مهدى عراقى
ایالات متحده مرکز اصلى یهودیان در جهان است. لابى یهودى در آمریکا نه تنها در حیات سیاسى و اقتصادى بلکه بر بخشهاى تبلیغاتى، سینمایى و کلا فرهنگى آمریکا نیز نفوذ کردهاند. به رسمیت شناخته شدن اورشلیم به عنوان پایتخت دولت اسراییل از سوى کنگره آمریکا یکى از دلایل نفوذ لابى یهودى در فرآیند و دستگاه سیاستگذارى و تصمیمگیرى آمریکا است. هم اکنون اسراییل با دریافت کمک سالانه ۳ میلیارد دلار در صدر فهرست کشورهایى قرار دارد که بیشترین کمکهاى مالى را از آمریکا دریافت میکند. نفوذ لابىهاى صهیونیستى در درون ساختار سیاسى آمریکا باعث شده است سیاست خارجى این کشور در انتخاب میان منابع ملى آمریکا و منافع اسراییل دچار سرگشتگى شود و همین مساله خود باعث دل نگرانى و اعتراض متحدین عرب آمریکا شده به طورى که چالش عجیبى را بین اعراب و آمریکا سبب شده است.
ایالات متحده که اسراییل را حامی استراتژیک خود میداند، بهاى گزافى براى حمایت از این کشور پرداخت کرده است. نفرت مردم خاورمیانه از ایالات متحده، اقدامات اعتراض آمیز متعدد، خیزش فرهیختگان غرب و شرق علیه واشنگتن و … تنها بخشى از بهاى گزافى است که حمایت از اسراییل بر کاخ سفید تحمیل میکند. دامنه فعالیتهاى صهیونیستى آنچنان گسترده است که برخى از متفکران شرقى، آمریکا را حیاط خلوت اسراییل میدانند. لابىها در ساختار قدرت آمریکا، نقش و تاثیرگذارى آنها برسیاستهاى اقتصادى، سیاسى و نظامی واشنگتن، متوجه تاثیرپذیرى شگرف سیاستگذاران واشنگتن از این سازمانهاى صهیونیستى خواهیم شد. در آخرین آمار منتشر شده تعداد سازمانهاى یهودى آمریکایى به ۳۴۸ مورد بالغ میشود. به این تعداد باید کنیسهها را نیز افزود. مراکز عبادى یهودیان آمریکا، امروزه به عنوان موسسات اجتماعى مدرن نه فقط مرکزى براى عبادات به شمار میروند، بلکه برنامههاى متنوع و متعددى را براى یهودیان ارایه کرده و هر یک به فراخور توان، سعى میکنند از نقطه نظر اجتماعى، فرهنگى و حتى بعضا سیاست به فعالیت در راستاى اهداف کلان بپردازند. از دیگر سازمانها میتوان به مواردى چون مراکز مخصوص جوانان، آژانسهاى ارتباطى، موسسات خیریه، لژهاى برادرى و … اشاره کرد. در جامعه یهودیان آمریکا ضرب المثلى وجود دارد که گذشته از طنز موجود در آن میتواند نشاندهنده نوعى نگرش عام یهودیان به این سازمانها باشد، یهودى بودن یعنى عضویت در یک سازمان یهودى. رئوس فعالیتهاى تبلیغاتى این سازمانها را میتوان در موارد زیر دانست:
۱ـ دفاع از تصمیمات دولت اسراییل و تلاش براى توجیه آن در افکار عمومى
۲ـ دعوت از شخصیتهاى سیاسى و تلاش براى موجه جلوه دادن حکومت اسراییل با استفاده از انعکاس این اخبار
۳ـ دعوت مکرر از رهبران اسراییلى براى بازدید از موسسات و سازمانهاى مختلف آمریکایى و مانور وسیع تبلیغاتى
۴ـ تلاش براى متحدسازى جامعه یهود ساکن آمریکا با برپایى تظاهرات و راهپیمایىهاى متعدد
۵ـ انعکاس وسیع اخبار در مورد فعالیتهاى خیریه سازمانهاى صهیونیستى و تلاش براى کسب اعتبار براى دولت اسراییل در سایه این اقدامات
فعالیتهاى تخریبى این سازمانها را نیز میتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
۱ـ تاکید بیش از حد بر نقش حیاتى نفت در اقتصاد جهان به ویژه آمریکا
۲ـ تاکید به نقش کشورهاى عرب صادرکننده نفت در کنترل بهاى نفت
۳ـ تاکید بر نقش دلارهاى نفتى اعراب در حمایت از مبارزان فلسطینى
۴ـ ایجاد احساس خصومت میان اعراب و آمریکا با تاکید بر اختلافات مذهبى
۵ ـ تاکید بیش از حد بر ضربات ناشى از بالا رفتن قیمت نفت بر اقتصاد آمریکا و ایجاد توهم توطئه علیه دولت آمریکا
۶ـ تروریست جلوه دادن مبارزان فلسطینى
۷ـ تشبیه گروههاى مبارز فلسطینى به گروههاى تروریستى و تاکید بر خطرات وجود چنین گروههایى بر صلح جهانى
۸ـ ایجاد ارتباط عاطفى میان شهروندان یهودى و آمریکایىالاصل و اسراییلى و مرتبط دانستن مبارزه سازمانهاى فلسطینى با نظامیان اسراییلى و مبارزه با مردم آمریکا
۹ـ تاکید بر عدم تمایل اعراب به مذاکره و متجاوز و خشن جلوه دادن اعراب
نکته جالب در این است که برخى از متفکران آزاداندیش آمریکایى نیز بارها نسبت به نفوذ لابىهاى صهیونیستى اظهار نگرانى کرده و معتقدند نیروهاى طرفدار اسراییل با اعمال قدرت خود، عملا باعث شدهاند ایالات متحده برخلاف موازین اخلاقى که خود را اساسا پایبند به آن میداند و حتى برخلاف منافع اقتصادى ـ سیاسى خود به حمایت نامحدود خود از دولت اسراییل ادامه میدهد. دولتهاى ایالات متحده نیز با توجه به استراتژى کلى کشور که بر حمایت از اسراییل استوار بوده است، عملا دست لابىهاى صهیونیست را براى پیگیرى خواستههاى خود کاملا باز گذاشتهاند و عملا هیچ مخالفت جدى با گسترش نفود این گروهها در ساختار سیاست خود نشان ندادهاند. از سوى دیگر احزاب ایالات متحده نیز به صورت مستقیم از مواهب حضور سازمانهاى یهودى در ساختار قدرت این کشور برخوردارند.
