* چند هفته پیش آژانس بین المللى انرژى اتمى پرونده ایران را به شوراى امنیت فرستاد، پرسش اساسى این است که سیاست هستهاى ایران چیست و چه اتفاقى قرار است بیفتد؟
** نکته اول این است که ایران در هنگام بررسى پرونده اش در شوراى امنیت چه کار مى کند؟ اگر ایران شرایط مندرج در مفاد قطعنامه شوراى حکام را بپذیرد و به طور کامل غنى سازى اورانیوم را متوقف کند و یا از فعالیتهاى مربوط به غنى سازى نظیر ساخت رآکتور آب سنگین صرف نظر کند، نشان دهنده اقدام فعالانه ایران است. سپس آژانس بین المللى مى تواند با فراخواندن بازرسان و به کمک پروتکل الحاقى به پاسخهاى معوقه جواب دهد. بنابراین زمان براى این که ببینیم ایران چه کار مى کند، واقعاً مهم است. فکر مى کنم براى باقى قضایا هم باید به ایران فرصت داد. اما اگر به طور مثال پروتکل الحاقى را نپذیرد، باید شوراى امنیت تلاشى اساسى براى تغییر فکر ایران انجام دهد.
* صحبت از «پروتکل الحاقى» براى بسیارى از مردم موضوعى ناشناخته است.
** «پروتکل الحاقى» زمانى به کار آمد که همه تلاشهاى بازرسان آژانس بین المللى انرژى اتمى براى یافتن برنامه جنگ افزارهاى هستهاى عراق طى سالهاى 1980 تا 1990 ناکام مانده بود. بنابراین هنگامى که دسترسى محدودى به مراکز هستهاى و مکانهاى مرتبط با آن وجود دارد، «پروتکل الحاقى» حلال مشکلات است. به همین دلیل است که آژانس بین المللى انرژى اتمى نمى تواند به درستى مراکز هستهاى ناشناخته را پیدا و امکانات آن را بازرسى کند.
پروتکل الحاقى در مورد ایران نیز سفارش مى شود. این پروتکل الحاقى بود که به آژانس اجازه داد تا از فعالیتهاى هستهاى ایران در سال 2003 بازدید کند و به طور سرزده و کوتاه مدت مراکز هستهاى ایران را مورد بازرسى قرار دهد. باید آژانس به سرعت این امکان را پیدا کند که به طور دقیق و با دقت مراکز اتمى ایران را مورد بازدید قرار دهد. بازرسان باید این امکان را داشته باشند که از همه مراکز بازدید کنند. مراکز هستهاى در سطح ایران پخش است و این کار را براى بازرسان سخت مى کند. به همین دلیل حتى پروتکل الحاقى نیز در این رابطه کافى نیست و در آینده باید قدرت آژانس حتى فراتر از پروتکل الحاقى رود.
چرا که سانتریفوژها هم در مراکز هستهاى نظامى کاربرد دارند و هم در مراکز هستهاى صلح آمیز، بنابراین وظیفه بازرسان تفکیک بین این دو است. ایرانىها مى گویند: «نه هیچ گونه فعالیت اتمى نظامى وجود ندارد اما شما نمى توانید از آنها بازدید کنید.» آژانس احساس مى کند که به بازرسىهاى بیشترى براى مقایسه سانتریفوژها احتیاج دارد، چرا که آنها از مهمترین تجهیزات فرآورى اورانیوم هستند و به وسیله آنها مى توان برنامههاى هستهاى را سامان داد. آژانس هم اکنون این امکان را ندارد که تحت قدرت «پروتکل الحاقى» به طور گسترده به دنبال برنامههاى هستهاى نظامى بگردد.
* ایران اعلام کرده در صورت تصویب تحریمهاى اقتصادى، از ان پى تى خارج مى شود. آیا واقعاً این اتفاق رخ مى دهد؟
** هنوز چیزهاى زیادى وجود دارد که روشن نشده است. آنها (ایران) در دیپلماسى با کلمات بازى مى کنند. ایرانىها هنوز غنى سازى را به طور گسترده آغاز نکرده و به بازرسان گفته اند که تحقیقات آنها تنها مصرف دانشگاهى دارد، بنابراین باید تا انتها منتظر ماند. آنها راههاى مختلف را در محک آزمایش قرار مى دهند. اما به هرحال براى شروع هر کارى تحقیق لازم است و یادگیرى به کار گیرى سانتریفوژها به آنها کمک مى کند تا در غنى سازى به نحو احسن از آنها استفاده کنند. براى راه اندازى سانتریفوژها ابتدا باید به صورت پایلوت آنها را مورد آزمایش قرار دهند. پروژه پایلوت غنى سازى اکنون در نطنز شروع به کار کرده اند و آنها مشغول فراهم کردن مقدمات فعالیتهاى غنى سازى هستند که از سال 2003 متوقف مانده است. آنها غنى سازى را به صورت کامل آغاز نکرده اند. بنابراین در مورد خروج ایران از ان پى تى در حال حاضر نمى توان نظر قطعى داد.
* درباره سانتریفوژها صحبت کردید. چه تعداد سانتریفوژ براى ساخت بمب اتمى لازم است؟
** خب از این نوع به تعداد فراوانى سانتریفوژ احتیاج است. اکنون ایران در حال توسعه و ساخت سانتریفوژهایى با نام1-Pدر نطنز است. مدل اصلى این سانتریفوژها ساخت آلمان است. البته واقعاً مشکلات جورواجور زیادى براى بهره بردارى از سانتریفوژها وجود دارد و نیاز به آگاهى بسیارى از عملکرد آنها وجود دارد. میزان عملکرد هر سانتریفوژ دقیقاً مشخص نیست. علاوه بر این غنى سازى به تعداد فراوان نمى تواند پروسه غنى سازى اورانیوم را در عرض یک سال تمام کند. چرا که شما باید مراحل مختلف غنى سازى را مثل یک چرخه به یکدیگر متصل کنید و مقدار اورانیوم غنى شده را افزایش دهید. در عین حال باید فشار اورانیوم غنى شده را بالا ببرید. من دقیقاً نمى دانم اما اگر ایران به راستى بخواهد به چنین اقدامى دست بزند باید حداقل 164cascade(رشته سانتریفوژهایى که پشت هم ردیف شده اند) را به کار بیندازد که با تعدادى کمتر از این عدد، موفقیت محال است. سانتریفوژها اشیایى گرانبها براى ایرانىها محسوب مى شوند، بنابراین آنها نمى خواهند وقفهاى در کار سانتریفوژها ایجاد شود. اگر آنها بخواهند بمب اتمى درست کنند1500سانتریفوژ براى این کار کافى است، که در عرض کمتر از یک سال اورانیوم فراوانى غنى شود. اما اگر آنها قصد تامین سوخت رآکتور اتمى بوشهر را داشته باشند، باید دست کم 50 هزار سانتریفوژ را مورد بهره بردارى قرار دهند.
* این تعداد براى رآکتورهاى آب سنگین به کار مى رود؟
** نه این براى رآکتورهاى آب سبک است. نیروگاه اتمى (بوشهر) ساخت روسیه است و نحوه تامین سوخت این نیروگاه یکى از شرایط سخت پرونده هستهاى ایران است. ایران مى گوید: «ما فقط براى مصارف غیر نظامى از این رآکتور استفاده مى کنیم و این تنها نشانه قدرت رآکتور است.» اما ایران مى تواند در صورت دستیابى به سوخت غنى شده در عرض چند روز، نیت غیر نظامى خود را تغییر دهد و به سرعت و قبل از این که آژانس چارهاى براى این کار بیندیشد، اورانیوم مورد نیاز را غنى کند.
* یعنى شما مى گویید نیت واقعى ایران تولید بمب اتمى است؟
** رک و پوست کنده بگویم، واقعاً نمى دانم. من فکر نمى کنم مسئولان ایران واقعاً تصمیم به این کار گرفته باشند. در هر صورت اگر بمب اتمى وجود داشته باشد چشم انداز خوبى نیست. ما آفریقاى جنوبى را دیده ایم و همچنین عراق را در سال1980وقتى مسئولان شما تصمیم به ساخت بمب اتمى مى گیرند، شما به یک زیربناى علمى احتیاج دارید، به ساختارهاى مهندسى هستهاى احتیاج دارید و به کسانى که در رشتههاى نظامى درباره مواد لازم براى ساخت بمب هستهاى دانش لازم را داشته باشند. براى ساخت و آزمایش بمب اتمى شما به یک سیستم نظامى احتیاج دارید و یا تقریباً تلاش براى کسب آن. شما براى این کار باید فعالیتهایى انجام دهید که از چشم همه پنهان بماند. شما نیاز به بودجه دارید تا ذخایرى سرى ایجاد کنید. اما تا به حال هیچ مدرکى دال بر فعالیتهاى نظامى هستهاى در ایران پیدا نشده است. این نشانه خوبى است براى ایرانى که اعلام کرده تصمیمى براى ساخت و توسعه سلاحهاى اتمى ندارد.
هرچند تاسیسات هستهاى ایران توسط بخش غیر نظامى ایجاد نشد اما در طول این سالها بخشهاى عمدهاى از فعالیتهاى اتمى به سازمان انرژى اتمى ایران منتقل شد. پس از حمله عراق به کویت، تاسیسات اتمى عراق کاملاً نابود شد و ایران در طول این سالها ناظر بود. ایران از سال 1995 (1374) فعالیتهاى اتمى خود را از سر گرفت، اما تقریباً هفت سال است که ایران طرح ساخت سانتریفوژها را آغاز کرده است.
* اکنون تاسیسات اتمى عراق کاملاً از دور خارج شده، پس چرا ایران همواره تکرار مى کند که ما نیازى به سلاح اتمى نداریم؟
**خب فکر مى کنم چیزهاى دیگرى در این بازى هست که ایران سرمایه گذارى فراوانى براى ایجاد تاسیسات هستهاى کرده است. آنها اعتبار و منزلتى جهانى یافته اند و بسیارى از مدیران ایرانى اعلام مى کنند که این اعتبار از بازتابهاى اقداماتشان بوده است. آنها بر روى تاسیسات هستهاى سرمایه گذارى مى کنند چون فکر مى کنند که منفعتى عایدشان مى شود. آنها همچنین فکر مى کنند مى توانند از این طریق آمریکا را از حمله بازدارند. به گمانم آنها مصمم هستند. آنها چه تصمیم به تولید بمب اتم بگیرند و چه نگیرند، توانایى دستیابى به بمب اتمى را دارند. من شخصاً فکر مى کنم در این باره به تصمیمى راسخ نرسیده اند. به گمانم اگر آنها بخواهند تصمیم به غنى سازى اورانیوم بگیرند، جامعه جهانى باید تلاش بسیارى براى تجدیدنظر کردن ایران انجام دهد.
* آیا به نظر شما ایالات متحده در ایفاى نقش خود در مناقشه اتمى ایران افراط کرده است؟
** آمریکا اتفاقاً در دو سال اخیر لغزشهاى بدى داشته است. زیرا آنها مى گویند هدف ما فرستادن پرونده ایران به شوراى امنیت است، صرف نظر از این که پس از آن چه اتفاقى مى افتد. بسیارى از مردم آمریکا موافق این تصمیم نیستند. استدلال آنها بسیار ساده است. بعد از آن چه کارى مى خواهید انجام دهید؟ ارجاع پرونده ایران را در پروسههاى مختلف مى اندازد.
اروپایىها از طرف دیگر سیاست هویج را پیشکش مى کنند. حالا که اروپایىها با آمریکا کنار آمده اند آمریکا باید دم روسیه و چین را ببیند چرا که روند ایجاد حمایت کشورها به آهستگى و سختى انجام مى گیرد و هر کدام با شیوههاى مختلفى واکنش نشان مى دهند. یک زمان استراتژى هویج (امتیازات اقتصادى) عرضه مى شود، در همان زمان مسئله شوراى امنیت و پروژه منزوى کردن ایران مطرح مى شود.
*آیا ایران به کره شمالى نگاه مى کند؟
** هر دو کشور ایران و کره شمالى به مشکل اساسى سیاست خارجى دولت بوش تبدیل شده اند و بوش چهرهاى پرخاشگرانه در مورد این چالش به خود گرفته است. هر دو کشور احساس مى کنند که سلاحهاى هستهاى براى امنیت کشورشان مهم است. کره شمالى سرانجام اعلام کرد که در مقابل تعطیل کردن مراکز سلاحهاى هستهاى، ضمانتى امنیتى براى جلوگیرى از هرگونه حمله احتمالى دریافت کند و آمریکا باید همه تلاشهاى خود را براى تغییر رژیم کره شمالى متوقف کند. درباره ایران نیز به چنین چیزى نیاز است. ایران احتیاج دارد که باورکند در مقابل تعطیل کردن برنامه تولید سلاحهاى هستهاى، هیچ حمله و تهدیدى از جانب آمریکا صورت نمى گیرد. در این روش ایران از آمریکا یک ضمانتنامه امنیتى دریافت مى کند.
*چرا آمریکا به دنبال نگاه داشتن وضعیتى است که بتواند با جامعه بین الملل بر روى ایران تاثیر بگذارد؟
**مردم ایران بسیار مغرور هستند. دولت ایران توانسته با استفاده از رسانههاى داخلى با مهارت تمام، بسیار خوب مردم ایران را پشت سرش نگه دارد و این کار را براى مواجهه رودررو سخت کرده است. من به تغییر اساسى در سیاستهاى ایالات متحده خوشبین نیستم اما فکر مى کنم با ضمانت امنیتى آمریکا به ایران، این کار ممکن است.