فرزانه آئینی
اکثریت مجلس شکست!؟
به دنبال اعلام موجودیت فراکسیون حزبالله که پس از فراکسیون اصولگرایان مستقل و نقاد شکل گرفت فراکسیون اصولگرایان مجلس در آخرین سال از عمر مجلس به اکثریت پنهان و نه عددی مجلس مبدل شده است.
نزدیک شدن به انتخابات مجلس هشتم و رقابتهای انتخاباتی، اختلاف آرا و نظارت سیاسی و حزبی در جمع گستردۀ اصولگرایان مجلس، تحمیل عقیدۀ مهرههای با نفوذ فراکسیون اصولگرا به دیگر اعضای فراکسیون، نادیده گرفتن استقلال رای نمایندگان جدای از تعلق حزبی و جناحی از سوی شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان حمایت بیچون و چرای شورای مرکزی این فراکسیون از دولت نهم، ممانعت شورای مرکزی این فراکسیون از اجرای کامل سوگندنامۀ نمایندگی در برابر عملکرد مسوولان اجرایی دولت اصولگرایان از جمله دلایلی است که طی سه سال گذشتۀ عمر مجلس هفتم زمینه را برای ایجاد شکاف و انشعاب بین اعضای فراکسیون اصولگرایان (اکثریت) فراهم کرده است.
اگرچه اکثر کرسیهای سبز رنگ مجلس شورای اسلامی را اصولگرایان در اختیار دارند اما ایجاد شکاف و انشعاب میان آنها در پی اختلافنظرهای سیاسی و حزبی سبب شده است تا فراکسیون اصولگرایان که در آغاز به کار مجلس هفتم از جمعیت 281 نمایندۀ این مجلس نزدیک به 250 عضو داشت با گذشت زمان منشعب شود و در سال پایانی عمر مجلس هفتم تنها 71 نماینده یعنی کمتر از یک سوم کل جمعیت مجلس را در عضویت خود نگه دارد.
این در حالی است که 30 نفر از جمعیت نمایندگان عضو فراکسیون اصولگرایان مجموعۀ شورای مرکزی این فراکسیون را تشکیل میدهند بنابراین میتوان گفت که فراکسیون اصولگرایان یا همان اکثریت سابق هم اکنون تنها 31 نماینده را به عنوان عضو ساده در اختیار دارد.
یادآور میشود که فراکسیون اصلاحطلبان که در اقلیت مجلس قرار دارد در سال اول مجلس 31 عضو در اختیار داشت با توجه به این که این روزها فراکسیون اصولگرایان چهار تکه شده و به فراکسیون وفاق و کارآمدی فراکسیون حزبالله و جریان اصولگرایان مستقل و نقاد و فراکسیون اصولگرایان خط امام و رهبری تقسیم شده است، فراکسیون اقلیت همچنان انسجام خود را حفظ کرده است.
اصولگرایان متعلق به فراکسیون اکثریت سابق یا همان پیروان خط امام و رهبری همچنان اصرار میورزند که چتر اصولگرایی، همۀ فراکسیونهای اصولگرای مجلس را پوشش میدهد و این انشعابها به معنای اختلاف و جدایی جریان اصولگرایان مجلس نیست.
هنوز یک سال از عمر مجلس هفتم سپری نشده بود که شورای مرکزی اولیۀ فراکسیون اصولگرایان منشور بزرگ اصولگرایی خود را منتشر و پس از آن نیز فعالیتهای خود را آغاز کرد. به دنبال آغاز به کار رسمی فراکسیون اصولگرایان جمعی از نمایندگان اصولگرا به عملکرد فراکسیون اعتراض کردند و خواستار باز تعریف منشور این فراکسیون شدند اما اصولگرایان با نفوذ مجلس با اعلام این که این فراکسیون به دنبال سخنان مقام معظم رهبری، فراکسیون اصولگرایان خط امام و رهبری تغییر نام داده است، از بازنگری مجدد بر منشور کلی خود جلوگیری کردند و به مسیر رفتۀ خود تاکید و اصرار ورزیدند، همین امر سبب شد که هنوز عمر مجلس هفتم یک ساله نشده، جمع 70 نفری معترض به رویۀ در پیش گرفته شدۀ اصولگرایان خط امام و رهبری از عضویت در این فراکسیون انصراف دادند و در قالب فراکسیون وفاق و کارآمدی با ریاست محمود میرمحمدی نمایندۀ قم اعلام موجودیت کردند.
یادآور میشود اختلاف این فراکسیون با اصولگرایان اکثریت مصادف با روزهای شکلگیری کابینۀ محمود احمدینژاد بود.
پس از اعلام موجودیت فراکسیون وفاق و کارآمدی رضا طلایینیک مخبر این جریان دربارۀ فعالیت و نقش فراکسیون متبوعش گفت: «فراکسیون وفاق و کارآمدی با وجود مدعی اکثریت نبودن به لحاظ کارکردی در بسیاری از فرازهای مهم در نقش اکثریت اثربخشی داشته است.»
وی تصریح کرد: «بدون استفاده از عنوان و ادعای اکثریت بودن، فراکسیون وفاق به دنبال اثربخشی مطلوب در رویکردهای مجلس و بنابراین واقعبینی و حرکت در چارچوبهای اصولی و منطقی از موفقیت فراکسیون وفاق در گذشته، حال و آینده دارد.»
به این ترتیب بود که در آغاز این انشعاب از فراکسیون اکثریت مجلس 70 نمایندۀ صاحبنظر جریان اصولگرایان چون محمود میرمحمدی، عادل آذر، رضا طلایینیک، علی دانشمنفرد، امیدوار رضایی میرقائدی به همراه جمع دیگری از فراکسیون اصولگرایان خداحافظی کردند و پس از اعلام موجودیت رسمی خود در قالب فراکسیون وفاق و کارآمدی جمعیت اصولگرایان خط امام و رهبری را به 180 نفر تقلیل دادند.
پس از پایان سال اول کاری، مجلس هفتم رسما سه فراکسیون دربارۀ مسایل و جریانهای کشور اعلام نظر میکردند، با آغاز سال اول کاری دولت نهم مجلس اصولگرا وارد دومین سال کاری خود شد، همین امر یعنی کنار هم قرار گرفتن دولت و مجلس اصولگرا، کمکم نارضایتیهایی در جمع فراکسیون اصولگرایان خط امام و رهبری را استارت زد.
حمایت مهرههای اصولگرای مجلس هفتم از عملکرد دولت نهم رفتهرفته پر رنگتر میشد و در مقابل ابزارهای نظارتی نمایندگان مجلس همچون سوال و استیضاح و تذکرات کتبی و شفاهی به مسوولان اجرایی، ناکارآمدتر شدند تا این که برخی از نمایندگان شان و جایگاه خود را در مقابل دولتمردان تضعیف شده دیدند.
هواداری یک جانبۀ هیات رییسۀ مجلس اصولگرا و شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان (خط امام و رهبری) در سال دوم کاری عمر مجلس هفتم موجی از اعتراضهای نمایندگان شاخص جریان اصولگرا را ایجاد کرد.
تا جایی که حامیان اصولگرای دولت در مجلس در صف منتقدان قرار گرفتند و در فضای رسانهای حرفهای مجلس را مستقیما بدون جناحبازی به دولت منتقل کردند. این امر سبب شکلگیری جرقههای اختلاف بین نقادان اصولگرای مجلس و شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان شد، آن چه سبب شد این جرقهها موجب شکلگیری انشعاب دومی در جریان اصولگرایان مجلس شود، دعوت مهرههای با نفوذ مجلس به سکوت نمایندگان در برابر عملکرد دولت، در قالب تعامل دولت و مجلس از یک سو و اصرار چهرههای شاخص اصولگرای بهارستان به وظیفۀ نظارت نمایندگی بود. تا این که سرانجام در آغاز سال سوم کاری مجلس هفتم جریان اصولگرایان مستقل و نقاد مسیر خود را از فراکسیون اصولگرایان مجلس جدا کردند.
این جریان به ریاست محمود محمدی و حضور نمایندگانی چون حسن سبحانی، عماد افروغ، محمد خوشچهره، سعید ابوطالب و محمدهادی ربانی اعلام موجودیت کرد. جریان اصولگرایان مستقل با 31 عضو وارد مسیر نقادی شد تا همچنان با حفظ شاخصۀ اصولگرایی مستقل از تعلقات جناحی به وظیفۀ خود عمل کنند.
با جدایی 31 اصولگرای مستقل از فراکسیون اصولگرایان جمعیت این فراکسیون به 149 نفر رسید.
یادآور میشود که در سال سوم کاری مجلس با ورود 13 نمایندۀ میان دورهای به مجلس هفتم جمعیت کل نمایندگان به 294 نفر و اعضای فراکسیون اصولگرایان 157، فراکسیون وفاق و کارآمدی 70، فراکسیون اقلیت 34 و جریان اصولگرایان مستقل 31 عضو رسید.
