محمدرضا بخشایش
خبرهای جدید از صحنه عراق حاکی از آن است که طراحان بازی ترور در این سرزمین به راهبردی تازه بر ضد کانونهای قدرت شیعه روی آوردهاند. اگرچه در 4 سال کشمکش خونین این کشور آنها از ابزار ترور برای ایجاد رعب و وحشت در میان شیعیان از یکسو و اختلافافکنی میان صفوف مردم از سوی دیگر فراوان بهره جستهاند و بازماندههای حزب بعث، تکفیریها، باندهای جنایتکار، در دست یازیدن به این حربهها اشتراکنظر و وحدت عمل دارند. اما نشانه رفتن نمایندگان آیتالله سیستانی در عراق و به شهادت رساندن آنها حکایت از این دارد که جبهه دشمنان در رهیافت تازه خود علیه نظام سیاسی عراق، به درستی این مرجع را قلب و محور جریانهای شیعی در عراق تلقی کرده و برای تضعیف این بخش از پایگاه قدرت شیعه از هر حربهای استفاده میکنند.
در فاصله کمتر از 3 ماه، 3 تن از نمایندگان آیتالله سیستانی در شهر نجف توسط عوامل مسلح به شهادت رسیدند. شیخ رحیم الحسناوی شخص معتمد آیتالله سیستانی در جنوب نجف و از مسئولان دفتر ایشان روز سهشنبه 15 خردادماه به دست افراد مسلح به نحو مظلومانهای به شهادت رسید. یکماه و نیم بعد در تاریخ 29 تیرماه شیخ عبدالله فلک نماینده آیتالله سیستانی با ضربات چاقو شهید شد. رئیس پلیس شهر نجف اعلام کرده بود که عامل ترور شیخ عبدالله فلک، از افراد نفوذی شاغل در دفتر کار وی بوده است. هنوز تحقیقات مربوط به عوامل دخیل در ترور 2 نماینده آیتالله سیستانی در نجف اشرف به نتیجه نرسیده بود که تاریخ یازدهم مردادماه خبر رسید که افراد مسلح ناشناس شیخ فاضل عقل نماینده این مرجع را در مقابل در منزلش به شهادت رساندند.
هیچ ناظری تردید نمیکند که این ترورهای زنجیرهای، حلقههای یک راهبرد واحد هستند. در پی این ترورهای ناجوانمردانه، نوری المالکی نخستوزیر عراق یک کمیسیون ویژه به منظور تحقیق و بررسی عوامل آنها تشکیل داد و جواد البولانی وزیر کشور عراق را شخصاً مأمور پیگیری این امر کرد. با آغاز روند تحقیقاتی که سرنخهای ترور را در شبکههای سلفی و تکفیری عیان میساخت، مراکز تبلیغاتی وهابیون با هدف انحراف افکار عمومی و شبههافکنی در اذهان مسئولان تحقیق، این سناریو را ترویج کردند که جمهوری اسلامی ایران در طراحی این ترورها دست داشته است. در این میان، روزنامه گلفنیوز با تحریف اظهارات برخی از مسئولان و افراد صاحبنظر عراقی تلاش کرد تا نشان دهد که ردپای ایران در این ماجرا به چشم میخورد. این روزنامه که متأسفانه گزارش کذب آن به عنوان منبع مورد بهرهبرداری برخی رسانهها قرار گرفت، به نقل از منابعی نامعلوم در ارتش عراق نوشت که این احتمال وجود دارد که یک گروه ایرانی، از این افراد برای انجام ترورها حمایت کرده باشد.
تحریفات این نشریه اماراتی آنجا بود که با ندیم الانصاری عضو حزب فضیلت که از احزاب شیعی عراق است، مصاحبه کرد و در این مصاحبه از وی سؤال کرد که آیا ایران در ترور شیعیان دست داشته است؟ الانصاری پاسخ داد: «امکان دارد برخی گروههای ایرانی که دارای برنامههای مجزا از دولت ایران هستند، در این حوادث نقش داشته باشند... هدف این افراد، آشوبآفرینی میان فراکسیونهای شیعه در استانهای جنوبی عراق است و آنها همچون برخی احزاب عراقی که توسط آمریکا حمایت میشوند، خواهان تضعیف نفوذ ایران در مناطق شیعهنشین هستند... بنابراین محتمل است که این گروههای ایرانی درصدد تحریک خشونت و آشوبآفرینی در استانهای جنوبی باشند.»
اندکی تأمل در اظهارات ندیم الانصاری نشان میدهد که منظور او از گروههای ایرانی مجزا از دولت جمهوری اسلامی و یا جناح طرفدار تضعیف نفوذ ایران، سازمان منافقین مستقر در عراق است، چرا که قرائن حاکی از آن است که حتی در دور جدید منافقین از هیچ توطئهای جهت تضعیف شیعان و حکومت مالکی اجتناب نمیورزند. عراق هنوز زخم ناشی از جنایات منافقین بر علیه کردها و شیعیان در دوران حکومت صدام را بر تن دارد.
تداوم حمایت آمریکا از عناصر این گروهک تروریستی با وجود این که آنها را در فهرست گروههای تروریستی قرار داده، از عجایب تاریخ عراق جدید است که قطعاً آیندگان باید درباره آن قضاوت کنند. اما بر کسی پوشیده نیست که این اقدام آمریکاییها هدف و فلسفهای جز تقابل با جمهوری اسلامی ایران ندارد، واشنگتن با همین رویکرد از این شبکه تروریستی در نقاط مختلف عراق استفاده کرده و لذا به طور طبیعی یکی از احتمالات در خصوص ترور نمایندگان آیتالله سیستانی، ورود عوامل منافقین با چراغ سبز آمریکا است.
اکنون میتوان فهمید که چرا تریبونهای افراطیون سلفی در پی هر ترور رهبر شیعه انگشت اتهام به سوی ایران دراز میکنند. روزنامه عربزبان الحیات چاپ لندن که به عنوان بازوی رسانهای عربستان از آن یاد میکنند، در شماره مورخ 2 شهریور 1386 جمهوری اسلامی ایران را متهم ساخت که در قتل 2 فرماندار شیعه عراق در دیوانیه و سماوه دست داشته است. الحیات مدعی شد: یک سازمان عراقی به اسناد و مدارکی دست یافته که ثابت میکند تهران میکوشد سران شیعه عراقی را که حاضر نیستند به دستوراتش تن در دهند، به قتل برساند. به ادعای این روزنامه، فرمانداران مذکور در اثر انفجار بمبهای ساخت ایران که در زیر صندلی خودرو آنها گذاشته شده بود، کشته شدند.
برخی رسانههای عربی چنان که در 6 سال پس از 11 سپتامبر دیدیم برای اتهام زدن علیه جمهوری اسلامی نیازمند سند و مدرک محکمهپسند هم نیستند از این دست موارد عجیب و مضحک ادعای روزنامه گلفنیوز مبنی بر نقش ایران در گروگانگیری اتباع کره جنوبی در افغانستان به دست طالبان است. این روزنامه فرصتطلبانه استدلال میکند که چون میان نوع گروگانگیری این افراد با اشغال سفارت آمریکا در سال 1358 و جریان گروگانگیری جاسوسان آمریکایی تشابه وجود دارد، لذا ایرانیها دخیل در گروگان گرفته شدن کرهایها در افغانستان هستند. نقش رسانههای عرب در چرخش سیاست ترور در عراق، قضیهای است که تاکنون صدها سند در باب اثبات آن از سوی مراجع امنیتی خود آمریکا منتشر شده است.
بنابراین درک این نکته که چرا این روزنامهها که از آنها بعضاً به عنوان جریانات پرنفوذ در برخی از کشورهای منطقه یاد میکنند، اینگونه مبادرت به ترویج این قبیل شایعات و دروغپراکنی میکنند چندان دشوار نیست. شواهد موجود نشان میدهد که یک مرکزیت سیاسی در تقسیم کار نانوشته روزنامههای عرب را با خط فتاوای وهابیون علیه شیعیان همراستا میکند. سهم رسانههای عرب این است که برای شکستن صفوف فشرده شیعیان، شیوه تحریک و تفرقهافکنی را برگزیدهاند. فتاوای تروریستی تعدادی از مفتیهای وهایی در عربستان و کویت همچون شیخ عبدالرحمن براک، شیخ ممدوح الحربی، ناصر العمر، ابنجبرین، سفر الحوالی و حامد العلی مبنی بر تخریب عتبات عالیات و قبور اهلبیت، هر کدام بر خروجی یکی از رسانههای عرب ترویج شده است و عاملی برای تدارکسلفیها جهت تخریب حرمهای مطهر حضرت امامحسین(ع)، حضرت عباس(ع) و حضرت زینب(ع) بوده است.
چندی قبل اعلام شد که طلاب مدرسه محمد بنسعود گروهی داوطلب برای ترویج فتاوای مذکور در تعطیلات تابستانی تشکیل دادهاند. انفجار حرمین عسکریین(ع) در سامرا در اجرای این قبیل فتاوی ضدبشری و ضداسلامی صورت پذیرفت. جالب است که در فردای این غائله تروریستی، عناصر سلفی سیل تبریک و دعا برای مجرمان این عملیات تروریستی رد و بدل میکردند. گرچه دولتهای عربی در برابر اعتراضهای رهبران شیعه و بویژه جمهوری اسلامی، فتاوی وهابیون را مردود دانستند ولی سختگیری وهابیون افراطی نسبت به زائران شیعه در جریان مناسک حج در مکه و مدینه و عدمبرخورد جدی نیروهای پلیس نشان داد که متأسفانه برخی از مسئولان این کشورها بر سیاست خصومتآمیز خویش باقی ماندهاند.
شواهد بیشماری وجود دارد که برخی از کشورهای عربی و شیخنشینهای جنوب خلیج فارس در تشدید بحران و ناآرامی در عراق سرمایهگذاری هنگفت کردهاند. آنها هنوز و همچنان بیپروا از عوامل القاعده، بعثیها و تکفیریهای عراق حمایت سیاسی، تسلیحاتی، تبلیغاتی و مالی به عمل میآورند. پوشش رسانهای این طرحهای تروریستی دستکم برای اصحاب خبر امری بدیهی شده است. نوع پردازش اخبار و تحولات عراق بویژه در ماههای اخیر توسط برخی از رسانههای کشورهای عربی این یقین را به وجود آورد که آنها در حال ایفای نقشی تعریف شدهاند نقشی که دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشورهای مذکور دیکته کردهاند.
کشف تجهیزات امنیتی در استان کربلا و تجهیزات موشکی از نوع گراد در منطقه الوند در 25 کیلومتری کربلا که به سوی مرکز شهر نشانه رفته بود و نیز نقشههای تروریستی برای تجاوز به ضریح امام حسین(ع) و حضرت عباس بنعلی(ع) همگی نشان داد که آنها برای مقابله با اراده و انتخاب مردم عراق، به تبلیغ و جریانسازی ضدشیعه اکتفا نخواهند کرد. ایجاد گروه موسوم به جندالسما که متشکل از تعدادی از تروریستهای عراقی از جمله پسماندههای بعثی، افغانی و تبعه کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس است، عمق حرکتهای شبکه حامی سلفیون را روشن ساخت. این گروه تاکنون در عملیاتهای مختلف ضدشیعیان مشارکت داشتهاند. این گروه که از سوی القاعده تأمین مالی میشود، از طریق نفوذ در میان گروههای شیعه و از جمله شبهنظامیان ارتش مهدی وابسته به مقتدی صدر، تاکنون دست به جنایات غیرانسانی فراوانی زده است. چندی قبل نیروهای امنیتی عراق عملیات این گروه تروریستی را که قصد داشتند با اشغال شهر نجف اشرف، به بارگاه مطهر حضرت امام علی(ع) تعرض کنند و مراجع دینی نجف را به شهادت رسانده و کاروانهای عزاداری امامحسین(ع) را هدف قرار دهند، ناکام گذاشتند.
در ایام نیمه شعبان جنبههای تازهای از طراحی کارگردانان صحنه ترور نمایان شد که به کشته و زخمی شدن صدها تن در کربلای معلی انجامید. همه این عملیاتهای تروریستی را یک شگرد رسانهای همراهی میکند. تلویزیونهای همسوی غربی و عربی از پس هر تروری تبلیغات گستردهای را علیه گروههای شیعه عراقی و جمهوری اسلامی ایران راه میاندازند. کافی است یک بار پای شبکههای تلویزیونی مانند العربیه و الجزیره در کنار فاکسنیوز، سی.ان.ان و بی.بی.سی بنشینید که چگونه برای زدودن ردپای عناصر تروریست سلفی ضمن متهم ساختن گروههای شیعه از جمله جریان صدر، این گروهها را مرتبط با جمهوری اسلامی ایران معرفی میکنند.