تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۵  ، 
کد خبر : ۳۲۵۴۰

عیار نقد


ناصر بهرامی راد

دولت نهم آیا چنان که مخالفان سر و صدا راه انداخته اند، برخلاف وعده هایش به اقدامات شعاری و هیجانی مشغول است، یا آن که با گام های سریع و محکم در مسیر عمل به وعده و اجرای سیاست های اعلام شده حرکت می کند؟

رسانه های عمومی صبح چهارشنبه فارغ از گرایشات و تعلقات سیاسی، همزبان با مردم و نخبگان در جشن ملی «دستیابی به چرخه کامل و بومی غنی سازی» شرکت کردند. این دستاورد بزرگ و افتخارآمیز بی تردید مرهون عوامل بسیاری است که حمایت گسترده مردم و نخبگان، سیاستگذاری دولت های گذشته و مجاهدت دانشمندان متعهد از آن جمله اند. اما نباید فراموش کرد همین افتخار ملی دو سال قبل قابل دستیابی بود، همانطور که خبرگزاری آسوشیتدپرس 12 آوریل (23 فروردین) اعلام کرد: دانشمندان ایرانی در سال 2004 کارکرد موفق اولین سانتریفیوژ خود را جشن گرفته بودند. این تأخیر دو ساله که در جهان پرشتاب امروز چندان هم قابل چشم پوشی نیست، در اجرای دیپلماسی موسوم به تنش زدایی و به منظور اعتمادسازی نزد بازیگرانی که خود را جامعه بین المللی می خوانند، رخ داد. اما رئیس جمهوری دولت نهم که در زمان تبلیغات انتخاباتی وعده داده بود با ادامه راهبرد اصولی صلح جویی و عدالت طلبی جمهوری اسلامی در صحنه بین المللی، سیاست خارجی خود را بر مبنای دیپلماسی فعال و مقتدر قرار خواهد داد، این عرصه را برای تلاشگران صنعت هسته ای کشور فراهم ساخت که در زمانی کمتر از 2 ماه گام نهایی را برای ورود به تکنولوژی برتر روز بردارند. خبرگزاری فرانسه دستاورد افتخارآفرین کشورمان را یک پیشرفت مهم که از درخواست شورای امنیت برای توقف فعالیت ها تمرد می کند، نامید و اعلام کرد: این به معنای آن است که ایران می تواند بزودی از نقطه بی بازگشت مشهود بگذرد. روزنامه آمریکایی بوستون گلوب هم نوشت: اعلامیه ای که احمدی نژاد خواند نشانگر یک پیشرفت فناوری است که به وضوح از خط قرمز وضع شده مقامات آمریکایی و متحدان اروپایی اش گذشته است.

دستاورد غرورانگیز تکمیل چرخه سوخت در سایه یک دیپلماسی فعال و مقتدر درحالی به دست آمد که چهره ها و رسانه های جریان مخالف دولت نهم از لحظه گزارش پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل ذره ای در وحشت آفرینی میان مردم و متهم ساختن دولت به بحران سازی کوتاهی نکرده اند، و بعید به نظر می رسد قصد توقف این روند را داشته باشند.

اما تلاش دولت اصولگرا در جهت عمل به وعده ها و سیاست های اعلام شده اش -بی آن که قصد مطلق نمایی آن را داشته باشیم- تنها در کسب توفیقات مربوط به فناوری صلح آمیز هسته ای نمود نداشته و زمینه های دیگری را دربر گرفته که متأسفانه هیچ یک از آنها از کارشکنی و حتی خرده گیری های مخالفان بی بهره نماند ه اند. سفرهای استانی هیئت دولت و دستاوردهای آن، از جمله این موارد هستند که برخلاف ادعاهای خویشتندارانه مدعیان -که حتی انتقادهای سازنده و دلسوزانه را هم به آینده حواله می کردند- از نخستین دور نه تنها در معرض هجوم تبلیغاتی قرار گرفت بلکه در عرصه عمل سیاسی هم با آن مقابله شد.

اگرچه برخی از دوستان دلسوز نیز موقعیت شناسی نکردند، به عنوان نمونه درست همزمان با جوسازی ها و جنجال های تحریف گرانه رسانه های جریان سلطه و موضع گیری های عصبی دیپلمات های غربی در برابر پرسش های منطقی رئیس جمهور راجع به افسانه هولوکاست، زمزمه احضار رئیس دولت به مجلس و توضیح دادن درباره سخنانش از سطح محافل خصوصی فراتر رفت و در رسانه های عمومی منتشر شد؛ چیزی که طبعاً در چنان شرایطی از منظر عرف عمومی جز به چوب لای چرخ گذاشتن و تضعیف دولت و رئیس جمهور تعبیر نمی شد.

تلاش مشترک مجلس و دولت اصولگرا برای به انجام رساندن یکی دیگر از وعده های اقتصادی خود -منطقی کردن نرخ سود تسهیلات و سپرده های بانکی- در چند روز گذشته با واکنش تند تبلیغاتی از سوی کسانی مواجه شد که بی توجه به پیشینه عملکرد و نتایج سیاست هایشان مدعی بودند تا آشکار شدن دستاورد سیاست های اقتصادی و معیشتی دولت صبر خواهند کرد و آن گاه به انتقاد سازنده رو خواهند آورد.

همین طیف در اوایل کار دولت نهم، به بهانه رکود بورس تهران، بشدت به اصولگرایان تاختند و آن را نتیجه «شعارهای تندروانه» معرفی کردند. در مسیر این تبلیغات منفی هم ادعاهای غیرواقعی نظیر رونق گرفتن بورس امارات و مهاجرت سرمایه های ایرانی به آن سو مطرح شد و هم یک تصمیم اداری معمولی همچون تعویض مدیرعامل چند بانک دولتی تا حد از کار انداختن چرخ های اقتصاد کشور، مورد بزرگ نمایی قرار گرفت. البته مدعیان انتقاد سازنده و دلسوزانه، نه بعد از آشکار شدن نتایج مدیریت موفق بر بحران بورس تهران و فراتر رفتن شاخص های آن از رقم 85، و نه پس از اعلام رسمی ورشکستگی بورس امارات، نخواستند حتی در اندازه خبرهای معمولی اقتصادی به این مقولات پوشش بدهند.

طیفی که به هر نوع انتقاد از عملکرد دولت مورد علاقه خود انگ کارشکنی، جفا و حتی ایجاد بحران های متعدد برای آن می زدند، کارشان به جایی رسید که خرده گیری از دولت نهم در موضوعاتی مثل سوانح عادی و حوادث طبیعی را هم ناشی از عملکرد آن معرفی می کردند و فی المثل اگر به دلیل بدی شرایط آب و هوایی تأخیری در پرواز یک هواپیمای مسافربری پیش می آمد، در سطحی وسیع به آن می پرداختند.

به رغم آن که فلان نماینده محترم جناح اقلیت نقدپذیری دولت اصولگرا را امری غیرواقعی ذکر کرده، دلیل این همه بی تابی برای صاحبنظران روشن است. خویشتنداری رئیس جمهور و دولت اصولگرا در برابر رفتارهای غیرمنصفانه و تلاش در جهت حفظ مسیر کلی سیاست های اعلام شده دولت نظیر اشتغال، توزیع عادلانه ثروت، تقویت واقعی بخش خصوصی و توجه به مناطق و اقشار محروم، دیگران را خواسته یا ناخواسته در معرض پرسش افکار عمومی قرار می دهد که: پس چنین عملکردهایی واقعاً شدنی بود؟!

این قلم بر آن نیست که دولت و جریان اصولگرا از هر نقص و قصوری بری است. دولت نهم هم در معرض آفات و آسیب هایی در ساختار و کارکردش قرار دارد که حتماً می بایست در بوته نقد دوستداران و منتقدانش قرار گیرد، اما: نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات