محمدجعفر بهداد
رقابت ریشهدار جناحهای موسوم به چپ و راست، اگرچه همواره به نام دفاع از ارزشهای اعتقادی و قانونی در صحنههای سیاسی و اقتصادی جریان داشته، اما به علت چیرهشدن تدریجی تمایلات جناحی و باندی بر دغدغههای نخستین به منازعات فرسایشیکنندهای تبدیل شد. از اینرو رویکرد ملت به جریان فراگیر اصولگرایی را باید الگویی برای فعالان دو جناح دانست که چنانچه به اقتضائات و قواعد آن تن ندهند، فاصلهگیری مردم از آنها نباید موجب رنجش خاطر ایشان شود.
اگر باور کنیم که منظور جناح موسوم به دوم خردادی از جامعه مدنی همان جامعه مدینهالنبی بود و ادعای طرف مقابل آنها در دین محوری صادقانه است، بنابراین قرار گرفتن «عدالت» در متن و بطن رویکردها و برنامههای دولت نهم باید مورد استقبال و پشتیبانی هر دو طیف سیاسی قرار گیرد. چه آن که اصولگرایی و باور به آموزههای مدینهالنبی با موضعگیری علیه برنامههای عدالتگرایانه منافات دارد.
آلودگی بعضی خواص به چرب و شیرین دنیا، عمدتاً نتیجه طراحی عناصر غریبه و فاسدی است که برای زیستن در یک فضای امن چارهای جز شریک کردن دانه درشتهای صاحبنام در مفاسد خود نداشتند و اکنون خیالشان جمع است که در رسیدگی به پروندههای آنان به خاطر آن که پای خواص هم به آن باز خواهد شد، تعلل و بلکه چشمپوشی صورت خواهد گرفت. از آنجایی که بسیاری از عناصر صید شده از سوی مفسدان اقتصادی و سیاسی، ناخواسته و برخلاف اعتقادات قلبی خود در این دامها گرفتار آمدهاند، از آنها توقع میرود منافع ملت و کشور نیز عاقبت به خیری خود را در پای چیزی به نام «آبرو»، «موقعیت اجتماعی» و امثال اینها قربانی نکنند. به عبارت دیگر شایسته است خود را فدا کنند تا امکان شناسایی و مجازات عناصر بیاعتقاد به استقلال و عزت ایران اسلامی آسانتر شود. متأسفانه بعضی خواص نه تنها حیثیت فردی خود را به آخرت خویش و منافع مردم و کشور ترجیح دادهاند، بکله پا را فراتر گذاشته و از هیچ کوششی بای تبرئه باندهای فساد و حتی معرفی این تبهکاران به عنوان آدمهای شریف، کارآفرین، مفید و مستحق تشویق فرو نمیگذارند. اینجاست که دشواری اجرای عدالت و علت تهاجم گسترده تبلیغاتی علیه واضعان، مجریان و ناظران برنامههای عدالت محور روشن میشود.
کسانی که سالها خود را به ویژهخواری و نادیده گرفتن حق و سهم مردم عادت داده و البته برای کجرویهای خود بهانههای مناسبی تراشیدهاند، طبیعی است که امروز توان و امکانات خود را برای زمینگیر کردن مجموعههای پیگیر نظام عادلانه اجتماعی و اقتصادی آمادهباش داده و هر روز به بهانههای مختلف، عملیان روانی تازهای علیه سیاستها و اقدامهای عدالت محور در قالبهای سیاسی و رسانهای به اجرا بگذارند.
این روزها در حالی که دامنه تحرکات و تحریکات نظام سلطه علیه ایران اسلامی تشدید شده تا بلکه از رهگذر تهدیدها و فشارهای بینالمللی، مسئولان کشور از ادامه پیگیری حقوق مسلم و قانونی ما ایرانیها منصرف سازند، یک خط تبلیغات داخلی علیه دولت - که محور پیگیری این حقوق و مطالبات بحق است - شدت گرفته است. ظهور جریانی که ابتدا به انواع جعل و تحریف درباره عملکرد اقتصادی و سیاسی دولت میپردازد، سپس همین اکاذیب خودساخته را دستمایه گزارشها، مصاحبهها و تحلیلهای پرآب و تاب قرار میدهد تا ثابت کند دولت ارزشگرا و عدالتباور، ناکارآمد است؛ اوج دور افتادن بازیگردانان جریان مذکور را از حقیقت نشان میدهد.... روزی، روزگاری در این مملکت، دعوای دو جناح عمده کشور بر سر کم بودن مایه استکبارستیزی، پابرهنهنوازی و استقلالطلبی یکدیگر متمرکز بود اما این روزها، برخی مدعیان دیروزی، آنچنان نرد عشق به سردمداران نظامهای سرمایهداری باختهاند که حاضرند رقیب استقلالطلب، عدالتخواه، استکبارستیز و طرفدار محرومان را - نه با آمار و اسناد واقعی، بلکه با اعداد و ارقام و اخبار کاملاً جعلی - بیرحمانه بکوبند و با لبخند رضایت دشمن آرام بگیرند.
قدیمیها میگفتند«خداوند جای خوب نشسته» و دولت مردمی هم بدون آن که ادعای عصمت داشته باشد، اما با اتکال به خداوند بزرگ و براساس قانون، دانش و تجربه، برای ساماندهی امور کشور به نفع همه مردم- نه یک طبقه پرتوقع - عزم خود را جزم کرده است و در این مسیر سخت و پرگردنه، توقف و خستگی نمیشناسد.