تاریخ انتشار : ۱۱ خرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۰  ، 
کد خبر : ۳۲۵۵۸
گزارشی از سخنرانی علیرضا علوی‌تبار در انجمن جامعه‌شناسی ایران

دفاع مدرن از سنت


سمیه خواجوندی

سومین نشست انجمن جامعه‌شناسی ایران در زمینهء مدرنیته، در دانشکدهء علوم اجتماعی با سخنرانی علیرضا علوی‌تبار در موضوع نوسازی برون‌زا برگزار شد.

در ابتدا حمیدرضا جلایی‌پور مسوول برگزاری این نشست‌ها دو سؤال را مطرح کرد و خواست علوی‌تبار از برداشت خود دربارهء مدرنیته و ارزیابی آن از تجربهء معاصر ایران بگوید.

علوی‌تبار در ابتدای جلسه گفت‌‌‌ که شاید بهتر باشد به جای پرداختن مستقیم به این سؤالات با تعریفی از مفاهیم به این سؤالات نزدیک شویم.

مفهومی که در مورد ایران می‌توان به آن اشاره کرد، نوسازی برون‌زاست که بخشی از مدرنیتهء ایرانی را می‌توان به این وسیله توضیح داد.

نوسازی برون‌زا حاصل تعامل دو عنصر اصلی در ایران است. یکی سرمشق نوسازی کلاسیک است که چارچوب و زاویهء دید در ایران را مشخص می‌‌کند و به نوعی مربوط به مدرن شدن و مدرن نشدن است و دیگری نوسازی توسط حکومت‌های اقتدارگرا و کمابیش تحت‌الحمایه است.

وی در ادامه گفت: «طی سال‌های اخیر بخشی از روشنفکران ایرانی درصدد تجدید حیات و بازگشت به این سرمشق در ایران هستند که به نظر من این مساله قابل توجه است.»

علوی‌تبار ویژگی‌های سرمشق نوسازی را این گونه مطرح کرد:

«1- تقابل سنت و تجدد: چرا که سنت نفی تجدد و تجدد نفی سنت است.

2- تکامل‌گرایی: به همان مفهومی که در علوم زیستی داشته‌ایم و باعث الهاماتی در علوم اجتماعی شده است. در این دیدگاه جوامع یک مسیر مشخص خطی دارند که شامل حرکتی غیرقابل برگشت است.

3- مترادف گرفتن مفهوم مدرن شدن با اروپایی و آمریکایی شدن آن: به این معنا که به طور ضمنی مدرن شدن برابر با اروپایی و آمریکایی شدن گرفته شده است و هیچ راهی جز این وجود ندارد و باید عواقب آن را پذیرفت.

4- جست‌وجو کردن مدرنیته در ریشه و درون جوامع: در بررسی ریشه‌ها دو عنصر قابل تاکید است; یکی عنصرهای فرهنگی و دیگری نهادهای اجتماعی. یعنی مدرن شدن و مدرن نشدن را باید در همین دو عنصر جست‌وجو کرد.

5- ویژگی روش‌شناختی: طرفداران نظریهء نوسازی به دنبال نوعی قواعد کلی هستند که بتوان تحول را در تمام جوامع توضیح داد و آن را تحت پوشش قرار داد. از طرفی باید بین تعمیم‌پذیری و جهان روایی تمایز قایل شد. تعمیم‌پذیری به این معناست که اگر پیش‌شرط و شرط، تحقق یابد انتظار می‌رود که نتیجه نیز تحقق یابد، در مقابل جهان روایی به تحقق پیشرفت توجه ندارد و جوامع را همسان دیده و بدون توجه به پیش‌شرط‌ها حکم می‌کند.

6- باور به تک‌خطی بودن مدرنیته: اعتقاد به این که برای مدرن شدن باید بهترین راه که تنهاترین راه هم هست، طی شود. این همان تک‌گویی گفتن مدرن است که جای گفت‌وگو با مدرنیته را گرفته است.»

