توافق نهایی جمهوری اسلامی ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تعیین چارچوب همکاریهای دو طرف برای حل و فصل تمامی موارد و ابهامهایی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی از فعالیتهای هستهای ایران دارد، هفته گذشته پس از پایان مذاکرات میان نمایندگان ایران و آژانس اعلام و جزئیات آن نیز این هفته در گزارش آژانس منتشر خواهد شد.
اعلام توافق ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی و نتیجهگیری نهایی در ارتباط با نحوه پرداختن به مسایل باقی مانده مربوط به برنامه هستهای ایران و از میان رفتن ابهامها درباره نحوه رسیدگی به موضوعهای باقی مانده میان دو طرف، از چند جهت قابل توجه و تأمل میباشد:
اول: این توافق مهر تأیید پر رنگی بر قانونی و ضابطهمند بودن هر چه بیشتر فعالیتها و اقدامهای قانونی ایران در زمینه انرژی صلحآمیز هستهای است. به ویژه اینکه محمد البرادعی، مدیر کل آژانس صریحاًَ تأکید کرده که تمامی فعالیتهای هستهای ایران تحت کنترل آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار دارد.
دوم: این رویداد سیاسی، بازتاب گستردهای در سطح جهانی داشته است به گونهای که حتی برخی از رسانههای غربی هم به این پیشرفت اذعان کردهاند.
خبرگزاری رویترز در مطلبی با عنوان «ایران و آژانس در خصوص رفع تردیدهای اتمی توافق دارند» نوشت: «ایران و آژانس هر دو اعلام کردهاند در گفتگوها درباره پیشنهاد ایران برای شفافیت بیشتر، با هدف رفع اختلاف بر سر برنامه هستهای ایران پیشرفت حاصل کردهاند.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در مطلبی نوشت: «ایران و آژانس در خصوص جدول زمانی پاسخگویی به پرسشها به توافق رسیدند اما آمریکا دست از مخالفتهای خود برنداشته است.»
سوم: این توافق، طبق روال معمول پیشین با نارضایتی آمریکا و رژیم صهیونیستی مواجه شد. به گونهای که تنها به فاصله کوتاهی از انتشار این خبر، آمریکا به عنوان مخالف اصلی فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران، نسبت به کشورهای دیگر سریعتر واکنش نشان داد و ضمن ابراز نگرانی از این اتفاق اطمینانبخش برای جامعه بینالمللی، به نحو کاملاً شتابزده و آشکاری نیات سیاسی و غیرواقعی خود را بار دیگر برملا ساخت.
«گری گوری شولتی»، نماینده این کشور در آژانس، با رد توافق ایران با نمایندگان آژانس، آن را محدود خواند و مدعی شد: «این توافق مانع از تصویب تحریمهای بیشتر علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل نخواهد شد.»
وی در ادامه ادعای خود اظهار داشت: «ایران آشکارا سعی دارد توجهات را از توسعه مستمر قابلیتهایش در ساخت بمب منحرف کند.»
سؤالی که مجدداً در ذهن همگان تداعی میشود این است که، چرا آمریکا همواره سعی دارد افکار عمومی جهان را از برنامه فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران به سوی ساخت بمب هستهای منحرف کند؟ و آیا نیات سیاسی و واقعی آمریکا از هستهای شدن ایران همین اظهارات علنی مقامهای آن کشور در خصوص نگرانی از دستیابی ایران به بمب هستهای و بیثباتی جهان است؟
با اندک تأملی در دیدگاهها و مواضع آمریکاییها و سران رژیم صهیونیستی به خوبی میتوان پاسخ این نگرانی آمریکا را دریافت. برای مثال:
1ـ اوزیآراد، کارشناس اسرائیلی مسایل خاورمیانه در این باره میگوید: «بیشترین نگرانیها، احتمال حمله هستهای تهران نیست، بلکه دستیابی ایران به انرژی هستهای، مواضع فلسطینیان و کشورهای عرب همسایه با اسرائیل را در برابر تلآویو سرسختانهتر خواهد کرد.»
واضح است که موقعیت ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی ایران به گونهای است که ایران هیچگاه نیازمند ساخت بمب هستهای به عنوان یک سلاح استراتژیک نخواهد بود. این مسأله بارها از زبان مقامهای مسؤول جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است. به ویژه اینکه ایران در یکی از حساسترین موقعیتهای ژئواستراتژیک جهان قرار گرفته و مناطق ژئوپلتیکی فعالی با کارکردهای جهانی و منطقهای گرداگرد آن را فراگرفته و آن را به صورت کانون توجه و جاذبه تفکرات ژئواستراتژیک و صحنه تقابل دیپلماسی جهانی درآورده است به گونهای که برخی جغرافیدانان نظامی غربی، ایران را «مرکز ژئوپلتیک جهان» لقب دادهاند. بنابراین موقعیت ژئوپلتیک نوین و بیهمتای ایران در جهان، علاوه بر اینکه موجب تأثیرگذاری ایران بر پدیدههای جهانی و منطقهای شده است، این کشور را از هرگونه تولید، ساخت و تکثیر سلاح هستهای برای مقابله با تهدیدهای خارجی بینیاز میکند.
2ـ هانتینگتون، نظریهپرداز آمریکایی در مقالهای با عنوان «آمریکا ابرقدرت تنها، گذار از نظام تک قطبی» مینویسد: «نظام کنونی، نظام پیچیدهای است. نظامی است «تک ـ چندقطبی» که در آن یک ابرقدرت و چند قدرت عمده وجود دارد... بیگمان آمریکا تنها کشوری است که در همه ابعاد قدرت اقتصادی، نظامی، دیپلماتیک، ایدئولوژیک و فرهنگی دست بالا داشته و تقریباً از توانایی و امکانات لازم از منافع خود در سراسر جهان برخوردار است. در سطح دوم نظام معاصر، قدرتهای بزرگ منطقهای قرار دارند که هر یک از این قدرتها بر مناطقی از جهان مسلط هستند. این قدرتهای بزرگ منطقهای عبارتند از 1ـ ترکیب آلمان و فرانسه در اروپا 2ـ روسیه در آسیا 3ـ چین و تا حدودی ژاپن در آسیای شرقی 4ـ هند در آسیای جنوبی 5ـ ایران در آسیا و خاورمیانه»
همان طور که هانتینگتون اظهار داشته است، قدرت منطقهای ایران در خاورمیانه و آسیا باعث شد تا آمریکا در چارچوب ایجاد نظام تک قطبی تحت رهبری خود، اعمال فشارهای سیاسی، اقتصادی، تحریم و حتی برخورد نظامی با ایران را در دستور کار خود قرار دهد. به ویژه اینکه پیوستن ایران به باشگاه هستهای جهان که هم اکنون میان دو انبار انرژی جهان یعنی دریای خزر و خلیجفارس قرار گرفته و به تعبیر برخی ناظران ژئوپلتیک آمریکا، ایران میان «بیضی استراتژیک انرژی» واقع شده است، این کشور را محور اصلی نقشه ژئواستراتژیک جهان در آینده قرار میدهد. بنابراین لازم است در این خصوص دو نکته مورد تأکید قرار گیرد: 1ـ توقف یا تعلیق غنیسازی اورانیوم و برگشت به عقب، به هر شیوه ممکن به معنای نادیده گرفتن حقوق جمهوری اسلامی ایران در چارچوب NPT و پادمان و نیز کنار گذاردن حقوق مسلم ملت ایران است که نه تنها ملت ایران بلکه تاریخ و آینده نیز آن را نمیبخشد.
2ـ تمکین در برابر مطامع آمریکا و رژیم صهیونیستی و تعلیق فعالیت هستهای به هر نحو ممکن و پیروی از خواستههای شیطانی و توسعهطلبانه آنها به هر دلیل، نتیجهای جز انحراف از طریق حق و شکست و زبونی نخواهد داشت. «بگو ای پیغمبر، راهی را که خدا بنماید به یقین راه حق همان است، و البته اگر از میل و خواهش آنها پیروی کنی... دیگر اصلاً خدا یار و یاور تو نخواهد بود.» بقره/ آیه 120