اشاره:‌

بحث مذاکرات سه‌جانبه ایران، آمریکا و عراق در خصوص مسائل عراق، واکنش‌های متعددی را چه در داخل و چه در خارج کشور در پی داشته است به هر حال نفس درخواست مذاکره از سوی آمریکایی‌ها این واقعیت را روشن می‌کند که ایران مهمترین و قدرتمندترین کشور در منطقه و هژمون منطقه‌‌ای است. عده‌ای معتقدند که این مذاکرات ابزاری برای خورج آمریکایی‌ها از باتلاق عراق خواهد بود و عده‌ای آن را فرصتی مناسب برای حل مسائل دو طرف می‌دانند. در گفتگو با دکتر حشمت‌الله فلاحت‌پیشه عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به بررسی این موضوع پرداخته‌ایم .

"> راهبرد ما مذاکره با آمریکاست‌
تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۴  ، 
کد خبر : ۳۲۶۲۴
گفتگو با دکتر حشمت‌الله فلاحت‌پیشه عضو کمیسیون امنیت ملى و سیاست خارجى مجلس شوراى اسلامی

راهبرد ما مذاکره با آمریکاست‌

اشاره:‌

بحث مذاکرات سه‌جانبه ایران، آمریکا و عراق در خصوص مسائل عراق، واکنش‌های متعددی را چه در داخل و چه در خارج کشور در پی داشته است به هر حال نفس درخواست مذاکره از سوی آمریکایی‌ها این واقعیت را روشن می‌کند که ایران مهمترین و قدرتمندترین کشور در منطقه و هژمون منطقه‌‌ای است. عده‌ای معتقدند که این مذاکرات ابزاری برای خورج آمریکایی‌ها از باتلاق عراق خواهد بود و عده‌ای آن را فرصتی مناسب برای حل مسائل دو طرف می‌دانند. در گفتگو با دکتر حشمت‌الله فلاحت‌پیشه عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی به بررسی این موضوع پرداخته‌ایم .


*پس از آنکه جمهورى اسلامی ‌اعلام کرد که درخواست رسمی‌ آمریکا مبنى بر مذاکره در خصوص مسائل عراق را پذیرفته عده‌اى این تصور را داشتند که مذاکرات به معناى برقرارى روابط بین دو کشور است نظر شما در این باره چیست؟

**ما باید دو بحث رابطه و مذاکره را از یکدیگر تفکیک کنیم. آنچه که از سوى ایران مطرح شده بحث رابطه نیست، ما به هیچ عنوان رابطه‌اى با آمریکا نداریم اما مذاکره‌اى بین ایران و آمریکا مطرح است که باحضور نماینده عراق بر سرمسائل عراق با یکدیگر گفتگو خواهند کرد و به طور مشخص درباره وظایف آمریکایى‌ها در عراق که باید طبق کنوانسیون ژنو به وظایف خود در قبال عراق عمل کنند بحث خواهد شد. لذا مذاکره‌اى وجود دارد اما در یک قالب مشخص که منجر به برقرارى رابطه نمى‌شود. حتى ممکن است به تنش‌زدایى در خصوص مسائل دو کشور هم منجر نشود بلکه صرفا در قبال مسائل عراق بحث خواهد شد. هدف جمهورى اسلامی ‌از این نشست سه جانبه حل مشکلات عراق است و نه مشکلات آمریکا در عراق.

*چندى پیش شنیده شد که در مجلس عده‌اى به دنبال جمع‌آورى امضا و طرح موضوع تشکیل پارلمان دوستى ایران و آمریکا هستند. با توجه به نوع روابط بین ایران و آمریکا تشکیل پارلمان دوستى تا چه اندازه قابل تحقق است؟

**عده قلیلى از نمایندگان به دنبال مطرح کردن این موضوع بودند. این نمایندگان اطلاع چندانى از این قضیه و واقعیت موضوع نداشتند. دولت ما هیچ گونه رابطه‌اى با دولت آمریکا ندارد، که بخواهیم پارلمان دوستى را‌ه‌اندازى کنیم، زیرا سفراى دو کشور نقش عمده‌اى در راه‌اندازى گروه‌هاى دوستى دارند این در حالى است که ما اصلا نماینده‌اى در آمریکا نداریم. در ثانى مجلس نمایندگان آمریکا رویکرد خصمانه‌اى نسبت به ملت و دولت ایران دارد. آنها هر ساله مبالغ هنگفتى را علیه جمهورى اسلامی ‌ایران تصویب مى‌کنند. این روند از اواسط 1990 میلادى سیر صعودى داشته است که امسال به 109 میلیون دلار رسیده است. آیا یک چنین مجلسى مى‌تواند تبدیل به یکى از مجالس دوست ایران بشود. لذا جمع‌آورى امضا از روى ناآگاهى بود و پس از آنکه ماهیت موضوع براى آنها توضیح داده شد عده زیادى از این عده کم امضاى خود را پس گرفتند. معدودى از افراد طراحان این موضوع نگرش جناحى به موضوع داشتند اما باید گفت سیاست خارجى ما نسبت به آمریکا یک بحث جناحى نیست. سران دو جناح اکثریت و اقلیت نسبت به این موضوع موضع گرفتند. اطمینان داریم با بلوغ سیاسى گروه‌ها و جناح‌هاى سیاسى داخل کشور، از تاکتیک‌هاى مختلف در راستاى تقویت اصول و راهبردهاى جمهورى اسلامی ‌استفاده خواهد شد.

به نظر این مذاکرات تا چه اندازه مى‌تواند بر روابط دو کشور تاثیرگذار باشد و آیا اساسا منفعتى براى کشور ما در بر خواهد داشت؟

با توجه به تابو بودن 27 ساله موضوع مذاکره با آمریکا، در این برهه چند نکته اصلى باید مورد توجه قرار گیرد. اکنون آمریکا عمده‌ترین عامل بحران ساز در سیاست خارجى ماست و ایران نیز حلقه مفقوده تدابیر خاورمیانه‌اى آمریکا به حساب مى‌آید. به نتیجه رسیدن دو دولت براى حل بخشى از اختلافات از طریق مذاکره، از تنش بیشتر در روابط جلوگیرى خواهد کرد. تاریخ نشان مى‌دهد که بیست و چند کشور دنیا از تقابل یا تعامل واسطه‌اى میان آمریکا و ایران سود مى‌برند. برخى از این کشور‌ها از عوامل رشد تصاعدى بحران میان دو طرف هستند. بنابراین رس‌‌می‌شدن و بى‌واسطه شدن مذاکره از دیگر مزایاى چنین مسئله‌اى است.

*بسیارى از کارشناسان معتقدند که تجربه مذاکره با آمریکا در خصوص تحولات افغانستان تجربه خوبى نبود و ما نتوانستیم از آن بهره کافى ببریم. علت این موضوع چه بود؟ ما در موضوع عراق چه نکاتى را باید رعایت کنیم تا تجربه افغانستان تکرار نشود؟

**در افغانستان یک سرى مذاکرات محدود میان ایران وآمریکا صورت گرفت. طبیعى است اتفاقى که در اطراف ما روى مى‌دهد نیاز است که در سطح کارشناسى مذاکراتى صورت بگیرد. من اصل قضیه را مطلوب مى‌دانم. به هر حال ایران باید براى دفاع از واقعیت حضور خود در کشورهاى بحران زده منطقه‌با بازیگران منطقه وارد مذاکره شود در غیر این صورت ما شاهد خواهیم بود که بحران متصاعد خواهد شد وبعضا ممکن است اتهاماتى علیه ایران مطرح شود. لذا من معتقدم که اصل قضیه خوب است. در خصوص موضوع افغانستان مسئله در سطح کلان مطرح شد. بلافاصله بعد از این مذاکرات دیدیم که بوش ایران را به عنوان محور شرارت معرفى کرد. اینکه گفته مى‌شود آن مذاکرات مثبت نبوده به همین دلیل است. آمریکایى‌ها بعد از اینکه استفاده تاکتیکى خود را از قضیه بردند، همان راهبرد خصمانه خود را در پیش گرفتند. ما باید بین دو مقوله راهبرد و تاکتیک تفکیک قائل شویم. در راهبرد ما چیزى تحت عنوان مذاکره با آمریکا وجود ندارد. ولى در تاکتیک مى‌شود مذاکراتى را با آنها انجام داد که این مذاکره هم بر اساس حفظ اصول راهبردى نظام است. انتظار ما این است که اگر مذاکره به تقویت راهبرد ما کمک مى‌کند مى‌توان به صورت تاکتیکى مذاکره را انجام داد.

*با توجه به تجربه‌اى که ما در افغانستان از مذاکره با آمریکایى‌ها داریم، آیا پذیرش مذاکره دوباره در خصوص عراق قابل قبول هست یا نیست؟

**من این مذاکرات را مثبت مى‌دانم. ما به درخواست مردم عراق وارد مذاکره شده‌ایم و رسما هم اعلام کرده‌ایم که با هدف یادآورى وظیفه و نقش اشغالگران حضور خواهیم یافت. به نظر من این نوع مذاکره قابل دفاع است. اما از آنجا که هنوز رفتارهاى ضدایرانى آمریکا ادامه دارد و حتى این قدرت به گونه‌اى توهین‌آمیز واقعیت ایران را به رسمیت نمى‌شناسد نباید در ازاى منافع کم از اصول خود عدول کنیم ومذاکره براى ما بایستى به مثابه تاکتیک باشد و نه راهبرد. آمریکا درصدد است تا از تاکتیک مذاکره استفاده راهبردى کند. این اولین پذیرش مذاکره از موضع ضعف از طرف قدرت مهاجم در خاورمیانه است، بنابراین شرایط کنونى مى‌تواند به عنوان شاخصى براى اثبات ماهیت قدرت ایران در منطقه مورد استفاده قرار گیرد. هدف ایران باید حل مشکلات عراق باشد و نه مشکلات آمریکا، موضوع مذاکره دستور کارى غیر از عراق ندارد، چرا که امن شدن عراق علاوه بر آثار انسانى آن، دستاوردهاى سیاسی، اقتصادى و فرهنگى‌ کلانى براى ایران خواهد داشت.

*عده‌اى از کارشناسان این موضوع را مطرح مى‌کنند که در نشست 7 خرداد علاوه بر موضوع عراق مى‌بایست موضوعات دیگرى نیز مورد بحث و بررسى قرار گیرد. نظر شما در این خصوص چیست؟

**اگر قرار است تعامل دیگرى با آمریکا صورت بگیرد،‌ مقدمات رفتارى آن از طرف ایالات متحده فراهم نشده است. به هر حال بازگشت پرونده هسته‌اى ایران از شوراى امنیت،‌ آزادى دیپلمات‌هاى ربوده شده ایرانى در عراق و لغو تحریم‌هاى 27 ساله ایران، خواسته‌هاى غیرقابل عدول طرف ایرانى است که تداوم هر گونه مذاکره‌اى مستلزم تغییر نگرش و رفتار آمریکا در این زمینه‌هاست. موضوع مذاکره با آمریکا همچون مسائل دیگر سیاست خارجى نیازمند یک نگرش فراجناحى است. بر اساس تجربیات تاریخی، آمریکایى‌ها فارغ از حاکمیت هر گرایش بر دولت ایران، سعى داشته‌اند تا مذاکره را از موضع ضعف بر ما تحمیل نمایند و امیدوار بودند که موجبات این ضعف از داخل ایران بروز نماید.

*اخیرا از سوى جمهورى اسلامی ‌ایران به منظور برقرارى رابطه با کشور مصر اعلام آمادگى شده است که از زبان رئیس‌جمهور در سفر خود به کشور امارات و عمان رسما مطرح شد. اما مصرى‌ها براى گشایش باب روابط پیش‌شرطى را مبنى بر حذف نام خالد ‌اسلامبولى از خیابان‌هاى تهران مطرح کرده‌اند. این‌گونه رفتار مصرى‌ها را در قبال جمهورى اسلامی ‌ایران چطور ارزیابى مى‌کنید؟

**به نظر من این سخنان بهانه و نوعى فرافکنى موضوع است. این اعلام آمادگى که رسما از سوى رئیس‌جمهور در سفر به امارات مطرح شد موضع‌گیرى پخته و به جایى بود چون در حال حاضر فشار‌ها از سوى مردم مصر براى برقرارى رابطه با ایران افزایش یافته است. ملت مصر از جمله مترقى‌ترین ملل مسلمان هستند. مصر به لحاظ توسعه علمی، فناورى و تاریخى و فرهنگى از جمله مترقى‌ترین ملل مسلمان هستند و در مورد مسائل مختلف دنیا داراى ایده مى‌باشند. مطمئنا با این سوال مواجه شده‌اند که چرا دولت مصر با ایران هیچ رابطه‌اى برقرار نمى‌کند و چرا همواره مقامات سیاسى مصر به بهانه‌هاى مختلف برقرارى رابطه را به تعویق مى‌اندازند. موضع‌گیرى اخیر رئیس‌جمهور در این خصوص نشان داد که از سوى ایران منعى براى برقرارى رابطه با مصر وجود ندارد، اما وزیر امور خارجه مصر در اقدا‌‌می ‌انفعالى عنوان کرد که براى از سرگیرى روابط ایران باید نام و تصویر خالد اسلامبولى را حذف کند. نامگذارى خیابانى به نام خالد‌اسلامبولى در ایران امر طبیعى است و نمى‌تواند مانعى براى ایجاد روابط بین دو کشور باشد. لذا به نظر من سخنان وزیر امور خارجه مصر، بهانه‌ و نوعى فرافکنى موضوع است. دولت مصر از جمله دولت‌هایى بود که بیشترین موضع منفى را در برابر انقلاب‌اسلامی ‌اتخاذ کرد با این وجود مسئولان کشورمان این مسئله را قابل اغماض داشتند. به نظر من پس از سخنان آقاى احمدى‌نژاد مبنى بر آمادگى ایران براى برپایى سفارت در قاهره فشارها از سوى مردم مصر بر دولت بیشتر خواهد شد. با توجه به شرایط کنونى جهان اسلام ایجاد رابطه میان ایران و مصر امرى ضرورى است. سخن ما با مقامات مصرى این است که به جاى طرح چنین بهانه‌هایى راهکار‌هاى رسیدن به یک رابطه عادى را بررسى کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات