فرامرز اصغری
دو کشور سومالی و سودان در قلب آفریقا به دلیل دارا بودن منابع طبیعی و موقعیت استراتژیک از اهمیت ویژهای برخوردار میباشند. اکنون مشاهده میگردد که در سودان پس از گذشت یک دهه جنگ داخلی، کنفرانسهای صلح به نتیجهای نرسیدهاند و دولت عمر البشیر همچنان به تقابل با گروههای شورشی مشغول میباشد در حالی که در شورای امنیت نیز غرب علیه آن به توطئه میپردازد. در سومالی نیز که سالها درگیر جنگ داخلی بوده است از یک سو دولت انتقالی به سرکوب معارضین میپردازد و از سوی دیگر نیروهای اتیوپیایی و آمریکایی به بهانه مبارزه با القاعده به کشتار اسلامگرایان ادامه میدهند. نکته مهم در تحولات دو کشور، عدم برگزاری کنفرانسها و نشستهای صلح داخلی است که به دلیل بحرانهای امنیتی و سیاسی لغو و یا بدون نتیجه برگزار میگردد. در این راستا در سودان به رغم تمام تلاشهای عمر البشیر برای مذاکره با گروههای شورشی، نشست آنها به نتیجهای دست نیافت هر چند برخی گروهها به مذاکره با دولت روی آوردند. در سومالی نیز کنفرانس اتحاد ملی در موگادشیو به دلیل بحران امنیتی و انفجارهای متعدد برگزار نگردید و همچنان به زمانهای آینده موکول میشود.
1ـ مهمترین چالش در سومالی و سودان نظام قبیلهای آنها است که سبب شد تا هر کدام به صورت خودمختار عمل نمایند. از یک سو خواستههای انفرادی این قبال و از سوی دیگر تاکید آنها بر برخورداری از امتیازاتی که دولت برای سایر گروهها در نظر گرفته است سبب میشود تا نتیجه جامعهای از نشستهای دولت مرکزی با سایر گروهها ایجاد نگردد. چنانکه توافق با یک گروه بعضا به خروج گروه دیگر از معاهده صلح به دلیل کسب امتیازات بیشتر یا نارضایتی از همکاری دولت با آن گروه شده است.
2ـ کنفرانسهای صلح در دو کشور در حالی برگزار میشود که بسیاری از بازیگران خارجی از این امر ابراز نارضایتی میکنند و برای شکست آن فعالیت میکنند. هر چند که قدرتهای بزرگ در ظاهر صلح در این کشورها را خواستار میباشند اما در نهایت استمرار بحران را راهکار خود میدانند. در این راستا مشاهده میگردد که اولا بسیاری از قدرتها به دنبال منافع اقتصادی در آفریقا میباشند. آنها در حالی به دنبال این اهداف هستند که عدم جایگاه آنها در این قاره، مانع استعمارگری و گرایش دولتها به آنها میشود اکنون آنها از نظام قبیلهای این کشورها برای انعقاد قرارداد بویژه در بخش نفت و اورانیوم بهرهبرداری میکنند ثانیا بازیگر مهم در آفریقا ایالات متحده آمریکا است. مهمترین هدف این کشور در آفریقا، احداث پایگاه نظامی مرکزی، حضور در قلب آفریقا برای مهار سایر بازیگران آن بویژه جلوگیری از توسعه اتحادیه آفریقا، بهرهبرداری از منابع انرژی و اورانیوم آن، تحقق اهداف رژیم صهیونیستی در آفریقا و... میباشد. آنها اکنون بحران در سومالی و سودان را مهمترین عامل برای تحقق اهداف خود میدانند هر چند که آنها در سال 1999 یک بار طعم شکست در سومالی را درک کردهاند. البته این نکته قابل ذکر است که آنها در لوای سازمان ملل و قطعنامههای آن برای تحقق اهداف خود فعالیت میکنند در حالی عدم اجرای طرحهای آشتی ملی را بهانه این امر میدانند. این اقدام آنها بارها با مخالفت سران سودان مواجه شده است.
3ـ آنچه در ادامه بحران و عدم اجرای اجلاسهای اتحاد ملی در سودان و سومالی باید در نظر گرفت، عملکرد کشورهای اسلامی بویژه سازمان کنفرانس اسلامی میباشند. با توجه به اینکه دو کشور فوق از جهان اسلام میباشند انتظار میرود تا کشورهای اسلامی گامی برای صلح در آنها بردارند که متاسفانه این اقدام تاکنون صورت نگرفته است. جهان اسلام به واسطه ماهیت اسلامی این کشورها میتوانند برای تحقق صلح و جلوگیری از فتنهگریهای غرب فعالیت کنند که انجام ندادهاند. بر این اساس شکست کنفرانسهای صلح پیرامون سودان و سومالی را میتوان ناشی از تحولات داخلی و بازیگران خارجی دانست که هر کدام برای اجرای منافع خود در اجرای صلح کارشکنی میکنند که حاصل آن قربانی شدن میلیونها انسان میباشد.