پرونده نشست سازش آناپولیس در حالی به بایگانی دیگر طرحهای شکست خورده آمریکا و صهیونیستها برای به سازش کشاندن فلسطینیها میپیوندد که هم آمریکا، هم اسراییل و هم کسانی که ادعا کردند به نمایندگی از ملت فلسطین در این نشست حضور یافتند به خوبی آگاهند آنچه که آمریکا و اسراییل را وادار به مذاکره میکند، تنها «مقاومت فلسطین» است.
این واقعیت انکارناپذیر و در عین حال دردناک برای صهیونیستها در جایجای سخنان ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی در نمایش «آناپولیس» به خوبی نمایان بود.
اولمرت در بخشهایی از سخنانش به صراحت گفت که شلیک راکتهای «قسام» به صورت ادامه دار زندگی هزاران نفر از ساکنان جنوب اسراییل (سرزمینهای اشغالی فلسطین) به ویژه شهرک «سدیروت» را مختل کرده است و این موضوع قابل چشم پوشی نیست.
نخست وزیر رژیم صهیونیستی افزود: ما آمادهایم تا سازش دردناک همراه با خطر داشته باشیم تا آرزوهای ما برآورده شود.
وی افزود: میخواهم به شما بگویم که از اعماق قلب متوجه رنج دایمیکه اسراییل متحمل شده هستم، به خاطر تاریخ ما به خاطر جنگها، به خاطر تروریسم و نفرتی که نسبت به ما بوده است.
اولمرت ادامه میدهد: دو سال گذشته برای همه ما مشکل بوده، سختی کاهش نداشته، فرزندان اسیر ما توسط سازمانهای تروریستی زندانی شده اند (اشاره به اسارت سه نظامی اسراییلی به دست مقاومت فلسطینی و لبنانی)، منتظر روزی هستم که «گلعاد، الداد و اودی» (سه نظامیاسیر اسراییلی) به خانوادههایشان بازگردند.
بررسی دیگر بخشهای سخنان نخستوزیر رژیم صهیونیستی در نشست آناپولیس این واقعیت را نشان میدهد که اگر آنان امروز حاضر به مذاکرات فریبکارانه شده و آمریکا را واسطه و سازمانهای بینالمللی و دیگر کشورها را شاهد قرار داده اند تنها به دلیل مقاومت جانانهای است که متنهای منطقه به ویژه فلسطینیان و لبنانیها از خود نشان دادهاند.
اگر امروز افرادی که خود را نماینده مردم فلسطین میدانند و به خود اجازه میدهند در این نشستهای ننگین حضور یابند و طرفهای آمریکایی و اسراییلی میزبان آنان شوند تنها و تنها به خاطر تاثیرات مقاومت مبارزان فلسطینی، جان فشانی هزاران شهید و استقامت هزاران اسیری است که هم اکنون در زندانهای اسراییل شکنجههای صهیونیستها را تحمل میکنند.
نمایندگان واقعی ملت فلسطین به خوبی میدانند که دشمن خصم تنها با ایستادگی در برابر آن قابل شکست و امتیاز دادن است و اگر نبود این مقاومت و ایستادگی، صهیونیستها نه تنها غزه را رها نمیکردند بلکه علاوه بر آن، تمامی زمینهای فلسطینیها را نیز غصب کرده و آنان را وادار به خارج شدن از سرزمینهای نیاکان خود میکردند.
اساسا راه اصلی مقابله با تجاوز، تجاوزگری و متجاوز روشی غیر از مبارزه و ایستادگی نیست و اگر متجاوز، پیرو «منطق» بود، هیچگاه متوسل به تجاوز نمیشد لذا این، اصلی پذیرفته شده است که در برابر هر متجاوزی باید ایستاد تا آثار تجاوز دفع و رفع شود، غیر از این، دستکم منجر به تثبیت مواضع متجاوز در مناطق مورد یورش قرار گرفته خواهد شد.
به خاطر همین واقعیت است که رهبران مقاومت فلسطینی بارها تاکید کردهاند که شلیک موشکهای مقاومت فلسطینی به شهرکهای صهیونیستنشین تا پایان تجاوزگریهای رژیم صهیونیستی ادامه خواهد یافت و آنچه ملت و گروههای فلسطینی انجام میدهند، چیزی جز واکنش به تجاوزها و دفاع از خویش نیست و نباید ملت فلسطین را برای دفاع از خویش سرزنش کرد.
آنان خواسته منطقی مطرح کرده و میگویند شلیک موشکها از سوی مبارزان فلسطینی بخشی از ابزارهای دفاعی است و اگر مجامع بینالمللی از ملت فلسطین میخواهند، پرتاب موشک را متوقف کند، باید همزمان خواستار توقف تجاوزگریهای اسراییل نیز باشند.
اما متأسفانه با وجود اعتراف صهیونیستها و آمریکاییها به شکست در برابر مقاومت فلسطینیها، این جوهره اصلی تهدید اسراییل در داخل جامعه فلسطین مورد بیمهری قرار گرفته است.
ایجاد و تداوم درگیریهای داخلی فلسطینیها (بطور عمده بین دو گروه فتح و حماس) باعث شده تا درخت تنومند «مقاومت» آسیب ببیند و اسراییل و آمریکا با توطئه چینی و عملیات تفرقه آمیز به این زخم تازه عمق دهند و از درد و رنج ناشی از آن برای رسیدن به اهداف خود سوءاستفاده کنند.
اینک صهیونیستها خیالشان دست کم از بخشی از فلسطینیها راحت است و در نتیجه، تمام نیروهای خود را برای مقابله با بخش مقاوم فلسطین متمرکز خواهد کرد تا رگههای ایستادگی در این سرزمین را خشک کند.
اگر امروز صهیونیستها ناچار شدهاند نشستهایی مانند آناپولیس را برای دستیابی به توافقی با فلسطینیها برگزار کنند، با ادامه درگیریهای داخلی در فلسطین شاید بعدها نیازی به این نشستها هم نبینند و بر حملات خود به مناطق مقاومت بیافزایند تا به اهداف شوم خود نایل آیند.