علی دهقان
گروه اقتصادی: باور کنید بحث بسیار ساده است. ساده بدینمعنا که اگر واقعاً تئوریهای اقتصادی ملاک باشد و راهبردهای موجود براساس استاندارهای اقتصادی محکزده شوند، دیگر لازم نیست برای فرار از انتقادهای اقتصادی توپ اجرایی و فعالیتهای عملیاتی را به سالهای قبل و روزگاران بر باد رفته پرتاب کرد. این یک واقعیت است. باید پذیرفت که نمیتوان به سادگی رهیافتهای اثبات شده علمی را نادیده گرفت و در اتوبانی به نام اقتصاد، بدون توجه به دیگران و تجربیات ثبت شده تخته گاز تاخت. این اشاره میتواند بهترین پیشزمینه برای پرداختن به نزاعی باشد که این روزها میان 57 اقتصاددان و کابینه نهم در گرفته است. البته در این رویارویی دولتیها تنها نیستند بلکه اصولگرایان متعددی در مجلس و در میان سایر قشرهای اجتماعی، آنان را همراهی میکنند. این نکته را اما باید یادآور شد که بر خلاف سال گذشته که همین منتقدان اقتصادی در قالب گروهی 50 نفره اقتصاد دولت را به تازیانه نقد گرفتند، محمود احمدینژاد این بار به مراتب از موضعی نرمتر پذیرای اقتصاددان شده است. این شاید به این خاطر است که هر چقدر فعالیتهای اجرایی در حوزه اقتصاد فزونی مییابد از سوی دیگر سکانداران اجرا و برنامهسازی اقتصاد نمیتوانند به راحتی هرچه میخواهند بر زبان جاری سازند و به هرگونه که میپسندند از عملیات اقتصادی خود دفاع کنند، به نحوی که سایرین نیز محکوم به پذیرفتن آن باشند. هر چند که به نظر میرسد این رفتار عمودی همچنان چارچوب اقتصادی کشور را در اختیار دارد، اما بدون تعارف باید یادآور شد که رفتار امسال محمود احمدینژاد در مقابل منتقدان اقتصادی نسبت به سال گذشته بیش از 180 درجه تغییر داشته است.
البته تا به اینجای کار جز دعوت از اقتصاددانان برای گفتوگویی صمیمی چیزی از ساختمان ریاست جمهوری به بیرون درز نکرده است، اما تا همین حد تفاوت بسیار زیادی با سال گذشته (که اقتصاددانان به نام دشمن و نیروهای بیگانه از میدان به در شدند) به چشم میآید. این دو سطح رفتاری متفاوت بدون شک ریشه در این ماجرا دارد که نه اقتصاد و راهبردهای علمی قاطعیت ایدئولوژیکی میپذیرد و نه اقتصاد ایران طی یک سال گذشته مجالی برای دفاع بدون چون و چرا از سوی تصمیمگیران و مسوولان اقتصادی باقی گذاشته است. پس باید حق داد که «محمود احمدینژاد» در یک استراتژی تازه دور شدن آرام از انتقادهای تند و تیز مخالفان اقتصادی را به ماندن در پشت تربیونهای رسمی و شعارهای نه چندان آرام ترجیح بدهد. فارغ از این اما تحلیل موضعگیری رفقای سیاسی محمود احمدینژاد یا همان اصولگرایان در قالب نمایندگان یا گروههایی چون ایثارگران نیز میتواند جالب باشد. این افراد درست در نقطه مقابل محمود احمدینژاد وظیفه رویارویی با اقتصاددانان منتقد را بر عهده گرفتند. سیمای برخورد آنان با 57 منتقد اقتصادی این روزها نقل محافل مختلف اجتماعی و اقتصادی کشور است، اما در نخستین گام به میدان آمدن الیاس نادران با عنوان ژنرال اصولگرایان در مبارزه اقتصادی با منتقدان، یا ادعا را ثابت کرد که برای