دکتر حسین دهشیار
حضور وسیع و همه گیر دانشجویان در کنار دیگر گروه هاى اجتماعى در خیابان هاى فرانسه در مخالفت با لایحه پیشنهادى نخست وزیر درخصوص اشتغال زایى نشانگر دگرگونى بنیادى در فضاى روانى در مهد انقلاب هاى مدرن باید قلمداد شود. مردمى که با انقلاب خود در 1789 مدرنیته را در حوزه هاى مختلف بالاخص سیاست بنیان نهادند با شرکت در تظاهرات گسترده و همگانى خواهان پایبندى به سنت هاى رفاهى عصر دوران ایدئولوژیک هستند. دانشجویان به همراهى دیگر گروه هاى اجتماعى لایحه تقدیمى دولت دومینیک دوویلپن را با تمامى توان و انرژى به چالش گرفتند. این لایحه درصدد بود که به کارفرمایان این اختیار را بدهد که افراد کمتر از بیست وشش سال را در طول دو سال اول استخدام در صورت تمایل بدون هیچ گونه دغدغه قانونى اخراج کنند. این به معناى الغاى سنت فرانسوى تضمین امنیت شغلى بود که کارکنان و کارگران در کشور از آن برخوردار هستند. این براى اولین بار نیست که دانشجویان فرانسوى با ابراز نظرات خود به خیابان ها سرازیر شده اند. جنبش دانشجویى 1968 که اعتبارى فزاینده براى تثبیت موقعیت فرهنگى فرانسه در صحنه جهان پدید آورد ماهیتى به شدت آرمان گرایانه داشت. دانشجویان نزدیک به چهار دهه قبل در فضایى به شدت رمانتیک به خیابان ها آمدند چرا که خواهان تشدید آزادى هاى فرهنگى و مدنى تر کردن ساختار قدرت سیاسى بودند. آنان خواست هاى فردى و دغدغه هاى شخصى و صنفى را در ذهن نداشتند بلکه جامعه اى مطلوب را در فراروى به تصویر مى کشیدند.
دانشجویان در آن روزها و در بطن جنبش دانشجویى خود را میراث دار واقعى آرمان هاى انقلاب1789 متجلى کردند.
اما دور جدید حضور دانشجویان در میادین شهرها و تظاهرات روزانه را باید سمبل مرگ آرمان گرایى روشنفکرانه قلمداد کرد.
دانشجویان فرانسوى در1968با تظاهرات خود که ساختارهاى قدرت را به لرزه درآورد با عملکرد خود نشان دادند که انقلاب را به اصلاحات ترجیح مى دهند. آنان با توسل به اندیشه هاى هربرت مارکوزه که در تقابل با نظرات کارل پوپر بود نهادهاى حاکم را به چالش گرفتند. از دید آنان اصلاحات همانا ارتجاع و انقلاب مترادف با آرمانگرایى و پایبندى به میراث 1789بود. دانشجویان که این روزها همراه اعضاى اتحادیه هاى کارگرى به خیابان ها روى آوردند درصدد نشان دادن انتخاب خود از بین اصلاح یا انقلاب نبودند. اینان نه تنها انقلاب را نفى کردند بلکه دغدغه اصلاحات را نیز نداشتند. خواست هاى جنبش دانشجویى که نماد تظاهرات فرانسه در رسانه هاى گروهى شده به شدت منفعت محور و غیرآرمانى است. اینان خواهان حفظ وضع موجود بودند. دانشجویان تظاهر کننده مى خواستند که دولت همچنان قوانین حاکم در خصوص رابطه کارگر و کارفرما را حفظ کند و الگوهاى متداول اقتصادى را پاس بدارد. برخلاف دانشجویان تظاهر کننده در 1968که با اقدامات خود نشان دادند که به آرمان هاى انقلاب 1789 وفادار باقى مانده اند، دانشجویان تظاهر کننده در آغازین ماه هاى2006آرمان ها را فداى دغدغه هاى مادى خود کردند.
ارزش هایى که تظاهر کنندگان آن را طلب مى کردند بر خلاف اواخر دهه شصت هیچ گونه سنخیتى با ارزش هاى نماد سمبلیک آنان کارل مارکس نداشت. دانشجویان امروزى با مطرح کردن خواست هاى خود نشان داده اند که احترام وسیعى براى آدام اسمیت قائل هستند که خودمحورى را مبناى رفتارهاى افراد قلمداد ساخت. ارزش هاى انقلابى و آرمان خواهانه در فرانسه به پایان رسیده اند و تظاهر کنندگان با خواست هایى که مطرح کرده اند آن را متبلور ساخته اند. دغدغه اصلى آنان منافع شخصى و آینده شغلى است. خواهان چیزى هستند که والدین آنها امروزه دارا هستند. برخلاف دانشجویان تظاهر کننده دهه هاى گذشته اینها درصدد متحول ساختن فضاى زندگى اجتماعى و سیاسى نیستند. دانشجویانى که به لحاظ حیات ذهنى مى بایستى خود را وام دار انقلاب1789 بدانند به تخریب ارزش هاى مترقیانه آن در بستر تلاش براى حفظ وضع موجود و موقعیت اقتصادى خود دست زده اند.