر انقلاب سازوکار خروج از حصار رابطه ارباب و رعیتی مدرن را تلاش به منظور ارتقای جایگاه علمی کشورها میدانند. اگر ملتی با جهاد علمی جایگاه قابل قبولی در آزمونهای رتبهبندی کشورها کسب نمود، موقعیت سیاسی آن دولت به همان نسبت وضعیت بهتری خواهد داشت. در شرایط فعلی، نقش بیبدیل علم و دانایی به عنوان عامل کسب اقتدار ملی بر کسی پوشیده نیست. توانمندیهای حوزه دانش، جایگاه کشورها را در معادلات بینالمللی تعیین میکند. «آلوین تافلر» در کتاب «موج سوم» خود به جایگاه علم در اقتدار حکومتها اشاره مینماید و یادآور میشود که در شرایط سیال تحولات جهانی، کشوری توان زیست جهانی دارد که مراحل سهگانه تمدنساز شامل انقلاب کشاورزی، انقلاب صنعتی و انقلاب فراصنعتی را پشت سر بگذارد تا بتواند درونمایههای تمدنی هر یک از این مراحل را در خود نهادینه کند که در این صورت «پیروزی تمدنی» از آن کشوری خواهد بود که به موج سوم و برتریبخشی زمینههای فرهنگی و تمدنی خود سریعتر رسیده باشد.
معظمله در فراز دیگری از سخنانشان، به پیوند علم و ایمان اشاره کردند که هرگاه همبستگی بین این دو به وجود آمد، فرجام آن رفع نیازمندیهای جامعه بشری بود؛ ولی اگر علم بدون همراهی ایمان و باور دینی به بالاترین پیشرفتها نیز نایل شود، سودمندی و رفاه مردم را در بر نخواهد داشت؛ همانگونه که تاریخ آینه دستاوردهای محیرالعقول در قرن بیستم شد که بشر تاکنون این همه رشد و موفقیت را به خود ندیده بود، ولی نبود انگیزههای انسانی و الهی در این تواناییهای بشر، نتایج هولناکی مانند جنگهای خانمانسوز را در برداشته است که تاریخ قرن گذشته گواهی بر این مدعاست.
امروزه سلاحهای مرگبار و مخرب کشتار جمعی که ابزار تهدید و قتلعام انسانهای بیگناه در اقصی نقاط جهان میشود، بیانگر رشد علم تهی از ارزشهای معنوی و انسانی است. سرمایهگذاری در پروژههای میلیتاریستی و مجتمعهای صنعتی نظامی، اندیشه جنگافروزی و تخریب را همچنان در وجود سوداگران مرگ شعلهور نگه داشته است تا با هدف دستیابی به سودهای سرشار و کلان اقتصادی، ملتهای دیگر را به قربانگاه منافع نامشروع خود ببرند. اینک تنها راه نجات این است که صاحبان تولید علم، جنبش نرمافزاری را با آموزههای دینی قرین نمایند تا از این رهگذر خدمتی به نوع بشر کرده باشند.
ایران اسلامی در مسیر دستیابی به قلههای پیشرفت در چارچوب سند چشمانداز 20 ساله، در تلاش است تا با ارایه الگویی نوین به جامعه بشریت مبتنی بر پیوند اخلاق و علم، در رقابتی تنگاتنگ با مدعیان دارای تکنولوژی قرار گیرد.
شایان ذکر است، جمهوری اسلامی ایران فرآیند رشد علمی و معرفتی جامعه را متمایز از جاده علمی منهای دین بنا نهاده است تا این واقعیت را به جامعه جهانی اثبات نماید که میتوان در این حوزه با بهرهگیری از آموزههای وحیانی، سمت و سوی توسعه جوامع را تعیین نمود.