مقتضای سرمایه‌داری نه مدرنیته

علوی‌تبار پذیرش تک‌گویی را همان وارد گفت‌وگو نشدن و در نتیجه تبدیل به شنونده‌هایی منفعل در نهادها، ارزش‌ها و اندیشه‌های مدرنیته شدن می‌داند. وی معتقد است، این مسأله در مقطعی توسط روشنفکران و یا سیاستمدارانی که بازوی نظریه‌پردازان‌اند، پذیرفته شده است.

سخنران جلسه در ادامه اظهار داشت: «آنچه در غرب تحقق یافته‌، تنها حاصل مدرنیته نیست، بلکه حاصل نظام‌های خاص اقتصادی، تاریخی و جغرافیای ویژه است و اکثر این مسایل بیش از آن که مقتضیات مدرنیته باشد، مقتضیات نظام سرمایه‌داری است و نمی‌توان سرمایه‌داری را تنها برون داد و نتیجهء عقل مدرن دانست.»‌

علوی‌تبار اضافه کرد:«کشورهایی که تحت الحمایگی را تجربه کرده و اقتدارگرا بوده‌اند به نوعی شامل تعریف سلطه می‌شوند. از نظر وی این مساله در کشورهایی مثل ایران‌ ترکیه، مصر و الجزایر صادق است.»

بنیادگرایی، مساله‌ای بود که علوی‌تبار آن را از نتایج نگرش برون‌زا به مدرنیته می‌داند. از نظر او‌ «بنیادگرایی به معنای واقعی کلمه واکنش جامعه‌ای است که تحت یک نوسازی برون‌زا قرار گرفته است. در کشورهایی که جریانات بنیادگرایی قوی وجود دارد، ردپای نوسازی برون‌زا دیده می‌شود. حتی در برخی از ادبیات قبل از انقلاب نیز مفهوم نوسازی برون‌زا دیده می‌شود مانند آثار جلال آل‌احمد و حتی دکتر شریعتی که کمابیش خصوصیات نوسازی برون‌زا را مطرح می‌کند.

به عبارتی انقلاب ایران حاصل بنیادگرایی نبوده، درواقع واکنشی به نوسازی برون‌زا بوده است. امروز کمابیش دیده می‌شود که سرمشق کلاسیک، نه استحکام، نه اعتبار تجربی و نه کارآیی خط‌مشی‌های برخاسته از این چارچوب را داراست به همین دلیل طرفداران سرمشق نوسازی به دنبال تجدید حیات و حفظ عناصر آن هستند.‌حکومت‌های اقتدارگرای تحت الحمایه به این نتیجه رسیدند که می‌توان نوسازی را وارد کرد و هیچ تمایزی بین ریشه‌ها و میوه‌های مدرنیته قایل نشد.» علوی‌تبار در تفکیک بین ریشه‌ها و میوه‌های مدرنیته به این نکته اشاره کرد که «در تفکیک فلسفی، ریشهء مدرنیته در پیدایش تعریف تازه‌ای از عقل و تلاش برای حاکم کردن این عقل در اندیشه و عمل فردی و اجتماعی است. این همان عقل مدرن و یا عقل خود بنیاد نقاد است که مرجعی بیرون از خود را قبول نداشته و همه چیز را نقد می‌کند و این تعریف را در برابر عقل سنتی قرار می‌دهد که مواردی چون تجربه، گذشته، سنت، مذهب و... را می‌پذیرد و کارکرد اصلی‌اش فهم بوده است.»

وی افزود:«با گذشت زمان عقل سنتی در سطح فردی و اجتماعی جای خود را به عقل مدرن داده است که این همان ریشه پدیده‌ای به نام مدرنیته است که محصولاتی مانند نهادهای مدرن تکنولوژی جدید، حقوق و ارزش‌های مدرن داشته است.

این عقل مدرن در کشورهای غربی شروع به بالیدن کرد و نتایج خود را ایجاد کرد اما در موارد تحقق نوسازی برون‌زا همچنین بالندگی هیچ‌گاه آغاز نشد و با دم‌دست‌ترین محصولات همانند آرایش خیابان‌ها، ماشین‌ها و ... مدرنتیه تجربه شد.»

علوی تبار با مطرح کردن این بحث که توسعه به معنای افزایش نیروهای اجتماعی برای رفع نیازها و خواسته‌های افراد جامعه است و قرار نیست ما با توسعه به نیازهای دیگران برسیم به تقابل میان سنت و مدرنیته پرداخت.

انواع نهادهای سنتی

از نظر علوی تبار سنت در نگاه نوسازی برون‌زا، انباشت جهل است، جهلی که در طول تاریخ انباشته شده است، اما اگر این‌طور به قضیه نگاه نکرد، می‌توان دید که برخی عناصر نیز در این سنت وجود دارند که زندگی بدون آن‌ها امکان‌پذیر نیست مانند تعهد و راستگویی که با وجود سنتی بودن، زندگی بدون این عناصر شکل نمی‌گیرد.

علوی تبار انواع نهادهای سنتی را این‌گونه تقسیم‌بندی کرد:

«1- نهادهایی که اساسائ زندگی اجتماعی بدون این سنت‌ها غیرقابل تصور است.

2- مسایلی که در موقعیت خاصی شکل گرفته‌اند اما هنوز هم می‌توان از آن‌ها دفاع کرد و به طور موجه به کارشان برد.

3- مشروط به پیش‌شرط‌ها و شرایط خاصی‌اند و نمی‌توان آن‌ها را به همه جوامع تعمیم داد.اما در جایی که شرایط آن باشد، قابل دفاع است.

4- مجموعهء هنجارها و نهادهایی که به اسم منافع عمومی عمل می‌کنند، اما سلطه یک گروه، طبقه، جنس و یا یک قوم‌اند که توجیهی برای این سلطه‌اند.

در نتیجه نباید همهء این عناصر را مانند هم دانست و باید بین عناصر، ارزش‌گذاری کرده و برای برخی اهمیت بیشتری قایل شد.»

از نظر علوی تبار، امروزه عقل مدرن فروتن‌تر شده است. آن عقل اولیهء مدرن که عقلانیت حداکثری بود، اعتباری ندارد و ما هم اکنون باید از یک عقلانیت انتقادی دفاع کنیم.علوی تبار، تاکید کرد:«در عقلانیت حداکثری فقط چیزی درست است که بتوان با عقلانیت مدرن از آن دفاع کرد; اما در مورد عقلانیت‌ انتقادی نیازی به اثبات نیست و این اثبات امکان‌پذیر هم نیست.

معتقدان به عقلانیت تصور می‌کنند عقل قاضی بی‌طرف است، اما چنین عقلی در جهان وجود ندارد، بلکه عقل ما چیزی است که مسایل اجتماعی و شخصیت ما به آن شکل می‌دهد.اکنون عقلانیت و مدرنیتهء فروتن شده در برابر ما قرار دارد و ما در حال گفت‌وگو با آن هستیم.»

وی یاد‌آور شد: «مسیر مدرنیته، حتمائ مسیر غربی شدن نیست و مدرنیته‌ها غیر از غربی شدن نیز ممکن است. اگر نسل امروز به دنبال مدرنیته است، باید توجه بیشتری به ریشه‌های مدرنیته داشته باشد تا میوه‌های آن، به این سبب که مدرنیته لزومائ تک خطی نیست و شکل واحدی ندارد و از طرفی دیگر تقابلی هم میان سنت و مدرنیته وجود ندارد.

باید به این نکته نیز توجه کنیم که هر چیز مدرنی بهتر از هر چیز سنتی نیست. وقتی از سنت صحبت می‌شود، باید دید این نهاد سنتی در چه جایگاهی از سنت قرار دارد.

علاوه بر تمام مسایل مطرح شده، می‌توان به جرات گفت که امکان دفاع از سنت وجود دارد اما روش دفاع از سنت نباید از طریق سنت باشد، بلکه روش دفاع مدرن از سنت باید مدنظر باشد.»

سخنران جلسه با انتقاد از این که‌«اخیرائ در میان برخی روشنفکران کشورمان از زاویهء عقلانیت حداکثری به سنت نگریستن مجددائ رواج یافته است.» در پایان سخنانش بنیادگرایی در ایران را‌ نسبت به سایر کشورها ضعیف‌تر دانست و عامل این اتفاق را روشنفکری دینی ارزیابی کرد که راه بی‌بدیلی در برابر بنیادگرایی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات