حسین کبریایىزاده
صدا،دوربین، حرکت؛
دو جسم نیمسوخته و نیمهجان، آویزان از پلى بر فراز از شهر سوخته که با وزش باد به این سو و آن سو مىرود.
کات.
شما مجله نقد فیلم را که در حال توصیف سکانس ابتدایى فیلمى هالیوودى است را مطالعه نمىکنید هرچند این حادثه کم از فیلمهاى هالیوودى ندارد. مخصوصا که محصول یک شرکت آمریکایى نیز است ولى فیلم نیست بلکه فلاش بکى است به واقعیتى تراژیک مربوط به سال 2004 در فلوجه و این واقعه منجر به محاصره چند روزه این شهر بحران زده شد. در آن زمان ذهن بیشتر تحلیلگران مسائل عراق معطوف به تقبیح این عمل غیرانسانى بود. کمتر ناظر سیاسى به ماهیت غیردولتى این نظامیان شرحهشرحه شده توجه داشتند. حال با گذشت 3 سال از این ماجرا دیگر بار یونیفورم پوشانى غیروابسته به ارتش آمریکا در پى بمبگذارى در مسیر حرکت یک کاروان دیپلماتیک آمریکا در غرب بغداد مردم را به گلوله بستند که در نتیجه آن دستکم 11 غیرنظامی کشته و 13 نفر مجروح شدند تا بار دیگر این شرکت رمزآلود را در کانون توجهات رسانهها و محافل خبرى دنیا قرار دادند.
در این آوردگاه سعى بر این است از ماهیت پشت پرده شرکت بلک واتر پرده برداشته و از اغراض و اهداف بانیان این شرکت نظامی خصوصى آگاه شویم.
جرمی اسکاهیل از محققان حوزه روابط بینالملل، که درباره شرکتهاى خصوصى نظامی تحقیقات فراوان کرده است، با گردآورى اسناد و مدارک مربوطه شرکت خصوصى نظامی را اولین بار برخاسته از نظریه دونالد رامسفلد وزیر دفاع سابق آمریکا در 10 سپتامبر سال 2001 یعنى دقیقا یک روز قبل از حادثه 11 سپتامبر مىداند که در جلسهاى محرمانه با حضور مقامات ارشد پنتاگون کاخ سفید مطرح گردید. در این جلسه افراد مورد اعتماد رامسفلد براى راهاندازى این پروژه برگزیده مىشوند؛ مسئولیت این شرکت در بدو تشکیل حمایت از دیپلماتهاى آمریکایى بود ولى به بهانه یارى رساندن به نظامیان این کشور حوزه فعالیت آن توسعه یافت و در نهایت این طرح شوم توجیه عملیاتى مىشود. آغاز به کار این شرکت مخوف با قرارداد 300 میلیون دلارى با وزارت خارجه آمریکا به سال 2003 بر مىگردد، از آنجایى که منافع مقامات ارشد کاخ سفید اقتضا مىکرد، این پیمانکار نظامی محافظت از پل برمر، حاکم موقت عراق بدون شرکت در هیچ مناقصهاى را عهدهدار شد. گرچه در حکمی که از سوى "پل برمر" حاکم غیرنظامی عراق پس از اشغال، در 28 ژوئن سال 2004 میلادى مبنى بر مصونیت قضائى کارمندان این شرکت یا بهتر بگوییم سربازان مزدور ماموریتهاى این تشکیلات تقریبا حالت رسمی پیدا کرد. البته از دید مقامات کاخ سفید؛ ولى هنوز هم با گذشت سه سال هیچ پایگاه رسمی و منزلت سازمانى مشخص براى این افراد در خاک عراق تعریف نشده است.
بوش در گزارش سالیانه عنوان کرد که به نیروهاى بیشترى در عراق نیاز دارد. رئیسجمهور از کنگره خواست تا اجازه افزایش 92 هزار نیروى ذخیره را طى 5 سال آینده بدهد. نیروى ذخیره مورد اشاره بوش را همان سربازانى تشکیل مىدهند که به ازاى دریافت دلار جان مردم را مىگیرند. او با اشاره به کارایى این نیروها در بازسازى ماشین جنگى آمریکا ادعا کرد: چنین نیروهایى درست مانند نیروهاى ذخیره ارتش ما عمل خواهند کرد. استخدام این نیروهاى غیرنظامی که داراى مهارتهاى قابل توجهى هستند کار نیروهاى مسلح را آسان خواهد کرد و آنها در صورت لزوم ماموریتهایى را هم در خارج از کشور انجام خواهند داد. بوش به همه این مطالب اشاره کرد اما نگفت که روزگارى بسیار نزدیک این ارتش غیرملى که با هدایت سرمایهداران آمریکایى دست به عملیات نظامی مىزند جاى ارتش آمریکا را مىگیرند. بوش اشاره به این مطلب نکرد که در دوره بعدى ریاست جمهورى آمریکا این رئیسجمهور نیست که بر ارتش حکم مىراند بلکه سرمایهدارانى همچون پرینس هستند که زمام ماشین جنگى این کشور را به دست مىگیرند. هماکنون نیز پیمانکاران خصوصى از لحاظ تعداد، دومین نیرو را در عراق تشکیل مىدهند. طبق آخرین شمارش حدود صد هزار پیمانکار در عراق هستند که 48 هزار نفر آنها به عنوان سربازان غیردولتى عمل مىکنند. طبق گزارش اداره محاسبات دولتی، این سربازان تقریبا بدون نظارت یا محدودیت قانونى عمل کردهاند. بسیارى از این پیمانکاران روزانه حدود هزار دلار حقوق مىگیرند؛ خیلى بیشتر از سربازان تمام وقت و شاید هم بیشتر از وزیر دفاع ایالات متحده. از این هم مهمتر اینکه این نیروها به دلیل اینکه جزء نیروهاى نظامی این کشور نیستند در آمار کشتهشدگان و تلفات جنگى نیز محاسبه نمىشوند و بنابراین افکار عمومی را سادهتر از قبل مىتوان به بازى گرفت.
پیشنهاد رئیسجمهور در مورد ذخیره نیروهاى غیرنظامی تنها نظر خودش نبود. این پیشنهاد دو سال پیش بهوسیله اریک پرینس مطرح شد که یک محافظهکار مولتى میلیونر مالک بلک واتریو اساى است ارائه گردید. پرینس 38 ساله که یکى از سرمایهداران جوان آمریکایى محسوب مىشود، پیش از این در نیروى دریایى آمریکا خدمت کرده است و هم اکنون به عنوان حامی اصلى احزاب راستگراى مسیحى و حزب جمهوریخواه مشهور است. براساس مدارک ارائه شده "اسکاهیل" پرینس در سال 1995 پروژه ارتش مزدور را در 27 سالگى بعد از مرگ پدرش و رسیدن به ارثیهاى بیش از یک میلیارد دلار آغاز کرد. او سالهاى سال بعد از پایان خدمتش در نیروى دریایى رویاى فرماندهى کردن را با خود داشت و در پى آن بوده است که مزدورانى را آماده کند و به عنوان نیروهاى نظامی با ماشین جنگى ایالات متحده مورد معامله قرار دهد.
این سربازان شاغل در عراق از هر ملیتى از آمریکایى گرفته تا اسرائیلى و حتى سربازان بعثى حکومت سابق عراق را با 300 تا 600 دلار مواجب در روز ـ مبلغى که هیچ مرد و زنى در سازمانهاى نظامی آمریکا هم دریافت نمىکند ـ به مانند گانگسترهاى فیلمهاىهالیوودى براى کشتن استخدام مىشوند؛ این افراد وظیفه دارند در راستاى منافع روساى سرمایهدار خود بدون هیچگونه تاملى انسانهاى بىگناه را به جوخه آتش بسپارند. در اوایل 2005 اریک پرینس که از حامیان مالى رئیسجمهور و متحدانش است؛ فکر تشکیل این مجموعه گانگسترى را براى تکمیل ارتش رسمی ارائه داد. پرینس اظهار مىدارد که نگرانى زیادى در مورد افزایش تعداد سربازان ارتش وجود دارد. "مسئولان مىخواهند 30 هزار نفر به نیروها اضافه کنند و درباره هزینه آن که بالغ بر 6/3 تا 4 میلیارد دلار مىشود بحث و گفتگو دارند. با احتساب من این کار براى هر نفر 135 هزار دلار براى دولت هزینه بر مىدارد. در حالى که ما آن را خیلى ارزانتر تمام خواهیم کرد."
امروز ارتباطهاى بلک واتر محدود به آژانسهاى نظامی نمىشود بلکه ردههاى بالاى کاخ سفید را از طریق رشوههاى میلیونى به خدمت خود گماردهاند و با دارا بودن بزرگترین پایگاه نظامی خصوصى در جهان و ناوگانى شامل 20 هواپیما و 20 هزار سرباز آماده به خدمت، به عنوان گارد ویژه نخبگان چشمان زیادى را به خود خیره کردهاند به طورى که در حفظ امنیت مسئولان از عراق و افغانستان گرفته تا ماموریتهاى امنیت داخلى مثل خیابانهاى ویران شده بر اثر توفان نیواورلئان و کاترینا، بلک واتر همچون چاقوى همه کاره ایفاى نقش مىکند.
این شرکت حوزه عمل آن در بدو شکلگیرى فقط به حفاظت از دیپلماتها و مقامات عالىرتبه آمریکایى محدود مىشد. در حال حاضر به گزارش واشنگتن پست به طور روزافزونى در حال درگیر شدن در عملیاتهاى نظامی در عراق، مبارزه با شبهنظامیان، تحمل حملات دشمن و دادن صدها تلفات هستند که اکثر اوقات مخفى نگه داشته شدهاند.
به نقل از خبرگزارى فرانسه، در گزارش واشنگتن پست با استناد به مقامات ناشناس آمریکایى و عراقى و نمایندگان شرکتهاى امنیتى خصوصى آمده است: در حالى که ارتش آمریکا تعداد سربازان خود در بغداد را افزایش داده، شرکتهاى امنیتى خصوصى با میلیاردها دلار بودجه تامین شده از سوى ارتش و وزارت امور خارجه آمریکا به همین میزان درگیر عملیاتهاى نظامی در عراق شدهاند. در این گزارش آمده است: این شرکتها نیروى انسانی، تسلیحات گرانقیمت و عملیاتها و حملات خود را به دو برابر افزایش دادهاند. این در حالى است که مقامات شرکت اذعان به محدود بودن فعالیت شرکت به اموردفاعى دارند در صورتى که استار اند استریپ که یک نشریه نظامی آمریکایى است از زبان خبرنگار واشنگتن پست از دستورالعمل مخفى پنتاگون در کشتار افراد مظنون در عراق پرده برداشت. بر پایه گزارش این روزنامه مدارکى جدید به دست آمده است، دال بر این که ماموران پنتاگون سربازان آمریکایى را تشویق کردهاند با انداختن اشیایى همچون بمبهاى پلاستیکى و نظایر آن براى کسانى که مظنون به کشتن سربازان آمریکایى هستند، دام گسترده و هنگامیکه این افراد اقدام به برداشتن این اشیا مىکنند، آنها را هدف گلولههاى خود قراردهند. این مدارک جدید هنگام محاکمه 3 سرباز تک تیرانداز که متهم به کشتن عراقىها هستند به دست آمده. کاپیتان "ماتئو پىدی" فرمانده یک دسته از این تک تیراندازان مىگوید ما این اشیا را سر راه قرار مىدادیم قاعدتا کسى جز آنانى که مىخواهند از تسلیحات استفاده کنند، سراغ این جور وسایل نمىروند. بنابراین به محض اینکه کسى براى برداشتن آنها خم مىشود، او را هدف گلوله قرار مىدهیم. سربازانى که تحت این بازجویىها قرار گرفتهاند نیز گفتهاند که حدود 12 نفر از این برنامه و طرح جدید خبر داشتند. هنوز عمق این خشونت سازمان یافته به دلیل ممانعت مقامات کاخ سفید مشخص نشده.
ضمن آنکه هنوز بررسىکنندگان این پرونده به اطلاعات دقیقى در مورد اینکه تاکنون چند عراقى به این شکل جان سپردهاند، دست پیدا نکردهاند. اما این گروه از تک تیراندازها مىگویند همواره از طرف فرماندهان ارشد خود تحت فشار بودهاند. یکى از این سربازان مىگوید: "ما کارى را انجام مىدادیم که از ما مىخواستند. بالاخره این هم راهى بود براى شناسایى آدمهایى که نیت بدى در سر دارند." گویا این سرباز با خود نیندیشیده که یک کودک به جز کنجکاوى چه نیت بدى مىتواند در سر بپروراند که با گلوله باید تنبیه شود.
در سال 2004 مقامات تشکیلات موقت اداره عراق با صدور مصوبهاى به کارمندان غیرعراقى شرکتهاى امنیتى و حفاظتى در این کشور مصونیت از تعقیب قضائى توسط مراجع عراقى اعطا کردند. بدون توجه به این نکته که با این اقدام عملا حاکمیت عراق به صورت آشکارا نقض مىشود سربازان مزدور نیز با توسل به این فوق امتیاز به دور از هرگونه دغدغه خاطرى از بازخواست نسبت به قلع و قمع مردم بىپناه عراق کوتاهى نمىکنند. در حالى که فعالیت قانونى شرکتهاى امنیتى در عراق مستلزم دریافت مجوز لازم از وزارت کشور است و اعضاى رسمی ارتش اگر جرمی مرتکب شوند، براساس اصول و قوانین نظامی در 64 دادگاه نظامی موجود در عراق تحت تعقیب کیفرى قرار مىگیرند. ولى براى این سربازان سرمایهاى هیچ دادگاهى وجود ندارد. با وجود اینکه دهها هزار و شاید هم صدها هزار سرباز قراردادى از مارس 2003 زمان آغاز به کار آن به عراق وارد و یا از آن خارج شدهاند، فقط 2 نفر از آنها با تعقیب قانونى روبرو شدهاند. سرتیپ کارل هورست از لشکر پیاده در یک مقطع زمانى کوتاه دو ماهه 12 مورد تیراندازى این افراد به غیرنظامیان را گزارش و اثبات کرد که رفتار خودسرانه آنان به مرگ 6 نفر و زخمی شدن 3 نفر انجامیده است. این گزارش تنها مربوط به 2 ماه از فعالیت آنها مىباشد. همین چند مورد هم براساس قانون غیرمشروع مصوب تشکیلات اداره موقت عراق قابل پیگیرى نبود.
با توجه به جمیع جهات به نظر مىرسد ایالات متحده که در جنگى فرساینده و خفیف در عرصه جهانى با "تروریسم" درگیر است، ضمن آمادهسازى نیروهاى نظامىاش براى درگیرىهاى بزرگ نمىتواند با عقبنشینى کامل از نقاط استراتژیک کماهمیتتر سرکردگى خود را ضعیف نماید. از آنجایى هم که این کشور در جنگ با عامل خیالى خود در اکثر موارد تنها بوده است سعى کرده در راستاى انجام برخى وظایف و تامین منافع سرمایهداران و جلب نظر آنان به منظور سبک کردن بار نیروهاى ارتش و کم نمودن قدرت فرسایندگى این نوع جنگها بعضى از این ماموریتها را به شرکتهاى خصوصى واگذار مىگردد و به نوعى حداقل در عرصه داخلى به مشروعیتى جزیى دست یابد.
تا قبل از افشاى اسناد مربوط به بلک واتر تصور همگان بر این بود که سرمایهداران دستهاى پنهان ماجراجویى و جنگافروزى آمریکا محسوب مىشوند و دست بالا با لابىگرى در رسیدن به مطامع خویش کوشش مىکنند. حال آن که این کشور با خصوصىسازى خشونت گام در مسیر کاملا ناشناخته براى دنیاى معاصر گذاشته و به طور مستقیم هدایت آتش جنگ را در دستان مشتى سرمایهدار منفعتطلب قرار داده است. از آنجایى که این شرکتها فقط به افزایش سود سهامداران خود مىاندیشد در صورتى که اشغال این کشور همچنان ادامه یابد و برنامه زمانبندى شفافى از طرف آمریکایىها براى خروج از عراق ارائه نگردد، افق روشنى براى آینده این کشور جنگزده قابل تصور نیست. در برهه حساس کنونى مردم عراق و زمامداران این کشور باید به دور از هرگونه فرقهگرایى که حربه کهنه استعمار در دستیازى به ثروت و سرمایههاى دیگر کشورها مىباشد دست در دست هم نهند تا بیرون راندن اشغالگران از پاى ننشینند.
واضح است هرگونه سهلانگارى و کجفهمی این مقوله سالها این کشور را به مانند کشورهاى جهان سوم در قرن نوزدهم و بیستم از قافله توسعه اقتصادی، سیاسى و فرهنگى عقب نگه مىدارد.