تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۷  ، 
کد خبر : ۳۲۳۰۰

مأموریت جدید بازیگر اسلو


ترجمه: مهدی صفری

آروزی دیرین اسرائیل‌ها روی دادن جنگ داخلی میان فتح و حماس بوده است که اکنون این رؤیا در غزه و تاحدی در کرانه باختری به حقیقت پیوسته است.

صد و چهل کشته و صدها زخمی فقط در چند روز در این منطقه برجای مانده است. علاوه بر این خانه‌های زیادی ویران و غارت شده‌اند. امروز با وجود دو دولت ـ فتح در رام‌الله و حماس در غزه ـ شکاف کامل میان دو بخش سرزمین فلسطین (کرانه باختری و نوار غزه)، به نظر می‌رسد که بیش از هر چیز طرح ملی ایجاد کشور مستقل را به تأخیر انداخته است.

اسرائیل نیز خشنودی خود را از وضع موجود پنهان نکرده است. نبودن یک میانجیگر مشخص فلسطینی برای دستیابی به راه‌حلی در خصوص این مناقشه اکنون مهمترین مسأله روز است. به علاوه، موفقیت‌های حماس و نابودی سریع قدرت فتح در غزه برای اسرائیل بیانگر ناتوانی‌های محمود عباس است. اسرائیلی‌ها می‌گویند محمود عباس ضعیف‌تر از همیشه است، دیگر وزنه‌ای محسوب نمی‌شود، تنها به درد سمت شهردار رام‌الله می‌خورد، ابومازن نمی‌توانست بدون ارتش اسرائیل مقاومت کند و حتی آریل شارون در زمان خود وی را به دلیل این ضعف‌ها مورد سرزنش و تحقیر قرار داد.

با وجود آنکه، اسرائیلی‌ها هنوز بر ضرورت حمایت از عباس در مناقشه با حماس تأکید می‌کنند، اما اسرائیلی‌ها تنها حرف می‌زنند. در این وضعیت کاری از آنها ساخته نیست. آنها نمی‌توانند هیچ اقدامی برای بهبود چهره وی نزد مردم فلسطین که غرق در رنج و پریشانی هستند، انجام دهند. اعتبار ابومازن به تدریج از بین رفته است بویژه آن که زندانیان فلسطینی که حدود 10 هزار نفر هستند هنوز در زندان‌های اسرائیل روی هم انباشته شده‌اند، بدون این که حتی یکی از آنها آزاد شده باشد، حتی زندانیانی که از جنبش فتح هستند. افزون بر اینها، 700 میلیون دلاری که اسرائیل به عنوان مالیات ترانزیت کالاهایی که از گذرگاه‌هایی مانند رفح عبور می‌کنند، به جای این که در اختیار تشکیلات خودگردان فلسطین قرار دهد، مسدود کرده است و این یعنی آن‌که نقض توافقنامه‌های امضا شده با فلسطینیان توسط اسرائیل به سکه رایج تبدیل شده است. اولمرت، نخست‌وزیر اسرائیل در ملاقات‌های خود با ابومازن معمولاً او را در آغوش می‌گرفت و با آغوشی باز از او استقبال می‌کرد اما این تنها کاری بود که او برای میهمان خود انجام می‌داد و دیگر کارهای او فقط تعارف است. اولمرت در پاسخ درخواست‌های او می‌گوید زمان مناسبی نیست یا باید مسأله را عمیقاً بررسی کند. لذا عباس با دست خالی و نگاهی غمگین از ملاقات خارج می‌شود. تصور واکنش افکار عمومی فلسطینی‌ها، بعد از توهین‌ها و تحقیرهای مکرر اولمرت به ابومازن دشوار نیست و در این میان از این رفتارها تنها نیرویی که سود می‌برد حماس است.

حتی وقتی اسرائیل کمکی می‌کند، با این تبلیغات تحقیرآمیز توأم است. به طور مثال آمریکایی‌ها که از دولت وحدت ملی به رهبری اسمایل هنیه و توافقنامه مکه انتقاد می‌کردند، به اسرائیل دستور دادند که اسلحه در اختیار نیروهای محمود عباس قرار دهد تا برای یک مناقشه احتمالی علیه مبارزان فلسطینی آماده شوند. اما نه اولمرت و نه بوش واکنش خشم‌آلود افکار عمومی فلسطین را در برابر هدیه زهرآلود اسرائیلی ـ آمریکایی، مورد توجه قرار ندادند. طی این جریان حماس و فلسطینی‌ها، ابومازن را نوکر آمریکا و اسرائیل خواندند. مطبوعات اسرائیل این مسأله را با هیاهو برملا کردند.

این سلاح‌ها، مهمات و وسایل حمل و نقل اکنون پس از سقوط فتح در غزه در اختیار نظامیان حماس قرار دارد که در حال حاضر از چهار تیپ مجهز برخوردار است.

امروز اولمرت و گروهش تحولات غزه را با نگرانی و اضطراب دنبال می‌کنند. نخست‌وزیر اسرائیل اکنون پیش از اعزام نیروهای خود به جنگی مانند آنچه که یک سال پیش علیه حزب‌الله انجام داد این مسأله را چندبار مورد بررسی قرار خواهد داد. همه از وضع اولمرت باخبرند که او نیازمند یک پیروزی است تا بتواند شرم و ننگ جنگ ‌باخته سال گذشته در شمال اسرائیل را پاک کند. به همین علت او ژنرال باراک میلیونر عضو حزب کارگر را به عنوان وزیر دفاع برگزیده است و وظیفه آماده کردن ارتش را برای جنگی فوری در غزه و در صورت امکان در شمال، به وی محول کرده است. هدف وی در غزه ویران کردن قدرت نظامی حماس و عقب‌نشینی این گروه است که ژنرال شارون آن را برای امنیت کشور بی‌اهمیت قلمداد کرده بود.

کمترین تحریکی در شرایط کنونی به آغاز سومین جنگ اسرائیل در لبنان کمک خواهد کرد. ژنرال ایهود باراک در این زمینه مدعی است که متخصص است. در سال 1982 او رهبری بخش طراحی ستاد مشترک ارتش را بر عهده داشت و طرح جنگ اول لبنان را به درخواست ژنرال شارون، وزیر دفاع وقت، آماده کرد. باراک پیشنهاد داد که زنجیره‌ای از حوادث ساختگی ایجاد شود تا محملی برای عملیات علیه مبارزان سازمان آزادیبخش فلسطین به وجود آید. هدف راهبرد اولمرت برای نزاع و رویارویی بعدی، جدایی همیشگی غزه حماس از کرانه باختری تابع اسرائیل است. برای پیش بردن این طرح اولمرت دو شریک عربی را همراه دارد؛ تکیه بر همدستی اردن که اسرائیل نقشی را در کرانه باختری به این کشور واگذار خواهد کرد، اگرچه این منطقه تحت‌ اشغال اسرائیل باقی خواهد ماند و همچنین همکاری با مصر که برای تسلط بر نوار غزه ضروری است. با این کار وضعیت به 40 سال پیش بازخواهد گشت. امان و قاهره (گرچه) این «ایده غیرقابل قبول» را رد می‌کنند اما به نظر می‌آید که این مأموریت به روشنی در شرم‌الشیخ دنبال شد. در این میان فقط نزدیکی میان دو رقیب فلسطینی و بازگشت به توافق مکه در برابر فشارهای کشورهای عربی می‌تواند نقشه اولمرت را نقش بر آب کند. اولمرت این طرح را در مصاحبه‌ای که با جورج بوش داشت مورد بحث قرار داده است و طی نشست خود با بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، بی‌پرده به وی پیشنهاد کرد که برای یافتن یک راه‌حل میان دو رقیب فلسطینی تلاش نکند. چنین توصیه‌ای نشانگر آن است که تل‌آویو برای به هم ریختن بنیاد دوستی و همکاری میان دو سوی سرزمین‌های اشغالی خیز برداشته است. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات