"شیمون شیفر" خبرنگار سیاسی روزنامه عبریزبان "یدیعوت آهارانوت" در گزارشی در تاریخ 16/08/2007م. فاش ساخت که عباس و اولمرت با صداقت و شهامت خاصی قصد حل مسائل و چالشهای سیاسی موجود را دارند. وی افزود که اولمرت برای اولینبار در مقابل هیئتی از اعضای کنگره آمریکا گفت: «چند ماهی است که با هدف دستیابی به اصولی که به تشکیل یک کشور فلسطینی منجر شود، با عباس در خصوص مسائلی مهم مذاکره میکنیم و این اصول شامل مرزها، قدس، آوارگان، مبادله اراضی، گذرگاه امن بین کرانه باختری و رژیم صهیونیستی و رابطه این رژیم با دولت فلسطینی میشود.» نخستوزیر رژیم صهیونیستی در جمع این هیأت، عباس را به عنوان نخستین رهبر فلسطینیان از زمان آغاز گفتوگو با رهبران تشکیلات خودگردان پس از پیمان "اسلو" معرفی کرد و اظهار داشت: «عباس خواستار تغییر واقعیت موجود و نیز خواهان صلح با این رژیم است.» اولمرت همچنین خاطرنشان ساخت که در صورت دستیابی به توافق با رئیس تشکیلات خودگردان، این توافق را در میان ملت فلسطین به همهپرسی خواهد گذاشت.
شرط اولمرت
مهمترین نکته در گزارش خبرنگار سیاسی رژیم صهیونیستی این است که اولمرت در دیدارهای محرمانهاش با عباس این شرط را گذاشته که حماس خارج از بازی باشد، اولمرت همچنین تهدید کرد که در صورت تشکیل دولت وحدت ملی با حضور و مشارکت حماس، هرگونه همکاری با عباس را متوقف خواهد کرد. "شیفر" به مضمون مذاکرات کنونی هیچگونه اشارهای نکرد و در عین حال، خاطرنشان ساخت که درباره میزان امتیازهایی که عباس به اولمرت خواهد داد، چیزی نمیداند. این خبرنگار "اسرائیلی" گفت که براساس اظهارات اخیر اولمرت و زیپی لیونی وزیر خارجه رژیم صهیونیستی، این رژیم آماده است تا از 50 درصد از اراضی کرانه باختری عقبنشینی کند و کشور فلسطینی در این 50 درصد بعلاوه نوار غزه تشکیل شود به این شرط که پنجاه درصد باقیمانده از اراضی کرانه باختری که در آن بیش از صد شهرک یهودی واقع است، تحت سیطره رژیم صهیونیستی باشد. رژیم صهیونیستی همچنین با ایجاد یک گذرگاه امن بین کرانه باختری و نوار غزه موافق است. "شیفر" افزود که اولمرت همچنین با پیشنهاد واگذاری بخشی از اراضی "نقب" به فلسطینیان به جای قسمتی از اراضی کرانه باختری موافق است.
به گفته خبرنگار سیاسی "آهارانوت" اولمرت در گذشته نیز گفته بود که آماده است تا برخی از محلههای عربی اطراف قدس شرقی را به تشکیلات خودگردان واگذار کند و نیز آماده است تا با طرف فلسطینی به طور مشترک، مسئولیت حرم قدسی شریف را به عهده بگیرد. به گفته وی، اولمرت در خصوص مسئله آوارگان، با موضعگیری لیونی مبنی بر بازگشت آوارگان به مرزهای کشور فلسطین و نه به داخل "اسرائیل" موافق است.
از سوی دیگر، روزنامه "هاآرتص" درباره توافق قریبالوقوع بین عباس و اولمرت مسائل دیگری را مطرح کرده است. بنا به اعلام این روزنامه، اصولی که قرار است دو طرف به توافق برسند در سند یک صفحهای خلاصه و شامل 4 الی 5 اصل کلی مورد قبول طرفین میشود و نخستوزیر رژیم صهیونیستی امیدوار است که این اصول تا پیش از برگزاری کنفرانس بینالمللی صلح در پاییز آینده آماده شود. "هاآرتص" میافزاید که کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا اوایل ماه آینده برای کاهش موارد اختلاف بین طرفین به منطقه سفر خواهد کرد و زیپی لیونی وزیر خارجه رژیم صهیونیستی نیز راهکارهایی را برای موفقیت مذاکرات عباس و اولمرت ارائه کرده است که شامل سه مورد زیر است:
ـ تضعیف جنبش حماس از طریق سلب مشروعیت از آن و در مقابل حمایت از دولت منتصب سلام فیاض از طریق همکاری با گروههای میانهروی فلسطینی
ـ جلب حمایت برخی از کشورهای عربی و اسلامی میانهرو، به اعتقاد لیونی این کار باعث بهتر شدن جایگاه رژیم صهیونیستی در منطقه خواهد شد.
ـ جلب حمایتهای سازمانهای بینالمللی از جمله کمیته چهارجانبه بینالملل و جامعه بینالملل
معلوم نیست که آیا این رایزنیها و مذاکرات بین اولمرت و ابومازن، در جریان فعالیت کابینه وحدت ملی فلسطین هم وجود داشت؟ از اشارهای که خبرنگار "یدیعوت آهارانوت" نمود مبنی بر ادامه این گفتوگوها از چند ماه گذشته، میتوان دریافت که این رایزنیها حتی در زمان تشکیل کابینه وحدت ملی نیز وجود داشت. بسیاری از نویسندگان صهیونیستی در آثار خود، نسبت به دستیابی طرفین به یک توافق کلی ابراز تردید کرده و تاحدودی آن را بعید دانستهاند. "ناحوم برنیاع" از نویسندگان مشهور صهیونیستی در مقالهای در روزنامه "هاآرتص" نوشته است: «اولمرت وضعیتی بیثبات دارد و چهبسا گزارش کمیته "وینوگراد" درباره نتایج جنگ اخیر علیه لبنان، موجب برکناری وی شود و اولمرت به نخستوزیری بدون اختیارات اجرایی، تبدیل شود و همچنین تنها قدرت محمود عباس، ضعف او است بنابراین این دو رهبر با یک چنین ویژگیهایی هرگز نمیتوانند به توافقی بر سر اصول حل و فصل نهایی مناقشه فلسطین دست یابند.»
فرصتی برای اولمرت
با توجه به روشن شدن این مسئله، باید گفت که اولمرت تلاش میکند تا با بهرهگیری از ضعف شدید ابومازن ـ که به بحرانی شدن بیسابقه مسئله فلسطین انجامید ـ تا میتواند در زمینه این اصول، از او امتیاز بگیرد و این موضوع میتواند برای اولمرت یک پوئن مثبت باشد و جایگاه وی را در میان مردم پس از شکستش در برابر جنبش حزبالله لبنان بهبود بخشد. در عین حال، دولت آمریکا نیز تمامی تلاش خود را میکند تا این توافق هرچه سریعتر شکل بگیرد، بلکه وی نیز که محبوبیتش در افکار عمومی آمریکا و جهان به شدت کاهش یافته، امتیازی به دست آورده و چهبسا با این توافق اوضاع منطقه اندکی آرام شود و پس از آن آمریکا بتواند با خیالی آسوده به پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران رسیدگی کند. در عرصه فلسطین، باید گفت که هماکنون برای فراهم نمودن مقدمات دستیابی به این توافق، دو حرکت همسو وجود دارد؛ نخست آن که با استفاده از تمامی ابزارها و راهها برای خارج کردن جنبش حماس از عرصه سیاسی فلسطین و جلوگیری از عضویت این جنبش در هر یک از نهادهای منتخب یا اجرایی در مرحله بعدی تلاش میشود و دیگر آن که سعی میشود تا مقاومت از بین برود. همه میدانیم که پس از آن که سلام فیاض نخستوزیر دولت منتصب، واژه مقاومت را از برنامه کابینهاش حذف کرد، نامبرده لحظهای از حمله علیه گروههای مقاومت دست برنداشت و طی اظهاراتی در آغاز هفته جاری، نیروهای مقاومت را "شبهنظامیان مسلح" و آنها را مانعی در راه تحقق صلح خواند. چهبسا این نخستینبار در طول تاریخ است که نخستوزیری در یک سرزمین اشغالی، درباره مقاومت چنین اظهارنظری میکند. کابینه فیاض حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و از نیروهای مقاومت خواسته که سلاح خود را بر زمین بگذارند و وعده بدهند که دیگر علیه مواضع صهیونیستها دست به عملیات نمیزنند و در مقابل نیز نظامیان صهیونیست از پیگرد مبارزان دست بر میدارند. این موضعگیری به معنای نشان دادن چراغ سبز به "اسرائیل" برای پیگرد و ترور مبارزانی است که برای آزادی میهن از لوث وجود اشغالگران سلاح در دست میگیرند.
یک چنین موضعگیریهایی چه معنایی میتواند داشته باشد؟! عدهای مجدانه تلاش میکنند تا مسئله فلسطین را حذف و پرونده آن را مختومه اعلام کنند و تا آنجا که میتوانند از ابومازن ضعیف امتیاز بگیرند. این به معنای آن است که ابومازن بار دیگر قصد تکرار تجربه تلخ "اسلو" را دارد؛ تجربهای که یک پیروزی حتمی برای "اسرائیل" و یک بدبختی برای مقاومت و مبارزات فلسطینیان و تمامی کسانی به ارمغان آورد که خواهان پایان یافتن اشغالگری بودند. این پیروزی هنگامی محقق شد که رژیم صهیونیستی فرصتی برای تغییر حقایق موجود یافت و کشورهای عربی را در دامی تحت نام "جبهه صلح" و "گروههای میانهروی منطقه" گرفتار کرد.
این موضعگیریها همچنین میتواند حامل این پیام باشد که بازی همچنان ادامه دارد. ابومازن و دار و دستهاش به جای آن که برای متحد کردن ملت فلسطین از طریق گفتوگو با حماس و رویارویی با توطئهها و جنایتهای اشغالگران تلاش کند، کاملا برعکس این عمل میکند و با صهیونیستها به طور محرمانه در زمینه حذف مسئله فلسطین مذاکره میکند و علیه حماس آشکارا اعلان جنگ میدهد. این موضعگیری همگان را حیرتزده کرده است، تا جایی که خبرنگار رادیو انگلیس را بر آن داشت تا از "یاسر عبد ربه" از مشاوران سیاسی عباس این سوال را مطرح کند که اکنون دشمن شما کیست "اسرائیل" یا حماس؟ این سوال "عبد ربه" را گیج کرد، به گونهای که نتوانست حقیقت تلخ را بیان کند و پس از ناسزاگویی به خبرنگار، گوشی را با عصبانیت قطع کرد.