وجود لابىهاى قدرتمند سیاسى اسراییل در ایالات متحده باعث شده است این سازمانها توجه چندانى به حضور نمایندگان خود در کنگره و یا سناى آمریکا نداشته و در عوض تمامی تلاشهاى خود را معطوف به تاثیرگذارى بر افراد انتخاب شده نمایند در حقیقت لابىهاى صهیونیستى در این کشور، همواره ترجیح میدهند از حضور در مقابل عامه مردم خوددارى کرده و مقاصد سیاسى خود را از پس پردهها دنبال کنند. اما قسمت عمده فعالیت لابىهاى صهیونیستى معطوف به خارج از کنگره و در سطح جامعه است.
به طورى که مبارزه با لابى اعراب در دهه ۱۹۹۰ توجه محافل یهودى را به خود معطوف کرده بود. احساس همدردى شدید در میان دانش آموختگان لیبرالها، دانشجویان و عامه مردم نسبت به مردم فلسطین و همزمان افزایش آگاهى مردم از اقدامات اسراییل علیه فلسطینیان از جمله مسایلى بود که لابىهاى یهودى را شدیدا تحت فشار قرار داده بود. بر این اساس کمیته امور عمومی آمریکایى ـ اسراییلى به عنوان یکى از لابىهاى یهود براى مبارزه با این احساس همدردى که باعث قدرتگیرى لابى اعراب میشد، تصمیم گرفت از همان حربه قدیمی استفاده کند. به همین دلیل تبلیغات وسیعى در مورد فساد اخلاقى و مالى رهبران عرب صورت گرفت و صلاحیت آنان براى رهبرى بر کشور خود به شدت زیر سوال رفت.
اهداف خاص لابىهاى یهود
به طور کلى لابىهاى صهیونیستى در آمریکا پیگیر اهداف ذیل هستند:
۱ـ تجزیه کشورهاى اسلامى: لابى افراطى صهیونیستى به منظور تقویت جایگاه اسراییل در منطقه به دنبال تقسیم و تجزیه کشورهاى اسلامی و عربى است تا بدین وسیله با ایجاد کشورهاى کوچک و ایجاد تفرقه و دشمنى میان این کشورها، موقعیت خود را به عنوان قدرت برتر و بلامنازع در صحنه خاورمیانه تثبیت کند.
۲ـ اسراییل قطب منطقه: لابى افراطى یهودى به دنبال این است که با هدایت استراتژى آمریکا در منطقه، حداکثر حمایت اقتصادى، سیاسى، نظامی و مالى را از اسراییل به عمل آورد و ضمن تضعیف دیگر کشورهاى منطقه، اسراییل را به قطب سیاسى، اقتصادى و نظامی منطقه تبدیل کند.
۳ـ جنگهاى زنجیرهاى: این لابى که به طور عمده در وزارت دفاع و شوراى امنیت ملى این کشور نفوذ کردهاند، به دنبال استراتژى زنجیرهاى هستند.
بدین معنى که دولت آمریکا را تشویق و ترغیب میکنند که یک سلسله از جنگهاى بدون وقفه را علیه کشورهاى مخالف اسراییل در منطقه خاورمیانه انجام دهد و در این راه، هیچ نوع وقفه و توقیفى صورت نگیرد. لابى افراطى یهودى از این موضع نگران است که در صورت بروز وقفه در اقدامات نظامی آمریکا در منطقه شرایط داخلى آمریکا و صحنه بینالمللى به گونهاى تغییر کند که دولتمردان آمریکایى تمایل خود را براى ادامه این جنگها از دست بدهند.
۴ـ روابط آمریکا با کشورهاى اسلامى: این لابى با استفاده از روشها و وسایل مختلف درصدد تخریب روابط آمریکا با کشورهاى عربى و اسلامی است و در این راه نه تنها به دنبال تشدید دشمنى آمریکا با کشورهایى همچون ایران و سوریه است، بلکه در جهت تخریب روابط سنتى آمریکا با کشورهایى همچون عربستان و مصر تلاش میکند.