هادی جرقوئیان
همانطور که انتظار میرفت انتخابات میان دورهیی کنگره و سنای ایالات متحده که اواخر سال گذشته میلادی برگزار شد، تاثیرات خود را بر دیپلماسی این کشور آشکار میسازد. پیروزی نسبی دموکراتها در این انتخابات تغییراتی را در سیاستهای خارجی دولت جرجبوش باعث شده و در مواردی رئیسجمهور ایالات متحده مجبور به تغییر و جابهجایی مهرههای اصلی خود شده است. موج این تغییرات با استعفای «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع آمریکا در فردای انتخابات آغاز شد و به کرسی ایالات متحده در سازمان ملل متحد رسید.
پس از استعفای «جان بولتون» سفیر آمریکا در سازمان ملل در دسامبر گذشته «زلمای خلیلزاد» به عنوان جانشین وی برای گرفتن رای اعتماد به مجلس سنا معرفی شد. اکنون پس از تایید سنا چند روزی است که خلیلزاد در مقام سفیر جدید ایالات متحده کار خود را در سازمان ملل متحد آغاز کرده است. جایگزینی خلیلزاد به جای بولتون از جهات گوناگون حائز اهمیت و قابل بررسی است؛ میتوان گفت هر دو از مهرههای با نفوذ جناح «باز»های ایالات متحده محسوب میشوند. برای نمونه هر دو معتقدند آمریکا در سیاستهای بینالمللی میبایست به صورت یکجانبه اقدام کرده و توجه کمتری به سایر جوامع داشته باشد. شاید تفاوت بولتون و خلیلزاد در این قضیه صراحت رفتار و گفتار ایشان باشد، هر قدر بولتون صریحاً سازمان ملل و دبیرکل آن را مورد انتقاد قرار میداد و آشکارا خواستار عدم اعتنا به ایشان میشد، زلمای خلیلزاد کمتر سخنی در این میان به میان آورده است. این در حالی است که خلیلزاد نیز حامی نظریه یکهتازی ایالات متحده در صحنه جهانی است. مساله دیگر در این جایگزینی سفرا ترمیم رابطه ایالات متحده و سازمان ملل است.
در آگوست 2005 میلادی که بوش با استفاده از اختیارات رئیسجمهوری و در دوره تعطیلی سنا جان بولتون را به سمت سفیر آمریکا در سازمان ملل منصوب کرد، همگان شگفتزده شدند؛ زیرا کارشناسان سیاسی از نفرت بولتون نسبت به سازمان ملل با خبر بودند و جملگی سخنرانی او را به یاد داشتند که گفته بود بیشک اگر 10 طبقه از ساختمان سازمان ملل در نیویورک را حذف کنیم، مشکلی ایجاد نخواهد شد. (اشاره بولتون به 10طبقه آخر بود که دفتر کار دبیرکل سازمان ملل در آن قرار دارد.) بر این اساس و با انتصاب بولتون رابطه آمریکا و سازمان ملل روبه تیرگی نهاد.
اکنون که خلیلزاد به عنوان جانشین بولتون منصوب شده، میتوان گفت اوضاع در ظاهر بهتر خواهد شد. هر چند همانطور که پیشتر اشاره شد، دیدگاههای هر دو سفیر نزدیک به هم است اما دست کم خلیلزاد دیپلماتی نخواهد بود که آشکارا، سازمان ملل را مورد تمسخر قرار دهد. او با حفظ ظاهر آرام، به پیشبرد عقاید رادیکال خود ادامه خواهد داد.
در اینجا باید اشاره کرد شاید خلیلزاد، شهرت و قدرت بولتون را نداشته باشد، اما نباید نفوذ او را دستکم گرفت. برای اشاره به زیرکی و کاردانی او کافی است از موضوع مذاکره ایران و آمریکا یاد کرد. هنگام مسوولیت خلیلزاد در عراق به دلیل بحرانی شدن اوضاع این کشور و بروز مشکلات عدیده برای نیروهای آمریکایی وی جهت پیدا کردند راهکاری تازه عازم کاخ سفید شد. پس از ملاقات خلیلزاد بوش سفیر ایالات متحده در بازگشت به عراق موضوع آمادگی آمریکا برای مذاکره مستقیم با ایران را مطرح کرد. این در حالی بود که جمهوری اسلامی ایران و آمریکا پس از پیروزی انقلاب اسلامی رابطه سیاسی با یکدیگر نداشتهاند. هر چند این خواسته آمریکا از سوی مسوولان ارشد جمهوری اسلامی به دلیل آنچه آن را «عدم ارائه درخواست رسمی» اعلام کردند، رد شد، اما نفس قضیه بیانگر تاثیر خلیلزاد بر تصمیمات رئیسجمهور آمریکا و اعتقاد راسخ او به دیپلماسی است؛ چرا که اولاً او توانست موافقت جرجبوش را برای مذاکره با ایران دریافت کند، زیرا آن را در جهت منافع ایالات متحده تشخیص داد، ثانیاً خلیلزاد با وجود تاکید بر اقدام یکجانبه آمریکا دیپلماسی و گفتوگو را زمانی که تهیهکننده منافع کشورش باشد، بر هر چیز مقدم میدارد.
موضوع دیگر رویکرد تازه آمریکا به سازمان ملل در سیاست خارجی این کشور است. با شروع هزاره سوم جرجبوش با مطرح کردن محور شرارت و قرار دادن نام کشورهای عراق، کره شمالی و ایران در آن بخشی از سیاست خارجی ایالات متحده در دهه آغازین قرن 21 را تبیین کرد. درست از همان زمان بود که فشارهای آمریکا علیه دولتهای حاکم بر این سه کشور تشدید شد و در ادامه توانست با حمله غیرمشروع به عراق در سال 2003 حکومت صدام را سرنگون سازد. اما نقشههای خصمانه ایالات متحده در قبال کرهشمالی و ایران تاکنون توفیق چندانی نداشته است. از اینرو جرجبوش و سران کاخ سفید مجبور به تغییر برنامه خود شده و فشار بر حکومتهای مخالف خود را از طریقی دیگر پیگیری میکنند. بر این اساس یکی از مهمترین جایگاههای اعمال فشارهای تازه علیه حکومتهای کره شمالی و ایران شورای امنیت سازمان ملل است که ایالات متحده نیز عضو دائم آن محسوب میشود. خلیلزاد در مقام سفیر آمریکا وظیفه دشوار اجرای این سیاستها را در سازمان ملل بر عهده خواهد داشت که بیشک یکی از مهمترینشان صدور قطعنامههای جدید است. نماینده ایالات متحده برای صدور قطعنامههای جدید میبایست نظر مساعد 14 کشور عضو دائم و غیردائم شورای امنیت را جلب کند که البته کار سادهیی نخواهد بود. زلمای خلیلزاد اکنون ماموریت خود در سازمان ملل متحد را آغاز کرده است. او در همان ابتدا به خبرنگاران گفت که از سوی رئیسجمهوری ایالات متحده مسوول ترمیم رابطه کشورش با سازمان ملل است.
همچنین خلیلزاد مهمترین موضوعات کاری خود را در سازمان ملل مربوط به مسائل عراق، لبنان، سودان و سومالی عنوان کرد.
با این توصیفات جایگزینی خلیلزاد و تکیه او بر کرسی سفارت ایالات متحده در سازمان ملل متحد را میتوان بازگشت به دیپلماسی دانست.
بازگشتی که با هدف ترمیم روابط ایالات متحده با این مرجع جهانی صورت میگیرد.