تصمیمسازان اقتصادی کشور در حال حاضر پیش از آنکه اقتصاد مهم باشد اثبات ناکارآمدی مدیران یا کابینههای قبلی اهمیت دارد. هر چند که مدافعان کابینه نهم با قاطعیت، اکثر مخالفان خود را به نیروهای سیاسی یا افرادی با اهداف مشخص سیاسی متهم میکنند، اما بدون حاشیه رفتن و تنها با اتکا به تصویر مناظره میان حسین عبدهتبریزی (از امضاکنندگان نامه 57 اقتصاددان) و الیاس نادران، میتوان به راحتی نتیجه گرفت که به واسطه تزریق ایدئولوژی در اقتصاد، برای اصولگرایان در حال حاضر نفی رقبای سیاسی به بهانه اقتصاد به مراتب اهمیت بیشتری از تشریح موقعیت اقتصادی کشور دارد. چون در حالت نخست میتوان خیالی آسوده از نفی یا خداحافظی رقیب با میادین اجرایی داشت، اما در حالت دوم، یعنی در فضای تشریح وضعیت شاخصهای اقتصادی این خطر وجود دارد که در آستانه تغییر و تحولات انتخاباتی مشکلات عدیدهیی برای ماندن بر سر قدرت به وجود آید، برای همین الیاس نادران با قاطعیت این جمله را در مناظره خود با حسین عبدهتبریزی تکرار میکرد که چرا 57 اقتصاددانان در دورههای قبلی یا در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و سیدمحمد خاتمی این گونه انتقاد نکردهاند. انگاری در حال حاضر هیچ مشکلی جز اثبات عدم انتقاد اقتصاددانان در سالهای گذشته وجود ندارد و به همین خاطر رویکرد آنان در مقابل دولت احمدینژاد نیز قابل پذیرش نیست. به نظر میرسد پاسخ عبدهتبریزی به الیاس نادران در بخشی از نخستین مناظره 57 اقتصاددانان روزنههای زیادی را روشن کند. او گفت که در سالهای قبل از پیروزی انقلاب به راحتی به اقتصاد اجرایی کشور انتقاد میشد اما در حال حاضر به گونهیی با 57 اقتصاددانان برخورد میشود که انگاری نگاهی مرتکب شدهاند. این مثال نشان میدهد که بر خلاف بسیاری از آرمانها اقتصاد در میان برخی از نیروهای اجتماعی تا عمق بیشتری در ایدئولوژی فرو رفته است به گونهیی که حتی مدافعان سیاسی دولت نمیتوانند در بوق شدن واقعیتهای اقتصادی را از سوی منتقدان تاب بیاورند و با فرافکنی در جهت فرار از مقابل دید منتقدان اقتصادی حرکت میکنند. به راستی اگر بپذیریم که 57 اقتصاددانان، فرآیند انتقاد به اقتصاد دولتی را با نامه به احمدینژاد و انتقاد از الگوهای اقتصادی کابینه نهم آغاز کردهاند آیا این میتواند دلیل محکمی برای بستن مسیر اقتصاددانان منتقد و طفره رفتن از ارائه پاسخهای علمی باشد؟
سیمای اقتصاد کشور در حال حاضر بسیار شفاف است. اشتهای نفتی افزایش یافته. نقدینگی از 685 هزار میلیارد ریال (در سال 83) به 1284 هزار میلیارد ریال در سال 85 افزایشیافته و نرخ تورم نیز به دلیل پایین بودن تورم در کشورهای منطقه، بالا بودن قیمت نفت و سرطانی به نام واردات بیرویه روی 6/13 ثابت ایستاده است. این ارقام در جغرافیای اقتصادی معنای خاص خود را دارند و همه کارشناسان از طریق آنها به آیندهیی بحرانزا برای اقتصاد میرسند. با این وجود باور کنید نمیتوان گناه مدیران فعلی را فقط به خاطر گناه مدیران قبلی نادیده گرفت و به آنها زنهار نداد. آیا اینگونه نیست؟