کمتر از چهار ماه از اعلام موجودیت جریان اصولگرایان مستقل و نقاد سپری میشد که چهاردهم مرداد ماه جاری فراکسیون حزبالله با بیش از 80 عضو از دل فراکسیون اکثریت اعلام موجودیت کرد و رسما اکثریت مجلس را که در دست فراکسیون اصولگرایان یا همان خط امام و رهبری بود، شکست.
علی عسگری، سخنگوی این فراکسیون در نطق پیش از دستور خود رسما موجودیت فراکسیون حزبالله را به مجلس اعلام کرد و گفت: «حزبالله مجموعهای به هم پیوسته و در خدمت خدا و ولایت است که اتحاد و انسجام اسلامی را به معنی واقعی کلمه باعث میشود و حزب تمامی اقشار ملت اسلامی از هر صنف، قشر و گروه سنی و نژادی است و تجربیات گذشته نشانگر این مطلب است که ارادۀ فردی و حاکمیتی امت اسلامی بدون حضور فراگیر تشکیلاتی یک چنین جریانی امکانپذیر نیست و خانۀ ملت نمیتواند از عنوان و حضور سازندۀ حزبالله بیبهره باشد.»
نمایندۀ مشهد در تشریح راههای کلی و تشکیلاتی مورد نظر فراکسیون حزبالله نیز افزود: «وظیفۀ نظارتی مجلس که به جهاتی از جمله روابط باندی و منفعتگرایانۀ تعداد قلیل و کمی از تصمیمسازان سیاسی رو به افول است با استفاده از سازوکارهای قانونی احیا و رفتارهای منفعلانه و ناکارآمد که شایستۀ نمایندگان مردم شریف و حزبالله نیست، کاهش مییابد.»
علیرضا محجوب، حسن غفوریفرد، مهدی طباطبایی، احمد آوایی، محمدتقی رهبر و علی عسگری به همراه 80 تن از همفکران خود با فراکسیون اصولگرایان وداع کردند و به فراکسیون حزبالله پیوستند.
پس از اعلام موجودیت فراکسیون حزبالله در راهروهای مجلس شنیده میشد که این فراکسیون در اعتراض به نحوۀ ادارۀ مجلس تشکیل شده است. شنیده میشد، اعضای این فراکسیون معتقدند که عنوان اصولگرا توسط هیات رییسۀ فراکسیون اکثریت مجلس مصادره شد و از آن استفادۀ سیاسی میشود. از سوی دیگر نیز برخی از اعضای این فراکسیون پنهانی از این که شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان به نظرات اعضا توجه نمیکند به عنوان عامل این انشعاب که سومین شکاف در جریان اصولگرایان مجلس محسوب میشود، یاد میکردند.
با جدایی فراکسیون حزبالله از فراکسیون اصولگرایان جمعیت فراکسیون با قدرت اصولگرایان به 71 نماینده یعنی کمتر از یک سوم جمعیت کل نمایندگان مجلس میرسد. (98 تن از نمایندگان یک سوم جمعیت مجلس را تسکیل میدهند)
این که چرا فراکسیون حزبالله در سال پایانی عمر مجلس هفتم یک باره اعلام موجودیت کرد، آن هم به دلایلی که پیش از این هم اصولگرایان مستقل و هم فراکسیون وفاق و کارآمدی به آن منتقد و معترض بودند جای سوال است و سبب شده است که فراکسیونهای مختلف مجلس به آن نگاه متفاوتی داشته باشند. در همین راستا پیمان فروزش نمایندۀ زاهدان و عضو فراکسیون اقلیت مجلس با تاکید بر این که «فراکسیون حزبالله همان اصولگرایان قدیمی و آغازین مجلس هفتم هستند که با ظاهر جدیدتری به میان آمدهاند»، گفت: «این روزها روزهای انتخابات و رقابتهای انتخاباتی است.»
نمایندۀ زاهدان ادامه داد: «هر روز که از عمر مجلس هفتم میگذرد به زمان انتخابات مجلس هشتم نزدیک میشویم، همین موضوع سبب میشود که نامزدهای انتخابات آتی از هم اکنون میدان رقابت رابرای خود هموار سازند.» وی افزود: «فراکسیون اصولگرایان مجلس پس از روی کارآمدن دولت نهم رویهای در پیش گرفت که شان و جایگاه مجلس و نمایندگان را تضعیف میکرد.»
