ایراس: هرچند گرجیان را با روسها از دیر باز چندان سر سازگارى نبوده و حسى عمیق و تاریخى از سوءتفاهم بین دو ملت، بر مناسبات دو کشور سایه انداخته است، اما روند تنش بین دو کشور گرجستان و روسیه، چند سالى است که سیرى صعودى را میپیماید. روندى که با اتهام پرتاب موشک توسط جنگندههاى روسى به خاک گرجستان، وارد مرحله تازهاى شده است. دور جدید تنش در مناسبات گرجستان و روسیه را میتوان در سرفصلهاى زیر یادآور گشت:
1ـ انقلاب مخملى
رویداد سال ۲۰۰۳ گرجستان و به حکومت رسیدن میخاییل ساکاشویلى جوان و جویاى نام در روندى ویژه و تحولى آرام و بدون خونریزى، آن هم در منطقهاى که با خاطرهاى طولانى از اقتدارگرایى و خشونت زیسته بود، پدیده سالیان اخیر آسیاى مرکزى و قفقاز است. به گزارش ایراس تیم حاکمیت برخاسته از انقلاب مخملى، با رویکردى غرب گرایانه یا حداقل روس گریزانه، تحکیم مناسبات گرجستان با پیمانها، معاهدات و مواضع اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا را سرلوحه کار خود قرار داد و طى دوران تقریبا چهار ساله حکومت خود، مرزهاى نوینى در شکستن تابوهاى پدرخوانده همیشگى منطقه (روسیه) تعریف کرد. اینک روسها در چند قدمی خود، پیمان ناتو را میبینند که گام به گام پیش میآید و حیاط خلوت ابرقدرت دیروز را هدف گرفته است. همگامی ویژه ساکاشویلى با سیاستهاى آمریکایىها که گاهى فراتر از توان و ظرفیتهاى این کشور کوچک قفقاز جنوبى است (و نمونه آن را در گسیل ۲۰۰۰ سرباز حافظ صلح به عراق شاهد بودیم) زنگ خطر را بیش از پیش براى روسها به صدا در آورده است. «شکایت از که کنم، خانگى است غمازم» زبان حال امروز روسها در گلایه از گرجیان است...
2ـ مناطق جدایىطلب گرجستان
گرجستان از فرداى استقلال خود پس از فروپاشى شوروى، با گرایشات شدید جدایىطلبانه در آبخازیا و اوستیاى جنوبى مواجه بوده است. دو منطقهاى که امروزه عملا خود را به عنوان قلمروهایى مستقل و کاملا منفک از حوزه حاکمیتى گرجستان محسوب میکنند. بحران آبخازیا و اوستیاى جنوبى، هم تمامیت ارضى گرجستان را هدف گرفته است و هم با پدید آوردن خیل وسیعى از مهاجرین و راندهشدگان، مصائب اجتماعى دامنهدارى را در این کشور دامن زده است. ساکاشویلى از آغاز به قدرت رسیدن، با تاکید بر حفظ تمامیت ارضى کشور، حل این دو معضل و تجدید حاکمیت گرجستان بر آنها را از اولویتهاى خود قرار داد. نقش موثر و آشکار روسیه در تداوم و دامن زدن به این تمایلات جدایىطلبانه از یکسو و اراده تفلیس بر حل این مناقشات و انضمام رسمی دو منطقه متمرد و سرکش به قلمرو خود از سوى دیگر، بعدى دیگر از ابعاد دامنهدار تنش بین مسکو و تفلیس است.
3ـ هماوردى روسیه ـ ایالات متحده
گرجىها از ۲۰۰۳ به این سو، عملا در اردوگاه رقیب مسکو واقع شده اند و با بالاترین حد از همدلى و موافقت، سعى در جلب حداکثر اعتماد غربیان را دارند. ساکاشویلى با صراحت خاص خود بارها بر این موضوع پافشرده است و هدف برخى مواضع و اقدامات ظاهرا شگفت دولت خود را کسب اعتماد بیش از پیش غربیان دانسته است. موج جدید تنش در مناسبات روسیه و گرجستان مطمئنا بىتاثیر از روند رو به تزاید سوء تفاهم بین روسیه و آمریکا و تقابل منافع این دو در عرصههاى بینالمللى و منطقهاى نیست.
4ـ گاز و انرژى
آن هنگام که در روزهاى سرد زمستان،۲۰۰۶ روسها گاز را بر روى گرجیان بستند و سوز سرما را بر تن مردمان این کشور، تا مغز استخوانشان نشاندند، همگان بیش از پیش از نقشآفرینى عنصر جدیدى در مناسبات روسیه با جهان و همسایگانش آگاه شدند.
روسها، سرمست از ذخایر بىمانند انرژى خود و با علم بر نیاز حیاتى جهان صنعتى امروز به نفت و گاز، بازى بزرگ انرژى در جهان را وارد فاز جدیدى ساختند.
5 ـ بحران پاییز ۲۰۰۶
سپتامبر سال،۲۰۰۶ دستگیرى چند افسر امنیتى روس به جرم جاسوسى در قلمرو گرجستان، سطح تنش دو کشور روسیه و گرجستان را به بالاترین میزان خود در سالهاى اخیر رساند. این اقدام متهورانه گرجىها که به فراخوانى سفراى دو کشور، قطع مناسبات گمرکى، اخراج کارگران گرجى شاغل در روسیه و اعمال تضییقات بسیار علیه گرجىتباران ساکن روسیه انجامید، چنان وسعتى یافت که حتى در مقطعى شائبه درگیرى نظامی دو کشور را نیز به ذهنها متبادر ساخت. بحران پاییز ۲۰۰۶ به هر نحوى که بود پایان یافت، سفرا به محل ماموریت خود بازگشتند و اظهارات مسالمت جویانه طرفین از شدت و حدت ماجرا کاست ولى این واقعه چنان در ذهن طرفین رسوب کرد که برطرف ساختن آن با عطف به سوابق تاریخى و رویدادهاى بعدى به سهولت و سادگى امکانپذیر نیست.
6ـ پایگاههاى نظامی روسیه در گرجستان
اختلاف مسکو و تفلیس بر سر پایگاههاى نظامی این کشور در گرجستان قدمتى بیش از انقلاب مخملى دارد و حتى در زمانه شواردنادزه نیز زمزمه برچیدن این پایگاهها، هر از گاه از سوى مقامات گرجى بر میخاسته است. رهبران جدید گرجستان که آشکارا رویکرد و سیاستى روسستیزانه دارند از اوان به قدرت رسیدن، تسریع در تخلیه این پایگاهها را خواستار شدند و نهایتا در بهار ۲۰۰۷ موفق به راندن نیروهاى نظامی روسیه و تخلیه کامل پایگاه نظامی مسکو در آخالکلاکى شدند.
تنش و سوءتفاهم بین دو کشور هر بار در شکل و نمودى نوین رخ مینمایاند و «هر روز به رنگى بت عیار در آید» اما آنچه آشکارا به چشمها میآید جدایى همیشگى تفلیس از اردوگاه مسکو و پیوستن آن به خیمه رقیب است.