گاردین در گزارشی خبری به بررسی ابعاد انتشار گزارش اخیر اطلاعاتی آمریکا درباره برنامه هستهای ایران پرداخت و نوشت: کارهای یک کارشناس اطلاعاتی نه چندان معروف به نام «توماس فینگار»، محوریت اصلی را در تحقیقات آمریکا در رابطه با برنامه موردظن تسلیحات هستهای ایران داشته است.
به گزارش فردا، او مؤلف اصلی گزارش اطلاعاتی منتشر شده بود که این گونه نتیجهگیری کرده که ایران، برخلاف ادعاهای پیشین آمریکا، چهار سال پیش برنامه خود را متوقف کرده است و پس از آن، اقدام به راهاندازی دوباره آن نکرده است.
او تقریباً به تنهایی با گزارش خود، هر گونه عملیات نظامیآمریکا علیه ایران را متوقف کرده است.
گزارش او نشانگر لحظه تعیینکنندهای در مجادلات میان نومحافظهکاران (نئوکانهای) آمریکایی و متخصصان سیاست خارجی و اطلاعاتی واشنگتن ـ میان ایدئولوگها و پراگماتیستها (عمل گرایان) ـ است و پیروزی غیرمنتظرهای برای افراد مخالف با نقشههای نئوکانها برای حمله نظامی به بار آورده است.
برآورد سرویسهای اطلاعاتی آمریکا (NIE) که بیانگر نظرات 16 سرویس مختلف اطلاعاتی آمریکاست، یکی از سختترین هفتهها را برای پرزیدنت جورج بوش از زمان به قدرت رسیدن در ژانویه سال 2001 رقم زده است.
«فلینت لورت»، تحلیلگر پیشین CIA و مشاور پیشین شورای امنیت ملی در دولت بوش میگوید که فینگار و یکی از همکاران او در تألیف این گزارش، «فان ون دیپن»، مأمور اطلاعاتی ملی در زمینه سلاحهای کشتار جمعی، مخالف جنگ عراق بودند. او اضافه میکند: هر دوی آنها معتقد بودند که اطلاعات موجود در آستانه شروع جنگ عراق مورد سوءاستفاده قرار گرفته است.
فینگار، ون دیپن و «کنث بریل»، سفیر پیشین آمریکا در آژانس بینالمللی انرژی اتمی(IAEA)، این توانایی را داشتند آنچه به عنوان یک ارزیابی بیطرفانه در نظر داشتند، منتشر کنند؛ به دلیل این که افراد دارای پستهای مهم در دولت بوش تغییر پیدا کرده بودند.
«پل وولفوویتز»، «جان بولتون»، «داگلاس فیث» و «دونالد رامسفلد» جای خود را به مخالفان جنگ با ایران، از جمله «رابرت گیتس»، وزیر دفاع و سرپرست پیشین CIA و «کاندولیزا رایس»، وزیر امور خارجه داده بودند. تنها معاون رئیسجمهور، «دیک چنی»، طرفدار حمله نظامی به ایران در جای خود باقی ماند.
«اون مک اسکیل» در ادامه نوشته است: «جوزف سیرینسیونه»، نویسنده کتاب «ترس از بمب؛ تاریخچه و آینده سلاحهای هستهای» از این گزارش استقبال کرده و میگوید: اتفاقی که میافتد این است که بار دیگر سیاست خارجی به دست افراد بالغ میافتد. ما شاهد فروپاشی عقاید بوش در زمان حاضر هستیم. نومحافظهکاران فریاد برآوردهاند، زیرا میدانند در حال از دست دادن نفوذ خود هستند.
این گزارش فاجعهای برای سیاست بوش در مقابل ایران به شمار میرود و قانع ساختن روسیه و چین به پشتیبانی از تحریمهای سختگیرانهتر علیه ایران را برای آمریکا بسیار دشوارتر کرده است.
بوش و چنی ممکن است برای جلوگیری از انتشار این گزارش تلاشهایی کرده باشند، اما از نفوذ این خبر به بیرون و متهم شدن به پنهانکاری و تحریف اطلاعات واهمه داشتهاند. فریاد نئوکانها در اولین ساعتهای پس از انتشار این گزارش برآمد.
«جان بولتون» که هنوز هم موضعی نزدیک به چنی دارد، در شبکه CNN حضور پیدا کرد و به انتقاد از گردآورندگان گزارش بدون نام بردن از آنها پرداخت.
وال استریت جورنال که سرمقالههای آن به طور کامل با برنامههای نئوکانها هماهنگی دارد، روز بعد از انتشار گزارش، نسبت به مقامات تهیهکننده آن و نتیجهگیریهای آنها اظهار تردید کرد و از قول یک منبع اطلاعاتی، فینگار، ون دیپن و بریل را مقاماتی مشهور به مخالفت متعصبانه با بوش اعلام کرد.
از سوی دیگر، «وینسنت کانیسترارو»، فرمانده پیشین مبارزه با تروریسم در سازمان «سیا»، اعلام کرد که بوش به منظور توجیه استفاده از گزینه نظامی، در حال لفاظی علیه ایران است.
او میافزاید: مجموعهای از طرحهای احتیاطی (contingency plans) وجود داشت که در یک سال و نیم گذشته به روز شده بود و هدف آنها، حملههای هوایی برای تخریب برنامه هستهای ایران تا حد ممکن بود. آیا امکان تخریب 100 درصدی تأسیسات هستهای زیرزمینی وجود دارد؟ خیر، ممکن نیست. آیا آنها میتوانند تا 10 سال دیگر دوباره به آن دست پیدا کنند؟ بله.