عضو فراکسیون اقلیت مجلس تصریح کرد: «اصولگرایانی که اکثریت مجلس را در دست دارند، نتوانستهاند مجلس موثر و خوبی را سازماندهی کنند بنابراین بازدهی مجلس هفتم برای مردم به حداقل رسید.»
وی گفت: «به همین خاطر موجی از نارضایتی نسبت به عملکرد این دست از نمایندگان بین مردم شکل گرفته است و مردم عملکرد وکلای خود را بیش از گذشته در مجلس زیر ذرهبین قرار دادند.»
نمایندۀ زاهدان ادامه داد: «الان که به روزهای انتخابات نزدیک میشویم این عده متوجه شدهاند که باز هم به رای مردم نیازمندند بنابراین با نام حزبالله به میان آمدهاند تا بگویند ما به نقاط ضعف و اشتباهات گذشتۀ خود پی بردیم و اکنون قصد داریم آنها را جبران کنیم.»
از سوی دیگر نیز محمد خوشچهره نمایندۀ تهران و عضو هیات موسس فراکسیون اصولگرایان مستقل نیز دربارۀ اعلام موجودیت فراکسیون حزبالله و سومین انشعاب در فراکسیون اصولگرایان گفت: «این انشعابها مدتهاست که در فراکسیون اصولگرایان شروع شده است و بحث جدیدی نیست و تا وقتی ایرادهای اولیهای که به شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان گرفته شده است مرتفع نشود این جداییها قابل پیشبینی است.»
خوشچهره با تاکید بر این که «هدف انشعابها در درازمدت مشخص میشود»، افزود: «این که بتوان به طور قطع مشخص کرد فراکسیون حزبالله چون در آستانۀ انتخابات شکل گرفته، یک تشکیلات انتخاباتی است یا نه ممکن نیست اما تشکیل و اعلام موجودیت این فراکسیون آن هم با 80 عضو در آستانۀ انتخابات این احتمال را قوت میدهد.»
محمدکاظم دلخوش، عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان نیز دربارۀ انشعاب فراکسیون حزبالله گفت: «نادیده گرفتن اعضای فراکسیون از سوی برخی از مهرههای با نفوذ شورای مرکزی فراکسیون عامل اصلی انشعاب جدید در فراکسیون اصولگرایان است.»
نمایندۀ صومعهسرا ادامه داد: «گاهی در جلسات فراکسیون با اعضا به گونهای برخورد میشود که شخصیت آنها و جایگاه نمایندگی آنها را زیر سوال میبرد.»
وی با بیان این که «اینگونه رفتارها میتواند در درازمدت اسباب انشعاب دیگری را هم فراهم کند»، گفت: «شخصا چندین بار به دلیل این دست برخوردها با رییس فراکسیون درگیر شدهام، اما اصل قضیه که به عدهای از سوی شورای مرکزی بیاحترامی میشود بر جای خود باقی است.»
دلخوش در پاسخ به این که «آیا این انشعاب سبب خواهد شد اکثریت مجلس از دست اصولگرایان خارج شود؟» گفت: «با این اقدام یعنی اعلام موجودیت فراکسیون حزبالله طبیعتا باید اکثریت مجلس شکسته شده باشد اما جدای این اعلام موجودیتها برخی لابیها و نیازهای پشتپرده بین نمایندگان و مهرههای با نفوذ جریان اصولگرا وجود دارد که نماینده را وادار به تبعیت میکند، بنابراین نمیتوان گفت که با نفوذهای مجلس هفتم نفوذ خود را از دست دادهاند.»
وی تصریح کرد: «در آستانۀ انتخابات این لابیها و حمایتها و نیازهای پشت پرده به اوج خود میرسد که برای برآورده شدن آنها باالطبع باید هزینههایی پرداخته شود.»
این که فراکسیونهای جدید مجلس چرا و با چه هدفی از فراکسیون اصولگرای مجلس مشتق شدند، بحثی است که زمانی میتوان به نتیجۀ آن دست یافت که خواستههای سیاسی نمایندگان در حداقل باشد، اما این که فراکسیون اصولگرایان مجلس از اکثریت افتاده است، شروعی است که از اهداف و خواستههای سیاسی برخی از چهرههای با نفوذ مجلس سرچشمه گرفته و انتظار میرود تبعات سنگینتری برای جریان اصولگرایی حداقل در مجلس هفتم به همراه داشته باشد.»