تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۲۵۳۷

درماندگی آمریکا در مقابله با ایران (بخش دوم و پایانی)


توانایی‌های براندازان

براندازان در طول سه دهه اخیر نشان داده‌اند که به خاطر مشکلات استراتژیکی که در ارتباط و قدرت اقناع مردم ایران دارند نتوانسته‌اند تاکتیکهایشان برای جلب مردم ایران موثر واقع شود.

حقیقت این است در جهان کمتر اپوزیسیونی وجود دارد که سه ویژگی عمده «رسانه»، «قدرت مالی» و «حمایت معنوی» بی نظیر کشورهای غربی را دارا باشد اما کمترین نفوذی در کشور هدف نداشته باشد. یک کارشناس امور خاورمیانه آمریکا در این مورد به الجزیره می گوید: مخالفان نظام ایران در داخل و خارج پایگاهی ندارند.

«باتریتا پاریسی» در این زمینه می افزاید: مشکل رایس و هیئت حاکمه آمریکا این است که مخالفان نظام ایران برای ترویج دموکراسی در این کشور از پایگاهی در داخل و خارج برخوردار نیستند و بسیاری از گروههای مخالف دستکم بیش از ربع قرن در تبعید به سر می برند و با حوادثی که در داخل کشور روی می دهد در ارتباط نیستند. وی افزود: اوضاع ایران با اوضاع 25 سال پیش در زمینه‌های مختلف فرق کرده و به کشوری پیشرفته مبدل شده است.

اکونومیست نیز می نویسد: تغییر رژیم ایران هدفی دور از دسترس برای آمریکا است و شکل دادن به یک جریان مخالف واقعی در ایران حتی با کمک مالی آمریکا دشوار خواهد بود. این نشریه در مقاله‌ای با عنوان «ایران یافتن مخالفان و سرمایه گذاری روی آنها» آمده است بیچاره دولتمردان آمریکایی و در میان آنها جرج بوش که مدتهای مدید ایده شکل گیری مردم سالاری در ایران را در سرداشته‌اند، بوش با توجه به اشتباهی که دولتهای پیش از وی در پشتیبانی از گروههای تبعیدی عراقی به عمل آوردند و این گروهها از حمایت ناچیزی در داخل بهره مند شدند و نیز با آگاهی ازاین مسئله که هواداران مردم سالاری ایران هدیه آمریکا را تحفه‌ای از طرف دشمن می انگارند اغلب درپی ترغیب ایرانی‌ها به تلاش برای کسب آزادی که استحقاق آنرا دارند بوده و بودجه‌ای کلان را به این کار اختصاص داده است. کاندولیزا رایس وزیرخارجه آمریکا تا این ماه تخصیص هفتاد و پنج میلیون دلار را به این منظور ازکنگره خواستار شده است. این بودجه بسیار بیشتراز ده میلیون دلاری است که پیش از این به این کار اختصاص یافته بود.

این اقدام همچنین از مصمم شدن دولتی حکایت دارد که اغلب به نداشتن سیاستی مشخص درباره ایران متهم است. کمک به ایجاد نظامی متفاوت درایران هدفی که یکی از مسئولان ارشد آمریکایی پس از تصدیق رایس آن را مطرح کرد اقدامی ضعیفتر از لفاظی تغییر رژیم است که برخی از جنگ طلبان آمریکایی میخواهند بوش به آن متعهد شود. بنابراین چالش پیش روی آمریکا اکنون یافتن سازمانهای غیردولتی ان.جی.او اتحادیه‌های تجاری گروههای حقوق بشر ودانشجویانی است که این بیست میلیون دلار اختصاص یافته به آنها را دریافت کنند، پنجاه و پنج میلیون دلار باقیمانده صرف توسعه شبکه‌های فارسی زبان و تبلیغات اینترنتی خواهد شد. اپوزیسیون داخلی ایران فاقد نلسون ماندلا است ایرانیهای در تبعید، یک میلیون نفر در آمریکا، حتی نمی توانند به داشتن چهره‌ای برای به دست آوردن قدرت به خود ببالند. هرکس به تحقق خواست آمریکا برای متحد کردن ایرانیهای خارج از کشور اطمینان دارد کافیست نگاهی گذرا به بیست شبکه تلویزیونی فارسی زبان کند که در لس انجلس مستقر هستند و برنامه‌های آنها را کسانیکه درایران دیش ماهواره داشته باشند می توانند ببینند.

گردانندگان این شبکه‌ها از سلطنت طلبان برجسته و افرادی که دید مذهبی متفاوتی بادیدگاه حاکم بر ایران دارند واین کشور را از انقلاب 1357 تا کنون ندیده‌اند تا خوانندگان جوانی که اصلا کشور خود را ندیده‌اند هیچ وجه اشتراکی ندارند.

رضا پهلوی پسر شاه سابق ایران که خاصیت سیاسی چندانی ندارد زیرکانه از درخواست برای برگزاری همه پرسی درخصوص نظام سیاسی این کشور برای تغییر جمهوری اسلامی حمایت کرده است اما کمتر در داخل ایران از وی صحبت می شود. رایس حتی نمی تواند روی احساسات نسبتا موافق آمریکایی حساب کند که اکثر ایرانیها در دوران رئیس جمهوری کلینتون که با آرامش بیشتری همراه بود نشان میدادند.

گرچه هیچ نظرسنجی دراین خصوص صورت نگرفته است اما شواهد حاکیست بدبینی ایرانیها به انگیزه‌های آمریکا پس از حمله آن به عراق افزایش یافته است.

عزم بوش برای جلوگیری از تبدیل شدن ایرانیها به تولید کننده سوخت هسته‌ای که چنانچه بخواهند میتواند زمینه ساخت بمب رابرای آنها فراهم آورد ملی گرایان این کشور را آزرده ساخته است. بهمن ماه جمعیتی بیش از همیشه در تهران گردهم آمد تا سالروز انقلاب را گرامی بدارد. این جمعیت فریاد مرگ بر آمریکا سر می داد.

بنابراین چنانچه جنگ طلبان آمریکایی تصور می کنند ایران فضایی مطلوب برای شکل گیری مخالفتها ندارد ایران در واقع آن طور که یکی از ناراضیان برجسته این کشور توصیف می کند از هرگونه جریان مخالف قانون یا غیر قانونی موثر محروم است. ایران به طور روز افزون از فعالیت صوفی‌های نعمت الهی گنابادی نگران است. آنها مسلمانانی هستند که با برخی اعمال شیعه براساس روابط صوفیانه با خدا مخالفند. اگر چه این صوفیان ممکن است شرایط یک سازمان غیر دولتی رانداشته باشند اما برای دریافت کمک آمریکا گزینه‌ای ارزشمند تلقی می شوند. (اکونومیست 4 مارس 2006 )

همچنین روزنامه «لوس آنجلس تایمز» در مطلبی به قلم استاد روابط بین الملل دانشگاه جرج تاون، در مقاله ای، روش‌هایی نظیر بودجه 75 میلیون دلاری را روش‌هایی پوسیده می داند که ممکن است، در چند کشور دیکتاتوری اروپای شرقی ثمربخش باشد، اما در ایران، با توجه به فضای باز و وجهه احمدی نژاد، هیچ گاه پیامد مثبتی برای کاخ سفید در بر نخواهد داشت.

«چارلز کوپکان» که عضو ارشد شورای روابط خارجی آمریکا نیز هست، با اشاره به سیاست‌های جدید آمریکا در سرمایه گذاری 75 میلیون دلاری برای ایجاد تغییر در ایران می نویسد: جنگ عراق، این مسئله را بر همگان آشکار کرد که هزینه استفاده از نیروی نظامی در راستای تغییر یک حکومت، تا چه میزان بالاست. به نظر می رسد، دولت آمریکا از همان سیاستی که در برابر اروپای شرقی در پیش گرفت، پیروی می کند. در آن زمان، آمریکا با پخش برنامه‌های رادیویی، مستقیم از گروه‌های مخالف در جهت ساقط کردن حکومت‌ها و اشاعه دمکراسی بهره می گرفت. هرچند دمکراتیک کردن ایران، هدفی ارزشمند است، اما دولت در انتخاب استراتژی تغییر حکومت که بر پایه تجربه برخوردش با اروپا بوده، در اشتباه است. شرایط حکومت ایران، شباهت کمی به آن دسته حکومت‌های دیکتاتوری اروپا دارد که با چنین اقداماتی از سوی آمریکا ساقط شده‌اند. استراتژی جدید، تنها اثر عکس خواهد گذاشت و محافظه کاران تهران را قوی می کند. واشنگتن باید به جای منزوی کردن ایران و پیدا کردن راهی برای نابودی این حکومت از خارج، با ایران دیدار داشته باشد تا از این راه، مقدمات روند طبیعی اصلاحات سیاسی از درون این کشور فراهم شود.

حمایت‌های فکری و مالی جدید آمریکا از مردم ایران، تنها زندگی را برای مدافعان دمکراسی سخت تر می کند. محافظه کاران ایران با ایجاد خلل در فعالیت مخالفانی که در قالب ستون پنجم شکل گرفته‌اند، به دخالت آمریکا پاسخ می دهند. در حالی که رژیم‌های اروپای شرقی نامشروع و شکننده بودند، حکومت فعلی ایران از شهرت قابل توجهی برخوردار است و محمود احمدی نژاد توانسته است با وجهه‌ای کاملا ناسیونالیستی ظاهر شود. دولت بوش نمی تواند به این موضوع ببالد که دیپلماسی تحمیلی‌اش در مورد موضوع هسته‌ای ایران، بالای دست تلاش او برای جلب حمایت از سوی رهبران ایران بلند شده است. فعالیت‌های رسانه‌ای آمریکا در اروپای شرقی با کنترل شدید آن حکومت‌ها بر رسانه‌ها همراه بود، اما‌ اندیشیدن چنین تدابیری در مورد ایران، اثر کمتری دارد، زیرا در ایران، دسترسی به تلفن همراه، اینترنت و تلویزیون ماهواره‌ای گسترش یافته و بحث و مناظره داخلی در این کشور به طور معقولی از چندصدایی برخوردار است.

آمریکا در جنگ‌های قدرت داخل در ایران، سهمی برای خود قایل است به گونه‌ای که حق دارد، خواهان محو حکومت باشد. به این ترتیب، بهترین راه رسیدن به این هدف، ارائه برنامه‌های رادیویی فارسی به مردم ایران نیست، بلکه ارائه جلوه‌ای واقعی از ملحق شدن این کشور به درون جامعه بین الملل است. با انجام منظم این کار، که از بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی شروع می شود، آمریکا می تواند تهران را به حرکت در مسیر عدم تمرکز، شفاف عمل کردن و پاسخگو بودن تشویق کند. اینها تنها تدابیر سیاسی هستند که احمدی نژاد و عاملان محافظه کارش را از قدرت ساقط می کند.

واشنگتن می تواند با سرمایه گذاری روی تمایلات مثبتی که نسبت به آمریکا در ایران وجود دارد، نسل جدیدی از اصلاح طلبان را پرورش دهد که بیش از آن که آمریکا را شیطان بزرگ بدانند، آن را شریکی در چشم‌انداز آینده ببینند.

 البته تهدیدات برای تشویق ایران به دست کشیدن از دستیابی به تکنولوژی هسته‌ای، گریزناپذیر است، اما این تهدیدات باید با توافقات معتبری برای عادی سازی سیاسی همراه شود. (لس آنجلس تایمز 1 مارس 2006 )

مناقصه‌های براندازانه

چند روز پس از اعلام وزارت امور خارجه دولت آمریکا برای مناقصه‌های براندازانه تعداد شرکت کنندگان و خواهنده‌های طرح‌های آمریکا برای ایران تعدادی از احزاب گروه‌ها و افرادی هستند که به قول رسانه‌ها امتحان پس داده‌اند اعلام آمادگی کردند. رادیو آلمان در گزارشی از طرح آمریکا برای ایران می گوید: تعدادی از اصلاح طلبان از مدتها پیش به دولت‌های غربی توصیه می کردند که به جای راه حل نظامی بهتر است آنها تلاش کنند سازمان‌های مستقل غیر دولتی و جامعه مدنی را در خود ایران تقویت کنند و شیرین عبادی هم می گوید: غرب باید فعالان حقوق بشر و دموکراسی را در ایران حمایت کند و جوایز بین المللی را به رهبران مقاومت در زندان بدهد تا اهداف آنها برای افکار عمومی روشن شود.

این رادیو می افزاید: وزارت خارجه آمریکا هم قصد دارد همان استراتژی دراز مدت تبلیغاتی را در جنگ سرد با نظام‌های تک حزبی اردوگاه سابق کمونیستی به کار رفت، در مورد ایران پیاده کند. جنگ رسانه‌ای و اینترنتی برای تبلیغ دمکراسی، کمک‌های مالی به اصلاح طلبان و سازمان‌های غیر دولتی مدافع حقوق بشر و اتحادیه‌های کارگری در داخل ایران و تلاش برای جذب دانشجویان و پژوهشگران ایرانی، بخش‌های مهم این استراتژی را تشکیل می دهند. این بودجه همچنین باعث حرکت برخی دیگر از گروه‌های کم تعداد دیگر شده است. (رادیو دویچه آلمان 17 فوریه 2006 )

دراین باره می توان به انعکاس نشست افق‌های دموکراسی در ایران در سنای آمریکا با مشارکت برخی از دانشجویان سابق عضو دفتر تحکیم وحدت که اینک در نقش اپوزیسیون ظاهر می شوند اشاره کرد. این نشست با حضور تعدادی از اعضای کنگره آمریکا برگزار شد. دراین نشست «علی افشاری» و «اکبر عطری»، خواهان حمایت از حرکت‌های آزادیخواهانه در داخل ایران شدند. همچنین سناتورجمهوری خواه «ریک سنتروم» نیز از تقدیم طرح حمایت از دموکراسی در ایران خبر داد. علی افشاری در این جلسه حتی خواستار دخالت شورای امنیت برای برقراری حکومت دموکراتیک مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر در ایران شد.(سایت اینترنتی بی. بی. سی 13/12/84)

همزمان با این بحث‌ها برخی از افراد ضد انقلاب طرح‌های به باور خود ملی را برای آنچه که عبور ایران از بحران خوانده می شود ارائه دادند. از جمله عباس امیرانتظام سخنگوی دولت بازرگان که به جرم جاسوسی مدت‌ها زندانی شده بود درباره طرح خود موسوم به کنگره ملی توضیحاتی ارائه داده است که در پایگاه‌های اینترنتی ضد نظام منعکس شده است. وی ادعا کرد هدف اصلی از طرح مساله کنگره ملی را فراهم کردن فضای مناسب برای بحث و گفتگو در خصوص مسئله مشترک همه ایرانیان یعنی حاکمیت ملی و تمامیت ارضی است. (سایت پیک نت 13/12/84)

بنی صدر رئیس جمهور مخلوع و فراری نیز طرحی 12 ماده‌ای به ادعای او برای نجات ایران ارائه داده است. بخش فکاهه پیشنهاد بنی صدر اعطای ریاست جمهوری به شخص وی و سپردن کلیه اختیارات لشگر و کشور به اوست (سایت ایران امروز12/12/84)

رضا پهلوی نیز طرح برقراری دموکراسی به جای حمله نظامی و چانه زنی را پیشنهاد کرده است که در آن به جای حمله نظامی خواستار حمایت جهانی از مخالفان داخلی و خارجی جمهوری اسلامی شده است. وی که فرزند دیکتاتور ساقط شده ایران است مدعی شد که راه حل دموکراتیک را تنها راه برای عبور ایران از بحران می داند (سایت اخبار امروز 13/12/84 )

همزمان با این مسئله اپوزیسیون داخلی نیز به بحثها درباره دموکراسی و حقوق بشر سرعت داده و از تشکیل کمیته‌ای 7 نفره برای تدوین منشور جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر سخن رانده است. محمد توسلی رئیس دفتر سیاسی گروهک نهضت ازادی دموکراسی و حقوق بشر را نیاز استراتژیک جامعه ایران توصیف کرده است. (میزان نیوز 1/12/84 )

در مجموع بایدگفت که همزمان با طرح مساله کمک آمریکا و ایجاد بخش ویژه برای امور ایران در وزارت خارجه این کشور ضدانقلاب و پایگاه‌های اینترنتی وابسته به آنان هدف جلب کمک‌های آمریکا تلاش کرده‌اند که ضمن معرفی خود به عنوان اپوزیسیون توجه آمریکا را به خود جلب نمایند. اما ایجاد بخش ویژه در وزارت خارجه آمریکا و مدیریت بودجه اختصاص داده شد، ایجاد تغییرات از سوی آن بخش نشان می دهد که آمریکا، ضد انقلاب خارج نشین را جدی نگرفته و به جای اختصاص بودجه به آنان می خواهد، با اختصاص بودجه به وزارت خارجه در جهت اعمال فشار دولتی بر ایران گام بردارد.

اکونومیست: تغییر رژیم ایران هدفی دور از دسترس برای آمریکا است و شکل دادن به یک جریان مخالف واقعی در ایران حتی با کمک مالی آمریکا دشوار خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات