[نویسنده: آدام کوشنر/ مترجم: بهشته شریف]
در توان سارکوزی شکی نیست. او در صد روز اول ریاست جمهوریاش در فرانسه دیداری دوستانه با جورج بوش به منظور بهبود روابط با آمریکا داشته، مالیات فردی را تا میزان 50 درصد کاهش داده و دست همسرش را برای آزادسازی زندانیان در لیبی باز گذاشته است. وزیر خارجهاش برنارد کوشنر هفته اخیر به بغداد سفر و اعلام کرد که جوامع بینالمللی باید حضور فعالتری در عراق داشته باشند ولی صرفنظر از تمام این موفقیتها، قاره اروپا از سارکوزی چندان خشنود نیست.
روزی که او به عنوان یک چهره تازه به ریاست جمهوری فرانسه انتخاب شد تصور میرفت که بر فرانسه حکومت کند، ولی عدهای اینک بر این باورند که او سودای دیگری دارد و خود را رهبر اروپا تلقی میکند. درست است که سارکوزی بین توان دولت و مسائل بازار در کشورش به راهحلی متعادل رسیده است اما در صحنه اروپا جنبههای دولتمدارانه خود را به ظهور رسانده است.
سارکوزی برای سران اروپا در باب مشکلات حمایت از تجارت سخنها گفته و کوشیده است که نقش فرانسه را در کنسرسیوم ایرباس بیفزاید. او وزیران منطقه اروپا (منطقه یورو) را تحت فشار قرار داده تا برای ترمیم کسری بودجه به فرانسه فرصت بیشتری اعطا کنند. شاید نکته شگفتانگیز، پیشنهاد حکومت سارکوزی درباره این مسأله بود که کنترل سیاسی بیشتری بر بانک مرکزی اروپایی اعمال شود و سپس پیشنهاد دردسر ساز دیگر وی که گروه اروپا به عنوان عامل توازنی در مقابل این بانک اقدام کند و بدین وسیله ایدههای رهبر الیزه اساس آزادی و کارایی بازار مشترک اروپا را با تهدید روبهرو ساخته است.
رهبران اروپا به نحو محترمانهای ابراز میکنند که هنوز برای قضاوت راجع به رئیسجمهور جدید قدری زود است. اما حرکات سارکوزی، در همین روزهای نخستین القابی مانند «تحریکگر»، «خود بزرگبین» و «ناپلئون کوچک» برایش به ارمغان آورده است.
بخشی از سرخوردگی اروپا از سارکوزی ناشی از تقابل روشهاست. از نظر بسیاری، رفتارهای بینالمللی او بیشتر شبیه شومنهاست. نقش مبهم سیسیلیا همسر سارکوزی در معامله بر سر مجرمان بلغاری در لیبی قلب متحدان اروپایی فرانسه را جریحهدار کرد، زیرا آنها سالها برای این منظور کوشیده بودند، اخبار بعدی مبنی بر فروش اسلحه و نیروگاه اتمی به لیبی توسط فرانسه ضربه شدید دیگری بود که پشت سر این واقعه رخ داد. هوگوبرادی، محقق مرکز اطلاعات اروپا، میگوید: «معامله با لیبی نشان داد که سارکوزی فرصتطلبی بینظیر است».
این رئیسجمهور 52 ساله به اندازه یک دنیا با سلف خود ژاک شیراک فاصله دارد که ید طولایی در ایجاد اتحاد بین اروپاییان داشت. پاتریک ویل، دانشمند علوم سیاسی در دانشگاه سوربن معتقد است که سارکوزی وقت و حوصله چنین رفتارهای دیپلماتیکی و برقراری تعاملهای شیراک را ندارد. در مقابل او، آنگلا مرکل صدراعظم آلمان تمایل به استفاده از فرصتها و ایجاد اتحاد دارد. جین جکسون، مدیر مؤسسه آمریکایی مطالعات آلمان میگوید: «مرکل علاقه دارد که از هرگونه مباحثهای بهترین بهرهبرداری را به عمل آورد و بر این اعتقاد است که دستیابی به یک نتیجه کلی بیش از موفقیتهای جزئی است. ولی سارکوزی چنین بینشی ندارد و نتیجه اختلافنظرها را صفر میپندارد.
رفتار سارکوزی در برخی از مسائل اساسی موجب نگرانی و تعجب شده است. برای مثال پس از رسیدن به ریاست جمهوری فرانسه او به طور غیرمنتظرهای دومینیک اشتراوس کان، اقتصاددان و فرد بسیار سرشناس از حزب سوسیال را (که در انتخابات شکست داده بود) به عنوان نامزد فرانسه برای ریاست صندوق بینالمللی پول پیشنهاد کرد. گرچه این اقدام در فرانسه از نظر سیاسی کاری هوشمندانه تلقی میشد و رقیب سیاسی او را خنثی کرد، در کشورهایی مانند لهستان و ایتالیا که نامزدهایی برای این مقام داشتند خبری ناخوشایند بود.
پیشنهاد دیگر سارکوزی به بانک مرکزی اروپا مبنی بر این که باید این بانک فراتر از وظایفش در زمینه تدبیر تورم به ایجاد رشد و اشتغال بپردازد، تلویحاً نشانه تمایل فرانسه به دخالت در یکی از عناصر اصلی ثبات بازار اقتصادی تلقی میشود. پیر اشتاین بروک وزیر اقتصاد آلمان از این اقدام سارکوزی انتقاد کرد و گفت: «به نظر من این بانک نباید تحت کنترل حکومتها درآید.»
ولی سارکوزی همچنان به ارائه پیشنهادهایی برای محدود ساختن اختیارات بانک مرکزی اروپا ادامه میدهد. وی نامهای به سران جی هفت ارسال کرده و از آنها خواسته که به درهم شکستن اعتبارات بانکی در ایالات متحده توجه دقیقی مبذول دارند و ظاهراً چنین به نظر میرسید که آنها از این مسأله غافل هستند. او همچنین به جمعی از وزرای منطقه یورو اظهار کرده که ممکن است فرانسه دو سال پیش از حد مورد توافق شیراک یعنی تا سال 2012 برای توازن بودجه کشورش نیاز به وقت داشته باشد تا آن که اصلاحات موردنظر او به نتیجه برسد.
تا اینجای کار به نظر میرسد که سارکوزی علاقه بیشتری در به نظم آوردن بازار داشته باشد تا این که نظم بازار را بپذیرد. در ماه ژوئن، سارکوزی به رهبران اروپایی اعلام کرد که کلمه حفاظت را نباید دیگر به عنوان کلمه ممنوعه در نظر بگیرند. هلوگر اشمدینگ، رئیس بانک آمریکایی در لندن، اظهار میکند: «سارکوزی اساساً لیبرالی است که تمایل به دخالت دارد.» البته هنوز اروپا انتظارات زیادی از توان سارکوزی برای دخالت در مسائل بینالملل دارد. سفر اخیر وزیر خارجه فرانسه به عراق نشانگر آن است که رهبری جدید فرانسه نگران شکستن میراثهای شیراک نیست. شارل کوشان، کارشناس شورای روابط خارجی میگوید: «اروپاییان با وجود غرولندشان از حضور «فرانسهای فعال» خشنود میشوند». او میگوید پس از شکست رفراندوم قانون اساسی اروپا در انتهای دوران ریاست جمهوری شیراک، حکومت فرانسه عملاً به حال تعلیق درآمده بود و اینک به جای وضع قبلی رئیسجمهوری مردمی با حاکمیت مستحکم و برنامه کار کشوری و بینالمللی سر کار آمده است و این مسأله در احساس توانایی اروپا برای مشارکت در امور بینالمللی نقش مهمی ایفا کرده است.
تفکر سارکوزی پس از سفر نمایشی به آمریکا در کشورش محل بحثهای زیادی است. رأیدهندگان فرانسوی توانایی وی را برای خلع سلاح مخالفانش دوست دارند، زیرا وی هر کدام از آنها را به پستی منصوب میکند (وزیر خارجه فرانسه همانند اشتراس کان از حزب سوسیال است). همچنین مردم تمایل او به حفظ مشاغل در فرانسه و ایفای نقشی به عنوان قهرمان بینالمللی را میستایند. میزان محبوبیت سارکوزی در حال حاضر 65 درصد است. اگر او پاسخهای مقتدرانهای برای اروپا تهیه کند، آن گاه میتواند ادعا کند که قهرمان اقتصاد فرانسه است. بنابراین به هنگام ایجاد تغییرات عمیق وی بیش از آن که نظریهپردازی لیبرال در نظر گرفته شود، اصلاحطلبی ناراضی به شمار میآید. بنابراین بدون شک هنوز امیدها و قضاوتها راجع به سارکوزی پایان نیافته است. اقداماتی که در حال حاضر متحدان او را خشمگین میکند، سارکوزی را قادر خواهد ساخت تغییراتی را که آنها نگرانکننده میدانند به اجرا درآورد.